مقالات و پایان نامه ها

مفهموم كنترل كيفيت

كنترل كيفيت

بنا به تعريف ايزو، كنترل كيفيت، فنون و فعاليت هاي عملياتي است كه براي برآورده كردن نيازمندي هاي كيفيت به كار مي روند. از اين تعريف استنباط مي شود كه هر فعاليتي اعم از پرداختن به بهبود، كنترل، مديريت يا تضمين كيفيت مي تواند يك فعاليت كنترل كيفيت باشد. آنچه اين تعريف نمي تواند بگويد اين است كه كنترل ها عملكرد را تنظيم مي كنند. كنترل ها از تغيير پيشگيري مي كنند و وقتي كنترل بر كيفيت اعمال مي شود، عملكرد كيفيت را تنظيم كرده و مانع تغييرات ناخواسته در استانداردهاي كيفيت مي شوند. كنترل كيفيت فرايندي براي حفظ استانداردهاست و نه ايجاد آن ها. استانداردها از طريق فرايند انتخاب، اندازه گيري و اصلاح كار حفظ مي شوند، بنابراين فقط محصولات يا خدماتي از اين فرايند پديد مي آيند كه مطابق استانداردها هستند. به عبارت ساده تر، كنترل كيفيت نمي گذارد تغييرات ناخواسته در كيفيت محصول يا خدمت عرضه شده به وجود آيد. كنترل كيفيت را مي توان در محصولات خاصي، در فرايندهايي كه محصول را توليد مي كند يا در خروجي كل سازمان، با اندازه گيري عملكرد كيفيت كلي سازمان، به كار بست.

كنترل كيفيت را اغلب فعاليتي پس از وقوع، يعني وسيله اي براي پي بردن به اين كه آيا كيفيت حاصل شده است يا خير و انجام اقداماتي براي اصلاح هر گونه نقايص احتمالي مي دانند. با اين حال مي توان نتايج را با كار گذاشتن حسگرهايي پيش، حين يا پس از پيدايش نتايج، كنترل كرد. همة اين ها بسته به آن است كه حسگر را كجا كار مي گذاريد، چه چيز را اندازه مي گيريد، و پيامدهاي نقص چيست. به بعضي عيوب نمي توان اجازة بروز داد،‌ از اين رو با برنامه ريزي و طراحي دقيق و سخت گيرانه از وقوع آن بايد جلوگيري كرد. عيوب ديگر چندان بحراني نيستند اما با استفاده از كنترل خودكار يا هوشمند سازي بايد بلافاصله اصلاح شان كرد. آنجا كه پيامدها چندان جدي نيستند و استفاده از حسگرها ديگر عملي يا ممكن نيست، آزمون و بازرسي انساني را به عنوان وسيله اي براي پي بردن به نارسايي مي توان به كار بست. وقتي اندازه گيري نارسايي بدون مشاهده گرايش در زمان طولاني مقدور نباشد، مي توان به كنترل اطلاعات روي آورد. كنترل اطلاعات، عمليات را بلافاصله متوقف نمي كنند اما وقتي از حدود تجاوز كرده باشند مي توان به خوبي از فنون كنترل اطلاعات استفاده كرد. در شكل 3-1 تحول پيش رونده كنترل ها از عدم كنترل كيفيت تا اعمال كنترل در تمام مراحل كليدي از آغاز تا پايان چرخه حيات نشان داده شده است. چنانچه مي بينيم اگر كنترلي در بين نباشد محصولات با كيفيت به طور اتفاقي و نه با طرحي توليد مي شود. هر چه بيشتر كنترل اعمال كنيد از توليد محصولات با كيفيت يكنواخت بيشتري مطمئن خواهيد شد اما بايد به تعادل معيني رسيد. قانون بازده نزولي را فراموش نكنيد.

غالباً عقيده بر اين است كه تضمين كيفيت موجب پيشگيري و آشكار سازي كنترل كيفيت مي شود اما كنترل تعيين شده براي يافتن نارسايي پيش از وقوع آن موجب پيشگيري است، همچون تقليل دادن تولرانس (رواداري) براي قرار گرفتن در محدودة مشخصات، به اين ترتيب كنترل كيفيت مي تواند مانع نارسايي شود. تضمين از طريق سنجش به دست مي آيد، حال آن كه كنترل نيتجه را به بار مي آورد. تضمين كيفيت محصول را تغيير نمي دهد، كنترل كيفيت اين كار را مي كند.

كنترل كيفيت واژه اي است كه به عنوان اسم بخش هم به كار مي رود. در بسياري موارد بخش كنترل كيفيت، فعاليت هاي بازرسي و آزمون را انجام مي دهد و عنوان آن از اختياراتي كه به اين گونه بخش ها داده شده است ناشي مي شود. بازرس ها محصولات خوب را از محصولات بد جدا كرده و اجازة ترخيص محصولات تأييد شده را صادر مي كنند. هم چنين معمول است كه بخش هاي كنترل كيفيت، فعاليت هاي كنترل عرضه كننده را كه تضمين كيفيت عرضه كننده يا كنترل فروشنده ناميده مي شود، انجام دهد. به همين دليل، به آنان اختيار داده شده تا محصولات را از عرضه كنندگان درون سازمان، چه از محل خود عرضه كننده و چه هنگام وصول به سازمان، ترخيص كنند.

از آنجا كه كنترل هر چيزي مستلزم توانايي اثر نهادن بر تغيير است، عنوان بخش كنترل كيفيت استفادة نادرست از اين واژه است چرا كه اين گونه بخش ها در واقع كيفيت را كنترل نمي كنند. آنها نوعي تنظيم كننده اند. اگر اين اختيار به آنان داده شده باشد كه جلوي ترخيص محصول را بگيرند، اين كنترل عرضه است نه كنترل كيفيت، اختيار تغيير محصول معمولاً در دست بخش هاي توليد است. جالب اينجاست كه فعاليت هاي مشابه در بخش طراحي نيز كنترل كيفيت ناميده نمي شود بلكه تضمين طراحي يا امثال آن گفته مي شود. كنترل كيفيت به مدت چندين دهه واژه اي بود كه عمدتاً در حوزه هاي ساخت و توليد سازمان به كار مي رفت و از اين رو تغيير دادن طرز نگرش مردم پس از سال ها استفادة نادرست از اين واژه، دشوار است.

در دوران اخير، فعاليت هاي بازرسي و آزمون به بخش هاي توليدي سازمان منتقل شده، و گاهي برچسب ها را نگهداشته و گاهي به برچسب هاي بازرسي و آزمون برمي گردند.

كنترل كيفيت، يا هر چيزي با محتواي آن را با طي كردن مراحل ذيل مي توان انجام داد:

  • مشخص كنيد كه چه عاملي بايد كنترل شود؛
  • درجة بحراني بودن و اين كه آيا لازم است نتايج پيش، بعد يا در ضمن وقوع، كنترل شود را تعيين كنيد؛
  • مشخصه اي را براي عاملي كه كنترل مي شود تعيين كنيد كه شامل حدود پذيرش و واحد اندازه گيري باشد؛
  • طرح هايي براي كنترل فراهم كنيد كه وسيلة دستيابي به ويژگي ها را مشخص كرده و تغييرات را آشكار و حذف مي نمايد؛
  • منابعي براي اجراي طرح هاي كنترل كيفيت سازماندهي كنيد؛
  • حسگري را در نقطة مناسبي از فرايند كار بگذاريد تا پخشودگي مشخصات را برداشت كند؛
  • داده ها را جمع آوري و براي تحليل به محلي منتقل كنيد؛
  • نتايج را تصديق كنيد و علت پخشودگي را ريشه يابي كنيد؛
  • در مورد رفع اشكال، برنامه ريزي و اقدام لازم براي باز گرداندن به وضع مطلوب را، تعيين كنيد:
  • اقدام مورد توافق را انجام دهيد و وارسي كنيد آيا پخشودگي تحت بررسي تصحيح شده است يا نه.