مقالات و پایان نامه ها

تکنیک ها و فنون خلاقیت و نوآوری

تکنیک ها و فنون خلاقیت و نوآوری

تكنیك های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله كمك شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می‌نماید. به عبارت دیگر هریك از تكنیك‌های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می‌كنند. دکتر الوانی معتقد است: زمانی فنون خلاقیت ثمربخش می‌گردند که زمینه مساعد و مناسبی برای نمود آنها فراهم آمده باشد. این فنون و تكنیك‌ها فردی و گروهی می‌باشند؛ كه تكنیك‌های فردی شامل: توهم خلاق، DOIT، تكنیك‌های گروهی شامل: طوفان فكری، دلفی، سینكتیكس و تكنیك‌های مشترك شامل: اسكمپر، در هم شكستن مفروضات، چرا، مورفولوژیك كه محور اصلی این روش ها و تكنیك‌ها، شكستن قالب‌های ذهنی است.

2-9-1- تكنیك تحرک مغزی- یورش فکری- طوفان مغزی[1]:

این تکنیک را كه یكی از شیوه‌های برگزاری جلسات و مشاوره ودستیابی به انبوهی از ایده‌ها برای حل خلاق مسائل می‌باشد نخستین بار دکتر آلکس اسبورن در سال 1938 مطرح کرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرا گرفته که جزئی از زندگی آنان شده است.  این واژه هم اكنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می‌شود: اجرای یک تکنیک گرد همایی که از طریق آن گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده‌هایی که بوسیله اعضاء ارائه مي‌گردد بیابند.

در این تکنیک مسئله‌ای به گروهی کوچک (12 نفره) ارائه شده و از آنان خواسته می‌شود فی البداهه و به سرعت نسبت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. در حالت گروهی خلاقیت بیشتری نسبت به حالت انفرادی دیده می‌شود.رقابت عامل دیگری است که در این فن موجب افزایش اثربخشی می‌شود. فی البداهه بودن نظرات بسیار مناسب است.

2-9-2- تكنیك چرا ؟

این تکنیک هم برای حل مسائل و هم برای ایده‌یابی و ایده پردازی بکار می‌رود. تكنیك چرا دقیقا مثل چراهای مكرر كودكی است كه كودكان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می‌پرسند. اما با این تفاوت كه در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم. سادگی این تكنیك باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و كامل مسئله می‌توان از این تكنیك استفاده كرد. بلكه استفاده از این تكنیك به ما كمك می‌كند تا موقعیت و وضعیت را بهتر وروشن‌تر مشخص كنیم و در فرآیند آن به ایده‌های جدیدی دست یابیم.

2-9-3- تکنیک الگو برداری از طبیعت[2]:

ابداعاتی که در زمینه علم ارتباطات و کنترل در دهه‌های اخیر شکل گرفته‌اند. برنامه ریزی‌های کامپیوتر و موضوع هوش مصنوعی همه با الگو برداری و تقلید از فعالیتهای مغز آدمی انجام شده است. ذهن با قدرت انتخابگر خود جریانهای طبیعت را درقالب قانون ریخته و عرصه‌های جدیدی را پیش روی بشریت می‌گشاید و ابداعات و اختراعات تازه‌ای را به او ارزانی میدارد.

2-9-4- تكنیك توهم خلاق:

منظور و هدف این تكنیك این است كه شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه كرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می‌شود مقداری اطلاعات از شكاف‌های موجود در بافتهای عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.

2-9-5- تكنیك پی . ام .آی[3]:

نام این تكنیك بر گرفته از حروف اول سه كلمه به معنی افزودن، كاستن و جالب می‌باشد. روش كار چنین است كه ابتدا فرد توجهش را به نكات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نكات منفی و نهایتا به نكات جالب و تازه ی آن كه نه مثبت است و نه منفی، معطوف می كند و در پایان نسبت به تهیه لیست نكات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نكات منفی موضوع و لیست نكات جالب و تازهی موضوع اقدام می كند. یكی از مهمترین كاربردهای این تكنیك زمانی است كه نسبت به یك قضیه اطمینان داریم نه مواردی كه نسبت به آن شك و ابهام داریم. به عبارت دیگرهر چه نسبت به موضوعی بیشتر بد بین یا خوش بین باشیم استفاده از این تكنیك كار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود.
برای یافتن نكات جالب كافی است كه جمله‌ی (( چقدر جالب می‌شود اگر ……)) را كامل كنیم.

2-9-6- تكنیك DO IT:

نام این تكنیك از حروف اول چهار كلمه‌ی Define به معنی تعریف كردن Open به معنی باز كردن Identify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل كردن، تشكیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است كه برای حل مشكل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود و سپس ذهن را برای راه حلها ی مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل كرد.

2-9-7- تكنیك شكوفه‌ی نیلوفر آبی:

این تكنیك توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شكوفه نیلوفر آبی می‌باشد بدین صورت كه گلبرگ‌های شكوفه نیلوفر آبی به دور یك هسته مركزی خوشه می‌زنند و از آن نقطه گسترش می‌یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره‌های مورد استفاده در برنامه كامپیوتری، بخش‌هایی از یك تابلوی ایده را می‌توان به صورتی تقسیم بندی كرد كه یك موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره‌های جانبی ،مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراكز مجموعه‌های جدید پنجره را تشكیل می‌دهد.

2-9-8- تكنیك چه می‌شود اگر ….؟ :

به طور كلی برای خلاقیت باید فكر، از قالبهای ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده‌های جدیدی را تداعی كند. بر همین اساس این تكنیك كمك شایانی به آزاد سازی فكر برای جمع آوری ایده‌های جدید می‌كند. در این روش توصیه می‌شود برای یافتن ایده‌های جدید از سوالات” چه می‌شود اگر…؟” استفاده كنید و آن را به قدری تكرار و تمرین كنید كه برایتان یك عادت شود. از این تكنیك می‌توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع بخصوصی استفاده كرد، ضمن اینكه بعنوان یك تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

2-9-9- تكنیك اسكمپر[4] :

این تكنیك كاربرد اصلی آن بر پایه ایده‌یابی فردی طراحی شده است كه می‌تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه‌ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تكنیك قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروری به حركت درآورد. این تحریك بوسیله یك سری سوالات تیپ و ایده بر انگیز صورت می‌گیرد كه شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال می‌كند و در نهایت با افزایش ایده‌ها، كیفیت ایده‌ها تضمین و ارتقاء می‌یابد. واژه SCAMPER از ابتدای حروف واژه‌های سوال برانگیز گرفته شده كه در دستیابی ایده‌های نو بسیار موثر است.

حرف S بر گرفته از كلمه Substitution به معنی جانشین سازی است.                                         حرف C بر گرفته از كلمه Combine به معنی تركیب كردن است.
حرف A بر گرفته از كلمه Adapt به معنی رفاه ، سازگاری و تعدیل كردن است.
حرف M بر گرفته از كلمه Maginfy به معنی بزرگ سازی است.
حرف P بر گرفته از كلمه Put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد است.
حرف E بر گرفته از كلمه Ellimination به معنی حذف كردن است.
حرف R بر گرفته از كلمه Reverse به معنی معكوس سازی است.

2-9-10- تكنیك در هم شكستن مفروضات :

یكی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است كه نا خودآگاه اجازه نمی‌دهد فكر در همه جهات به حركت درآید بسیاری از مفروضات قبلی ممكن است در اصل همان زمانی كه در ذهن ما ایجاد شده‌اند، غلط باشند، مثل خطرناك بودن دوچرخه در ذهن كسی كه خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آنها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده‌اند یا بسیاری از آنها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده‌اند. اما مسئله این است كه فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می‌كند. از آنجایی كه مفروضات، مربوط به قسمت درونی ذهن می‌شوند و به عبارت دیگر چون آنها امری درونی هستند نمی‌توانیم آنها را به تنهایی فسخ یا از فكر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو كه نمی‌تواند دسته‌اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

2-9-11- تكنیك تجزیه و تحلیل مورفولوژیك[5] (ریخت‌شناسانه):

تكنیك تجزیه وتحلیل مورفولوژیك یا ریخت شناسانه كه توسط فریتززویكی ابداع شد، فنی است كه براساس آن پدیده‌ی مورد نظر از جهت ساختار كلی و ابعاد مختلف موجود در آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. بدین منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موجود در پدیده مورد نظرمان را تبیین و تدوین می‌کنیم.

2-9-12- تکنیک دلفی[6] :

این تكنیك در سال 1964 توسط داكلی و هلمر معرفی شد. بسیار شبیه به تكنیك طوفان ذهنی است با این تفاوت كه افراد هیچ گاه به صورت گروه در یك جلسه و دور یك میز جمع نمی‌شوند ودر واقع رویارویی مستقیم رخ نمی‌دهد. اساساو فلسفه این تكنیك این است كه افراد درتكنیك طوفان فكری به علت شرم و خجالت نمی‌توانستند بعضی از ایده‌هایشان را مطرح نمایند لذا در این روش افراد به صورت كلامی و رو در رو درگیر بحث نمی‌شوند. بلكه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می‌كند و سپس هریك از افراد به طور جداگانه ایده‌هایشان را به صورت كتبی (حتی می‌تواند بدون ذكر نام باشد ) برای رئیس گروه ارسال می‌كنند. سپس رئیس گروه تمام ایده‌های پیشنهادی را برای تك تك اعضا ارسال می‌كند و از آنها می‌خواهد كه نسبت به ایده‌های پیشنهادی دیگران فكر كنند و اگر ایده‌ی جدیدی به نظرشان می‌رسد به آنها اضافه كنند. این عمل چندین بار تكرار می‌شود تا درنهایت اتفاق آرا بدست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه‌ی قضاوت‌های بی نام چند نوبتی اعضای یك تیم درباره تصمیم یا مسئله می‌شود .

2-9-13- تكنیك استخوان ماهی (علت و معلول ) :

نمودار استخوان ماهی كه گاهی به آن نمودار ایشیكاوا نیز می‌گویند توسط پرفسور كائور ایشكاوا از دانشگاه توكیو طراحی شد. هدف اصلی این تكنیك، شناسایی و تهیه فهرستی از كلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تكنیك در درجه اول یك تكنیك گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است.

2-9-14- تكنیك باز گشت به مشتری :

می‌توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی، رابطه بین فعالیتهای خود ومشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می‌كنیم.

2-9-15-  تکنیک گروه اسمی[7] :

فرآیند تصمیم گیری شامل ۵ مرحله است:

اعضاء گروه جدای از هم ولی در کنار هم کار می‌كنند به این صورت که دور یک میز جمع می‌شوند مسئله بصورت کتبی به هریک از اعضاء داده می‌شود و آنها چگونگی حل مسئله را می‌نویسند. هریک از اعضاء به نوبت یک عقیده را به گروه ارائه می دهد، عقاید ثبت شده در گروه به بحث گذارده می‌شود تا مفاهیم جهت ارزیابی روشن‌تر و کاملتر شود. هریک از اعضاء مستقلا و مخفیانه عقاید را درجه بندی می‌نماید. تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را بدست آورده باشد.

2-9-16- تكنیك سینكتیكس :

واژه سینكتیكس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشاردادن دو چیز به یكدگیر و یا متصل كردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است كه خلاقیت نیز نوعی هماهنگ كردن چیزهای مختلف در یك قالب یاساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفكر سینكتیكس بی بهره نمی‌باشد این تكنیك روشی است برای بر انگیختن تفكر خلاق در میان گروهی از افراد كه گرد هم می‌آیند.

بطور كلی فرآیند بكار گیری این روش عبارت است از :

1- شناسایی و تعریف مشكل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره‌ی آن (شناخت جوهره )

2- ارتباط دادن جوهره ی بدست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه )

3- كشف راه حلهایی برای موضوع مشابه (راه حلهای مشابه )

4- تلاش برای تبدیل راه حلهای بدست آمده به راه حلهای نهایی برای مشكل

[1] – Brain Storming Technique

[2] – Bionics Technique

[3] – Technique .P.M.I

[4] – Technique SCAMPER

[5] – Morphological  Analysis

[6] – Delphi

[7] – nominal group