No category

پایان نامه با واژگان کلیدی حجرالاسود، شیعه امامی

یصحّ لنا مثل هذا النصیب الأوفر ترامینا علی قبره بالالتزام و التبجیل و الاستلام و التقبیل. ألا تری کیف فعل ثابت البنانی، کان یقبّل ید انس بن مالک و یضعها علی وجهه و یقول: ید مست ید رسول الله? … ألا تری الصحابه من فرط حبّهم للنبی? قالوا: ألا نسجد لک؟ فقال: لا، فلو اذن لهم لسجدوا له سجود اجلال و توقیر لا سجود عباده، کما قد سجد اخوه یوسف? لیوسف. و کذلک القول فی سجود المسلم لقبر النبی? علی سبیل التعظیم و التبجیل لا یکفر به اصلاً، بل یکون عاصیاً، فلیعرف انّ هذا منهی عنه، و کذلک الصلاه إلی القبر.۱۴۲
او از مسّ کردن قبر پیامبر? کراهت داشت. من می‌گویم: او بدین جهت کراهت داشت که آن را اسائه ادب می‌دانست. از احمد بن حنبل درباره مسّ قبر پیامبر? و بوسیدن آن سؤال شد او اشکالی در آن ندید. این مطلب را فرزندش عبدالله بن احمد از او روایت کرده است. اگر گفته شود: چرا صحابه چنین نکردند؟ گفته شده: زیرا صحابه پیامبر? را در زمان حیات او مشاهده کرده و از دیدنش بهره‌مند شده و دستش را بوسیدند و نزدیک بود که به جهت بهره‌مندی از آب وضوی پیامبر? با هم بجنگند، و موهای پاک آن حضرت را در روز حج اکبر تقسیم کردند، و چون آب دهان می‌انداخت سعی می‌کردند تا در دستان یک نفر از آن‌ها قرار گیرد و آن را به صورت خود می‌مالید. و ما چون به این بهره وافر نائل نشدیم خودمان را بر قبر او می‌اندازیم و به آن پناه گرفته و شاد می‌شویم و دست کشیده و می‌بوسیم. آیا ندیدی که چه کرد ثابت بنانی، او دست انس بن مالک را می‌بوسید و بر صورتش می‌کشید و می‌گفت: دستی است که دست رسول خدا? را مسّ کرده است… آیا ندیدی صحابه را که از شدت محبتشان نسبت به پیامبر? گفتند: آیا بر تو سجده کنیم؟ حضرت فرمود: هرگز و اگر به آن‌ها اجازه سجده می‌داد برایش سجده اجلال و تعظیم می‌کردند نه سجده عبادت، همان‌گونه که برادران یوسف? برای یوسف چنین کردند. همچنین است گفتار درباره سجده مسلمان نسبت به قبر پیامبر? به جهت تعظیم و شادی که این امر هرگز کفر به حساب نمی‌آید، بلکه تنها معصیت است، و باید دانسته شود که این عمل مورد نهی واقع شده است، و همچنین نماز به طرف قبر آن حضرت.
دلالت نصوص تبرک
نصوص تبرک به آثار پیامبر? دلالت صریح دارد بر این‌که برکت پیامبر اکرم? از ذاتش به اشیایی که به حضرت یک نوع ارتباط داشته منتقل می‌شود.
نووی در شرح صحیح مسلم در مورد حدیث عتبان بن مالک که از پیامبر? درخواست کرد تا در مکان او نماز گذارد تا آنجا را مصلای خود قرار دهد می‌گوید: “وفی حدیث عتبان فوائد کثیره منها: التبرک بالصالحین وآثارهم والصلاه فی المواضع التی صلوا بها وطلب التبرک منهم”۱۴۳
ودر حدیث عتبان فوائد بسیاری است از جمله آن‌ها تبرک به صالحین وآثار آنان ونماز به‌جای آوردن در مواضعی که آنان در آنجا نماز به‌جای آوردند و نیز طلب تبرک از آنان.
ابن حجر عسقلانی در “فتح الباری” در شرح این حدیث می‌گوید: “إنّما استأذن النبی? لأنّه دعی للصلاه لیتبرک صاحب البیت بمکان صلاته، فسأله لیصلّی فی البقعه الّتی یحبّ تخصیصها بذلک”۱۴۴ (پیامبر? اذن خواست، زیرا او دعوت به نماز شده بود تا صاحب خانه به مکان نماز حضرت تبرک جوید. لذا از پیامبر? درخواست کرد تا در قسمتی را که اختصاص به این کار داده بود نماز به‌جای آورد.)
همین عبارت از قاضی عینی در “عمده القاری” وشیخ صدیق حسن خان در “عون الباری” نقل شده است.

فصل سوم: موارد اختلاف در تبرک

موارد اختلاف وهابیت با دیگر فرقه‌ها
وهابیان در دو مورد از تبرک، با دیگران اختلاف کرده وآن را جایز نمی‌دانند:
?۱?. تبرک به آثار پیامبر? بعد از وفات در غیر منصوص
در غیرمواردی که ذکر شد از مواردی که صحابه به آثار پیامبر? تبرک جسته‌اند وهابیان آن را جایز نمی‌دانند.
ابن جدیع می‌گوید: “فما عدا ذلک من صیغ التبرک بالرسول? بعد وفاته غیر مشروع بل هو ممنوع…”۱۴۵ (غیر از این موارد تبرک به پیامبر? بعد از وفاتش، مشروع نیست بلکه ممنوع می‌باشد…)
ادلّه وهابیان
وهابیان در این باره به ادله‌ای تمسک کرده‌اند؛ از قبیل:
دلیل اول: نبود دلیل
دلیلی در قرآن وسنت بر مشروعیت این نوع تبرک وجود ندارد.۱۴۶
پاسخ
اولاً: تبرک از غیر خدا خواستن، یا از آن جهت است که درخواست برکت از غیر خداست، یا با اعتقاد به این است که اصل برکت از جانب خداست واوست که در واسطه، این برکت را قرار داده، در این صورت در تمام موارد منصوص وغیر منصوص جایز است، واگر بدون این اعتقاد بوده بلکه با اعتقاد استقلال باشد، در تمام موارد، چه منصوص وچه غیر منصوص، حرام وشرک یا راهی به شرک است، واگر در محضر پیامبر? تبرک به آثار او بوده وحضرت سکوت کرده است این خود دلیل بر آن است که تبرک با اعتقاد صحیح، شرک یا راهی به شرک یا بدعت نیست.
ثانیاً: ادله‌ای که دلالت بر وجود برکت در افراد یا اماکن و ازمنه واشیاء دارد خود دلیل بر تبرک جستن از آن‌ها در هر زمان ومکان از هر شخص است، خصوصاً که حیات برزخی در جای خود ثابت شده است.
ثالثاً: گرچه صحابه به برخی امور تبرک جسته‌اند ولی می‌دانیم که
آن امور خصوصیت ندارد ولذا می‌توان از آن‌ها القای خصوصیت کرده و بر غیر آن‌ها تعمیم داد.
رابعاً: تبرک صحابه از پیامبر? از آن جهت بوده که همراه اعتقاد به تبعیت برکت او از برکت خداوند بوده است ولذا اختصاص به موارد منصوص ندارد.
دلیل دوم: سد ذرایع
گفته شده است از آنجا که سدّ ذرایع و بستن راههای حرام لازم است، لذا تحریم تبرک به جهت سدّ باب وقوع در شرک لازم می‌باشد.
پیامبر? از این‌که قبرش عید قرار گرفته وقبرها مسجد شود نهی کرده است. و نیز ثابت شده که این عمل از سنن یهود و نصارا است.۱۴۷
پاسخ
اوّلاً: ممکن است که مقصود از عید قرار گرفتن قبر که از آن نهی شده این باشد که قبرها مثل عیدها نباشد که هر سال یک بار تکرار شود بلکه باید مکرر در طول سال به زیارت قبر پیامبر? آمد.
ثانیاً: ممکن است که مقصود از نهی، این باشد که در کنار قبر پیامبر? همانند مراسم عید رفتار نشود بلکه باید از معنو یات آن استفاده گردد.
ثالثاً: در قسمت دوم حدیث از محل سجده قرار گرفتن قبر پیامبر نهی شده است همان‌گونه که یهود ونصارا چنین می‌کردند و مسلمانان هیچ‌گاه بر قبر پیامبر? سجده ننموده و نمی‌کنند.
دلیل سوم: ترک صحابه
سلف از صحابه وافرادی که بعد از آن‌ها آمدند چنین کاری نکرده‌اند.۱۴۸
پاسخ
جواب این اشکال از مباحث گذشته معلوم می‌گردد.
دلیل چهارم: عدم نفع زیارت برای میت
مقصود از زیارت قبور، تبرک به میت و… نیست، بلکه همانند نماز بر میت نفع رساندن به اوست…۱۴۹
پاسخ
اوّلاً: تبرک اختصاصی به زیارت قبور ندارد.
ثانیاً: مورد تبرک به میت، برای افراد عادی است که احتیاج به نفع دارند نه افرادی که مثل پیامبرند.
دلیل پنجم: عدم اعتقاد عمر به تبرک حجرالاسود
بخاری ومسلم به سندشان از عمر نقل کرده‌اند که: “جَاءَ إلی الْحَجَرِ الأَسْوَدِ فَقَبَّلَهُ فَقَالَ: إِنِّی أَعْلَمُ أَنَّک حَجَرٌ لاتَضُرُّ وَلاتْنَفَعُ وَلَوْلا أَنِّی رَأَیتُ النَّبِی? یقْبَلُک مَا قَبَّلْتُک.”۱۵۰ (عمر به نزد حجر الاسود آمد وآن را بوسید وگفت: من می‌دانم که تو سنگی هستی که نه ضرر می‌رسانی ونه نفع، واگر نبود که مشاهده کردم رسول خدا? تو را می‌بوسید، من تو را نمی‌بوسیدم.)
گفته شده: عمر بن خطاب اعتقاد به برکت داشتن حجرالاسود نداشته است.
پاسخ
اوّلاً: قول عمر بن خطاب وفعل او خصوصاً با مخالفت دیگر صحابه با آن، مدرک وحجت برای ما نیست.
ثانیاً: کلام عمر تنها دلالت بر وجوب تسلیم در برابر شارع در امور دین دارد، و این آن چیزی است که تبرک‌کنندگان از تبرک اراده می‌کنند. وکسی که ادّعا کرده قصد عمر از این عبارت تحریم تبرک است باید آن را اثبات کند.
۶. تبرک به غیر پیامبر?
یکی از اعمالی که شدیداً مورد مذمّت وطعن وهابیان قرار گرفته وآن را بدعت وشرک می‌نامند مسأله مسح کردن ودست کشیدن بر قبور اولیای الهی وحتی پرده خانه کعبه ودیوار کعبه است. آن‌ها نه تنها حکم به حرمت وشرک بودن این عمل کرده‌اند، بلکه شدیداً با آن به مقابله فیزیکی می‌پردازند. اینک جا دارد این عمل را به‌طور خصوص مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
اقوال در مسأله
درباره دست مالیدن ومسح کردن بر قبور اولیای الهی حتی قبر پیامبر? وهر آن‌چه به حضرت مرتبط است اقوالی از علمای اهل سنّت رسیده است.
?۱?. عدم استحباب تبرک
برخی تنها به عدم استحباب شرعی آن اشاره کرده واصل این عمل را بدعت یا حرام ندانسته‌اند. عبدالرحمان بن قدامه می‌نویسد:
مسح کردن دیوار قبر پیامبر? وبوسیدن آن مستحب نیست. احمد می‌گوید: حکم آن را نمی‌دانم. ” اثرمی” می‌گوید: اهل مدینه را دیدم که قبر پیامبر? را لمس نمی‌کنند، بلکه در کناری می‌ایستند وسلام می‌دهند. ابوعبدالله می‌گوید: ابن عمر نیز چنین انجام می‌داد. او می‌گوید: امّا درباره منبر، ابراهیم بن عبدالله بن عبدالقاری روایت می‌کند که او ابن عمر را دید که دستش را بر محل نشستن پیامبر? بر روی منبر گذاشت وسپس دست خود را بر صورتش کشید.۱۵۱
نووی بعد از نقل کلامی از ابوموسی در این‌باره می‌گوید:
… و نیز به خاطر این‌که استلام دو رکن شامی کعبه مستحب نیست؛ چون سنّت نبوده است، با این‌که استلام دو رکن دیگر آن مستحب است. با این وصف، مسّ قبور به طریق اولی مستحب نمی‌باشد. وخداوند به حکم این مسأله داناتر است.۱۵۲
?۲?. کراهت تبرک
محیی الدین نووی می‌گوید: “قالوا: ویکره مسحه بالید وتقبیله بل الأدب أن یبعد منه کما یبعد منه لوحضره فی حیاته?۹?. هذا هو الصواب الّذی قاله العلماء وأطبقوا علیه…”۱۵۳ (گفته‌اند: مسح با دست وبوسیدن قبر پیامبر? مکروه است، بلکه ادب اقتضا می‌کند که از قبر دور باشد همان طوری که در حال حیات حضرت نزد او حاضر می‌شدند. این سخن درستی است که علما گفته‌اند و بر آن اجماع واتفاق دارند…)
محمّد بن شربینی می‌گوید: “و یکره مسحه بالید وتقبیله”۱۵۴? (و مسح قبر پیامبر? با دست وبوسیدن آن کراهت دارد.)
?۳?. جواز و استحباب تبرک
شیعه امامی به طور اتفاق وبسیاری از علمای اهل سنّت معتقد به جواز، بلکه استحباب لمس کردن وبوسیدن قبور اولیای الهی ودر رأس آن‌ها پیامبر اسلام? می‌باشند.
نظرات اندیشمندان در جواز و استحباب تبرک
شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت به جواز و استحباب تبرک تصریح کرده‌اند:
الف) ابن حجر عسقلانی در این‌باره می‌نویسد:
فائده أخری: إستنبط بعضهم من مشروعیه تقبیل الأرکان جواز تقبیل کلّ من یستحقّ التعظیم من آدمی وغیره، فأمّا تقبیل ید الآدمی فیأتی فی کتاب الأدب. وأمّا غیره فنقل عن

دیدگاهتان را بنویسید