No category

پایان نامه با واژگان کلیدی قرآن کریم، مشیت الهی، جهان دیگر، آیات قرآن

عَلی أَنْفُسِکمْ تَحِیهً مِنْ عِنْدِ اللهِ مُبَارَکهً طَیبَهً”۲۵ (و هنگامی که داخل خانه‌ای شدید، بر خویشتن سلام کنید، سلام وتحیتی از سوی خداوند، سلامی پربرکت وپاکیزه.)

فصل دوم: موارد تبرک در آیات قرآن کریم و روایات

کلمه برکت در قرآن کریم به الفاظ گوناگون به کار رفته است، برای افاده این معنا که برخی از اشخاص یا مکان‌ها یا زمان‌های معینی را خداوند به جهات خاصی برکت افاضه کرده است. بنابراین ما نیز می‌توانیم از آن برکات استفاده کنیم، ولی با این اعتقاد که همه چیزها و کارها به اذن و مشیت الهی است.
?۱?. برکت در اشخاص
از برخی آیات استفاده می‌شود که بعضی از افراد دارای برکتند:
الف) برکت در حضرت نوح?
خداوند متعال درباره حضرت نوح? و همراهانش می‌فرماید: “اِهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَکاتٍ عَلَیک وَ عَلَی أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَک”۲۶ (با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امّت‌هایی که با تو هستند، فرود آی.)
ب) برکت در حضرت عیسی?
همچنین درباره حضرت عیسی? می‌فرماید: “وَ جَعَلَنِی مُبَارَکاً أَینَمَا کنْتُ وَ أَوْصَانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ مَا دُمْتُ حَیاً”۲۷ (و مرا – هرجا که باشم – وجودی پربرکت قرار داده؛ وتا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز وزکات توصیه کرده است.)
خداوند متعال می‌فرماید: “إِنَّ اللهَ یبَشِّرُک بِکلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ وَجِیهاً فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ”۲۸ (ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای [وجود باعظمتی] از طرف خودش بشارت می‌دهد که نامش مسیح، عیسی پسر مریم است؛ در حالی که در این جهان وجهان دیگر، صاحب شخصیت خواهد بود؛ واز مقرّبان (الهی) است.)
در این آیه اشاره به وجیه و آبرومند بودن حضرت عیسی? نزد خدا کرده که می‌تواند برای انسان منشأ خیر باشد و نیز در این آیه به مصداق مبارک بودن حضرت عیسی? که در آیه قبل آمده، اشاره شده است.
و نیز می‌فرماید: “تِلْک الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کلَّمَ اللهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَ آتَینا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَینَاتِ وَ أَیدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ”۲۹ (بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم؛ برخی از آنها، خدا با او سخن می‌گفت؛ وبعضی را درجاتی برتر داد؛ وبه عیسی بن مریم، نشانه‌های روشن دادیم؛ واو را با روح القدس تأیید نمودیم.)
در این آیه تصریح شده که حضرت عیسی? مورد تأیید خدا با روح‌القدس است و کسی که مؤید به روح القدس الهی است، منبع خیر و برکت برای موجودات می‌باشد.
ج) برکت در حضرت موسی?
خداوند متعال درباره حضرت موسی? می‌فرماید: “وَ کانَ عِنْدَ اللهِ وَجِیهاً”۳۰ (و او نزد خداوند، آبرومند (و گران‌قدر) بود.)
بیانی که در مورد وجاهت حضرت عیسی? ذکر شد در اینجا نیز پیاده می‌شود و می‌دانیم کسی که آبرومند نزد خداوند متعال است می‌تواند منشأ برکت معنوی و مادی از جمله شفاعت‌گری باشد.
د) برکت در حضرت ابراهیم?
و در مورد حضرت ابراهیم و فرزندش اسحاق? می‌فرماید: “فَلَمَّا جاءَهَا نُودِی أَنْ بُورِک مَنْ فِی النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا”۳۱ (هنگامی که نزد آتش آمد، ندایی برخاست که: مبارک باد آن کس که در آتش است وکسی که در اطراف آن است.)
همچنین در مورد اهل بیت? یا اهل بیت حضرت ابراهیم? می‌فرماید: “رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیکمْ أَهْلَ الْبَیتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ”۳۲ (این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است؛ چرا که او ستوده و والا است.)
چون بر اهل بیت حضرت ابراهیم? از جانب خداوند متعال برکات نازل شده آنان مبارک می‌باشند، از این‌رو در آیه دیگر می‌فرماید: “وَ بَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِیا مِنَ الصَّالِحِینَ * وَ بَارَکنَا عَلَیهِ وَ عَلی إِسْحَاقَ…”۳۳ (ما او را به اسحاق -پیامبری از شایستگان- بشارت دادیم! ما به او واسحاق برکت دادیم…)
هـ) برکت در رسول خدا?
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ مَا أَرْسَلْنَاک إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ”۳۴ (ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.)
در این آیه به مصداقی از برکت که رحمت مادی و معنوی بودن پیامبر اسلام? باشد تصریح شده است و ما درصدد تصریح به لفظ برکت نیستیم، بلکه الفاظی قریب المعنی است که به این معنا اشاره دارد.
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ مَا کانَ اللهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ”۳۵ (ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آن‌ها هستی، خداوند آن‌ها را مجازات نخواهد کرد.)
از این‌که خداوند متعال وجود پیامبر? در میان قوم خود را وسیله‌ای برای رفع و دفع عذاب دانسته، استفاده می‌شود وجود پیامبر? منشأ برکت است.
و) برکت در اهل بیت پیامبر?
خداوند متعال می‌فرماید: “فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ”۳۶ (هرگاه بعد از علم ودانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه وستیز برخیزند، به آن‌ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن‌گاه مباهله کنیم؛ ولعنت خدا را بر دروغ‌گو یان قرار دهیم.)
از این آیه استفاده می‌شود که آمین گفتن اهل بیت? برای دعای پیامبر? در تسریع اجابت آن تأثیر دارد و این، دلالت بر وجود برکت در وجود اهل بیت? داشته، یا لااقل دلالت بر برکت داشتن آنان می‌کند.
لذا در روایت آمده که پیامبر? فرمود: “إِذَا أَنَا دَعَوْتُ فَأمِنُوا”۳۷ (هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید.)
پیامبر? در کیفیت صلوات چنین دستور داده‌اند که بگویید: “أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلی آلِ مُحَمَّدٍ کمَا صَلَّیتَ عَلی إِبرَاهِیمَ، وَبَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلی آلِ مَحَمَّدٍ، کمَا بَارَکتَ عَلی إِبْرَاهِیمَ فِی الْعَالَمِینَ إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ.”۳۸ (بار پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست همچنان‌که بر ابراهیم درود فرستادی و بر محمد و آل محمد مبارک گردان همچنان‌که در میان جهانیان بر ابراهیم مبارک گردانیدی؛ زیرا تو بزرگوار ستوده شده‌ای.)
در صحیح بخاری در کیفیت صلوات به رسول خدا? چنین آمده است: “أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِک وَرَسُولِک، کمَا صَلَّیتَ عَلی إِبْرَاهِیمَ وَبَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ کمَا بَارَکتَ عَلی إِبْرَاهِیمَ.”۳۹ (بارپروردگارا! بر محمد بنده و رسولت درود فرست همچنان‌که بر ابراهیم درود فرستادی و بر محمد و آل محمد مبارک گردان همچنان‌که بر ابراهیم مبارک گردانیدی.)
ز) برکت اولیای الهی
خداوند متعال می‌فرماید: “قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلِیمٌ * یخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یشاءُ وَ اللهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ”۴۰ (بگو: فضل (و موهبت نبوّت وعقل ومنطق، در انحصار کسی نیست؛ بلکه) به دست خداست؛ و به هر کس بخواهد (و شایسته بداند،) می‌دهد؛ و خداوند، واسع [دارای مواهب گسترده] و آگاه (از موارد شایسته آن) است. هر کس را بخواهد، ویژه رحمت خود می‌کند؛ و خداوند، دارای مواهب عظیم است.)
اختصاص پیدا کردن برخی به رحمت خدا مصداق برکت پیدا کردن اوست.
ح) برکت مسلمانان نزد پیامبر?
عبدالله بن عمر می‌گوید:
بَینَا نَحْنُ عِنْدَ النَّبِی? جُلُوسٌ إِذْ أُُتِی بجُمَّارِ نَخْلَهٍ، فَقَالَ النَّبِی?: إِنَّ مِنَ الشَّجَرِ لَمَا بَرَکتْهُ کبَرَکهِ الْمُسْلِمِ. فَظَنَنْتُ أَنَّهُ یعْنِی النَّخْلَهَ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَقُولَ: هِی النَّخْلَهُ یا رَسُولَ اللهِ! ثُمَّ الْتَفَتُّ فَإِذَا أَنَا عَاشِرُ عَشَرَهٍ أَنَا أَحْدَثُهُمْ، فَسَکتُّ، فَقَالَ النَّبِی? هِی النَّخْلَهُ۴۱
در آن حال که ما نزد پیامبر? نشسته بودیم شیره درخت خرمایی را آوردند، حضرت فرمود: برخی از درخت‌ها هستند که برکت آن‌ها همانند برکت مسلمان است. من گمان کردم که مقصود حضرت درخت خرماست، لذا خواستم که بگویم: ای رسول خدا مقصود شما درخت خرماست! سپس التفات نمودم و دیدم که من دهمین نفرم و از همه سنّم کمتر است، لذا سکوت کردم. پیامبر? فرمود: همان درخت خرماست.
ط) برکت افراد مؤمن
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ لَوْ لا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِنَاتٌ… لَوْ تَزَیلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِیماً”۴۲ (وهرگاه مردان وزنان با ایمانی… واگر مؤمنان وکفّار (در مکه) از هم جدا می‌شدند، کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم.)
از این آیه استفاده می‌شود وجود مردان و زنان مؤمن وسیله برکت و رحمت و رفع عذاب می‌باشد.
خازن در تفسیرش نقل می‌کند:
و لمّا مات یوسف علیه الصلاه و السلام دفنوه فی النیل فی صندوق من رخام. و قیل من حجار? المرمر، و ذلک انّه لما مات یوسف تشاح الناس فیه، فطلب کل اهله محله ان یدفن فی محلّتهم رجاء برکته حتّی همّوا ان یقتتلوا، ثم رأوا ان یدفنوا فی النیل بحیث یجری الماء علیه و یتفرق عنه و تصل برکته إلی جمیعهم…۴۳
چون یوسف علیه الصلاه و السلام وفات یافت او را در صندوقی از سنگی گذاشته و در رود نیل دفن کردند. گفته شد در سنگ مرمر، به جهت آنکه چون وفات یافت مردم در مورد او نزاع کردند و اهالی هر محلی می‌خواست تا در محله آنان دفن شود به جهت امید به برکت او، تا به حدّی نزاع بالا گرفت که قصد کشتن یکدیگر را داشتند، و در آخر به این نتیجه رسیدند که او را در رود نیل دفن کنند به طوری که آب بر او جاری شود و از او گذشته و برکتش به همه مردم برسد…
ی) سامری و تبرک به خاک اسب جبرئیل
خداوند متعال درباره قصه سامری و این‌که گوساله را با خاکی ساخت که از زیر پای اسب جبرئیل برداشته بود می‌فرماید: “قالَ فَمَا خَطْبُک یا سَامِرِی * قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَ کذلِک سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی”۴۴ ([موسی رو به سامری کرد و] گفت: تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟! گفت: من چیزی دیدم که آن‌ها ندیدند؛ من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اینچنین (هوای) نفس من، این کار را در نظرم جلوه داد!)
دیدگاه ابن‌کثیر در مورد آیه
ابن کثیر در تفسیر این آیات می‌نویسد:
… عن أبی مالک، عن ابن عباس: انّما اراد هارون ان یجتمع الحلی کلّه فی تلک الحفیره و یجعَل حجراً واحداً حتّی إذا رجع موسی? رأی فیه م

دیدگاهتان را بنویسید