مقالات و پایان نامه ها

معیارها در مدل تعالی سازمان و نحوه امتیازدهی به آنها

معیارها در مدل تعالی سازمان و نحوه امتیازدهی به آنها

مدل سرآمدی از نه معیار تشکیل شده است. این معیارها، هسته و قلب این مدل هستند و مبنای ارزیابی یک سازمان قرار می‌گیرند. اهداف و آرمان‌ها معمولا بلندپروازانه و دوردست هستند، لذا برای این که سازمان‌ها بدانند که برای رسیدن به این اهداف باید چگونه در عمل، کار و فعالیت کنند، به معیارهایی نیاز دارند که اجرای آنها در سازمان، موجب رسیدن به اهداف شود. معیارهای مدل تعالیبه دو دسته تقسیم می‌شوند:

الف: توانمندسازها: پنج معیار اول این مدل بوده، عواملی هستند که سازمان را برای رسیدن به نتایج عالی، توانمند می‌نمایند.

ب: نتایج: نتایجی هستند که سازمان سرآمد در حوزه‌های مختلف به آنها دست پیدا می‌کند و بیان کننده دستاوردهای حاصل از اجرای مناسب توانمندسازها هستند.

در مدل مدل تعالی معیارها روی هم، 1000 امتیاز دارند (500 امتیار برای توانمندسازها و 500 امتیاز برای نتایج). به عبارتی، اگر سازمان موفق شود که این مدل را کاملا در سازمان خود تحقق بخشد، می‌تواند 1000 امتیاز بگیرد. سازمان‌های اروپایی می‌توانند به طور سالیانه از مدل تعالی برای ارزیابی سازمان خود تقاضا نمایند. در صورتی که سازمان حداقل انتظارات را برآورده کند و بالاترین نمره ارزیابی را در میان متقاضیان کسب نماید، به عنوان برگزیده معرفی و جایزه اصلی به آن تعلق خواهد گرفت، شایان ذکر است که گرفتن حدود 700 امتیاز از این 1000 امتیاز، فقط در توان شرکت‌هایی با کلاس جهانی است (نجفی و حسینی،1382).

طبق مدل EFQM امتیازات وضعیت مطلوب برای معیارهای مختلف عبارتند از (جلودارممقانی،1384):

  • معیار رهبری: 100 امتیاز؛
  • معیار خط‌مشی و استراتژی: 80 امتیاز؛
  • معیار کارکنان:90 امتیاز؛
  • معیار منابع و شرکا: 90 امتیاز؛
  • معیار فرایند:140 امتیاز؛
  • معیار نتایج مشتری:200 امتیاز؛
  • معیار نتایج کارکنان:90 امتیاز؛
  • معیار نتایج کلیدی عملکرد:150 امتیاز؛
  • معیار نتایج جامعه:60 امتیاز.

مجموع کل امتیازات برابر 1000 است. سازمانی که برای نخستین بار اقدام به خودارزیابی می‌نماید و پیشتر برنامه خاصی برای قرار گرفتن در این مسیر نداشته، ممکن است کسب 50 درصد امتیازات از هریک از معیارها را برای خود مطلوب بداند.

در مدل معیارها به شرح زیر هستند:

  • رهبری: در این معیار مشخص می‌گردد که رهبران سازمان چگونه امکان توسعه و دستیابی به مامورت و چشم‌انداز را فراهم می‌سازند و چگونه ارزش‌ها (برای موفقیت درازمدت سازمان) تدوین و محقق می‌گردند و رهبران سازمان چگونه سیستم مدیریتی سازمان مشارکت می‌نمایند.
  • خط‌مشی و استراتژی: این معیار مشخص می‌کند که چگونه سازمان، ماموریت و چشم‌انداز خود را از طریق یک استراتژی شفاف با در نظر گرفتن منافع ذی‌نفعان سازمان محقق می‌سازد و چگونه این استراتژی از طریق خط‌مشی‌ها، برنامه‌ها، اهداف، مقاصد و فرایندها پشتیبانی می‌شود.
  • منابع انسانی: در این معیار مشخص می‌گردد که چگونه سازمان، دانش و توانایی‌های منابع انسانی خود را به طور انفرادی، تیمی و در سطح سازمان مدیریت کرده، توسعه می‌بخشند و از آنها بهره‌برداری می‌کند و آنها را به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌نماید که خط‌مشی و استراتژی سازمان و اجرای موثر فرایندها پشتیبانی شوند.
  • شراکت‌ها و منابع: این معیار مشخص می‌کند که چگونه سازمان، شرکای خارجی و منابع داخلی خود را مدیریت می‌نماید تا از خط‌مشی و استراتژی سازمان و اجرای موثر فرایندهای سازمان حمایت گردد.
  • فرایندها: این معیار مشخص می‌کند که چگونه سازمان فرایندها را طراحی و مدیریت می‌کند و بهبود می‌بخشد تا از خط‌مشی و استراتژی سازمان حمایت گردد و ضمن جلب رضایت کامل برای مشتریان و دیگر ذی‌نفعان به طور روزافزون برای آنها ایجاد ارزش نماید.
  • نتایج مشتریان: این معیار مشخص می‌کند که سازمان در ارتباط با مشتریان بیرونی خود چه نتایجی به دست می‌آورد.
  • نتایج منابع انسانی: این معیار مشخص می‌کند که سازمان در ارتباط با منابع انسانی خود چه نتایجی به دست می‌آورد.
  • نتایج جامعه: این معیار مشخص می‌کند که سازمان در ارتباط با جامعه محلی، ملی و بین‌المللی چه نتایجی به دست می‌آورد.
  • نتایج کلیدی عملکرد: این معیار مشخص می‌کند که سازمان در ارتباط با عملکرد برنامه‌ریزی شده خود چه نتایجی به دست می‌آورد( شارما و تالور،2007؛ EFQM، 2009)