مقالات و پایان نامه ها

سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش

سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش

چرا بايد در آموزش و پرورش سرمايه‌گذاري کرد؟ پاسخ به اين سؤال با اهميت را بايد در تغيير و تحولاتي جستجو کرد که آموزش و پرورش در فرد و جامعه به وجود مي‌آورد. بلاندل و همکارانش (1999) بيان مي دارند آموزش و پرورش استعدادها را شکوفا کرده، توان و قابليت فرد را در مراحل توليد افزون ساخته و سبب افزايش ظرفيت توليدي و رشد اقتصادي جامعه مي‌گردد. همچنين آموزش و پرورش موجب افزايش درآمد افراد شده و نقش مؤثري در تشکيل سرمايه انساني خواهد داشت. در حقيقت يکي از آثار مستقيم و مثبت سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش افزايش درآمدي است که براي فرد تحصيل کرده ايجاد مي‌شود. اين افزايش درآمد که در طول عمر فرد استمرار خواهد يافت، ناشي از تحصيلات اضافي فرد است که در خود سرمايه‌گذاري نموده است (منظور از تحصيلات اضافي، ثبت نام در مقاطع بعدي و موفقيت در آن مقاطع مي‌باشد(حسن پور، 1391، ص 34).

بارزترين نوع سرمايه‌گذاري آموزشي که منجر به افزايش درآمد افراد مي‌شود، آموزش‌هاي ضمن خدمت است. اين نوع آموزشها که موجب دريافت مهارتهاي تازه و تکامل مهارتهاي کسب شده مي‌گردند، به علت افزايش کارآيي در نيروي انساني، سريعاً ميزان حقوق و دستمزد آنهارا افزايش مي‌دهد. به طور کلي هر چقدر ميزان تحصيلات اضافي يك فرد بيشتر باشد به همان نسبت درآمد آن فرد بيشتر خواهد بود و اين خود دليلي بر اين واقعيت است كه آموزش و پرورش نيز نوعي سرمايه‌گذاري است. از طرفي افزايش در درآمد ناشي از سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش موجب توزيع عادلانه‌تر درآمد مي‌گردد. امروزه اقتصاددانان به اين نتيجه رسيده‌اند که سيستم مالياتي با تغييرات اندک و ناچيزي که در تمرکز مالکيتها، داراييها و ثروتهاي خصوصي بوجود مي‌آورد، به هيچ وجه در توزيع مجدد درآمدها موفق نبوده و پرداختهاي انتقالي نيز نتوانسته اين شکاف عظيم را جبران نمايد. در صورتي که اشاعه‌ي آموزش و پرورش و تشويق مردم به کسب تحصيلات و مهارتهاي بيشتر، درآمد و رفاه اقتصادي آنان را افزايش داده و اختلاف در سطح درآمدها را به حداقل قابل قبولي کاهش مي‌دهد. البته بايد توجه داشت که لازمه‌ي آن که آموزش و پرورش بتواند در توزيع عادلانه‌تر درآمدها مؤثر افتد آن است که بايد شانس استفاده از تسهيلات و امکانات آموزشي در سراسر کشور و براي تمامي اقشار جامعه يکسان و برابر بوده و کيفيت خدمات آموزشي نيز به طور مداوم بهبود يابد(هوگت و همکاران[1]، 2002، صص 31-1).

زمون فرضیه­

[1] – Huggett & et all