No category

پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان همکاری شانگهای، آسیای مرکزی، سازمان شانگهای، افراط گرایی

رساندن اختلافات، اتحاد منطقه ای را به حداکثر ممکن برسانند.
دیگر دلایل تشکیل سازمان همکاری شانگهای عبارتند از:
– نگرانی کشورهای عضو از تشدید اختلافات مرزی و تحرکات نظامی نسبت به یکدیگر.
– نگرانی از تشدید افراط گرایی و تروریسم در منطقه ی آسیای مرکزی.
– نگرانی از کوشش های یکجانبه گرایانه برای حل و فصل مسائل بین المللی.
– مبارزه با تولید و ترانزیت مواد مخدر( پیشنهاد روسیه). (یزدان پناه، ۱۳۸۹ ، ص ۱۰۸ )
– منافع مشترک کشورهای عضو از قبیل تأکید بر توسعه اقتصادی از طریق تأمین امنیت و ثبات سیاسی در داخل و حفظ آرامش منطقه ای.
– نورم ها و هنجارهای مشترک از جمله ضعیف بودن نسبی کشورهای عضو ( در مورد روسیه و چین در برخی ابعاد).
– وجود توانایی ها، ظرفیتها و منابع غنی کشورهای عضو.
– تأکید بر کسب هویت و اعتبار بین المللی (درسطوح مختلف). (سازمان همکاری شانگهای،۱۳۸۸، ص ۶)
نیازهای امنیتی، یکی از دلایل اصلی شکل گیری سازمان همکاری شانگهای می باشد. بدون این مسأله این سازمان عامل اصلی اتحاد خود را از دست خواهد داد.
حرکت به سوی همگرایی در منطقه آسیای مرکزی که در واقع از خاکستر اتحاد جماهیر شوروی برخاست، با پشت سر گذاردن مراحلی گوناگون، از ابتدای قرن ۲۱ وارد مرحله جدیدی شد.جمهوری های سابق شوروی که در طول نیم قرن گذشته نوعی تجربه تلخ و ناموفق از به هم پیوستگی اجباری و مبتنی بر نظم آهنین را پشت سر گذارده بودند، با توجه به واقعیت ها و در پرتو شرایط نوین، خواهان آن بودند تا دریک بستر طبیعی و بر پایه ی مقتضیات جغرافیایی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی در مسیر همگرایی گام بردارند؛ مسیری که آن ها را به عضویت در پیمان های از پیش تأسیس شده یا تأسیس سازمان های جدید فرا می خواند. در این مسیر جدید آن ها با دو انتخاب روبرو بودند: نخست رویکرد درون منطقه ای که همکاری میان کشورهای منطقه را در اولویت قرار می داد. دوم، رویکردی برون منطقه ای، که در آن صورت می بایست به برتری نقش کشورها و قدرت های فرامنطقه ای در همگرایی خود رأی می دادند. در میانه ی چنین انتخابی، حرکت به سوی همگرایی بر مبنای نگاه درون منطقه ای با محور قراردادن همکاری میان کشورهای منطقه و بدون حضور و دخالت قدرت های فرامنطقه ای، ساز و کار منطقی و توجیه پذیر تلقی می شد، ضمن آن که در این رویکرد منافع کشورهای عضو بر کشورها و قدرت های فرامنطقه ای مقدم شمرده می شد، سازمان هایی همچون اکو، جامعه ی مستقل مشترک المنافع و سر آخر سازمان همکاری شانگهای همگی در همین چارچوب قابل ارزیابی هستند. (انوری و رحمانی موحد، ۱۳۸۸، ص ۶)
گسترش تنش و مشکلات امنیتی در آسیای مرکزی و اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه به دلیل وجود منابع سرشار انرژی، حضور و نفوذ کشورهای غربی بویژه آمریکا در این منطقه با دلایل گوناگون به خصوص مبارزه با تروریسم، نگرانی روسیه به علت وجود منافع حیاتی خود در این حوزه و حرکت تجزیه طلبانه مسلمانان جمهوری سین کیانگ چین، باعث شد تا کشورهای آسیای مرکزی و بنیانگذاران سازمان شانگهای بویژه چین و روسیه، به دنبال حل مسایل امنیتی در قالب همکاری های منطقه ای باشند.
جایگاه بین المللی، مسایل انرژی، تحولات دو دههی اخیر مرتبط با افراط گرایی و تروریسم، روابط بازرگانی، سابقه همکاری های متنوع با کشورهای منطقه، اشتراکات تاریخی و فرهنگی، ضرورت امنیت و ثبات منطقه ای و پیرامونی و. . . از جمله دلایلی هستند که روسیه و چین را مجاب ساخته تا حداقل در دهه ی اخیر با نگاهی کلان به تحولات مرتبط با منطقه و تقویت همکاری های متقابل بنگرند.(انوری و رحمانی موحد، ۱۳۸۸، ص ۳۴)
پایان جنگ سرد و فروپاشی نظام دو قطبی و دورنمای مبهم ساختار نظام جدید بین المللی، اتخاذ تصمیم و مکانیزمهایی جهت تدوین قواعدی جدید و شکل دادن به نظام بین الملل به منظور کسب حداکثر منافع را، برای کشورها ضروری ساخت.
ایدهی پیدایی سازمان همکاری شانگهای در آغاز هزارهی سوم میلادی که دانشمندان و سیاستمداران موضوع ورود بشریت به عصر نو و پساصنعتی – اطلاعاتی را دنبال می نمایند، رویدادی برجسته در معادلات منطقه ای و بین المللی به شمار می آید، ضمن آن که شکل گیری سازمان به نظر امری گریزناپذیر و برآیند شرایط مبهم و پیچیده اوضاع جاری جهانی است، شرایطی که چشم اندازی غیر قابل پیش بینی و آسیبپذیر و همزمان آکنده از چالشهای تمدنی، زیست محیطی، جمعیتی، قومی، نظامی، نژادی و فرهنگی جدیدی را فراروی جامعه جهانی قرار داده است. شکل گیری و گسترش سازمان در بستر گرایش جهان به سوی منطقه گرایی و سرعت بخشیدن به روند خودجوش و یافتن جایگاه سازمانی آن بر پایهی ارزشهای تمدنی و قارهای کم و بیش مشترک انجام می یابد و البته غریزهی حفظ بقاء ملل نیز در ایجاد آن بی تأثیر نبوده است و در چنین بستری همگرایی ملتهای منطقه بر اساس معیارهای قارهای و منطقهای به منظور رویارویی با چالشها و تهدیدهای جهانی و فجایع، روبه تقویت می رود.(انوری و رحمانی، ۱۳۸۸، ص ۸)
دلایل زیر اهمیت سازمان شانگهای را بیان می دارد:
– موضوع جهانی شدن.
– ظرفیت و توانمندیهای سازمان.
– اهمیت قارهی آسیا در آیندهی نظام بین الملل.
– ظرفیت سازی برای گسترش همکاریهای اقتصادی منطقهای.
تمام تلاش اعضای شانگهای از تأسیس این سازمان این بوده که با ایجاد اتحادیهی همکاری منطقهای شرایط را برای همکاریهای بلند مدت اقتصادی و بازرگانی و تجاری و امنیتی فراهم سازند. اعضای سازمان همکاری شانگهای، به دنبال تبدیل شدن به یکی از قطبهای بزرگ جهانی در آیندهی نزدیک هستند. و با توجه به اینکه آینده و سرنوشت جهان به واسطهی سازمانهای قدرتمند منطقهای رقم خواهد خورد، بدنبال نقش آفرینی در معادلات جهانی هستند.(یزدان پناه، ۱۳۸۹، ص ۱۱۳)
تهدیدات مشترک منطقهای؛ نظیر افراط گرایی مذهبی و تروریسم از یک سو و تهدیدات فرامنطقهای همچون گسترش و تحکیم حضور و نفوذ امریکا در این منطقه را می توان از عوامل مؤثر در شکل گیری سازمان شانگهای، در آسیای مرکزی برشمرد. در این میان انگیزهها و علائق دو کشور چین و روسیه را نیز نباید در شکل گیری سازمان شانگهای نادیده گرفت. زیرا روسیه به همراه چین همواره تلاش دارد تا با ایجاد ساختارهای منطقهای ضمن تلاش برای تأمین امنیت منطقه و مقابله با خطرات منطقهای، دستاویزهای امریکا و ناتو را در گسترش به شرق بی اثر سازد.(انوری و رحمانی موحد، ۱۳۸۸، ص ۳۶) در کنار این دو کشور انگیزهی مشترک کلیه اعضای سازمان، تلاش جمعی برای مقابله با تحولات بی ثبات کننده و ضد امنیتی است. سازمان همکاری شانگهای به علت اهمیت و جامعیت آن و وجود منافع مشترک بین اعضا شکل گرفت. تأسیس آن بر شرایط اقتصادی و جغرافیای سیاسی تمام اعضای آن، مخصوصا همکاری در زمینه های امنیتی و اقتصادی، تأثیر شگرفی داشت.

روند شکل گیری سازمان همکاری شانگهای
کشورهای منطقه آسیای مرکزی ، از زمان استقلال تا تشکیل سازمان همکاری شانگهای دوره های متفاوتی از شرایط امنیتی را پشت سر گذاشتند. (سازمان همکاری شانگهای، ۱۳۸۸، ص۲)
۱- دوره بی نظمی نسبی (۹۳-۱۹۹۱ ).
۲- دوره ثبات نسبی (۹۶- ۱۹۹۳ ).
۳- دوره آغاز دگرگونی (۹۸- ۱۹۹۷ ).
۴- دوره توازن نسبی ( ۹۹- ۱۹۹۸ ).
۵- دوره تشدید رقابتها (۲۰۰۱- ۲۰۰۰).
با توجه به نقش مناسبات و همکاریهای منطقه ای در تحقق اهداف کشورهای واقع در یک منطقه ، ایجاد گروه ” شانگهای پنج ” از یک سو به منظور تعدیل در مناسبات دو کشور روسیه و چین با بلوک غرب (بویژه ایالات متحده ) به عنوان شریک اول استراتژیک هر دو کشور و در مرحله دوم تعیین حدود فعالیت هر یک از دو قدرت فوق در منطقه و در نهایت رفع برخی موانع سنتی کشورهای منطقه نظیر؛ اختلافات مرزی ، جدایی طلبی ، مواد مخدر و . . . مورد توجه قرار گرفت. در مقابل چهار کشور قزاقستان، قرقیزستان ، تاجیکستان و ازبکستان نیز با هدف تعدیل روابط با روسیه و رفع موانع و مشکلات داخلی و سنتی نظیر اختلافات مرزی ، شورش ها و ناآرامی های داخلی ، مبارزه با جدایی طلبی ،افراط گرایی و . . . از پیوستن به این پیمان استقبال کردند. (سازمان همکاری شانگهای ، ۱۳۸۸،ص ۳ )
بر اساس منابع روابط بین الملل، سطح مناسبات میان کشورها را می توان با شاخص هایی همچون هماهنگی، همکاری، ائتلاف، همگرایی و در نهایت اتحاد تعریف و مورد سنجش قرار داد. از هماهنگی تا اتحاد درجه قابل توجهی از یکسان سازی و یگانگی جود دارد که در طی زمان و با هماهنگی ساختارهای مختلف سیاسی- اجتماعی کشورها به دست می آید. اتحاد درجه مهمی از همسویی است که می تواند دو یا چند کشور را در مسیر تحقق بخشیدن به اهداف مهم مشترک سوق دهد. البته برای تحقق منافع ملی ، اغلب تعامل میان کشورها در حد همکاری باقی می ماند. ولی امنیت دسته جمعی محتاج ائتلاف و اتحاد می باشد. (سازمان همکاری شانگهای ،۱۳۸۸ ،ص ۶)
از آغاز روند عادی سازی روابط چین و شوروی در سالهای آغازین دهه ۱۹۸۰ تا به امروز ، روابط دو کشور چین و فدارسیون روسیه مسیر تعالی را تا سطح مشارکت در همکاری های منطقه ای و بین المللی طی نموده است . فروپاشی شوروی ، تهدید مرزهای شمالی را برای پکن تبدیل به فرصت نمود. دولت چین از این فرصت برای رفع مناقشات مرزی خود با روسیه و کشورهای تازه استقلال یافته بهره گرفت و مذاکرات خود را با آنها بطور دو یا چند جانبه آغاز نمود. دولتهای آسیای مرکزی که در آن زمان کسب و تحکیم استقلال مهمترین دغدغه آنها بود، از سیاست غیر تهاجمی چین و تمایل آن کشور برای اعتماد سازی بویژه در امور نظامی استقبال کردند. روسیه نیز که دیگر عمدتا یک قدرت بزرگ اوراسیایی محسوب می شد و نیاز داشت از چین برای ایجاد روابط متعادل با غرب استفاده کند، به روند ایجاد حسن همجواری و دوستی فیمابین چین و کشورهای همسایه آن یاری رساند. در دهه ۱۹۹۰ یک سلسله مذاکرات مربوط به ” اقدامات اعتماد سازی در سراسر نواحی مرزی ” میان کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی و روسیه از یک سو ، و چین از سوی دیگر شکل گرفت. این مذاکرات موجب شد تا در۲۶ آوریل ۱۹۹۶، نهادی چند جانبه با عنوان ” گروه شانگهای پنج ” شکل گیرد. در آن زمان سران پنج کشور روسیه، چین ، قزاقستان ، و تاجیکستان با هدف تحقق اعتماد سازی و” ایجاد کمربند حسن همجواری در نواحی مرزی” در شهر شانگهای چین گرد هم آمدند. (سازمان همکاری شانگهای ،۱۳۸۸ ،ص۷)
در ابتدا این گروه در قالب ترتیبات امنیت منطقه ای، با هدف توسعه اقدامات اعتماد سازی امنیتی در مرزهای کشورهای عضو تأسیس گردید و کمتر به عنوان یک مکانیسم بین المللی مورد توجه قرار داشت. ولی به مرور در طی نشست های سران در شانگهای، مسکو، آلماتی، بیشکک و دوشنبه ، تکوین و تحول ساختاری و عملکردی پیدا کرد و دامنه اهداف و

دیدگاهتان را بنویسید