پایان نامه ها و مقالات

تحقیق با موضوع استان فارس

عشايري بود كه به سوداگران، با قيمتي بسيار اندك فروخته مي‏شود و آنها پس از تبديل پشم‏ها به نخ و رنگ‏آميزي، دوباره براي بافت فرش به همان عشاير تحويل مي‏دهند.

عكس شمارة (23) فرش عشايري
به گفتة اين عشاير، در زمان كوچندگي‏شان، اين دلالان كه معمولاً در قشلاق كه در منطقة مُهر حضور داشتند هر هفته به نزد آنان مي‏آمدند و وسائل مورد نيزشان را تهيه مي‏كردند كه از اين طريق سود فراواني نصيب آنان مي‏شد. اين دلالان در قبال پرداخت وسائل مورد نياز عشاير، از آنان گوسفند، شير، پشم و گوشت دريافت مي‏كردند. هنر و صنعت بافندگي فارس در وهلة نخست، هنري عشايري و در وهلة دوم هنري روستايي است که وابستگي به عشاير دارد. عشاير فارس بويژه قشقايي‌ها و ايل خمسه بيش از ديگر عشاير به اين هنر اشتغال دارند و روستائيان که در مسير اين ايل‏ها زندگي مي‏کنند نيز به کار توليد قالي و ساير دستبافت‏ها مبادرت مي‏کنند. فرش‏بافان اين استان معمولاً دست‌بافت‏هاي خود را نه به عنوان يک کالاي تجارتي بلكه براي خود توليد مي‏کنند و چون دنباله‏رو نوسانات بازار فرش نيستند، طرح‏هاي آنها داراي رنگ‏آميزي و طراوت خاصي است. البته در سال‏هاي اخير بافندگان عشايري به بافتن فرش براي فروش و به سليقه مصرف‌کنندگان روي آورده‏اند. ليکن غالباً همان ذهني‌بافي و رنگ‏هاي مرسوم پيشينيان خود را ادامه مي‏دهند. تا قبل از اسكان اين “هنر ـ صنعت” به طور عمده به دست زنان انجام مي‏گرفت. به طور کلي توليد دست‌بافته‌ها از مرحله ابتدايي تا آخرين مرحله به دست زنان صورت مي‏گيرد. دارقالي ايل قشقايي مانند ساير عشاير افقي بوده است و بافنده براي بافتن بر روي زمين مي‏نشسته است. بيشتر دارهاي روستايي نيز افقي و گاه عمودي است. علت استفادة عشاير از دار افقي به اين دليل بوده است که با زندگي کوچ‌نشيني آنها هماهنگي داشته و حمل آن بر پشت چهارپايان به سهولت انجام مي‏گرفته است. فرش‏هاي قشقايي معمولاً به طريق “ذهني بافي” بافته مي شود. اين نقشه‏هاي ذهني نوعي بازآفريني سنتي است که از نسل‏هاي پيشين به امروزيان رسيده است. بافندگان ايلي همان نقوش را تکرار مي‏كرده‏اند بدون آن که از نقشه استفاده کنند. از اين رو معمولاً هيچ دو فرشي کاملاً و عيناً شبيه يكديگر نيست. بافندگان تازه‌کار از سرمشق‏هايي کمک مي‏گيرند که “حور1” ناميده مي شود. بافندگان قشقايي اين سرمشق ها را که يک‌يک نقش مايه‌ها و نگاره‌هاي اصلي بر آن بافته شده است “دستور2” مي‏گويند. رنگ قالي‏هاي قشقايي کاملاً به سليقه و خواست بافنده ارتباط دارد. ‏فرش اين عشاير به مانند ساير فرش‏هاي عشايري فارس، اکثراً نرم و تا اندازه‏اي ظريف و نازک هستند و وجه تمايز آنها با ساير فرش‌ها نيز همين صفات است. گره در قالي‌هاي فارس هم به صورت متقارن (ترکي) و هم به صورت نامتقارن (فارسي) استفاده مي‏شود. بافت قالي در اکثر مناطق عشايري و روستايي استان فارس رواج دارد و افزون بر مناطقي که ايل قشقايي در آن اسكان دارند. قالي‌بافي در ديگر شهرها و روستاهاي استان من جمله در آباده و شيراز و فسا نيز مرسوم و متداول است. از بافته‏هاي ديگر عشاير قشقايي مورد مطالعه جاجيم است که براي پوشاندن رختخواب و اثاثيه درون چادر استفاده مي‏شده است كه به آن “پوشن” نيز مي‏گويند. جاجيم‏هاي کوچک به عنوان روانداز نيز کاربرد داشته‏اند . جاجيم در رنگ‏هاي مختلف بافته مي‏شده است و رنگ‏هاي روشن در بافت آن بيشتر به کار مي رفته است. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجيم که براي تزيين آن به کار مي‌رفته‏اند عبارت بودند از: نقش شطرنجي،نقش آينه‌کگل، نقش کنگره، نقش موازي، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزيو…

عكس شمارة (25) بافت جاجيم
3ـ1ـ3ـ بـافـت سـيـاه‌چـادر
يكي از فعاليت‏هايي كه قبل از اسكان در ميان عشاير وجود داشته است ، بافتن سياه چادر با استفاده از موي بزها بوده است، كه از اين طريق بافت سياه‌چادر و فروش آن به ديگر گروه‏هاي عشايري به نوعي براي خود منبع درآمدي ايجاد مي‌كردند، هر چند كه ممكن بود اين گونه مبادلات بيشتر به صورت پاياپاي انجام پذيرد.
سياه‏چادرها در قشلاق و ييلاق است كاربرد بسياري براي ايلات و عشاير داشتند. مهمترين ويژگي اين چادرها قابل حمل بودن آنها است كه مسافت طولاني ميان ييلاق و قشلاق را با خود حمل مي‏كردند، هر چند كه نسبت به چادرهاي جديد سنگين‏تر هستند. اين سياه‏چادرها سريع برپا مي‏شدند و براي جمع كردن آن نيز وقت چنداني نمي‏برد. عموماً اين سياه‏چادر توسط زنان بافته مي‏شد.

عكس شمارة (26) سياه‏چادرها در ميان عشاير مورد مطالعه امروزه كمتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد و فقط براي مواردي محدود ماننذ نگهداري بزغاله‌ها و دام‌هاي تازه متولد شده مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه البته اين‌گونه استفاده نيز روز به روز كاهش مي‌يابد
البته بايد ذكر شود كه توليد محصولات گوناگون در ميان عشاير شهرستان، بيشتر به منظور برطرف نمودن نيازهاي شخصي و خانوادگي خودشان بوده است و مبادلات ميان آنها پس از اين امر يعني برطرف شدن نيازهايشان صورت مي گرفته است. در اين صورت اكثر اين مبادلات به صورت پاياپاي و با توافق طرفين صورت مي‏گرفته است. در سال‌هاي مختلف با تغيير در نيازهاي گروه‏هاي عشايري و بر حسب نيازهاي موجود آنان اين مبادلات با استفاده از كالاهاي گوناگون انجام مي‏شده است كه يكي از اقلام اين مبادلات در ميان
آنها، سياه چادر بوده است.
4ـ1ـ3ـ تـولـيـد مـحـصـولات مـخـتـلـف لـبـنـي
اين گروه‏ها با استفاده از شير دام‏هايشان ، محصولات مختلفي از قبيل پنير ، كره و . . . توليد مي‏كردند كه در اكثر موارد توسط خود آنها به مصرف مي‏رسيد و در موارد اندكي به يكجانشينان در قبال اخذ وسائل مورد نياز زندگي داده مي‏شد.

عكس شمارة (27) تهية كشك در ميان عشاير روستاي كريم‏آباد
در آن زمان به دليل عدم ارتباط ميان عشاير با گروه‏هاي ساكن شهرستان مُهر، يا پايين بودن سطح اين ارتباطات، دسترسي آنان به وسايل جديد و صنعتي توليد محصولات مختلف لبني در ميان آنان امكان‌پذير نبوده است، بنابراين، اين محصولات با استفاده از وسايل و ابزارهاي ساخته شده توسط خود عشاير توليد مي‏شده است. اين فعاليت‏ها اغلب توسط زنان صورت مي‏گرفت. دام‏ها در زمستان‏ها كه مراتع اطراف محل سكونت براي چراي دام‏ها بسيار مناسب بوده است، توسط مردان به چرا برده مي‏شد ـ لازم به ذكر است كه به دليل آب و هواي گرم منطقه، در زمستان شهرستان داراي آب و هواي معتدل است و كمتر سرماي زمستان در آن احساس مي‏شود كه همين معتدل بودن هوا در زمستان به سرسبزي منطقه در اين فصل مي‏انجامد و در هنگام بازگشت به محل زيست ، بقيه كارها ، اعم از دوشيدن شير دام‏ها و تبديل اين شيرها به محصولات مختلف لبني توسط زنان صورت مي‏گرفته است .
اين محـصولات به طور كلي نقش عمـده‏اي را در تـغذية عـشاير بر عهده داشتند، به ويـژه آنكه نقش تـغذيه‏اي اين محـصولات در زمـان كـوچ بسيـار حائز اهـميت اسـت و از ارزش بالايي برخوردار است. به دليل اينكه شير پس از دوشيدن سريع فاسد مي‏شود و عشاير نيز وسـيلة نـگه‏داري از آن را در اخـتيار نداشتند، براي اينكه بتوانند مدت بيشتري از آن استفاده كنند، شير را به پنير، كشك، كره و . . . تبديل مي‏كردند تا مدت زمان بيشتري بتوانند از آن استفاده كنند.
5ـ1ـ3ـ فـعـالـيـت‌هـاي مبـتنـي بـر نـگـهـداري، پـرورش، چرا و . . . دام‏ها
عمدتاً زندگي عشايري با توجه به وجود عاملي اساسي در ميان آنان تعريف مي‌شود. هر چند كه در اين بين ممكن است عوامل معرفه ديگري نيز نقش داشته باشند. اما اساسي‏ترين اين تعاريف با توجه به وجود دام در ميان آنها قابل بررسي است و عمدتاً زندگي عشايري بدون وجود دام، هيچ‏گونه شناختي از آن نمي توان كسب نمود.

عكس شمارة (28) زن عشايري در حال تهية ماست

عكس شمارة (29) كودك عشايري در حال چراي دام‏ها
بنابراين با توجه به اهميت و نقش اين عامل در زندگي آنان، فعاليت‏هاي مختلفي نيز به تبع آن صورت مي‏گيرد. تا قبل از زمان اسكان اين فعاليت‏ها بيشتر در قابل جنبه‏هايي از نگهداري، پرورش، توليد، چرا و . . . دام‏ها صورت مي‏پذيرفته است.
در ميان عشاير عده‏اي بودند كه شغل اصلي‏شان چوپاني بود، بدون آنكه دامي متعلق به آنها باشد و فقط آنها در قبال به چرا بردن دام‏ها در طول روز و نگه‏داري و حفظ دام‏ها در طول كوچ مزد دريافت مي‏نمودند. اين افراد در استخدام كساني بودند كه تعداد دام آنها بسيار زياد بود، به گونه‏اي كه به تنهايي قادر نبودند دام‏ها را به چرا ببرند و از آنها نگه‏داري كنند.

عكس شمارة (30) چوپانان عشايري
مردان اصلي ترين فعاليت‏ها را در اين ميان انجام مي‌داده‌اند. آنها بيشتر طول روز را در بيرون از خانه به سر مي‏بردند تا دام‌ها را در محيط‏هاي مناسب تغذيه نمايند. حتي بايد عنوان شود كه در زمان اسكان فصلي آنان، گاهي به دليل دوري مراتع از محل سكونت، مردان مجبور مي‏شده‌اند كه روزها و حتي ماه‏ها را دور از خانه و محل سكونت به چرا و تغذيه دام‏هايشان بپردازند. اما در زمان بازگشت به خانه و محل سكونت، تقريباً نقش مردان در رابطه با دام‌ها كم رنگ مي‏شد و بيشتر فعاليت‌ها از اين زمان بر عهدة زنان قرار مي‏گرفت. اين فعاليت‏ها بيشتر در رابطه با دوشيدن و تيمار دام‏ها پس از چراي روزانه يا هفتگي و يا بيشتر، بود كه مردان در اين مورد كمتر نقشي را بر عهده مي‏گرفتند.
2ـ3ـ ويـژگـي‏هـاي فـعـالـيـت‏هـاي شـغـلـي و اقـتـصـادي
بنابراين با توجه به فعاليت‏هاي معيشتي مختلف در ميان عشاير قبل از اسكان، اقتصاد اين گروه شامل ويژگي‏هاي ذيل بوده است:
1ـ2ـ3ـ اقـتـصـاد نـيـمـه خـود كـفـا و تـقـريـبـاً خـود كـفـا
در گذشته به دليل عدم ارتباط با يكجا نشينان شهري و روستايي و يا ارتباط بسيار اندك با آنها، ايلات منطقه بيشتر مجبور بودند كه مايحتاج روزانه خود را تامين كنند و اين امر به نوعي به استقلال اقتصادي ايلات و عشاير انجاميده بود.
به صراحت مي‏توان عنوان نمود كه بسياري از جنبه‌هاي فعاليت اقتصادي در ميان عشاير به صورت كاملاً خودكفا و يا تا حدودي نيمه خودكفا بوده است كه اين امر نياز كمتر عشاير براي ايجاد ارتباط با يكجانشينان را منجر مي‌شده است. البته پايين بودن ميزان ارتباطات ميان اين عشاير با يكجانشينان هر چند كه ممكن بود كه به نوعي داراي اقتصاد خودكفا و نيمه خودكفا باشند، اما در كنار آن، همين مسأله باعث مي‏شد كه اطلاعات و آگاهي آنان از محيط اطرافشان بسيار اندك باشد.
2ـ2ـ3ـ اقـتـصـاد بـسـتـة مـعـيـشـتـي
عدم ارتباط اقتصادي اين عشاير با روستاييان و شهرنشينان اطرافشان، در آن زمان باعث شده بود كه عشاير بنا بر ضروريات شغلي خود به نوعي اقتصاد تك محصولي روي آورند. البته اين نوع اقتصاد بيشتر براي
آنان به صورت اجبار درآمده بود و آنان به دليل نوع زندگي ويژه‏اي كه داشتند، به اين كار مي‏پرداختند. عشاير به طور كلي ، به لحاظ سنتي از گذشته‏هاي دور به دليل پرورش دام، فعاليت‏هاي مرتبط با آن را به انجام مي‏رساندند و مشاغل ديگر(به جزء برخي صنايع دستي) در ميان آنان كمتر ملاحظه مي‏شد.
همانگونه كه بيان شد، اين عشاير به دليل عدم ارتباط با ديگر يكجانشينان ساكن در منطقه، مجبور بودندكه تنها از دام‌هايشان تمامي نيازهاي خود از قبيل نيازهاي خوراكي، پوشاك، مسكن و . . . خود را تهيه كنند. نيازهاي تغذيه‌اي آنان در قالب استفاده از گوشت، شير و . . . دام‌ها به صورت‏هاي متفاوت بوده است. نياز به پوشاك در ميان آنان نيز با استفاده از پوست، پشم و حتي موي دام‏هايشان برطرف مي‏شده است. در گذشته قسمت‏هاي مختلف از پوشاك يك فرد عشايري (كفش، شلوار، پيراهن، دستمال، كلاه، جوراب و . . .) با استفاده از محصولات دامي خود تهيه مي‏كردند و كمتر مستقيماً از فروشندگان شهري و روستايي اين وسايل خود را تهيه مي‏نمودند، زيرا به دليل نوع زندگي آنان در آن زمان، از يك‏سو اين افراد چنين نيازهايي را براي خود احساس نمي‏كردند و از سويي ديگر سوداگران و فروشندگان بسيار به ندرت به آنان براي فروش محصولات خود مراجعه مي‏كردند.
عشاير براي چراي دام‏هاي خود دائماً مجبور بودند كه در حال كوچ باشند. ازاين‌رو در ميان آنان نياز چنداني به مسكن‌هاي اساسي احساس نمي‏شد. از اين به نظر آنان، ويژگي اساسي مسكن آنان بايد در حمل و نقل آسان آن در كوچ‏ها و نيز فضاي مناسب و باز آنها براي كاركردهاي چندگانه آن خلاصه مي‏شد. از اين رو مهمترين ابزار و وسيله‏اي كه آنان را در نيل به اين كاركردهاي مسكن مي‏رساند، استفاده از پشم، پوست و موي اين دام‏ها در ساخت اين نوع مسكن بود. البته در اينجا، منظور از مسكن، سرپناه آنان است. مهمترين نوع سرپناه و مسكني در ميان اين عشاير وجود داشته است چادر بوده است. اين چادرها و يا به نوعي سياه‌چادر از موي بزها بافته مي شده است. بافت اين سياه‌چادرها توسط زنان عشايري بوده است.
3ـ2ـ3ـ تـولـيـد بـراي مـصـرف
ويژگي اقتصاد خودكفا در ميان عشاير به اين صورت بود كه از بيشتر توليدات مختلف خود براي استفاده‏هاي مصرفي استفاده مي‏كردند و كمتر براي فروش عرضه مي‏داشتند. البته در آن زمان، وقتي معامله‏اي صورت مي‌گرفت به صورت پاياپاي در قبال اخذ برخي از كالاهاي ضروري بود كه كمتر و يا اصلاً توسط عشاير ساخته مي‏شد. از اين جمله مي‌توان به وسائل ساخت پنير، كره و . . . اشاره نمود.
4ـ2ـ3ـ تـكـنـولـوژي ابـتـدائـي در تـهـيـه و سـاخـت مـحـصـولات
كوچندگان عشايري همان‏گونه كه عنوان شد داراي اقتصادي خودكفا بودند كه اغلب محصولات توسط خود آنها فراهم و تهيه مي‏شد. از اين رو آنان براي توليد، ساخت و تهية محصولات مختلف دامي از ابزار و تكنولوژي بسيار ساده‌اي بهره مي‏بردند كه اغلب موارد حتي اين وسايل و تكنولوژي‏ها نيز به دست خود آنان تهيه مي‏شد.
5ـ2ـ3ـ نـوع مـعـيـشـت غـالـب مـبـتـنـي بـر دامـداري
همان‏گونه كه قبلاً عنوان گرديد، در گذشته اقتصاد تك‌محصولي عشاير بر پايه دام‏هايشان استوار بوده است و اين عشاير در تمـامي جـنبه‏هاي مختلف زندگي‏شان از فرآورده‏هاي مختلف دامي براي رفع نياز‏هاي مربوط به پوشاك، مسكن، خوراك و . . . استفاده مي‏نمودند.
6ـ2ـ3ـ زنـدگـي اقـتـصـادي پـر مـشـقـت
عدم ارتباط با يكجانشينان و اجبار به توليد كالاهاي اوليه و

دیدگاهتان را بنویسید