No category

پایان نامه با واژگان کلیدی آسیای مرکزی، سازمان همکاری شانگهای، محیط امنیتی، سازمان شانگهای

ر قدر میزان ارتباط میان اعضا ، درک آنها از مشکلات و نیازهای یکدیگر بیشتر باشد و منافع جمعی را فدای منافع تنگ نظرانه ملی نکنند، امکان همگرایی بیشتر است .
کارل دویچ در رابطه با همگرایی معتقد است که ارتباطات نقش بزرگی را در نزدیکی جوامع بازی می کند. هرچه ارتباطات در زمینه های حمل و نقل ، توریسم ، مراودات پستی ، تجارت و مهاجرت بیشتر باشد ، این جوامع بیشتر به هم نزدیک می شوند و به جای منازعه به همکاری روی می آورند. (کاظمی، ۱۳۷۰، ص ۳۸).

آسیای مرکزی:

شکل شماره ۱: نقشه سیاسی آسیای مرکزی
منبع : http://www.ecoworld.org/articles/images/centasia_map.jpg
آسیای میانه یا آسیای مرکزی سرزمین پهناوری در قاره ی آسیا است که هیچ مرزی با آب ‌های آزاد جهان ندارد. اگر چه مرزهای دقیقی برای این سرزمین تعریف نشده‌است، اما معمولاً آن را دربرگیرنده کشورهای امروزی ازبکستان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، و مغولستان می‌دانند.
آسیای مرکزی در طول تاریخ با عشایر و جادهی ابریشم یادآوری شده‌ است و مانند جاده‌ای برای پیوند مردم، جابجایی کالاها و اندیشه‌ها بین اروپا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و آسیای شرقی بوده‌است.
در متون کلاسیک، آسیای مرکزی هیچگاه به آنچه که امروزه به عنوان دولتهای آسیای مرکزی می شناسیم، محدود نشده بود. ایران، افغانستان، شمال پاکستان و غرب چین، همه بخشی از آسیای مرکزی قدیمی محسوب می شدند که خود زیر مجموعه یک واحد جغرافیایی بزرگتر با عنوان آسیای داخلی که مغولستان، تبت و کشمیر را هم شامل می گردید.(سازمان همکاری شانگهای، ۱۳۸۸،ص ۵۷)

شکل شماره ۲: نقشه طبیعی آسیای مرکزی
منبع : http://fa.wikipedia.org/wiki/Central_Asia_Physical.jpg
در برخی از تعاریف آسیاى مرکزى برابر است با :
الف – ترکستان غربى ترکستان ناحیه‏اى در آسیا است که از چهار سو به سیبرى، بحر خزر، افغانستان، هند، تبّت و مغولستان محدود مى‏شود. این ناحیه به دو بخش شرقى (ترکستان، چین و مغولستان) و غربى (سرزمین‏هاى شوروى سابق) تقسیم مى‏گردد .
ب پنج جمهورى قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان .
ج منطقه‏اى وسیع و متشکل از ایران، پنج جمهورى مذکور، افغانستان، تبّت، سین‏کیانگ در چین و مغولستان .
د ماوراءالنهر که شامل نواحى شرقى رود جیحون و یا نواحى میان رودخانه‏هاى جیحون و سیحون است.(امیرحمدیان، ۱۳۷۳، ص۳۷)

پیشینه تحقیق
در بخش پیشینه تحقیق، اغلب پژوهشها و مقالاتی که نگارنده جستجو کردم، بیشتر به نحوه شکل گیری، ساختار، اجلاسها، عضویت ایران، منافع چین و روسیه از ایجاد این سازمان، و مقابله با یکجانبه گرایی امریکا و تقابل قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در آسیای مرکزی پرداختهاند و مستقلا به دنبال بررسی نقش سازمان همکاری شانگهای در تأمین امنیت و برقراری آن در آسیای مرکزی پرداخته نشده است. در این بخش به تعدادی از مقالات و پژوهشها که تا حدودی در ارتباط با موضوع مورد بحث می باشد، اشاره می گردد.
– واعظی(۱۳۸۵) در پژوهشی تحت عنوان ” تحولات سازمان همکاری شانگهای و عضویت ایران” به چگونگی شکل گیری سازمان شانگهای و اهداف آن پرداخته و به دلایل عضویت ایران در این سازمان اشاره کرده است.
وی معتقد است که اهداف و وظایف سازمان شانگهای به صورت پلکانی و در سه مرحله گسترش یافته است؛
مرحله اول. از سال تأسیس تا سال ۲۰۰۰: همکاری و حل و فصل مسائل مرزی.
مرحله دوم. از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴: همکاری‌های امنیتی و اقتصادی.
مرحله سوم. از سال ۲۰۰۵ تاکنون: گسترش حوزه‌ فعالیت‌ها.
همکاری های اقتصادی منطقه ای مورد تاکید اعضا قرار دارد. کشورهای عضو اعتقاد دارند که اقتصاد اعضای این سازمان مکمل یکدیگر است و زمینه‌های زیادی برای همکاری‌های اقتصادی در زمینه‌های تجارت، ترانزیت و انرژی وجود دارد. همکاری در عرصه نفت و گاز می‌تواند بخش مهمی از این همکاری‌ را تشکیل دهد، به ویژه با توجه به اینکه هم تولیدکنندگان انرژی و هم مصرف‌کنندگان آن در زمره اعضای این سازمان قرار دارند. بطورکلی وی از پژوهش خود چنین نتیجه گیری کرده است:
” سازمان همکاری شانگهای از آغاز شکل‌‌گیری تاکنون اهداف خود را به صورت پلکانی تعریف و دنبال کرده است و در هر مرحله متناسب با اهداف جدید، پذیرش اعضای جدید را در دستور کار خود قرار داده است. این سازمان در آغاز با هدف اعتمادسازی در مرزهای مشترک میان روسیه، چین و سه کشور آسیای مرکزی ایجاد شد و در مرحله بعد با مطرح شدن موضوع تروریسم و افراطی‌گرایی مذهبی، مبارزه با این موضوع در دستور کار نخست سازمان قرار گرفت و همزمان با آن ازبکستان که بیش از سایر کشورهای آسیای مرکزی در معرض رشد جریان‌های افراطی قرار داشت، به عضویت سازمان پذیرفته شد. در مرحله کنونی با توجه به اینکه چهار کشور مغولستان، ایران، هند و پاکستان به عنوان اعضای ناظر می‌باشند، اهداف سازمان که در گذشته بر جنبه‌های جغرافیایی و عمدتاً بر مسائل آسیای مرکزی متمرکز بود، یک مرحله دیگر گسترش یافته و ایجاد یک منطقه بدون تنش و احتمالاً بدون حضور نظامی آمریکا را در میانه شرق پیشرفته و غرب پر تنش آسیا دنبال می‌کند. در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد که سخن گفتن از ارتقای سازمان به یک سازمان سیاسی امنیتی در سطح جهانی و یا یک سازمان کاملاً اقتصادی با توجه به عضویت هند و پاکستان در این سازمان و همچنین نابرابری‌های اقتصادی موجود در آن عجولانه باشد، ضمن آنکه در صورت چنین ارتقایی به احتمال زیاد جهت‌گیری‌های سازمان بر مدار منافع چین – در وهله نخست – و روسیه – در وهله بعد – خواهد چرخید. سازمان همکاری‌ شانگهای در مقایسه با دیگر سازمان‌های منطقه‌ای از جمله اتحادیه اروپا و آسه آن، چهره متفاوتی دارد. اعضای آن چندان سنخیتی با یکدیگر ندارند. لازم است فرآیند توسعه سازمان همکاری شانگهای به صورت تدریجی طی شود. در درجه نخست آنچه که برای تحکیم این سازمان اهمیت دارد، تعمیق همکاری‌ها در درون آن است. سازمان همکاری شانگهای باید از مقررات الزام‌آوری تبعیت کند و کلیه اعضا باید از حقوق، وظایف و مسئولیت‌های مشخصی برخوردار باشند. این سازمان به لحاظ ویژگی‌های خاص خود باید در کنار وجود مقررات سخت در برخی حوزه‌ها از انعطاف‌پذیری‌هایی در حوزه‌های دیگر برخوردار باشد. از سوی دیگر تجربیات پیشین نشان داده است که سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به دشواری قادرند دردو زمینه همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با یک دسته از اعضا عملکرد مناسبی داشته باشند. از این‌رو، سازمان همکاری شانگهای با توجه به اینکه سازمان نسبتاً منحصر به فردی می‌باشد لازم است برای هماهنگی این دو عرصه فعالیت چاره‌ای بیاندیشد.”
وی همچنین در زمینه عضویت ایران در این سازمان معتقد است:
با نگاه کلی به سازمان شانگهای، آنچه برای ایران بیش از هر چیز اهمیت می‌یابد، استفاده از این سازمان در جهت ایجاد و تحکیم ثبات در محیط امنیتی خویش است، زیرا محیط امنیتی ایران، همپوشی‌های بسیاری با محیط امنیتی سایر اعضای آن دارد.
اهمیت این موضوع هنگامی روشن‌تر می‌گردد که توجه داشته باشیم: اولاً بر مبنای سند چشم‌انداز به عنوان استراتژی کلان کشور، ایران باید در بیست سال آینده به جایگاه اول علمی، اقتصادی و فن‌آوری در منطقه جنوب غرب آسیا نائل آید و ثانیاً در حال حاضر، محیط امنیتی ایران به شدت مغشوش و ناپایدار است، زیرا از یک سو به خاورمیانه و عراق و از دیگر سو به افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی اتصال می‌یابد که بی‌تردید یکی از بی‌ثبات‌ترین و خطرناک‌ترین مناطق جهان به شمار می‌آیند. نیل به توسعه‌ای سریع و کسب شاخص‌های سند چشم‌انداز در چنین محیط امنیتی‌ای بسیار دشوار می‌نماید و از این رهگذر است که اهمیت ثبات و نهادسازی برای ایجاد ثبات روشن می‌گردد.
بنابراین در مجموع می‌توان گفت که اولاً خروج از ذهنیت جنگ سردی شرط لازم فهم و تعریف صحیح سازمان همکاری شانگهای است و ثانیاً نگاه به آن از زاویه نهادی سیاسی در جهت مدیریت بهتر منافع و حل منازعات، پایه‌های محکمی در واقعیت دارد. ضمن اینکه زمینه‌های بالقوه اقتصادی وجود دارد که می‌تواند برای همه کشورها فرصت فراهم نماید. با تکیه بر این دو مؤلفه می‌توان این سازمان را به عنوان ابزاری ثبات‌زا در محیط امنیتی ایران در نظر گرفت و از آن در جهت ایجاد ثبات در محیط امنیتی ایران و بسترسازی برای نیل به اهداف سند چشم‌انداز بهره‌گرفت. (واعظی،۱۳۸۵)
– اخوان کاظمی (۱۳۸۵) در مقاله ای تحت عنوان ” سازمان شانگهای؛اهمیت ژئواستراتژیک ” به اهمیت و وزن این سازمان در بین سازمان های منطقه ای و بین المللی پرداخته است. همچنین مباحثی در خصوص قابلیت ها و پتانسیل های این سازمان و کانونهای قدرت آن و همکاری مابین کشورهای عضو مطرح نموده و روند شکل گیری یک بلوک آسیایی قدرتمند در تقابل با حضور آمریکا در آسیای مرکزی را، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.
وی معتقد است: سازمان شانگهای از منظر ژئواستراتژیک، قدرت نظامی، مساحت، جمعیت و توان اقتصادی کشورهای عضو، عاملی تعیین کننده در تحولات منطقه ای است. واقعیت این است که هم چین و هم روسیه، منطقه آسیای مرکزی را بخشی از “حیاط خلوت” و یا “منطقه نفوذ” خود تلقی می کنند. چین و روسیه از تسلط آمریکا و ناتو بر منطقه نفوذ سنتی آنها به بهانه جنگ با تروریسم، بسیار نگران هستند.
منطقه آسیای مرکزی اگرچه از لحاظ استراتژیکی واجد اهمیت فوق العاده ای است اما از نظر سیاسی و امنیتی وضعیت سست و شکننده ای دارد و لذا محل حضور و رقابت قدرتهای بزرگ شده است. برخی از ویژگی های اساسی منطقه آسیای مرکزی عبارتند از:
– آسیای مرکزی از لحاظ جغرافیایی در محل تقاطع اروپا در غرب و آسیا در شرق واقع شده اند و از شمال به روسیه و از جنوب به جهان اسلام محدود است.
– آسیای مرکزی دارای منابع طبیعی به ویژه نفت و گاز و فلزات نایاب می باشد. این منطقه دارای دومین مخازن بزرگ انرژی دنیاست.
– از نظر ژئواستراتژیک، آسیای مرکزی تنها منطقه جهان است که چهار قدرت هسته ای روسیه، چین، پاکستان و هند را به هم وصل می کند.
– علاوه بر روسیه، چین و آمریکا، اتحادیه اروپا، هند، ایران و ترکیه و اسرائیل نیز تلاشهای گسترده ای را به منظور حضور و نفوذ در این منطقه بعمل آورده اند.
وی بر این باور است که: سازمان همکاری شانگهای، هسته اولیه شکل گیری یک سیستم ضد آمریکایی در آسیاست که چین نقش اصلی را درآن ایفا می کند. در واقع، چین و روسیه نسبت به حضور واشنگتن در منطقه آسیای مرکزی که بطور سنتی “حوزه نفوذ” آنها تلقی شده است، به شدت حساس و نگران هستند. سازمان شانگهای در جهت اهداف

دیدگاهتان را بنویسید