مقالات و پایان نامه ها

شخصیت چیست

تعریف شخصیت

واژه شخصیت که در زبان لاتین پرسونالیت[1]، و در زبان انگلوساکسون پرسونالیتی[2] خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین پرسونا[3] دارد. هنرپیشگان یونان باستان برای این که بتوانند کاراکتر یا شخصیتی را که می‌خواستند در نقش او ظاهر شوند، بهتر به تماشاچیان بشناسانند، از نقاب‌هایی استفاده می کردند که بیانگر آن نقش بود. به این ترتیب ابتدایی ترین تعریف شخصیت به ویژگی های بیرونی و قابل مشاهده ما اشاره دارد، جنبه هایی که دیگران می توانند آن را ببینند(شاملو،1382).

مقصود روانشناسان از شخصیت، چیزی بیش از رفتار ظاهری افراد است که مجموعه ای از ویژگی های افراد را در بر می گیرد. کلیت یا مجموعه ای از ویژگی های مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی فراتر می‌رود. این واژه تعدادی از ویژگی های ذهنی و اجتماعی و هیجانی را در بر می گیرد، ویژگی هایی که ممکن است نتوانیم  به طور مستقیم مشاهده کنیم، چراکه ممکن است فرد آنها را از دیگران مخفی نگه دارد. بنابراین می‌توان گفت که شخصیت، مجموعه ای از ویژگی های پایدار و بی نظیر است که ممکن است در پاسخ به موقعیت های مختلف تغییر کند(شولتز و شولتز[4]،1384).

تعریف شخصیت واقعا مشکل بوده و تعاریفی که روانشناسان از شخصیت ارائه نموده اند بسیار متفاوت است. گوردون آلپوررت[5]، شخصیت را مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد، تلقی می کند. آلپورت، زمانی بیش از پنجاه تعریف برای شخصیت یافت. نظر اجمالی به تعاریف شخصیت نشان می‌دهد که تمام معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت، تعریف شخصیت به نوع نظریه هر دانشمند بستگی دارد. برای مثال کارل راجرز[6]، شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی انسان است. جی.بی.واتسون[7] پدر رفتارگرایی، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارد. اریک اریکسون[8] ، معتقد است که رشد انسان در قالب یک سلسله مراحل روانی- اجتماعی صورت می گیرد و شخصیت انسان تابع آنهاست. جورج کلی[9] یکی از روانشناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی، شخصیت او می‌داند. زیگموند فروید[10]، شخصیت را به سه سطح هشیار[11] ، نیمه هشیار[12] و ناهشیار[13] تقسیم بندی می نماید، برای شخصیت سه ساختار نهاد، خود و فراخود در نظر می گیرد که لیبیدو[14] ( انرژی روانی) در بین آنها در حرکت است. و از نظر شاملو، شخصیت عبارت است از : مجموعه سازمان یافته، و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد (شاملو، 1382).

همه چیز هایی را که تا کنون به دست آورده ایم، تمام چیزهایی را که انتظار داریم در شغل خود و یا موقعیت های دیگر به دست آوریم، و حتی سلامت عمومی ما می تواند تحت تأثیر شخصیتمان و شخصیت افرادی که با آنها تعامل داریم قرار گیرد. شخصیت می تواند انتخاب های ما را محدود کند یا آنها را گسترش دهد. مانع از سهیم شدن ما در تجربه های خاص با دیگران شود یا ما را قادر سازد تا اکثر این موارد را تجربه کنیم. شخصیت می تواند بعضی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد (شولتز و شولتز،1384).

با نگاهی به اطراف خود متوجه افراد مختلفی با رفتارهای متنوع آنها می شویم که هر یک دارای ویژگی‌های رفتاری مخصوص به خود می باشند. بسیار بی معنی خواهد بود اگر بکوشیم کل ویژگی های شخصیت یک نفر را با بکارگیری اصطلاحات مبهمی مانند باشخصیت، خجول، عصبی و. . . توصیف کنیم. موضوع شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان با چنین توصیف ساده ای آن را بیان نمود، زیرا انسان‌ها در شرایط گوناگون و در برابر افراد مختلف، بسیار پیچیده و متغیر رفتار می کنند.

از نظر اریکسون، زندگی خلاصه ای از یک سری بحران های روانی است و شخصیت کنشی است از بازده‌های آن بحران ها (فراهانی، 1378). از نظر آلپورت(1961)، شخصیت عبارت است از سازماندهی پویای نظام های روانی- فیزیولوژیکی درون فرد که رفتار و افکار شخص را تعیین می کند(نقل از شولتز و شولتز، 1384).

به طور کلی اکثر نظریه پردازان، شخصیت را به صورت الگو های رفتاری و الگوهای هیجانی و فکری ثابتی تعریف می کنند که از فردی به فرد دیگر متغیر است. همچنین اکثر نظریه پردازان شخصیت به کلیت انسان و نیز به فردیت آنها به عنوان موجودی پیچیده توجه دارند، به عبارت دیگر آنها نه تنها به ماهیت انسان به طور کلی و به تفاوت های فردی توجه دارند، بلکه سعی می کنند روابط پیچیده میان جنبه های مختلف کنش انسان و روابط آنها با یکدیگر را نیز بررسی کنند (جوادی و کدیور، 1382).

[1]. Personalite

[2]. Personality

[3]. Persona

[4]. Schultz & Schultz

[5].  Alport

[6].  Rogers

[7].  Watson

[8].  Erikson

[9].  Kelly

[10].  Freud

[11].  Conscious

[12].  PreConscious

[13].  Unconscious

[14].  Libido