منابع مقاله درباره هوش معنوی، هوش هیجانی، انطباق پذیری، توانایی ها

دانلود پایان نامه

معنویت با امور شخصی، تأثیرگذار و ناشی از تجربه و تفکر در ارتباط است” . وی این را امری محدودکننده و بازدارنده نیرویهای انسانی، و معنویت را امری پسندیده می داند که با بزرگترین توانمندی های بشر در ارتباط است.
دین به معنای نظام اعتقاد به خداوند یا نیروی فوق بشری، شعائر عبادی یا دیگر مراسم متمایل به چنین نیرویی است. اما در مقابل، معنویت تجربه ای است که با آگاهی یافتن از یک بعد غیرمادی همراه است و ارزش های قابل تشخص آنرا معین می سازد. این ارزشها به دیگران، خود، طبیعت و زندگی مربوطند و به هر چیز که فرد بعنوان غایی قلمداد می کند اطلاق می شود. بعبارت دیگر معنویت آگاهی از بعد غیرمادی، داشتن معنا و هدف در زندگی، داشتن رسالت در زندگی، تقدیس زندگی، احساس نوع دوستی و آگاهی از زندگی خود و دیگران است.
دایمن19 تفاوتهای میان معنویت و دین را مشخص می کند. مذهب یک امر بیرونی و خارجی است که بر شعائر و قوانین دینی و تشریفات تأکید دارد در حالی که معنویت امری است که تمرکزش بر مسائل درونی می باشد و غیر متعصبانه، غیر انحصاری، غیر جنسیتی و غیر پدرسالارانه است.
میترف و دنتون در تحقیقات جامع و تجربی که در سال 1999 داشته اند به این نتیجه رسیده اند که افراد بین دین و معنویت فرق می گذارند. تقریباً 30% پژهش شدگان در این تحقیقات در مورد دین و معنویت دیدگاهی مثبت داشتند، تقریباً 2% دیدگاهی مثبت به دین و دیدگاهی منفی نسبت به معنویت، حدوداً یا اکثریت به معنویت دیدگاهی مثبت و به دین دیدگاهی منفی داشتند و دیدگاه 8% از آنان هم نسبت به دین و هم نسبت به معنویت منفی بود و بنابراین تقریباً 90% افراد نسبت به معنویت نگرش مثبت داشته اند. نتایج تحقیقات میتروف و دنتون منجر به 4 جهتگیری نسبت به دین و معنویت شد که بطور خلاصه آنرا در جدول می توان مشاهده کرد:
جدول( 3-2) جهتگیری های مختلف نسبت به دین و معنویت
معنویت
نگرش مثبت نگرش منفی

دین بر معنویت تفوق دارد و منبع اصلی اعتقدات و ارزش هاست.
دین و معنویت هم معنا و غیرقابل تفکیک اند، و هر دو منبع اصلی برای اعتقادات یا ارزش های جهانی اند.
نگرش مثبت نگرش منفی
دین
نه دین بنیادین است و نه معنویت، ارزش های جهانی می توانند بطور مستقل و بدون توجه به دین و معنویت تعریف شوند.
معنویت بر دین تفوق دارد و منبع اصلی اعتقادات یا ارزش های جهانی است.

در رابطه با تحقیقات انجام شده در رابطه با معنویت و دین گرایش های متفاوتی وجود دارد:
اول اینکه دین و معنویت عموماَ بعنوان مفاهیمی دارای همپوشانی و در عین حال متفاوت مدنظر واقع می شوند.
دوم اینکه معنویت معمولاً بطور وسیع تعریف می شود، در حالی که دین از نظر نهادها، سیستم اعتقادی و تشخیص گروهی بصورت محدودتری درک می شود.
سوم اینکه معنویت حالت فرد گرایی دارد و به تأثیرگذاری ( یا تأثیر پذیری اشاره می کند)؛ اما دین رفتاری و جامعه گراست.
چهارم اینکه نمی توان آنها را با عبارات کاملاً خوب یا بد توصیف کرد.
در واقع بنا به گفته هیل و گری20 تفاوت میان آنها را می توان به این صورت خلاصه کرد:
دین بیشتر متمرکز بر جامعه است ولی معنویت بیشتر به سمت فرد گرایش دارد، دین قابل مشاهده تر است و از قابلیت سنجش و ارزیابی و عینیت بیشتری برخوردار است؛ در حالی که معنویت کمتر مشهود است و از قابلیت سنجش کمتری برخوردار است و بعلاوه ذهنی تر است، دین رسمی تر، مشخص تر و سازمان یافته تر است اما معنویت غیر رسمی و نامشخص تر است و کمتر حالت نظامند دارد. دین بیشتر رفتارگراست و بر فعالیت های بیرونی و ظاهری تأکید دارد ولی معنویت بیشتر مبتنی بر احساس است و از حالت درونی بیشتری برخوردار است ( گلچین، 1390؛20-22).

3-2-2 هوش معنوی
در تعریف آمرام21، هوش معنوی توانایی بکارگیری منابع ارزشها و کیفیت های معنوی است به گونه ای که بتواند کارکرد روزانه و آسایش و سلامت روحی و روانی را ارتقا دهد(آمرام، 2007: 2). هوش معنوی چارچوبی برای شناسایی و سازماندهی مهارتها و توانایی های موردنیاز است به گونه ای که با استفاده از معنویت میزان انطباق پذیری افزایش می یابد(آمرام، 2009 و به نقل از سجادی، 1390). هوشمعنويبهزندگيدرونيذهنوارتباطآنباهستي ووجوددرجهانمربوطاست.هوشمعنويتواناييفهميدن عميقسؤالاتمعنويوبينشدرونيوازسطحهايچندگانه هوشاست. هوشمعنويهوشياريكاملدروني،آگاهي عميقازجسم،ماده،روانومعنويتاست. هوشمعنوي بيشترتواناييذهنيفردياستوبهفرد،روابطبينفرديو روانمربوطاست. نگرشآگاهيازخود،ارتباطبامتعالي، ديگران،زمينوموجوداتهستياست( زارع و همکاران، 1391: 60).
ویگل ورث در سال 2003، هوش معنوی را اینگونه تعریف می کند؛ هوش معنوی توانایی عمل همراه با آگاهی و ترحم را دارد در عین حال که سلامت و آرامش درونی و بیرونی را صرف نظر از شرایط حفظ می کند( ویگل ورث، 2003: 4). در واقع هوش معنوی یک هوش ذاتی انسانی است و همانند هر هوش دیگری می تواند رشد کند، این بدین معناست که می توان آنرا توصیف و اندازه گیری کرد. ایمونز هوش معنوی را نوعی هوش غایی که مسائل معنوی و ارزشی را به ما نشان می دهد(سجادی،1390: 6). زوهار و مارشال (2000) معتقدند که این هوش موجب می شود که فرد در برابر رویدادها و حوادث زندگی بینشی عمیق بیابد و از سختی های زندگی نترسد و با صبر و تفکر با آنها مقابله کند و راه حل های منطقی و اساسی برای آنها بیابد. مک شری و همکارانش در سال 2002 اینگونه تاکید می کنن
د که هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که سبب اثرگذاری بر عملکرد وی می شود بگونه ای که شکل واقعی زندگی را قالب بندی کند.
هوش معنوی باعث افزایش قدرت انعطاف پذیری و خودآگاهی انسان شده است، بطوری که در برابر مشکلات و سختی های زندگی بردباری و صبوری بیشتری دارند. در واقع هوش معنوی ظرفیتی برای الهام است و با شهود و نگرش کل نگری به جهان هستی در حستجوی پاسخی برای پرسش های بنیادین زندگی و نقد سنتها و آداب و رسوم می باشد( سجادی، 1390: 38 و زارع و همکاران، 1391: 60).
وگان22 معتقداستكههوشمعنوي،يكيازانواع هوشهايچندگانهاستكهبهطورمستقلميتواندرشدو توسعهيابد. هوشمعنوينيازمندشيوههايمختلفشناختو وحدتزندگيدرونيذهنوروحبازندگيدردنيايهستي است. هوشمعنويميتواندبهوسيلهتلاش،جستجوو تمرين پرورشيابد.انسانبرايكسبقدرتتشخيصدر تصميمگيريهاييكهبهرشدسلامتنفسوروانكمك ميكند،نيازمندهوشمعنوياست( زارع و همکاران،1391: 60). در جدولزيرتعاريفديگرهوشمعنوي که در سال 1391 توسط دکتر زارعی و همکارانش بطور مختصر دسته بندی شده است را ارائهمی دهیم.

جدول)4-2( تعاریف ارائه شده از هوش معنوی
ردیف
ارائه دهنده
تعریف هوش معنوی
سال
1
بولينگ
نوعيدانشاستكهسبكزندگيرابيانميكندوشناختيرامشخصميكندكهاعمالانساني رادرپديدهاصليوجودالويتبنديميكندوگسترهزندگيرادرعشقتوسعهميدهد.
1998
2
امونز
كاربردانطباقىاطلاعات معنوىدرجهتحلمسئلهدرزندگىروزانهوفراينددستيابىبه هدف.
1999
3
زوهار و مارشال
این هوش موجب می شود که فرد در برابر رویدادها و حوادث زندگی بینشی عمیق بیابد و از سختی های زندگی نترسد و با صبر و تفکر با آنها مقابله کند و راه حل های منطقی و اساسی برای آنها بیابد.
2000
4
زوهار و مارشال
استعداديذهنيكهانساندرحلمسائلمعنويوارزشيخودبهكارميگيردوزندگيخودرا درحالتيازغناومعناقرارميدهد.
2000
5
لوين
شهودرادربرميگيردكهورايهوش عقلايي،خطيوتحليليماست.
2000
6
نوبل
استعدادذاتيبشرياست وعملكردذهنيانسانرامنعكسميكند.
2001
7
ولمن
دربرگيرندهتفكر،ادراكوحل مسئلهاستوظرفيتيانسانياستبرايپرسيدنسوالاتغاييدر خصوصمعنايزندگيوتجربهارتباطاتيكپارچهبينهريكازماوجهانيكهدرآنزندگي ميكنيم.
2001
8
سيسكوتورنس
خودآگاهيعميقتروآگاهيهرچهبيشترازابعادخود،نهفقطبه عنوانجسم،بلكهبه عنوانفكر وجسموروحراتشريحميكند.
2001
9
بازن
آگاهيازجهانومكانيكهدرآنهستيم.
2001
10
والش و وگان
دربرگيرندهمجموعهايازقابليتهاست،وتوانائيهاييمانندخودآگاهيبيشتر،آگاهيازماهيت چندبعديحقيقت،دارابودنتقوا،شناختتقدسدرفعاليتهايروزانهميباشد.
2002
11
مک شری و همکارانش
زیربنای باورهای فرد است که سبب اثرگذاری بر عملکرد وی می شود بگونه ای که شکل واقعی زندگی را قالب بندی کند.
2002
12
وگان
يكيازانواع هوشهايچندگانهاستكهبهطورمستقلميتواندرشدو توسعهيابد و ظرفيتياست برايفهمعميقمسائلمربوطبههستيوداشتنسطوحچندگانهآگاهي.
2002
13
مک هاوک
تجربياتمحسوس،منحصربهفرد،توسعه يافتگي،وخودشكوفاييتعريفميشود.
2002
14
ویگل ورث
توانایی عمل همراه با آگاهی و ترحم (خرد) را دارد در عین حال که سلامت و آرامش درونی و بیرونی را صرف نظر از شرایط حفظ می کند
2003
15
نازل
ازروابطفيزيكيوشناختيفردبامحيطپيرامونخودفراتررفتهوواردحيطهشهوديومتعالي ديدگاهفردبهزندگيخودميگردد.
2004
16
چالز مارک
جنبه هايشناختيوعاطفيذاتمارادربرميگيرد،وبهعنوانجزئيازهوش كلياست،كه بصيرت،تجربيات،وماوراءراشاملميشود.
2004
17
اسکالر
رويكرديجديدنسبتبهزندگيخودوديدنزندگيبهعنوانيكسيستمبهمپيوسته،و سيستمياستكهشاملابعادروحيانسانميشود.
2005
18
سانتوس
درارتباطباآفرينندهجهانوشناختقوانينزندگيوبنانهادنآنبراساساينقوانينميباشد.
2006
19
آمرام
توانایی بکارگیری و بروز ارزشها و کیفیت های معنوی است به گونه ای که بتواند کارکرد روزانه و آسایش و سلامت روحی و روانی را ارتقا دهد
2007
20
سینگ جی
تواناييذاتي،تفكرودركپديده هايمعنوياستورفتارروزانهماراباايدئولوژيمعنويهدايت می کند.
2008
21
کینگ
مجموعه هایيازظرفيتهايعقليكهبهآگاهيكاملوكاربردانطباقيازجنبههايمعنويوجهان مافوقوجوديشخصكمكميكندومنجربهخروجيهاييمانندتفكروجودي عميق،افزايش معنا،شناسايي عالممافوقوسلطهحالتهايمعنويميشود.
2008
22
آمرام
چارچوبی برای شناسایی و سازماندهی مهارتها و توانایی های موردنیاز است به گونه ای که با استفاده از معنویت میزان انطباق پذیری افزایش می یابد( زارعی متین و همکاران،1390؛74-75).
2009
23
زارع
• تواناييفهميدن عميقسؤالاتمعنويوبينشدروني.
• هوشياريكاملدروني،آگاهي عميقازجسم،ماده،روانومعنويتاست.
• هوشمعنوي بيشترتواناييذهنيفردياستوبهفرد،روابطبينفرديو روانمربوطاست
• نگرشآگاهيازخود،ارتباطبامتعالي، ديگران،زمينوموجوداتهستياست
1391
24
سجادی
یک هوش ذاتی انسانی است و همانند هر هوش دیگری می تواند رشد کند، این بدین معناست که می توان آنرا توصیف و اندازه گیری کرد.
1390

در فرهنگ وبستر هوش معنوی شامل توانایی فهمیدن، بکار بردن ماهرانه، نتیجه را مورد استفاده قرار دادن و محیط شخصی را زیر نفوذ خود درآوردن تعر
یف می شود.
تحقیقات گاردنر دلالت بر انواع متفاوت هوش که نسبتاً مستقل از یکدیگر رشد پیدا می کنند و هر مهارت، مخصوص ناحیه ای از مغز است که بالاترین آن هوش معنوی است:
1. هوش بدنی(PQ): توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیاء.
2. هوش عقلی(IQ): مربوط به مهارتهای منطقی و زبان شناسی ماست که بیش از سایر هوش ها در سیستم آموزشی بکار گرفته می شود.
3. هوش هیجانی(EQ): در زمینه کسب موقعیت در بازار نفش مهمی دارد. و ما را در برقراری ارتباط یاری می دهد و تا حدی از قابلیت پیشگیری برخوردار است. همچنین بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یا به عبارتی دیگر توانایی همدلی با دیگران و شنیدن احساسات دیگران است.
4. هوش معنوی(SQ): شامل هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکردی همراه با بصیرت و ملایمت و مهربانی می باشد. و توانایی بدست آوردن قدرتی است که ما را در رسیدن به رویاهایمان یاری دهد.
اکثر روانشناسان معتقدند که عامل موفقیت های کارکنان به میزان 20% به بهره هوشی، 80% به هوش هیجانی و هوش معنوی بستگی دارد. در حالی که ضریب هوشی در طول عمر تقریباً ثابت است. هوش عاطفی و هوش معنوی را می توان توسعه داد( آقایار،1385، به نقل از سجادی،1390:

دیدگاهتان را بنویسید