No category

پایان نامه با واژگان کلیدی آسیای مرکزی، سازمان همکاری شانگهای، سازمان شانگهای، ژئوپلیتیک

آنها در منطقه، رقابت چین و روسیه بر سرایفای نقش برتر در این سازمان، اهداف و اولویتهای متفاوت و بعضا متعارض برخی از اعضا و فقدان و ناکارآمدی سیستم ها و زیرساخت های مورد نیاز برای شکل گیری یک سازمان و پیمان منطقه ای پویا و فعال در کشورهای عضو نام می برد.
– یزدانی و تویسرکانی (۱۳۸۶) در مقالهای با عنوان ” سازمان همکاری شانگهای و روند چند جانبهگرایی ” کوشیده اند تا تواناییها و ناتوانیهای اعضای این سازمان را از وجوه مختلف مورد بررسی قرار دهند.
موقعیت ژئوپلیتیکی و نزدیکی نسبی سه کشور چین، روسیه و ایران و دیگر اعضای سازمان همکاری شانگهای و واقع شدن آنها در منطقه اوراسیا و آسیای مرکزی و نیز همجواری با منابع انرژی منطقه قفقاز، این کشورها را جهت یافتن جایگاه شایستهتر به تکاپو انداخته است. از دستاوردهای مهم سازمان شانگهای در سال های اولیه تشکیل آن، می توان به توسعه همکاریهای چند جانبه و متقابل منفعت آمیز در زمینه های سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک، اقتصادی، بازرگانی و دیگر زمینهها اشاره کرد. چرا که در ابتدا، فلسفه تشکیل چنین سازمانی، تقویت و گسترش حس اعتماد سازی میان این کشورها محسوب می شد.
به طور کلی تواناییها و قابلیتهای سازمان شانگهای را که در اصل ناشی از ظرفیت تک تک اعضای آن است می توان در قالب پارامترهایی چون جمعیت، قدرت اقتصادی، توان نظامی، نفوذ فرهنگی و پیشرفت های فنی و تکنولوژی بیان نمود که در هریک از دولتهای عضو این سازمان، نمونههایی از آن را می توان یافت.
نتیجه این پژوهش چنین است؛
سازمان شانگهای از جمله بازیگرانی است که قابلیت مطرح شدن به عنوان یک قطب قدرت در نظام بین الملل را داراست. اما با توجه به انگیزهها و قابلیتها و نیز موانع و ضعفهای شانگهای در این مسیر و همچنین با در نظر گرفتن واقعیت وضعیت وابستگی و تبعیت اعضای این سازمان از غرب، در اکثر معادلات بین المللی، این سازمان نمی تواند اهرم مناسبی علیه تحرکات غربی به حساب آید. بنابراین سازمان همکاری شانگهای در آیندهی نزدیک ظرفیت ایجاد قطبی از قدرت را خواهد داشت که توان همپایگی اقتصادی – استراتژیکی لازم با قدرت هژمون ایالات متحده را دارا باشد. و این مستلزم قطع وابستگیهای خویش از امکانات و قابلیت های امریکا در تمامی زمینه ها و خاتمه دادن به وضعیت وابستگی یک جانبه خواهد بود.
سازمان همکاری شانگهای هرچند از لحاظ سیاسی – نظامی می تواند نقش ژئوپلیتیکی مهمی در تحولات جهانی ایفا کند اما حقیقت این است که این سازمان بدون دستیابی به تکنولوژی پیشرفته روز و همچنین بدون ایجاد ساختارهای هماهنگ نظامی – استراتژیک میان اعضای آن، نمی تواند به مثابه نطفه یک بلوک بندی بین المللی، بلوک شرق جدید درمقابل غرب بنا کند.(یزدانی و تویسرکانی، ۱۳۸۶)
– آلیسون۹ (۱۳۸۲) در مقاله با عنوان” امنیت منطقهای و همکاریهای دفاعی در آسیای مرکزی” به بررسی ساختارهای همکاریهای چند جانبه در آسیای مرکزی ، که جهت کاستن و تعدیل تهدیدها و تخفیف بحرانها ایجاد شده اند می پردازد. وی در این مقاله سازمان همکاری شانگهای را مدل جایگزینی برای همکاری چند جانبه در آسیای مرکزی با رویکرد به شرق معرفی می کند، و علاقمندی اعضای سازمان را در ابتدا به ارتقاء همکاری های امنیتی، مبارزه با تروریسم، جدایی طلبی و افراط گرایی مذهبی بیان می دارد.
وی نتیجه گیری کرده است که؛ سازمان همکاری شانگهای تلاش دارد تا اجازه دهد علایق امنیتی چین در آسیای مرکزی در چارچوب منطقه ای نمایان گردد. اما این سازمان قادر نیست اساسی برای چارچوب پیوندهای دفاعی چند جانبه جهت کشورهای آسیای مرکزی فراهم نماید. (روی آلیسون،۱۳۸۲)
– بوهر۱۰(۱۳۸۲) در مقاله تحت عنوان ” همکاری منطقه ای و ژئوپلیتیک جدید در آسیای مرکزی ” دلایل شکست منطقه گرایی در آسیای مرکزی را بررسی نموده است. از نظر وی تا زمانی که وضعیت این کشورها از نظر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تغییر نکند هیچ امیدی به شکل گیری منطقه گرایی واقعی در آسیای مرکزی نمی توان داشت. دلایل عدم توفیق منطقه گرایی در آسیای مرکزی از نظر وی عبارتند از:
– رقابت بین کشورهای این منطقه بویژه ازبکستان و قزاقستان.
– بافت و ساختار کشورهای منطقه.
– رژیم سیاسی حاکم بر این کشورها به عنوان یک عامل سیاسی محدود کننده منطقه گرایی محسوب می شود .
وی نتیجه گیری می کند که؛ بزرگترین تهدید علیه امنیت و ثبات منطقهای آسیای مرکزی، نه از افغانستان، روسیه و یا گروههای اسلام گرا بلکه از درون خود منطقه سرچشمه می گیرد.(آنت بوهر،۱۳۸۲)
– واتسون۱۱ (۱۳۸۵) در پژوهشی با عنوان ” سازمان همکاری شانگهای؛ امنیت ایران در قرن بیست و یکم” به بررسی موضوع عضویت ایران در سازمان شانگهای پرداخته است. او معتقد است سازمان شانگهای ظرف ۵ سال پس از سال ۲۰۰۱، به سرعت تبدیل به یک سازمان امنیتی منطقه ای بالقوه قدرتمند شده است. روسیه و چین دو ستون اصلی این سازمان را تشکیل می دهند. سازمان مذکور می تواند بخش مهم ترکیب بندی مجدد و رو به گسترش اتحادهای استراتژیک باشد که منادی پایان عصر تک قطبی بعد از جنگ سرد است. بسیاری از نویسندگان امریکایی عضویت ایران در سازمان مذکور را تأیید نهایی این موضوع می دانند که این سازمان بسیار دقیق و ماهرانه در حال تبدیل به یک وزنهی تعادل ژئوپلیتیکی در مقابل ایلات متحده است. پیوستن ایران به سازمان شانگهای منادی حرکت فکری و روانی ایران به سمت شرق بوده وایران به دنبال حفظ امنیت خود در مقابل تهدیدهای خارجی و به خصوص کاهش قدرت تهدید امریکا علیه خود از طریق اتحاد با چین و روسیه است. (گرگ واتسون،۱۳۸۵)
منابع فصل دوم
۱- قوام عبدالعلی،۱۳۷۰، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، سمت، تهران.
۲- یزدان پناه درو کیومرث،۱۳۸۹، اتحادیه ی شانگهای چشم اندازها ، بیم ها و امیدها، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
۳- حافظ نیا محمدرضا، ۱۳۸۵،اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، انتشارات پاپلی، مشهد.
۴- آقایی سید داود،۱۳۸۶ ، سازمان های بین المللی، انتشارات سرای عدالت ، تهران .
۵- انوری حمیدرضا – رحمانی موحد مرتضی،۱۳۸۸، سازمان همکاری شانگهای؛چشم اندازی به سوی جهان چند قطبی، انتشارات وزارت خارجه، تهران
۶- عزتی عزت الله،۱۳۸۶، نظریه های جدید جغرافیای سیاسی، نشر قومس، تهران.
۷- امنیت در خاورمیانه، پژوهشکده مطالعات راهبردی، مطالعات راهبردی ۱۳۸۱.
۸- مجتهد زاده پیروز- عسگری سهراب،۱۳۸۵، جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک (عمومی و ایران)، دانشگاه پیام نور، تهران.
۹- بلیس جان،۱۳۷۸، امنیت بین المللی در عصر پس از جنگ سرد، ترجمه: حسین محمدی، دوره عالی جنگ سپاه، تهران.
۱۰- برژنیسکی زبیگنیو،۱۳۸۹، در جستجوی امنیت ملی، ترجمه: ابراهیم خلیلی، نشر سفیر، تهران.
۱۱- کریگ.ای. اسنایدر، ساختارهای امنیت منطقه‌ای، برگردان محمود عسگری، راهبرد، شماره ۲۱، پاییز ۱۳۸۰.
۱۲- عامری هوشنگ،۱۳۷۰، اصول روابط بین الملل، نشر آگاه، تهران.
۱۳- سیف زاده سید حسین، ۱۳۸۴، نظریه ها و تئوری های مختلف در روابط بین الملل فردی – جهانی شده، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران.
۱۴- کاظمی سید علی اصغر، ۱۳۷۰، نظریه همگرایی در روابط بین المللی تجربه جهان سوم، پیک ایران، تهران.
۱۵- سازمان همکاری شانگهای، ۱۳۸۸، انتشارات وزارت خارجه، تهران.
۱۶- امیر احمدیان بهرام ، “آسیاى مرکزى و حدود آن “، فصلنامه مطالعات آسیاى مرکزى و قفقاز، سال سوّم، شماره ۵( تابستان ۱۳۷۳)
۱۷- واعظی محمود، ” تحولات سازمان همکاری شانگهای و عضویت ایران “، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۵۳، بهار ۱۳۸۵.
۱۸- اخوان کاظمی، مسعود، “سازمان شانگهای؛ اهمیت ژئواستراتژیک” فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۵۵،پاییز ۱۳۸۵.
۱۹- شفیعی نوذر،” سازمان همکاری شانگهای و نسل سوم منطقهگرایی در آسیا”،شماره ۵۳، بهار ۱۳۸۵.
۲۰- رحمان خالد، ” سازمان همکاری شانگهای؛چشم اندازها و فرصت ها” ترجمه فاطمه سلطانی، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۵۵، پاییز ۱۳۸۵.
۲۱- دویودی راماکانت، ” سازمان همکاری شانگهای تقویت مشارکت برای همکاری منطقهای” ترجمه فاطمه سلطانی، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۵۵، پاییز ۱۳۸۵.
۲۲- مرادی فتح الله، ” سازمان همکاری شانگهای قدرتی توازن بخش” فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۶۲، تابستان ۱۳۸۷.
۲۳- کولایی الهه، ” سازمان شانگهای و امنیت آسیای مرکزی”، پژوهش علوم سیاسی، شماره سوم، پاییز و زمستان ۱۳۸۵.
۲۴- عزتی عزت الله – یزدان پناه درو، ” تحلیلی بر ژئوپلیتیک پیمان اقتصادی – امنیتی شانگهای با تأکید بر چشم انداز عضویت ایران در این سازمان”، فصلنامه ژئوپلیتیک، سال سوم، شماره سوم، پاییز ۱۳۸۶.
۲۵- خانی محمدحسن،” از هلسینکی تا شانگهای”، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،دوره چهارم، شماره ۵۳، بهار ۱۳۸۵.
۲۶- یزدانی عنایت الله – تویسرکانی مجتبی، ” سازمان همکاری شانگهای و روند چند جانبه گرایی در نظام بین الملل”، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دوره چهارم، شماره ۵۷، بهار۱۳۸۶.
۲۷- الیسون روی، ” امنیت منطقهای و همکاریهای دفاعی در آسیای مرکزی”، ترجمه: کاوه عقدایی، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال دوازدهم، شماره ۴۴، زمستان ۱۳۸۲.
۲۸- بوهر آنت،” همکاری منطقهای و ژئوپلیتیک جدید در آسیای مرکزی”، ترجمه: شهرام ترابی، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال دوازدهم، شماره ۴۵، بهار ۱۳۸۳.
۲۹- واتسون گرگ،” سازمان همکاری شانگهای؛ امنیت ایران در قرن بیست و یکم”، ترجمه: فاطمه سلطانی، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال پانزدهم، شماره ۵۵، پاییز ۱۳۸۵.
۳۰. Michael Kraiy, “Assesing Alternative Security Frame works for the Persian Gulf, “Middle East Policy Council, Vol. 1, fall 2004, No.3.p, 3.
۳۱. Fellmann, Jerome & others, Strategic Geography. 2001, London. P, 467.

فصل سوم
مواد و روشها

دلایل و ضرورتهای شکل گیری سازمان همکاری شانگهای
اجتماع و همکاری چند کشور در قالب یک تشکل منطقهای مستلزم داشتن زمینه ها و محورهای مشترک برای تعامل و همکاری سازنده است. طبیعتا سازمان شانگهای نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و پر واضح است که کشورهای عضو این اتحادیه بنا بر نیازها، هدفها و دغدغه های مشترکی که دارند، گرد هم جمع شده و فعالیتهایی را در پیش گرفته اند.(یزدان پناه،۱۳۸۹، ص۱۲۵)
همگرایی منطقهای؛ اولین چارچوب تئوریک و دلیل استراتژیک تشکیل این سازمان همگرایی منطقهای است که در جهت پیاده کردن سلسله سیاست های تدوین شده دست به چنین کاری زدند تا با حذف محدودیت های تجاری و موانع و تبعیضات و فواصل اقتصادی موجود و به حداقل

دیدگاهتان را بنویسید