No category

پایان نامه با واژگان کلیدی سوره بقره

الآخره اکثر. فمن اراد حاجه فلیذهب الیهم و یتوسل بهم؛ فانهّم الواسطه بین الله تعالی و خلقه. و قد تقرر فی الشرع و علم ما لله تعالی بهم من الاعتناء، و ذلک کثیر مشهور، و ما زال الناس من العلماء و الأکابر کابراً عن کابر، مشرقاً و مغرباً یتبرکون بزیاره قبورهم، و یجدون برکه ذلک حسّاً و معنی.۱۸۶
… این توصیف زیارت قبرها به طور عموم است، اگر میتی که زیارت می‌شود از کسانی است که امید به برکت او می‌باشد (زائر) باید به سبب او به خداوند متعال متوسل شود. و نیز زائر توسل می‌کند به کسی که (اکنون) او را مرده میبیند و از جمله کسانی است که امید به برکتش نزد پیامبر? است، بلکه شروع به توسل نزد خداوند متعال به پیامبر? می‌کند؛ چرا که او عمده در توسل است و اصل در تمام این امور و تشریع کننده اوست پس به او توسل میجوید و به کسانی که او را با نیکی تا روز قیامت پیروی می‌کنند…
سپس به اهل آن مقبره‌ها یعنی صالحان از آنان در برآورده شدن حوائجش و مغفرت گناهانش توسل میجوید، آن گاه بر خودش و برای پدر و مادرش و اساتید و نزدیکانش و برای اهل آن مقبره‌ها و برای اموات مسلمانان و برای زنده‌ها و ذریه آنان تا روز قیامت و برادران دینیاش که از او غائب می‌باشند دعا می‌کند. و با دعا کردن نزد آنان به خداوند متعال پناه می‌برد، و به آن‌ها نزد خداوند متعال توسل می‌جوید؛ زیرا خداوند سبحان و متعال آنان را برگزیده و شرف داده و تکریم نموده است، و همان‌گونه که به آنان در دنیا نفع داده در آخرت بیش‌تر خواهد داد. پس هرکس حاجتی می‌خواهد باید نزد آنان رود و به آنان توسل جوید؛ چرا که واسطه بین خداوند و خلقش می‌باشند. و در شرع مقرّر و دانسته شده که خداوند متعال چهقدر به آنان اهمیت می‌دهد، و این امور زیاد و مشهور است، و همیشه علما و بزرگان، در طول تاریخ، چه در شرق و چه در غرب عالم از زیارت قبور آنان تبرک می‌جویند و برکت آنان را حسّ کرده و در عالم معنا درک می‌نمایند.
ث) غزالی (متوفای ??۰??ه. ق) در آداب مسافرت می‌نویسد: “ویدخل فی جملته زیاره قبور الانبیاء? و زیاره قبور الصحابه و التابعین و سائر العلماء و الأولیاء، و کل من یتبرک بمشاهدته فی حیاته یتبرک بزیارته بعد وفاته، و یجوز شدّ الرحال لهذا الغرض”۱۸۷ (و داخل می‌شود در جمله آن زیارت قبور انبیاء? و زیارت قبور صحابه و تابعین و سایر علما و اولیا، و هرکس که به مشاهدهاش در حیاتش تبرک جسته شود، به زیارتش بعد از وفاتش تبرک جسته می‌شود، و بار سفر بستن برای این هدف جایز است.)
حرمت تبرک به قبور اولیا
ابن عثیمین می‌گوید: “برخی از زائرین دست به محراب ومنبر ودیوار مسجد می‌کشند، که تمام اینها بدعت است”۱۸۸
سمهودی از زعفرانی نقل می‌کند که گفته است: “قرار دادن دست بر روی قبر ومسّ کردن وبوسیدن آن از بدعت‌هایی است که شرعاً مُنکر است”۱۸۹
شیخ محمّد بن ابراهیم آل الشیخ نیز در این باره می‌گوید:
وهذا غلط ظاهر، لا یوافقهم علیه اهل العلم والحق؛ وذلک انّه ما ورد الاّ فی حقّ النبی? ، فابوبکر وعمر وذوالنورین عثمان و علی وبقیه العشره المبشرین بالجنه وبقیه البدریین واهل بیعه الرضوان، ما فعل السلف هذا مع واحد منهم… فاقتصارهم علی النبی? یدلّ علی انّه من خصائص النبی?.۱۹۰
و این غلطی آشکار است که اهل علم وحقّ با آن موافقت ندارد؛ زیرا این‌گونه تبرکات تنها در حقّ پیامبر? وارد شده است، پس ابوبکر وعمر وذوالنورین عثمان وعلی وبقیه ده نفری که بشارت به بهشت به آن‌ها داده شده وبقیه بدری‌ها واهل بیعت رضوان، هیچ‌گاه سلف در حقّ یکی از آنان چنین نکردند… پس اکتفای آنان بر تبرک به پیامبر? دلالت دارد بر این‌که تبرک جستن اختصاص به پیامبر? داشته است.
از این عبارت عالم وهابیان استفاده می‌شود که آنان تبرک را منحصر به پیامبر? می‌دانند و تبرک به غیر آن حضرت را جایز نمی‌دانند.
ادله عدم جواز تبرک به غیر پیامبر?
وهابیان بر عدم جواز تبرک به غیر پیامبر? به ادله‌ای تمسک کرده‌اند:
دلیل اول: اجماع صحابه بر ترک تبرک به غیر پیامبر?
اجماع صحابه بر ترک تبرک به ذوات وآثار غیر پیامبر? ، با این‌که انگیزه آن وجود داشته است، که از آن جمله محبت به اولیا و مردان خدا بوده است و این دلالت دارد بر این‌که تبرک از مختصات پیامبر? است.۱۹۱
پاسخ
اوّلاً: اگر ثابت شود که صحابه عملی را انجام نداده است چند احتمال در آن است:
الف) ترک مقصود؛ که اصولیون از آن به ترک وجودی تعبیر می‌کنند، و ترکی است که صحابه از ترک آن، قصد و هدف داشته و انجام نداده‌اند تا دیگران نیز ترک کنند تا به مفسد? آن مبتلا نشوند.
ب) ترک غیر مقصود؛ که از آن به ترک عدمی تعبیر می‌کنند، وآن موضوعی است که شارع و صحابه متعرض حکم آن نشده‌اند؛ زیرا مقتضی آن نبوده است، ومورد بحث صورت دوم است.
علوی مالکی می‌گوید:
انّ کون النبی? او السلف الصالح لم یفعله لیس بدلیل بل هو عدم دلیل، ودلیل التحریم انّما یکون بورود نصّ یفید النهی عند فعل الشیء أو الإنکار علی فعله من المشرّع الأعظم? ، أو ممّن یقوم مقامه من الذین جعل سنتهم هی سنته وطریقتهم هی طریقته…۱۹۲
این‌که پیامبر? یا سلف صالح این کار را انجام نداده دلیل نمی‌شود، بلکه عدم دلیل است، ودلیل تحریم به ورود نصّی است که دلالت بر نهی از انجام شیء یا انکار از کاری از مشرّع اعظم? دارد یا از کسانی که جانشین آنان بوده در این‌که سنّت وروش آن‌ها همان سنّت وروش رسول خدا? بوده است…
ثانیاً: ترک غیر مقصود نمی‌تواند دلیل شرعی باشد؛ زیرا از پیامبر? نقل شده که فرمود: “دَعُونِی مَا تَرَکتُمْ، إِنَّمَا هَلَک مَنْ کانَ قَبْلَکمْ بِسُؤالِهِمْ وَاخْتِلافِهِمْ عَلی أَنْبِیائِهِمْ، فَإِذَا نَهَیتُکمْ عَنْ شَیءٍ فَاجْتَنبِوُهُ، وَإِذَا أَمَرْتُکمْ بِأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ.”۱۹۳ (هرجا که شما را رها کردم شما نیز مرا رها کنید؛ زیرا افرادی که قبل از شما بودند با سؤال و رفت و آمدنشان نزد انبیا [به جهت پرسیدن زیاد] هلاک شدند، پس چون شما را از چیزی نهی کردم اجتناب کنید وچون شما را به چیزی دستور دادم در حدّ استطاعت انجام دهید.)
همچنین می‌فرماید: “إِنَّ اللهَ فَرَضَ فَرَائِضَ فَلاَ تُضَیعوُهَا، وَحَدَّ حُدُوداً فَلاَ تَعْتَدُّوهَا وَسَکتَ عَنْ أَشْیاءَ رَحْمَهً بِکمْ غَیرَ نِسْیانٍ فَلاَ تَبْحَثُوا عَنْهَا.”۱۹۴ (همانا خداوند واجباتی را فرض کرده پس آن‌ها را ضایع نکنید، وحدودی را معین نموده پس از آن‌ها تجاوز ننمایید واز چیزهایی به جهت رحمت بر شما بدون فراموشی گذشت کرده پس آن‌ها را پیگیری نکنید.)
از پیامبر? در جایی دیگر نقل شده که فرمود: “اَلْحَلالُ مَا أَحَلَّ اللهُ فِی کتَابِهِ، وَالْحَرَامُ مَا حَرَّمَ اللهُ فِی کتَابِهِ، وَمَا سَکتَ عَنْهُ فَهُوَ مِمَّا عَفَا عَنْهُ.”۱۹۵ (حلال، هر چیزی است که خداوند آن را در کتابش حلال کرده وحرام هر چیزی است که خداوند آن را در کتابش حرام نموده است، وآن‌چه را که از آن سکوت کرده از جمله چیزهایی است که عفو نموده است.)
ثالثاً: تبرک به پیامبر? وآثار او به لحاظ مبارک بودن پیامبر? است وچون برکت غیر پیامبر? را ثابت کردیم لذا می‌توان به غیر پیامبر? نیز تبرک را تعمیم داد. واگر صحابه انجام نداده‌اند دلیل بر عدم جواز نیست؛ زیرا بسیاری از مسائل را صحابه درست تشخیص نداده‌اند، مثل؛
الف) تشخیص خیط ابیض از خیط اسود مورد نظر در آیه ?۱۸۷?سوره بقره؛
ب) حکم عثمان به سنگسار زن جهنیه‌ای که بچه شش‌ماهه زاییده بود؛
ج) حکم عمر به رجم زن دیوانه.
دلیل دوم: ذریعه شرک در تبرک
وهابیان می‌گویند: اگر حکم به جواز تبرک داده شود باعث می‌گردد که برخی اعتقاد استقلالی پیدا کرده و از این طریق در شرک واقع شوند، و لذا باید از باب مقدمه حرام و سدّ ذرایع، از این عمل به طور کلی جلوگیری کرد.
پاسخ
نمی‌توان برای آنکه ممکن است برخی به جهت حکم به جواز تبرک به شرک بیفتند از آن منع کرد؛ و تنها باید از تبرک شرکی جلوگیری نمود و به عبارت دیگر مقدمه موصله یا مقدمه حرام، حرام می‌باشد و نمی‌توان جلو تمام موارد را گرفت گرچه موصل به حرام نباشد و به قول معروف درب مسجد را به خاطر یک بی نماز نباید بست.
بدرالدین حوثی در مورد این اشکال و پاسخ آن می‌گوید:
فان قیل: هذا باب اذا فتح کان فتحاً لباب المغالاه التی تکون مقدمه للشرک، فهو ذریعه للشرک، فلایجوز.
فالجواب: انّ تحریمه علی الاطلاق تشریع و ابتداع فی الدین، اذ لیس کلّه ذریعه شرک، و تحریمه علی من هو فی حقه ذریعه شرک لایستلزم تحریمه علی غیره من المسلمین الذین لایتخذون ذریعه إلی الغلو و لا الشرک.
فان قیل: انّه کلّه ذریعه شرک. قلنا: معنی هذا انّه لایکون تبرّک إلاّ و یعقبه شرک من المتبرک، و هذه دعوی لا دلیل علیها فهی باطله.
فان قیل: فالغالب فیه انّه ذریعه شرک. قلنا: لا نسلم ذلک؛ اذ لا دلیل علیه.۱۹۶
پس اگر گفته شود: این باب اگر گشوده شود موجب باز شدن باب غلو می‌گردد که مقدمه شرک است، و لذا این کار راهی به سوی شرک می‌باشد و جایز نیست.
پاسخ این‌که تحریم آن به طور مطلق تشریع و بدعت در دین است؛ زیرا تمام اقسام آن راهی به شرک نیست، و تحریم آن بر کسی که در حق او راهی به سوی شرک است، مستلزم تحریم آن بر غیر او از مسلمانان نیست، کسانی که این کار را راهی به سوی غلو و شرک قرار نداده‌اند.
پس اگر گفته شود: تمام اقسام آن راهی به سوی شرک است، در پاسخ می‌گوییم: معنای آن این است که تمام انواع تبرک از سوی تبرک‌کننده شرک می‌باشد، و این ادعایی بدون دلیل و باطل است. و اگر گفته شود: غالب در آن راهی به سوی شرک است. می‌گوییم: این مطلب را قبول نداریم؛ زیرا دلیلی بر آن نیست.
دلیل سوم: عدم جواز قیاس اولیا به پیامبر?
ابن جذیع می‌گوید:
لا یجوز قیاس الصالحین وغیرهم علی النبی? فی جواز هذا التبرک؛ سدّاً للذریعه، ولا ریب انّ سدّ الذرائع قاعده عظیمه من قواعد الشریعه الاسلامیه، فمن وجوه موانع القیاس هنا سدّ الذرائع، خوفاً من ان یفضی ذلک إلی الغلو فیمن یتبرک به من الصالحین.۱۹۷
قیاس‌کردن صالحان ودیگران بر پیامبر? در جواز این تبرک جایز نیست؛ به جهت بستن راه (بهانه تراشی) ، وشکی نیست که بستن راه‌ها (ی بهانه تراشی) قاعده‌ای بزرگ از قواعد شریعت اسلامی است، واز وجوه موانع قیاس در اینجا بستن راه‌هاست، به جهت ترس از این‌که در موارد تبرک به صالحان منجرّ به غلو نسبت به آن‌ها شود.
بن باز از مفتیان وهابیان می‌گوید:
التبرک بآثار الصالحین غیر جائز وانّما یجوز ذلک بالنبی? خاصه، لما جعل الله فی جسده وماسه من البرکه، وامّا غیره فلا یقاس علیه لوجهین:
أحدهما: انّ الصحابه لم یفعلوا ذلک مع غیر النبی? ، ولو کان خیراً

دیدگاهتان را بنویسید