مقالات و پایان نامه ها

عناصر مهم درچارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی

عناصر مهم درچارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی

افراد ، فرایند ها و فناوری سه عنصر هر محیط سازمانی هستند. مدیریت دانش به منظور ایجاد روحیه تسهیم و استفاده از دانش ، روی افراد و فرهنگ سازمانی تاکید می کند . همچنین به منظور پیدا کردن، ایجاد ، اکتساب و تسهیم دانش بر روی فرایندها یا روشها متمرکز می شود و به منظور ذخیره سازی دانش و قابل استفاده کردن آن به هنگام کار گروهی (بدون اینکه افراد در واقع و به صورت فیزیکی کنارهم باشن ) بر روی فناوری متمرکز می شود. افرادمهمترین بخش هستند زیرا مدیرت دانش با تمایل افراد به تسهیم و استفاده از دانش وابستگی مستقیم دارد . افراد ، فرایند ها و فناوری همواره می توانند به عنوان یک عامل محرک ویا یک مانع برای حرکت دانش محسوب شوند . لذا می باید همواره موانع را شناسایی و برطرف کرد و به گسترش و ازدیاد عوامل محرک پرداخت .

 

افراد:تغییر فرهنگ سازمانی و سازگاری آن جهت پذیرش مدیریت دانش ( قراردادن فرهنگ سازمانی در راستای مدیریت دانش ) مهمترین و چالش برانگیز ترین کار در مدیریت دانش است . موقعیت مدیریت دانش در درجه اول به انگیزه ، تمایل و توانایی افراد برای تسهیم و به اشتراک گذاری دانش خود و استفاده از دانش دیگران وابسته است . ساختار بخش دولتی به صورت کاملاً تقسیم بندی شده و جزیره ای است . در این ساختار ، فرهنگ حاکم  مانع از انتقال اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر می شود . تا زمانی که ساختار ذهنی مدیران و کارکنان بخش دولتی بر پایه چنین چیزی باشد و دراختیار داشتن و انحصار دانش را قدرت تلقی کنند ، به ندرت پیش می آید که دانش بین بخشهای مختلف سازمان و یا سطوح سازمانی مختلف انتقال پیداکرده و جریان یابد . البته ممکن است در برخی موارد افراد به تسهیم دانش خود با دیگران بپردازند که چنین امری نیز بیشتر در جهت کسب شهرت ، اعتبار ، قدر و منزلت و یا حتی در برخی موارد متاثر از گرایشهای انسان دوستانه است . به منظور تغییر رفتار و منش افراد و کاهش موانع موجود ، باید فرهنگ تسهیم و به اشتراک گذاری دانش را در سازمان ایجاد کرده و توسعه داد.

فرایند :با توجه به متدولوژِی های موجود ، چارچوب مدیریت دانش در رابطه با فرایندهاو تکنیک های مدیریت دانش موارد زیر را پیشنهاد می کند :

شناسایی ، تسخیر، انتخاب ، ذخیره سازی ، تسهیم ، کاربرد و خلق ، یک راه برای شناسایی دانشی که باید در اختیار گرفته شده و کسب گردد( دانشی که در ذهن افراد متخصص سازمان وجود دارد ) انجام ممیزی دانش است . به کمک انجام یک ممیزی ، انواع دانش مورد نیاز ، منابع ، نقاط ضعف و قوت ، جریانهای دانش و … که جهت توسعه و ایجاد یک استراتژی دانش برای سازمان مورد نیاز هستند ، آشکار می شود برای مثال می توان به طرح چند سوال ساده برای کارکنان سازمان، حوزه های کلیدی دانش را که در خطر از دست رفتن هستند شناسایی کرد . همچنین می توان تعیین کرد که چه دانشی و از چه کسی باید اخذ گردد .

فناوری : فناوری در تمامی فرایندهای مدیریت دانش مورد استفاده واقع می شود و درهمین راستا راه حلهای تکنولوژیک فراوانی در بازار وجود دارد . مشکل اصلی در انتخاب فناوری مناسب است . باید دقت داشت که فناوری صرفاً یک تسهیل کننده است که طی آن می توان ارتباط افراد با اطلاعات و همچنین ارتباط افراد با یک دیگر را ایجاد کرد . در واقع می توان گفت که پایه راصلی موفقیت مدیریت دانش در سازمان بر استفاده از فناوری اطلاعات است . سیستم های مدیریت دانش به کمک سه دسته فناوری توسعه می یابند . ارتباطات ، همکاری و ذخیره و بازیابی سه فناوری مورد استفاده در مدیریت دانش هستند . فناوریهای ارتباطات به کاربران اجازه می دهد که به دانش مورد نیاز دست پیدا کرده و بایک دیگر (بخصوص با متخصصان ) ارتباط برقرار کنند پست الکترونیک ، اینترنت، اینترنت و سایر ابزارهای مبتنی بر وب و حتی نمابر و تلفن جزء فناوریهای ارتباطات هستند . فناوریها به ما کمک می کنند تا کار گروهی را ایجاد کنیم . اعضای گروه می توانند همزمان و یاغیر همزمان بر روی یک موضوع فعالیت کنند و در عین حال از لحاظ فیزیکی در یک مکان نباشند . در واقع تلاش اصلی در جهت ایجاد یک فضای مجازی برای انجام کارهای گروهی است بدون اینکه افراد در کنار هم باشند . طوفان ذهنی الکترونیک نمونه کاربردهای این فناوری است . فناوریهای ذخیره و بازیابی اطلاعات براساس استفاده از سیستم های مدیریت پایگاه داده برای ذخیره و مدیریت دانش صحیح بنا می شوند . البته ذخیره و مدیریت دانش ضمنی نیز ابزارهای خاص خود را نیاز دارد.

 

بخش دوم : ادبیات مرتبط با سرمایه فکری