مقالات و پایان نامه ها

اصول عدالت سازماني

اصول عدالت سازماني

اصل انصاف[1] : يعني آنچه که افراد از سازمان دريافت مي کنند بايد با ميزان مشارکت آنان متناسب باشد. اگرچه اصل مساوات ممکن است در بيان ساده بنظر برسد؛ اما موقع عملي کردن به اندازه اي که حدس زده مي شود، آسان نخواهد بود.

اصل ادراک[2] : ادراک افراد از عدالت هاي اعمال شده  را مد نظر دارد. اين مهم است که اين اصل از طريق گفتار و کردار براي همه بيان کند که رويه هاي منصفانه دنبال مي شود. در تجزيه و تحليل نهايي ، ادراک عمومي از عدالت ،عدالت را تشکيل خواهد داد.  “عدالت در چشم نظاره گر است”.

اصل نظردهي[3]: مشارکت در تصميم گيري ، انصاف و عدالت را ارتقاء مي بخشد.

اصل عدالت بين فردي[4]: رفتار پراحساس، موقرانه و محترمانه ، قضاوت عدالت را ارتقاء مي بخشد. هيچکس اخبار بد را دوست ندارد؛ اما اگر اطلاعات کافي داده شود و محترمانه برخوردشود، احساسي از رفتار منصفانه را انتقال مي دهد.

اصل ثبات[5]: رفتار باثبات رهبر يکي از شرايط لازم براي پذيرش انصاف زيردستان است. ثبات در رفتار براي ايجاد احساسي از عدالت کافي نيست. رفتارهاي ثابت اشتباه ، مستبدانه و سياسي موجب القاءاطمينان و اعتماد يا پذيرش بي طرفي اداري نخواهد شد. رفتار باثبات به معناي استفاده از رفتارهاي يکسان براي همه موقعيت ها نيست، بلکه به معني استفاده از رفتارهاي خاص براي موقعيت هاي متناسب به خود مي باشد.

اصل برابري طلبانه[6] : تصميم گيري بايد جداي از در نظر گرفتن منافع شخصي باشد و بر مبناي مأموريت جمعي سازمان شکل گيرد. اينکه به صورت يکسان با همه افراد رفتار کنيد، عدالت نيست. افراد مختلف نيازها و استعدادهاي متفاوت دارند بنابراين رفتار کردن با همه به صورت خشک و مشابه ، انصاف نيست.

اصل تصحيح[7] : تصميمات اشتباه يا ضعيف بايد اصلاح شوند.  تصحيح کردن نيازمند اين است که به بازخورد توجه شود و بخواهيم که تصميمات بد را تغيير دهيم. اما بعضي از مديران معتقدند که اعتراف به تصميمات اشتباه ، به نحوي اقتدار آنها را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

اصل صحت/ درستي[8] : تصميمات بايد بر مبناي اطلاعات صحيح باشد. تصحيح به طور جدايي ناپذيري با صحت گره خورده است . اصل صحت ، احساس عدالت را از طريق نشان دادن اينکه تصميمات بر مبناي شواهد مستدل اتخاذ شده اند، بالا مي برد.

اصل نمايندگي[9]: تصميمات بايد منافع مورد توجه بخش هاي مختلف را  تأمين نمايد. تصميمات، بسياري از گروههاي هوادار را تحت تأثير قرار مي دهد. تصميماتي که برآمده از نظرات افراد متأثر است، اصل نمايندگي را محقق مي سازد.

اصل اخلاقي[10]: اين اصل استانداردهاي اخلاقي غالب را دنبال مي کند. عدالت به طور برجسته اي يک استاندارد اخلاقي است. امانت ، صداقت ، اصالت، خلوص، انصاف، قابليت اعتماد و عزت استانداردهاي اخلاقي متداول هستند که بايد در تصميم گيري سازماني،  رفتارها را هدايت کنند. (هوی و تارتر[11]، 2004، 250)

[1] – equity

[2] – Perception

[3] – Voice

[4] – Interacational justice

[5] – Consistency

[6] – Egalitarian

[7] – Correction

[8] . Accuracy

[9]  .Representative

[10] . Ethical

[11] . Hoy&Tarter