مقالات و پایان نامه ها

عوامل مؤثر بر اشتراك دانش در سازمانها

عوامل مؤثر بر اشتراك دانش در سازمانها

2-1-3-12-1-عوامل فردي مؤثر بر اشتراك دانش

عوامل فردي، ناشي از دانش و تجربه، ويژگيهاي شخصيتي و ارتباطهاي ميان فردي كاركنان است. به عنوان مثال، افرادي كه داراي دانش مرتبط بيشتري مي‌باشند، در يادگيري، تلفيق و استفاده از دانش به اشتراك گذاشته شده، تواناترخواهند بود. كسب دانش و وجهة اجتماعي و اعتماد، از عوامل مؤثر بر همكاري درون سازماني، همچنين كارآمدي اشتراك دانش و اطلاعات در سازمان ها، در بسياري از تحقيقات مورد توجه قرار گرفته است(کیم ولی،2012).

الف)کسب دانش: بهطور كلي، افراد هنگامي در فعاليت هاي اشتراك دانش شركت مي‌كنند كه به صورت متقابل از دانش و تجربيات ديگران نيز بهره‌مند شوند و به كسب دانش بپردازند.

ب)ايجاد ارتباطات و كسب وجهة اجتماعي: يكي ديگر از فوايد به اشتراك گذاري دانش و شركت در فعاليتهاي اشتراك دانش، ايجاد ارتباط با ساير افراد در سازمان و كسب شهرت و اعتبار است. بسياري از محققان (از جمله:داتون[1]،1976؛یو،ویلکنس وما[2]،2004) بر اين نكته تأكيد كرده اند و معتقدند كه شركت در فعاليت هاي اشتراك دانش، به كسب احترام بيشتر از سوي ساير كاركنان سازمان و برقراري ارتباط با آنها منجر خواهد شد.

ج)احساس مسئوليت به كار: احساس مسئوليت نسبت به محيط كار نيز يكي از مواردي است كه در تحقیقاتی(ویلیامزوهازر[3]،1986؛پوتی وهمکاران[4]،1990وهاوچو[5]،2006) به عنوان يك عامل فردي مؤثر در جهت اشتراك‌گذاري دانش از آن ياد شده است. كاركناني كه در سازمان براي كار خويش ارزش بيشتري قايل و احساس مسئوليت بيشتري داشته باشند، به تلاش در سازمان تمايل بيشتري دارند و سعي مي‌كنند از طريق انتقال دانش و تجربيات خود، عملكردهاي سازمان را بهبود بخشند(کیم ولی،2012).

 

2-1-3-12-2-عوامل سازماني مؤثر براي شركت در فعاليت هاي اشتراك دانش

از سوي ديگر، عوامل سازماني مواردي را دربرمي گيرد كه تحت تأثير امكانات سازماني و فرهنگ حاكم بر سازمان مي باشد. ايجاد اعتماد سازماني و تقويت روحيه اعتماد در ميان كارمندان، نقش مؤثري بر اشتراك دانش در سازمان دارد. محيط مبتني بر تشريك مساعي و همكاري نيز تأثير بسياري بر فرايند اشتراك دانش دارد. در چنين محيطي، اعتماد رشد مي كند و افراد متوجه خواهند شد كه با اشتراك دانش نه تنها ضرري به آنها نمي‌رسد، بلكه منافع بسياري نيز براي آنها به ارمغان خواهد داشت. روش، رفتار و عملكرد مديريت نيز با توجه به توانايي وي در شكل دهي به ساختارها و فرايندهاي سازماني مرتبط با مديريت و اشتراك دانش، همچنين پرورش هنجارها و ارزش هايي در اين خصوص، مي تواند به گونه‌اي مؤثر در اشتراك دانش سازماني تأثيرگذار باشند(یو،2013). افزون بر اين، ايجاد راهبردهاي مناسب براي اشتراك دانش، مانند وجود پاداش و مشوق، در فرايند مديريت دانش تأثير گذار است. در اين رابطه، بسياري از محققان(الوی ولیدنر،2011) بر اهميت انواع نظام پاداش براي ايجاد انگيزه در كاركنان براي به اشتراك‌گذاري دانش تأكيد مي كنند. در اختيار داشتن زمان و وقت كافي براي شركت در فعاليت هاي اشتراك دانش نيز به عنوان يك عامل بسيار مهم شناخته مي‌شود.

الف)جو سازماني:محيط درون سازمان به عنوان عاملي مهم و تأثيرگذار بر اشتراك دانش شناخته شده است(گائو،2013).

ب)ديدگاه و عمل مديران: عملكرد مديريت به گونه اي كه به عنوان يك الگو در امر به اشتراك گذاري دانش عمل كند، تأثيري بسزا در پشتيباني از فعاليت ها و شكل‌گيري بسترهاي اشتراك دانش در سازمان خواهد داشت(هو و همکاران[6]،2010).

ج)اعتماد سازماني:اعتمادي كه از جانب رفتار و فعاليتهاي مديران ايجاد مي شود نيز در بسياري از متون به عنوان يك عامل مؤثر بر ايجاد انگيزه در كاركنان در جهت شركت در فعاليتهاي اشتراك دانش، معرفي شده است (هوو همکاران،2010).

د)زمان: زمان و وقت كافي، از عوامل مهم براي شركت در فعاليت هاي اشتراك دانش است. ممكن است ساختارها و راهبردهاي مناسبي براي به اشتراك گذاري دانش در سازمان فراهم شده باشد، ولي كاركنان به علت درگير بودن در مسئوليت هاي كاري و امور اجرايي، فرصت كافي براي استفاده از ابزارهاي اشتراك دانش و شركت در اين‌گونه فعاليت ها را نداشته باشند(هو و همکاران،2010).

ه) نظام پاداش دهي: كاركنان بايد براي به اشتراك گذاري دانش تشويق شوند. در اين راستا، ايجاد نظامي براي نهادينه كردن سياستهايي مدوّن در رابطه با انواع پاداش ها و سازوكارهاي تشويقي براي به اشتراك گذاري دانش اهميت بسياري دارد (یو،2013).

[1]– Duttonn

[2]-Yu, Wilkins & Ma

[3]– Williams & Hazer

[4]– Putti &et al

[5]– Ho & Chow

[6]-Hu & etal