No category

پایان نامه با واژگان کلیدی امام حسین، امام حسین(ع)، امام صادق، پیامبر(ص)

لسبقونا الیه.
الوجه الثانی: سدّ ذریعه الشرک؛ لانّ جواز التبرک بآثار الصالحین یفضی إلی الغلو فیهم وعبادتهم من دون الله، فوجب المنع من ذلک.۱۹۸
تبرک به آثار صالحان جایز نیست، و این عمل تنها نسبت به آثار پیامبر? جایز است؛ زیرا خداوند در جسد وچیزهایی که با حضرت تماس داشته برکت قرار داده است، ولی غیر از حضرت را به دو وجه نمی‌توان قیاس بر او کرد:
وجه اوّل این‌که: صحابه با غیر پیامبر? چنین نکردند، واگر این کار خوب بود آنان بر ما سبقت می‌گرفتند.
وجه دوم: به جهت بستن راه شرک؛ زیرا جواز تبرک به آثار صالحان منجرّ به غلو در حقّ آنان وعبادتشان به نحو استقلال از خداوند یکتا می‌گردد ولذا باید از آن جلوگیری کرد.
پاسخ
اوّلاً: اشکال عدم فعل صحابه را قبلاً پاسخ دادیم.
ثانیاً: اگر تبرک به آثار صالحان منجرّ به غلو وعبادت آنان شود که باید از باب سدّ ذرائع منع شود فرقی بین مواردی که صحابه انجام داده یا نداده‌اند وجود ندارد و نیز فرقی بین زمان حیات پیامبر? وبعد از آن نیست.
ثالثاً: در جای خود ثابت شده که مقدمه موصله به حرام، حرام است.
دلیل چهارم: حرمت تبرک قبور، به جهت شرک بودن
مسح قبور وبوسیدن آن‌ها از آن جهت که شرک است حرام می‌باشد. ودر این جهت فرقی بین شرک کوچک وبزرگ نیست.
پاسخ
اوّلاً: شرک زمانی است که زائر هنگام تبرّک جستن از قبور اولیای الهی با دید استقلالی به آن بنگرد. با این نیت که صاحب قبر به طور مستقل در این عالم تصرّف می‌کند ودارای برکت است. ولی اگر تمام تصرفات را از جانب خداوند بدانیم و برکات صاحبان قبور را به اذن خدا به حساب آوریم نه تنها این عمل هرگز شرک به حساب نمی‌آید بلکه در راستای توحید است.
ثانیاً: مسأله تبرک جستن از قبور اولیای الهی امری است که مورد قبول صحابه بوده وعده‌ای در منظر آن‌ها این عمل را انجام می‌دادند وهرگز از طرف شخصی مورد سرزنش قرار نمی‌گرفتند.
ثالثاً: در جای خود ثابت نموده‌ایم انسانی که از این دنیا رحلت می‌کند حیات وتصرفات او باقی است، بهویژه که آن انسان یکی از اولیای الهی باشد.
رابعاً: گمان اشکال‌کننده بر این است که این عمل شرک در عبادت است، در حالی که به اثبات رساندیم عبادت دو رکن اساسی دارد: یکی نهایت خضوع ودیگری همراه بودن با اعتقاد به ربوبیت یا الوهیت کسی که برای او خضوع می‌شود. در مورد تبرک ودست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن‌ها هرگز چنین نیتی وجود ندارد.
دلیل پنجم: بدعت بودن تبرک از قبور
دست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن بدعت بوده واز منکرات است.
پاسخ
اوّلاً: نبود دلیلِ بر نهی وحرمت، شرعاً وعقلاً دلیل بر جواز است
ونیازی به نصّ وتصریح بر جواز ندارد؛ زیرا اصل در اشیاء حرمت وعدم جواز نیست، بلکه عکس آن می‌باشد. ودر مورد دست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن هیچ دلیلی بر حرمت وجود ندارد.
ثانیاً: نه تنها دلیل بر حرمت وجود ندارد بلکه -همان‌گونه که اشاره شد- ادله‌ای بر جواز بلکه استحباب ورجحان این عمل موجود است.
سید بدرالدین حوثی درباره تبرک مردم از آثار اولیا می‌گوید:
انّ اکثر التبرک الذی یصدر من العامه لیس المقصود به إلاّ طلب البرکه لا التدین، فلا یکون بدعه و لا غلوّاً، و لا اعتقدوا انّ المیت یخلقها، فلا یکون شرکاً، فلاینکر علیهم؛ لانّ الاصل خلو اذهانهم عن کلّ خاطر غیر طلب البرکه و اعتقاد الفضل فی المیت و رجائهم حصول البرکه عند زیارته او لمس قبره او اخذ ترابه بسبب اعتقادهم لفضله، و لا دلیل علی تحریم ذلک، و ان ثقل علی النواصب و شبهوه بعباده الأصنام حسداً من عند انفسهم و عداوه مذهب. نعم لو ظهر من بعض المتبرکین اعتقاد شرک أو غلو و بدعه باقرار منه، أو فعل یجری مجری الاقرار فیجب تعلیمه و نهیه، و ذلک حیث ظهر منه المنکر بوجه صحیح لا بمجرد تهمه الاعداء…۱۹۹
بیش‌تر تبرک‌ها که از عوام مردم صادر می‌شود مقصود به آن‌ها جز طلب برکت نیست نه تدین به آن، لذا بدعت یا غلوّ به حساب نمی‌آید و آنان اعتقاد ندارند که میت آن را ایجاد کرده است، لذا شرک نمی‌باشد، و نمی‌توان بر آنان ایراد گرفت؛ زیرا اصل خالی بودن ذهن‌های مردم از هر خاطره‌ای جز طلب برکت و اعتقاد فضیلت در میت و امید آنان به حصول برکت هنگام زیارت یا دست کشیدن به قبر آنان و برداشتن خاکشان به جهت اعتقاد به فضلشان است، و دلیلی بر تحریم این امور نمی‌باشد، گرچه این امور بر نواصب گران آمده و آنان را – به جهت حسدی که در وجودشان است و دشمنی مذهبی که دارند – به پرستش بت‌ها تشبیه نموده‌اند. آری اگر از برخی تبرک‌جو یان اعتقاد شرک‌آلود یا غلو و بدعت به اقرار خودشان ظاهر شود، یا کاری که دلالت بر اقرار داشته باشد باید او را تعلیم داده و نهی نمود؛ و این در جایی است که از او به طور صحیح مُنْکر (و کار زشت) ظاهر شود نه به مجرد تهمت دشمنان…
دلیل ششم: کراهت تبرک به قبور نزد عبدالله بن عمر
از عبدالله بن عمر نقل شده که او کراهت داشت از این‌که قبر پیامبر? را زیاد مسّ نماید. و نیز از او نقل شده که: از سنّت نیست مسّ دیوار قبر وبوسیدن آن وطواف در اطراف آن.۲۰۰
پاسخ
اوّلاً: این نقل فقط دلالت بر کراهت دارد و از طرفی تعارض دارد با نقلی دیگر که از ابن عمر رسیده است.
سمهودی از “خطیب بن حمله” نقل کرده که گفت: “إنّ ابن عمر کان یضع یده الیمنی علی القبر الشریف وأنّ بلالا وضع خده علیه ایضاً…”۲۰۱ (همانا ابن عمر همواره دست راستش را بر روی قبر شریف پیامبر می‌گذاشت ولی بلال دو طرف صورتش را نیز به آن قرار می‌داد.)
?ثانیاً: نقل او با عمل برخی از صحابه منافات دارد؛ زیرا همان‌گونه که اشاره شد عده‌ای از صحابه چنین می‌کردند.
ثالثاً: ابن ماجه در سنن خود نقل کرده که ابوبکر، پیامبر? را در حالی که از دنیا رفته بود بوسید.۲۰۲ و بوسیدن قبر حضرت نیز به مانند بوسیدن خود حضرت است.
رابعاً: در جایی که بوسیدن قبر پدر ومادر اشکالی ندارد بلکه سنّت است، به طریق اولی بوسیدن قبر پیامبر? سنّت می‌باشد.
شخصی نزد پیامبر? آمد وعرض کرد: “ای رسول خدا! من سوگند خورده‌ام که آستانه درب بهشت وپیشانی حورالعین را ببوسم.” حضرت به او امر فرمود تا پای مادر وپیشانی پدر را ببوسد. عرض کرد: “ای رسول خدا! اگر پدر ومادرم زنده نباشند چه کنم؟” حضرت فرمود: “قبرشان را ببوس” . آن شخص عرض کرد: “اگر قبرشان را ندانم؟” حضرت فرمود: “دو خطّ بکش یکی را به نیت قبر مادر ودیگری را به نیت قبر پدر، آن‌گاه آن دو را ببوس تا این‌که سوگند خود را نشکنی.”۲۰۳
دلیل هفتم: تبرک به قبور اولیا از عادات یهود و نصارا
سمهودی از کتاب “احیاء العلوم” غزّالی نقل کرده که: “مسّ مشاهد و بوسیدن آن‌ها از عادات نصارا ویهود است.”۲۰۴
پاسخ
اوّلاً: دست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن‌ها -همان‌گونه که اشاره کردیم- از عادات مسلمانان وبزرگانی از صحابه چون ابوایوب انصاری وبلال وعده‌ای دیگر بوده است.
ثانیاً: هر نوع عادتی از یهود ونصارا دلیل بر حرمت آن نیست؛
زیرا چه بسیار مواردی که در شرع اسلام جایز بوده وهست ودر شرایع سابق نیز جایز بوده است.
۷. تبرک به تربت امام حسین(ع) و سجده بر آن
با مراجعه به روایات اهل بیت(عه) پی می‌بریم که نه تنها آن بزرگواران مشروعیت تبرک به قبر امام حسین(ع) را قبول داشته‌اند، بلکه به این امر ترغیب نیز کرده‌اند:۲۰۵
ابن قولویه به سندش از امام باقر(ع) واو از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده که فرمود: رسول خدا(ص) به زیارت ما آمد در حالی که امّ ایمن برای ما شیر وکره وخرما به عنوان هدیه فرستاده بود. حضرت از آن تناول فرمود، آن‌گاه برخاست وبه کناری از اتاق رفته ودو رکعت نماز به‌جای آورد. در آخر سجده‌اش گریه زیادی کرد. کسی علّت آن را از حضرت -به جهت اجلال وتعظیم به او- سؤال ننمود. امام حسین(ع) برخاست ودر دامان پیامبر(ص) نشست وعرض کرد: “ای پدرم! شما داخل خانه ما شدی وما به چیزی مثل وارد شدن شما بر ما مسرور نشدیم، سپس گریه‌ای کردی که ما را محزون نمود، چه چیزی شما را به گریه واداشت؟”
پیامبر(ص) فرمود:
یا بنی! اتانی جبرئیل(ع) آنفاً فاخبرنی انّکم قَتلی، وانّ مصارعکم شتّی، فقال: یا ابه! فما لمن یزور قبورنا علی تشتّتها؟ فقال: یا بنی! اولئک طوائف من امّتی یزورونکم فیلتمسون بذلک البرکه، وحقیق علی أن آتیهم یوم القیامه حتّی أخلّصهم من أهوال الساعه من ذنوبهم ویسکنهم الله الجنّه.۲۰۶
ای فرزندم! جبرئیل الآن بر من وارد شد ومرا خبر داد که شما کشته خواهید شد وقتلگاه شما پراکنده خواهد بود. امام حسین(ع) عرض کرد: ای پدرم! با این پراکندگی اگر کسی قبور ما را زیارت کند بر او چه ثوابی خواهد بود؟ پیامبر(ص) فرمود: ای فرزندم! آنان طوائفی از امتم هستند که شما را زیارت می‌کنند وبا این کار برکت می‌طلبند، و بر من سزاوار است که روز قیامت به نزدشان آمده تا از هول‌های قیامت و گناهانشان خلاصی داده وخداوند آنان را در بهشت سکنی دهد.
ابوالصباح کنانی از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: “طِینُ قَبْرِ الْحُسَینِ(ع) فِیهِ شِفَاءٌ وَ إِنْ أُخِذَ عَلی رَأْسِ مِیلٍ”۲۰۷ (در تربت قبر حسین(ع) شفاست گرچه از فاصله یک میل گرفته شده باشد.)
عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: “قَبْرُ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی(عهما) عِشْرُونَ ذِرَاعاً فِی عِشْرِینَ ذِرَاعاً مُکسَّراً، رَوْضَهٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّهِ.”۲۰۸ (قبر حسین بن علی(عهما) که بیست ذراع ضرب در بیست ذراع است باغی از باغ‌های بهشت می‌باشد.)
ابن ابی یعفور می‌گوید: “قُلْتُ لأَبِی عَبْدِاللهِ(ع): یأْخُذُ الإِنْسَانُ مِنْ طِینِ قَبْرِالْحُسَینِ(ع) فَینْتَفِعْ بِهِ وَ یأْخُذُ غَیرُهُ فَلاینْتَفِعُ بِهِ؟ فَقَالَ: لا، وَاللهِ الَّذِی لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ، مایأْخُذُهُ أَحَدٌ وَ هُوَ یری أَنَّ اللهَ ینْفَعُهُ بِهِ إِلاَّ نَفَعَهُ اللهُ بِهِ”۲۰۹ (به امام صادق(ع) عرض کردم: کسی از تربت امام حسین(ع) برمی‌دارد و از آن نفع می‌برد، ولی یکی دیگر از آن برمی‌دارد و نفع نمی‌برد؟ حضرت فرمود: این چنین نیست، به خدایی که به جز او خدایی نیست. هیچ‌کس از آن تربت برنمی‌دارد در حالی که معتقد است که خداوند به واسطه آن نفع می‌دهد، جز آنکه خداوند او را به واسطه آن تربت نفع می‌رساند.)
زید شحّام از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود:
إِنَّ اللهَ جَعَلَ تُرْبَهَ الْحُسَینِ(ع) شِفَاءً مِنْ کلِّ دَاءٍ، وَ أَمَاناً مِنْ کلِّ خَوْفٍ، فَإِذَا أَخَذَهَا أَحَدُکمْ فَلْیقَبِّلْهَا وَلْیضَعْهَا عَلی عَینِهِ وَلْیمِرَّهَا عَلی سائِرِ جَسَدِهِ…۲۱۰
همانا خداوند تربت حسین(ع) را شفای از هر دردی و امان از هر ?خوفی قرار داده است، و لذا چون یکی از شما از آن برداشت باید آن را بوسیده و بر

دیدگاهتان را بنویسید