مقالات و پایان نامه ها

سبب شناسی درد مزمن در کودکان

سبب شناسی درد مزمن در کودکان

به نظر می رسد سندرم درد نامشخص در نوجوانان، با بیماری، جراحت، پریشانی روان شناختی و فاکتورهای محیطی، ارتباط داشته باشد. کودکانی که درد های چند گانه را گزارش می کنند، ممکن است سابقه ای از ابتلا به بیماری هایی مثل آنفلانزا و تورم لوزه ها را داشته باشند. کلینک و اکلستون (2009) سبب شناسی درد مزمن را به شرح زیر طبقه بندی می کنند:

درد های ناشی از روش های تشخیصی پزشکی: اگر چه برخی شواهد نشان می دهد که روش های تشخیصی دردناک پزشکی مثل برش بافت یا جراحی، ریسک فاکتوری برای کاهش آستانه ی تحمل درد به شمار می آیند، اما، امروزه، هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد هر روش دردناک پزشکی، مثل واکسیناسیون، ریسک فاکتوری برای درد مزمن دوران بزرگسالی به حساب می آید. مشکل است بتوان درد مزمن را نتیجه عفونت یا التهاب آغازین (مثل ارترید روماتوئید جوانی)، دانست یا اینکه درد مزمن را نتیجه ی عدم تحرک، درمان های پزشکی و تغییرات محیطی مرتبط با این شرایط مد نظر قرار داد یا اینکه ترکیبی از این دو وضعیت ها را درنظر گرفت.

جراحت: کودکی که مبتلا به درد مزمن موضعی[1] است، معمولا سابقه ای از جراحت ناشی از فعالیت، عمل یا حوادث دیگر داشته است. هم چنین، ممکن است، پرتحرکی، موجب سقوط بر زمین و به دنبالش مشکلات مرتبط با درد شود. در چنین شرایطی، ممکن است دوره ای از کم تحرکی مشاهده شود که فاکتور دیگری برای رشد سندرم دردهای مزمن، به شمار می آید.

اثرات روان شناختی: هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد عوامل روان شناختی به تنهایی، موجب شکل گیری دردهای مزمن در کودکان می شوند. با این وجود، گزارش های کمی راجع به روان رنجوری تبدیلی که شکایت گسترده ی درد در آن دیده می شود، وجود دارد. برخی شواهد نشان می دهند که فاکتورهای اجتماعی روانی، در تداوم شکایت های درد کودکان نقش دارند.

اثرات ژنتیک: برخی شواهد نشان می دهد که در بیماران مبتلا به  CPRS (نوعی بیماری ماهیچه ای اسکلتی که با درد مزمن همراه است)، نوعی آمادگی ژنتیکی وجود دارد، اما ژنوم زیربنایی این بیماری، هنوز مشخص نشده است. هم چنین یافته های برخی از مطالعات نشان می دهد که دردهای ماهیچه ای اسکلتی مزمن در میان خواهر و برادرها و والد – کودک، دیده می شود. اما اثرات ژنتیک بر درد های مزمن، هنوز به درستی کشف نشده است وما هنوز به اطلاعات دقیقی که فواید بالینی داشته باشد، دسترسی پیدا نکرده ایم.

اثرات محیط: با وجودی که شواهد محکمی مبنی بر انتقال بین نسلی درد و رفتارهای مرتبط با درد، وجود ندارد، اما به غیر از یادگیری اجتماعی، هیچ مطالعه ای در رابطه با ریسک فاکتورهای محیطی وجود ندارد.  ممکن است، شرح حال اجتماعی، رویداد اجتماعی اخیری (مثل حرکت در مسیر خانه یا مدرسه، بیماری یا مرگ) را نشان دهد که در بازنمایی درد نقش داشته باشد.

اثرات رشد: اخیرا، علاقه ی زیادی راجع به مکانیسم های روان زاد دردهای کودکان، دیده می شود. از همان هفته های آغازین تولد کودک، همراه با رشد قابل ملاحظه ی کودک، گذرگاه های درد در او رشد می یابند. عدم رشد این گذرگاه ها، ممکن است نقش قابل ملاحظه ای در حساسیت بعدی کودک نسبت به درد، داشته باشد. تجربه ی درد در آغاز دوران کودکی، ممکن است در تغییر طولانی مدت پردازش درد، رشد درد و تمایل به تقویت رفتارهای مرتبط با درد در کودکان، نقش داشته باشد. برخی شواهد نشان می دهد که حساسیت به درد در کودکانی بیشتر است که به طور نارس متولد شده اند. بیماری CRPS، در کودکان نسبت به بزرگسالان، متفاوت است. در کودکان، در چند ماه آغازین این بیماری می توان علائم و نشانه های آن را به طور کامل تفکیک کرد. اخیرا FMRI نشان می دهد که مدارهای سیستم اعصاب مرکزی، در کودکان مبتلا به CPRS، تغییر می کند (کلینک واکلستون،2009).

اساسا، حساسیت به درد، در میان افراد مختلف، متفاوت است. اخیرا مشخص شده است که انتقال دهنده ی عصبی کاتکول آمین – 0 – متیل (COMT) [2]، تاثیر مهمی بر حساسیت نسبت به درد دارد و سه ماده[3] مهم که فعالیت COMT  را تعیین می کنند، تاثیر معکوسی بر حساسیت نسبت به درد و گسترش درد های مزمن، دارند (کلینک واکلستون،2009).

[1] localized chronic pain

[2] Catecholamine – O- methyl  transferase ( COMT )

[3] Haplotypes