No category

پایان نامه با واژگان کلیدی ابن تیمیه

از آن آب آشامید. امّ سلیم مشک را برداشته ودهانه آن را بریده و برای تبرک نزد خود نگاه داشت.”۱۲۰
ط) ابن سیرین نقل می‌کند: “نزد انس بن مالک، عصایی از رسول‌خدا? بود که بعد از وفاتش آن را با او بین پهلو وپیراهنش دفن نمودند.”۱۲۱
ی) ابراهیم بن عبدالرحمان بن عبدالقاری می‌گوید: “ابن عمر را دیدم که دستش را بر جایگاه پیامبر? در منبر کشیده وبه صورت خود می‌مالید”.۱۲۲
ک) یزید بن عبدالله بن قسیط می‌گوید: “جماعتی از اصحاب پیامبر? را دیدم که وقتی مسجد از جمعیت خالی می‌شد، دست بر دستگیره منبر رسول خدا? گذارده، آن‌گاه دعا می‌نمودند.”۱۲۳
ل) داود بن صالح می‌گوید: “روزی مروان به روضه رسول خدا? وارد شد، دید شخصی صورتش را بر روی قبر پیامبر? گذارده است. به او گفت: آیا می‌دانی چه می‌کنی؟ هنگامی که آن شخص صورتش را برداشت مروان دید که او ابوایوب است. ابوایوب در جوابش فرمود: من به جهت این سنگ نیامده‌ام، بلکه به خاطر رسول خدا? آمده‌ام.”۱۲۴
صورت گذاشتن ابوایوب انصاری بر قبر پیامبر? به جهت تبرک بوده است.
م) طاهر بن یحیی حسینی به سند خود از امام علی? نقل می‌کند: “بعد از دفن رسول خدا? فاطمه? بر بالای قبر پدرش ایستاد ومشتی از خاک قبر را برداشته و بر دیدگانش مالید وفرمود: “مَاذَا عَلَی مَنْ شَمُّ تُرْبَهُ أَحْمَدَ أَنْ لاَ یشَمَّ مَدَی الزَّمَانِ غَوَالِیا صُبَّتْ عَلَی مَصَائِبُ لَوْ آن‌ها صُبّتْ عَلَی الأَیامِ عدن لَیالِیاً”۱۲۵ (بر کسی که تربت احمد (پیامبر) را ببوید ابداً سختی و بدبختی نخواهد دید؛ مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روزها وارد می‌شد به شب تبدیل می‌شدند.) خاک قبر پیامبر? را بر دیدگان خود مالیدن، دلیل بر تبرک است.
ن) سمهودی نقل می‌کند: “عبدالله بن‌عمر دست راستش را بر قبر شریف پیامبر? می‌مالید وبلال نیز صورتش را. آن‌گاه از عبدالله بن احمد بن حنبل نقل می‌کند که این عمل به جهت شدت محبت بوده، وبدین جهت تعظیم واحترام اشکالی ندارد.”۱۲۶
س) ابوالدرداء می‌گوید: “شبی بلال مؤذن پیامبر? در عالم رؤیا پیامبر? را زیارت نمود. حضرت? به او فرمود: این چه جفایی است که در حق ما نمودی! آیا وقت آن نشده که به زیارت ما بیایی؟ بلال محزون وخائف از خواب بیدار شد؛ فوراً سوار بر مرکب خود شد و به سوی مدینه حرکت نمود و مستقیماً به کنار قبر پیامبر? آمد و شروع به گریه کرد؛ در حالی که صورتش را به قبر مبارک می‌مالید. حسن وحسین? بر او وارد شدند، بلال آنان را در بغل گرفت و بوسید.”۱۲۷
صورت بر قبر پیامبر? مالیدن، دلیل بر تبرک است.
ع) نافع نقل می‌کند: “ابن عمر را دیدم که نماز می‌گزارد در مکان‌هایی که رسول‌خدا? نماز خوانده بود…”۱۲۸
ابن حجر در شرح این حدیث می‌گوید: “از این عمل ابن عمر استفاده می‌شود که دنبال نمودن آثار پیامبر? وتبرک به آن‌ها مستحب است.”۱۲۹
ف) ابن عبدالبرّ می‌گوید: “ابن عمر از آثار رسول خدا? بسیار متابعت می‌نمود ودر مواقف عرفه ودیگر مواضع به دنبال مکانی می‌رفت که رسول خدا? در آنجا وقوف نموده بود.”۱۳۰
ص) قاضی عینی در شرح حدیث عثمان بن عبدالله بن وهب درباره موی پیامبر? می‌گوید: “نزد ام سلمه تعدادی از موی قرمز پیامبر? بود که در ظرفی نگهداری می‌کرد و همیشه مردم هنگامی که مریض می‌شدند به آن تبرک می‌جستند و از برکت آن استشفا می‌بردند، و موی حضرت را برداشته و در ظرفی از آب گذاشته و آن را می‌آشامیدند و بدین صورت شفا پیدا می‌کردند…”۱۳۱
ظ) یحیی بن حارث ذماری می‌گوید: “واثله بن اسقع را ملاقات کردم وبه او گفتم: تو با این دستت با رسول خدا? بیعت کرده‌ای؟ گفت: آری. گفتم: دستت را بده تا ببوسم. او دستش را به من داد ومن آن را بوسیدم.”۱۳۲
بوسیدن دست وائله از باب تبرک شدن دست وی با دست دادن به پیامبر? بوده است.
ش) بخاری در کتاب “الادب المفرد” از عبدالرحمان بن رزین نقل کرده که گفت: “گذرمان بر ربذه افتاد. به ما گفته شد که سلمه بن اکوع(ر) در آنجا است. ما به نزد او آمده و بر او سلام کردیم. او دستانش را بیرون آورد و گفت: با این دو دست با رسول‌خدا? بیعت نمودم. مشاهده کردیم که کف دستانش همانند کف پای شتر کلفت بود، ما برخاسته وآن را بوسیدیم.”۱۳۳
این بوسیدن نیز از باب تبرک بوده است.
ث) ابی‌برده می‌گوید: “وارد مدینه شدم وعبدالله بن سلام را ملاقات نمودم، او به من گفت: به منزل من بیا تا از ظرفی که رسول خدا? در آن آب آشامیده به تو آب دهم و نیز در مکانی که رسول خدا در آن مکان نماز خوانده نماز به‌جا آوری.”۱۳۴
خ) بخاری نقل می‌کند: “چون هنگام وفات عمر بن خطاب رسید به فرزندش عبدالله گفت: به نزد عایشه برو و سلام مرا به او برسان و نگو امیرالمؤمنین زیرا من امروز امیرالمؤمنین نیستم، بلکه بگو: عمر بن خطاب از تو می‌خواهد تا اجازه دهی من در کنار دو صاحبم دفن شوم. عبدالله اذن گرفت و سلام کرد و بر عایشه وارد شد درحالی که او می‌گریست، و گفت: عمر سلام می‌رساند و از شما اجازه می‌خواهد تا در کنار دو صاحبش دفن شود…”۱۳۵
و واضح است که درخواست عمر به جهت تبرک به قبر پیامبر? بوده و قبر او را مبارک می‌دانسته است.
ق) عبدالله بن احمد بن حنبل می‌گوید: “پدرم را دیدم که تارمویی از موهای پیامبر? را گرفته و بر لب‌های خود می‌گذارد و می‌بوسد، وگمان می‌کنم که آن را بر چشم خود می‌گذاشت و نیز در آبی می‌شست و آن را می‌آشامید و به واسطه آن استشفا می‌جست. و نیز دیدم که کاسه پیامبر? را گرفته و در آب فرو برده و از آن می‌آشامید…”
و نیز ثابت شده که عبدالله بن احمد از پدرش سؤال کرد درباره کسی که برآمدگی منبر پیامبر? و نیز حجره حضرت? را مسّ می‌کند. او در جواب گفت: “من به این عمل اشکالی نمی‌بینم”۱۳۶
تبرک به پیامبر? بعد از وفات در سیره مسلمانان
بر اساس روایات و اسناد تاریخی مسلمانان همواره به اسم و نام و آثار پیامبر? متبرک می‌شدند. واقدی در کتاب “فتوح الشام” نقل می‌کند: “… قَالَ خَالِدٌ: أَبْرِزْ عَلَی اسْمِ اللهِ تعالی، فَإِنَّک کفْوٌ، وَ اللهِ تعالی یعینُک عَلَیهِ. وَ خَرَجَ قَیسُ بْنُ هُبَیرَهٍ وَ أَجْری جَوَادَهُ حتّی لینِ عَرِیکتِهِ وَ کسْرِ حِدَّتِهِ ثُمَّ سَرَحَهُ نَحْوَ الْبِطْرِیقِ وَ هُوَ یقُولُ: بِسْمِ اللهِ وَ عَلی بَرَکهِ رَسُولِ اللهِ? …”۱۳۷ (… خالد گفت: به نام خدای متعال حمله کن، که کفو (هم‌آورد) او هستی و خداوند متعال تو را بر ضد او یاری خواهد کرد. و قیس بن هبیره بیرون آمد و اسبش را حرکت داد و پشت آن را رام کرده و از تندیش کاست، آن‌گاه او را به طرف فرماند? رومیان حرکت داد در حالی که می‌گفت: به نام خدا و به برکت رسول خدا? …” (ذهبی و ابن عساکر از اسماعیل بن یعقوب تمیمی نقل کرده‌اند که گفت:
کان محمّد بن المنکدر یجلس مع اصحابه قال: فکان یصیبه صمات، فکان یقوم کما هو حتّی یضع خدّه علی قبر النبی? ثم یرجع، فعوتب فی ذلک فقال: انّه یصیبنی خطره فاذا وجدت ذلک استغثت بقبر النبی? و کان یأتی موضعاً من المسجد فی السحر یتمرغ فیه و یضطجع. فقیل له فی ذلک؟ فقال: انّی رأیت رسول الله? فی هذا الموضع.”۱۳۸
محمد بن منکدر با اصحابش می‌نشست. گاهی زبانش بند می‌آمد، او در همان حال برمی‌خواست و گونه خود را بر قبر پیامبر? می‌گذاشت و سپس برمی‌گشت و به یارانش ملحق می‌شد. به جهت
این کارش سرزنش شد، گفت: مرض خطیری بر من عارض شده، بدین‌جهت هرگاه به سراغم بیاید به قبر پیامبر? پناه می‌برم. او هنگام سحر به گوشه‌ای از مسجد می‌رفت و صورت خود را به خاک می‌مالید. به او گفته شد که چرا چنین می‌کنی؟ گفت: رسول‌خدا? را در این موضع مشاهده کردم.
این‌که محمد بن منکدر گونه خود را بر قبر پیامبر? گذاشته از باب تبرک بوده است.
ابن تیمیه در کتاب “الردّ علی الأخنائی” نقل کرده که درباره تبرک به منبر پیامبر? از احمد بن حنبل نقل شده که گفت:
… أمّا المنبر فنعم، قد جاء فیه. قال ابو عبدالله: شیء یروونه عن ابی فدیک، عن ابن ابی ذئب، عن ابن عمر انّه کان یتمسح علی المنبر و قال: و یروونه عن سعید بن المسیب فی الرمانه. قلت: و یروونه عن یحیی بن سعید انّه حیث اراد الخروج إلی العراق جاء إلی المنبر فمسحه و دعا. فرأیته استحسنه ثم قال: لعلّه عند الضروره و الشیء. ۱۳۹
… امّا منبر [پیامبر?] آری، دربار? آن [روایت] آمده است.
ابوعبدالله گفته: چیزی در این‌باره از ابن ابی فدیک، از ابن ابی ذئب، از ابن عمر نقل شده که او منبر [رسول خدا?] را مسح می‌کرد. و گفت: این مطلب را از سعید بن مسیب درباره برآمدگی‌ها و جادستی منبر رسول خدا? نیز روایت کرده‌اند. گفتم: آن را از یحیی بن سعید روایت می‌کنند که چون خواست از عراق خارج شود کنار منبر [رسول خدا?] آمد و آن را مسح کرد و دعا نمود. مشاهده کردم که این عمل را نیک شمرده و سپس گفت: شاید به جهت ضرورت یا کاری بوده است.
قاضی جهضمی مالکی در کتاب “فضل الصلاه علی النبی?” به سندش از نافع نقل می‌کند که گفت: “إِنَّ ابْنَ عُمَرَ کانَ إِذَا قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ صَلّی سَجْدَتَینِ فِی الْمَسْجِدِ، ثُمَّ یأْتِی النَّبِی? فَیضَعُ یدَهُ الْیمْنی عَلَی قَبْرِ النَّبِی? وَ یسْتَدْبِرُ الْقِبْلَهَ، ثُمَّ یسَلِّمُ عَلَی النَّبِی? …”۱۴۰ (همانا ابن عمر چون از سفری باز می‌گشت دو سجده در مسجد به‌جای می‌آورد، آن‌گاه خدمت رسول خدا? می‌آمد و دست راستش را بر قبر حضرت می‌گذاشت و پشت به قبله می‌کرد، و سپس بر پیامبر? درود می‌فرستاد…)
گذاشتن دست بر قبر پیامبر? نشانه تبرک‌جستن از آن بوده است.
ذهبی در کتاب “سیر اعلام النبلاء” می‌گوید:
قلت: أین المتنطع المنکر علی احمد، و قد ثبت انّ عبدالله سأل اباه عمّن یلمس رمانه منبر النبی? و یمسّ الحجره النبویه فقال: لا أری بذلک بأساً، اعاذنا الله و إیاکم من رأی الخوارج و من البدع. ۱۴۱
گفتم: کجاست اندیشمند متفکری که بر احمد (به‌خاطر کارش) ایراد گرفته باشد، در حالی که ثابت شده که عبدالله از پدرش دربار? کسی که دسته منبر پیامبر? را لمس کرده و حجره او را مسّ می‌کند سؤال کرد، او گفت: در آن اشکالی نمی‌بینم، خداوند ما و شما را از رأی خوارج و از بدعت‌ها نجات دهد.
ذهبی در شرح حال احمد بن عبدالمنعم میگوید:
انّه کان یکره مسّ قبر النبی? قلت: کره ذلک لانّه رآه اساءه ادب. و قد سئل احمد بن حنبل عن مسّ القبر النبوی و تقبیله، فلم یر بذلک بأساً، رواه عنه ولده عبدالله بن احمد. فان قیل: فهلاّ فعل ذلک الصحابه؟ قیل: لانّهم عاینوه حیاً و تملّوا به و قبلوا یده، و کادوا یقتتلون علی وضوئه و اقتسموا شعره المطهرّ یوم الحجّ الأکبر، و کان إذا تختم لاتکاد تخامته تقع إلاّ علی ید رجل فیدلک بها وجهه و نحن فلمّا لم

دیدگاهتان را بنویسید