مقالات و پایان نامه ها

انواع فرااعتمادي

انواع فرااعتمادي

1-2-4-2- درجه بندي غلط [1]

رايج ترين نوع فرااعتمادي در ادبيات مالي است كه در اين تحقيق عمدتاً بر آن تأكيد مي شود. در آن معمولاً افراد دقت دانش خود را بيشتر و ريسك و واريانس متغيرهاي تصادفي را كمتر از آنچه هست تخمين مي زنند. .(Lichtenstein et al,1982) در اين نوع از فرااعتمادي كه گاهي از آن به » فرااعتمادي در پيشبيني[2]  « نام برده مي شود، افراد فاصله اطمينان هاي بسيار باريكي در پيش بيني هاي خود دارند. به عنوان مثال، هنگام برآورد ارزش يك سهم، سرمايه گذاران بيش ازحد مطمئن، درصد انحراف بسيار پائيني را براي طيف بازده هاي موردانتظار درنظر مي گيرند.

مثلاً، چيزي حدود 10 درصد سود يا زيان، درحالي كه تجربيات موجود انحراف معيار بيشتري را نشان مي دهد. مفهوم ضمني چنين رفتاري اين است كه سرمايه گذاران، ريسك از دست دادن اصل سرمايه را كمتر از واقع برآورد مي كنند.

علاوه بر مطالعات اقتصادي مختلف انجام شده دراين خصوص، مطالعاتي نيز توسط روان شناسان صورت گرفته است كه از جمله آنها مطالعه اي است كه »كليمن و همكارانش[3] « در سال 1999 و »سل و كليمن[4] «  در سال 2004 انجام داده اند.

 

2-2-4-2- خودارزيابي مثبت غيرواقع بينانه[5] يا اثر بالاتر از ميانگين[6]

در اين نوع از فرااعتمادي، افراد مهارت هاي خود را بيش از آنچه هست تخمين مي زنند. .(Greenwald, 1980) تحقيقات روانشناسي صورت گرفته نشان مي دهد كه عموماً افراد تمايل دارند كه ديد مثبت غيرواقع بينانه اي از خود و مهارت هايشان داشته باشند. بسياري از انسان ها هنگامي كه خود را با گروهي (مانند همكلاسي ها يا همكاران خود) مقايسه مي كنند، سطح توانايي ها و مهارت هايشان را بالاتر از ميانگين سطح توانايي ها و مهارت هاي ساير اعضاي گروه مي دانند.

يكي از مطالعات معروف دراين خصوص، در سال 1981 توسط »اسونسون[7] « انجام شده كه در آن از نمونه اي از دانشجويان خواست تا امنيت و مهارت رانندگي خود را ارزيابي كنند. 82 درصد دانشجويان شركت كننده در اين مطالعه امنيت و مهارت رانندگي خود را بسيار عالي دانسته و از اين لحاظ خود را در رده 30 درصد بالاي گروه مي دانستند.

 

3-2-4-2- توهم كنترل[8]  يا خوشبيني غيرواقع بينانه[9]

توهم كنترل يا خوشبيني غيرواقع بينانه سبب مي شود انسان احساس كند روي مسائل كنترل داشته يا حداقل مي تواند بر آنها تأثير بگذارد. درحاليكه ممكن است درواقع اينگونه نباشد و احتمال موفقيت خود را بيش از آنچه هست تخمين بزند .(Langer,1975) اين نوع فرااعتمادي را ميتوان در قمارخانه ها مشاهده نمود كه شرط بندي هاي رايج در آن، گونه هاي متنوعي از اشتباه و تصور باطل رواني را دربردارد. تحقيقات گوناگون نشان داده است كه در بازي هايي كه با تاس انجام مي شود، افراد هنگام تلاش براي دستيابي به يك شماره بالاتر، خيلي قاطعانه تر تاس را پرتاب مي كنند.

دكتر»لانگر[10]«  عضو دپارتمان روانشناسي دانشگاه هاروارد، در بررسي خود مشاهده نمود ، افرادي كه اجازه داشتند شماره خود را در يك بخت آزمايي فرضي انتخاب كنند،درمقايسه با افرادي كه به طور تصادفي روي شماره هاي موجود شرط بندي مي كردند، حاضر به پرداخت بهاي بيشتري بابت خريد بليط بودند.

همچنين تحقيق ديگري در اين رابطه توسط »گرلايندفلنر[11] « انجام شد كه نتايج آن در سال 2004 ، در مقاله اي تحت عنوان »توهم كنترل، منشأ تنوع بخشي ضعيف[12] « ، منتشر شد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد، افراد روي سهامي كه فكر مي كنند مي توانند بازده آنها را كنترل كنند در مقايسه با سهامي كه تصور مي كنند نمي توانند كنترلي بر بازده آنها اعمال نمايند، بيشتر سرمايه گذاري مي كنند. به ويژه زماني كه امكان سرمايه گذاري جايگزيني را دارند كه فكر مي كنند بر آن كنترل دارند، اين نتيجه روشن تر است.

[1] Miscalibration

[2] Prediction Overconfidence

[3] Klayman et al

[4] Soll & Klayman

[5] Unrealistically Positive Self-Evaluation

[6] Better Than Average Effect

[7] Svenson

[8] Illusion Of Control

[9] Unrealistic Optimism

[10] Langer

[11] Gerlinde Fellener

[12] Illusion Of Control As A Source For Poor Diversification