No category

پایان نامه با واژگان کلیدی حجرالاسود، مذهب شافعی، ابوالعباس، ابن تیمیه

کرده‌اند؛ امّا بر افضل بودن یکی از آن دو بر دیگری اختلاف نموده‌اند، عمر بن خطّاب وپسرش عبدالله ومالک بن انس واکثر اهل مدینه به افضل بودن مدینه نظر داده‌اند وبعضی از آن‌ها نیکو نظر داده‌اند وگفته‌اند که: محلّ خلاف در غیر کعبه شریفه است؛ چون فضیلت کعبه بر مدینه غیر از مکانی که اعضای شریف پیامبر را در بردارد، اجماعی است وحکایت اجماعی بودن فضیلت مکان اعضای شریف (قبر پیامبر) را قاضی عیاض وقبل از او قاضی ابوولید باجی نقل کرده است؛ چنان‌که “خطیب بن جمله” آن را گفته است. نیز ابویمن بن عساکر و غیر ایشان این مطلب را نقل کرده‌اند وبه فضیلت کعبه شریفه تصریح نموده‌اند، تاج چنین نقل کرده است.
از فضیلت داشتن خاک قبر پیامبر? می‌توان برکت آن را استفاده کرد.
ک) علاّمه احمد بن محمّد مقری مالکی (متوفّی ?۱۰?۱?ه. ق) در “فتح المتعال بصفه النعال” به نقل از ولی الدین عراقی نقل کرده که گفت:
أخبر الحافظ أبوسعید بن العلا قال: رأیت فی کلام أحمد بن حنبل فی جزء قدیم علیه خطُّ ابن ناصر وغیره من الحفّاظ أنّ الإمام أحمد سئل عن تقبیل قبر النبی? وتقبیل منبره؟ فقال: لابأس بذلک. قال فأریناه التقی ابن تیمیه فصار یتعجّب من ذلک ویقول: عجبت من أحمد عندی جلیل هذا کلامه أو معنی کلامه. وقال: وای عجب فی ذلک وقد روینا عن الإمام أحمد أنّه غسّل قمیصاً للشافعی وشرب الماء الّذی غسّله به؟ وإذا کان هذا تعظیمه لأهل العلم فما بالک بمقادیر الصحابه؟ وکیف بآثار الأنبیاء ?؟ وما أحسن ما قاله مجنون لیلی:
أمرّ علی الدیار دیار لیلی أقبل ذا الجدار وذا الجدارا
وما حبّ الدیار شغفن قلبی ولکن حبّ من سکن الدیارا۱۷۳
حافظ ابوسعید بن علا خبر داده است: در جزء قدیم کلام احمدبن حنبل که به خطّ ابن ناصر ودیگر حفّاظ است، دیدم که از امام احمد درباره بوسیدن قبر ومنبر پیامبر? سؤال شد، او گفت: اشکالی ندارد. ابوسعید گوید: آن نوشته را به تقی بن تیمیه نشان دادم، او از این کلام تعجب کرد وگفت: از احمد که نزد من جلیل القدر است، تعجب می‌کنم! آیا این کلام اوست یا معنای کلام او؟ ابوسعید می‌گوید: چه تعجبی در این کلام است؛ در حالی که از امام احمد به ما روایت رسیده است که او پیراهن شافعی را شست وآبی را که با آن پیراهن را شسته بود نوشید؟ واگر این عمل تعظیم اهل علم است، پس حکم ارزش صحابه پیامبر و نیز آثار انبیا -?- چه می‌شود؟ وچه زیبا گفته است مجنون درباره لیلی: امرّ علی الدیار…
و این را “الغدیر” در پاورقی ذکر نموده است که این جریان؛ یعنی شستن پیراهن شافعی را “ابن جوزی” در مناقب احمد وابن کثیر در تاریخ خود۱۷۴ ?نقل نموده‌اند.
ل) شافعی صغیر، محمّد بن احمد رملی (متوفی ?۱۰۰??ه. ق) فقیه مذهب شافعیه در شرح المنهاج می‌گوید:
ویکره أن یجعل علی القبر مظلّه، وأن یقبّل التابوت الّذی یجعل فوق القبر واستلامه وتقبیل الأعتاب عند الدخول لزیاره الأولیاء، نعم، أن قصد التبرّک لایکره کما أفتی به الوالد فقد صرّحوا بأنّه إذا عجز عن إستلام الحجر سنّ له أن یشیر بعصا وأن یقبّلها.۱۷۵
روی قبر، سایه انداختن وبوسیدن تابوت بالای قبر واستلام کردن آن وبوسیدن درگاه‌ها هنگام داخل شدن برای زیارت اولیا مکروه است؛ آری، اگر قصد تبرّک داشته باشند، مکروه نیست؛ چنان‌که پدرم به آن فتوا داده است وعلما تصریح کرده‌اند به این‌که اگر کسی از استلام سنگ (قبر) عاجز باشد، جایز است بر او که با عصا اشاره کند وعصا را ببوسد.
ودر پاورقی می‌گوید: “أخرج الحمیدی فی الجمع بین الصحیحین وأبوداود فی مسنده أنّ رسول الله? کان یشیر إلی الحجر الأسود بمحجنته [بمحجنه] ویقبّل المحجن.” (حمیدی در جمع بین صحیحین وابوداوود در مسندش گفته‌اند: رسول خدا? با عصایش به حجرالاسود اشاره می‌کرد وآن‌گاه عصا را می‌بوسید.)
م) ابوالعباس احمد رملی کبیر انصاری، در حاشیه کتاب “روض‌الطالب” که در حاشیه کتاب “اسنی المطالب” چاپ شده۱۷۶، در ذیل سخن مصنّف، درباره ادب مطلق زیارت قبور (این‌که زائر به قبر، به همان اندازه‌ای که در حال حیات به صاحب قبر نزدیک می‌شد، نزدیک گردد) گفته است:
قال فی المجموع: ولایستلم القبر ولایقبّله، ویستقبل وجهه للسّلام، والقبله للدّعاء، وذکره أبوموسی الأصبهانی قال شیخنا: نعم، إن کان قبر نبی أو ولی أو عالم واستلمه أو قبّله بقصد التبرّک فلا بأس به.۱۷۷?
در کتاب “المجموع” گوید: و (زائر) قبر را استلام نکند ونبوسد و برای سلام کردن، رو به قبر و برای دعا کردن رو به قبله بایستد. وابوموسی اصفهانی همین مطلب را ذکر نموده است. شیخ (استاد) ما گفته است: آری، اگر قبر نبی یا ولی یا عالم باشد، استلام کردن وبوسیدن آن به قصد تبرّک اشکال ندارد.
ن) زرقانی مصری مالکی در “شرح المواهب” گفته است:۱۷۸
“تقبیل القبر الشریف مکروه إلاّ لقصد التّبرّک فلاکراهه کما اعتقده الرّملی”۱۷۹ (بوسیدن قبر شریف پیامبر، مکروه است مگر این‌که به قصد تبرّک باشد که در این صورت کراهت ندارد، چنان‌که رملی بر این اعتقاد است.)
ق) شیخ ابراهیم باجوری در حاشیه خود بر شرح ابن قاسم غزّی بر متن شیخ ابی شجاع در فقه الشافعی گفته است:۱۸۰
یکره تقبیل القبر واستلامه ومثله التابوت الّذی یجعل فوقه وکذلک تقبیل الأعتاب عند الدخول لزیاره الاولیاء إلاّ إن قصد به التبرّک بهم فلایکره، وإذا عجز عن ذلک لازدحام ونحوه کاختلاط الرّجال بالنساء کما یقع فی زیاره سیدی أحمد البدوی وقف فی مکان یتمکن فیه من الوقوف بلامشقّه وقرأ ما تیسّر وأشار بیده أو نحوها ثمّ قبّل ذلک. فقد صرّحوا بأنّه إذا عجز عن استلام الحجر الأسود یسنّ له أن یشیر بیده أو عصا ثمّ یقبّلها.۱۸۱
بوسیدن قبر واستلام آن مکروه است وهمین حکم را تابوتی که بالای قبر می‌گذارند نیز دارد. وهمچنین بوسیدن درگاه‌ها هنگام داخل شدن برای زیارت اولیا مکروه است مگر این‌که به قصد تبرّک باشد که در این صورت کراهت ندارد واگر به خاطر ازدحام جمعیت ومانند آن؛ مثل اختلاط مردان وزنان، از این کارها عاجز باشد، همان طوری که در زیارت آقایم احمد بدوی اتفاق می‌افتد، در جایی که بدون زحمت امکان توقّف وجود دارد بایستد وهرچه می‌تواند (قرآن) قرائت کند وبا دست خود و یا چیز دیگر به قبر اشاره کند وسپس آن را ببوسد؛ چون علما تصریح کرده‌اند به این‌که اگر (زائر) از استلام حجرالاسود عاجز باشد، جایز است که با دست یا عصایش به آن اشاره کند و سپس آن را ببوسد.
ر) شیخ حسن عدوی حمزاوی مالکی در کتاب “کنزالمطالب”۱۸۲ و “مشارق الانوار”۱۸۳ ?بعد از نقل عبارت رملی مذکور، می‌گوید:
ولامریه حینئذ أنّ تقبیل القبر الشریف لم یکن إلاّ للتبرّک فهو أولی من جواز ذلک لقبور الأولیاء عند قصد التبرّک، فیحمل ما قاله العارف علی هذا المقصد، لاسیما وأنّ قبره الشریف روضه من ریاض الجنّه.۱۸۴
در این صورت، شکی نیست که بوسیدن قبر شریف (پیامبر) تنها برای تبرّک می‌باشد، پس این جواز، در مقایسه با بوسیدن قبور اولیا به قصد تبرّک سزاوارتر است، بنابراین، آن‌چه عارف گفته است، بر این معنا حمل می‌شود به ویژه این‌که قبر شریف آن حضرت، باغی از باغ‌های بهشت می‌باشد.
ش) سید بدرالدین حوثی در این باره می‌گوید:
فنقول فی التبرک: هو تطلّب البرکه و التماسها بفعل مایعتقد سبباً لها او یجوّز انّه سبب لها، و هو ههنا ثلاثه اقسام؛ لانّ الزائر المتبرک یلتمس البرکه، فهو فی حال الزیاره یرجو انّه قد صار عند مصدر البرکه، فهذه البرکه التی یرجو انّ المیت او ما حوله مصدرها لایخلو الزائر من ان یکون معتقداً آن‌ها من فعل فاعل یذکره الزائر فی نفسه أو لا؛ فان کان یعتقد البرکه فعل فاعل یذکره فی نفسه، فان کان یعتقد انّ الفاعل هو الله فلیس التبرک شرکاً؛ سواء کان خطأ ام صواباً، و هذا القسم الاول.
وان کان یعتقد انّ الفاعل هو المیت أو قبره فهی عقیده شرک، فحیث اقترنت الزیاره بنوع من الخضوع لاجل الاعتقاد هذا، فهی شرک. و هذا القسم الثانی.
اما إذا کان الزائر المتبرک غافلا عن الفاعل للبرکه ولایخطر بباله آن‌ها فعل المیت أو القبر، و انّما هو یرجو وجود البرکه هناک فهو یلتمسها بالزیاره، کما یلتمس الرائحه الطیبه بحضور محلها مع غفله عن فاعلها، فهذا غافل ولایحکم بشرکه؛ لخلوه عن عقیده الشرک. و هذا القسم الثالث…۱۸۵
در مورد تبرک می‌گوییم: آن عبارت است از درخواست برکت و التماس آن به فعلی که اعتقاد به سببیت آن بوده یا مجوز سببیت آن باشد و آن در اینجا بر سه قسم است؛ زیرا زائری که تبرک می‌جوید تقاضای برکت دارد و او در حال زیارت امیدوار است که نزد منبع برکت باشد، و این برکتی که امید دارد میت یا اطراف او منبع برکت باشد یا به این نحو است که زائر معتقد است که برکت از ناحیه فاعلی است که او را در نفس خود یاد کرده است یا این‌گونه نیست؛ اگر اعتقاد دارد که برکت از فعل فاعلی است که او را در نفس خود یاد کرده، یا این است که معتقد می‌باشد آن فاعل همان خداست، این تبرک شرک‌آلود نیست؛ خواه تبرک خطا باشد یا صواب، و این قسم اول است.
و اگر معتقد باشد که فاعل همان میت و یا قبر اوست، این عقیده شرک‌آلود می‌باشد؛ چرا که زیارتش مقرون به نوعی از خضوع به جهت این اعتقاد شرک‌آلود است، و این قسم دوم است.
اما اگر زائری که تبرک می‌جوید، از فاعل برکت غافل است و به ذهنش خطور نمی‌کند که برکت کار میت است یا قبر او، و تنها امید به وجود برکت در آنجا دارد و او تنها از راه زیارت به دنبال آن است، همان‌گونه که بوی خوشی را به حضور در محلّ آن استشمام می‌کند با غفلت از فاعلش، پس این شخص غافل است و حکم به شرک او نمی‌شود به جهت خالی بودن او از عقیده شرک‌آلود. و این قسم سوم است…
کلام حوثی محل اشکال است؛ زیرا در صورتی که برکت از صاحب قبر دانسته شود ولی به اذن خدا، شرک به حساب نمی‌آید و این مطلبی است که از آیات نیز استفاده می‌شود؛ زیرا در برخی آیات شفا و برکت به ولی خدا نسبت داده شده ولی به اذن خدا.
ت) ابن الحاج در کتاب “المدخل” می‌نویسد:
… و هذه صفه زیاره القبور عموماً، فان کان المیت المزار ممن ترجی برکته فیتوسل إلی الله تعالی به. و کذلک یتوسل الزائر بمن یراه المیت ممن ترجی برکته إلی النبی? ، بل یبدأ بالتوسل إلی الله تعالی بالنبی? ، اذ هو العمده فی التوسل. و الاصل فی هذا کله و المشرع له فیتوسل به? و بمن تبعه باحسان إلی یوم الدین…
ثم یتوسل بأهل تلک المقابر اعنی الصالحین منهم فی قضاء حوائجه و مغفره ذنوبه، ثم یدعو لنفسه و لوالدیه و لمشایخه و لأقاربه و لأهل تلک المقابر و لأموات المسلمین و لأحیائهم و ذریتهم إلی یوم الدین، و لمن غاب عنه من اخوانه. و یجأر إلی الله تعالی بالدعاء عندهم، و یکثر التوسل بهم إلی الله تعالی؛ لانّه سبحانه و تعالی اجتباهم و شرّفهم و کرّمهم، فکما نفع بهم فی الدنیا ففی

دیدگاهتان را بنویسید