No category

پایان نامه با واژگان کلیدی مسجد الحرام

ا یشاء، ثم جاء ذلک السامری فالقی علیها تلک القبضه التی اخذها من اثر الرسول… و لهذا قال: (…فَکذلِک أَلْقَی السَّامِرِی) یقول موسی [?] للسامری: ما حملک علی ما صنعت و ما الذی عرض لک حتّی فعلت ما فعلت؟ … (قالَ بَصُرْتُ بِِمَا لَمْ یبْصُرُوا بِهِ) أی رأیت جبرائیل حین جاء لهلاک فرعون (فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ) أی من اثر فرسه… قال مجاهد: من تحت حافر فرس جبرائیل. قال: و القبضه ملء الکفّ بأطراف الأصابع. قال مجاهد: نبذ السامری ای القی ما کان فی یده علی حلیه بنی‌اسرائیل، فانسبک عجلا جسداً له خوار، حفیف الریح فیه، فهو خواره…۴۵
… از ابومالک نقل شده که ابن عباس گفت: هارون قصد کرد که آن زیورآلات را در آن حفره جمع کند و بر روی آن یک سنگ بگذارد تا هنگامی که موسی? باز می‌گردد، هرچه می‌خواهد تصمیم بگیرد. سپس آن سامری آمد و بر روی آن‌ها مشتی را که از اثر رسول خدا (یعنی جبرئیل) اخذ کرده بود گذاشت… به همین جهت خداوند فرمود: (… و سامری اینچنین القا کرد…) پس موسی? به سامری فرمود: (چه چیز باعث شد که تو دست به چنین اقدامی بزنی؟ و چه چیز بر تو عارض شد تا چنین کاری انجام دهی؟) گفت: (من چیزی دیدم که آنان ندیدند) ، یعنی جبرئیل را دیدم هنگامی که به جهت هلاکت فرعون آمده بود (و من قسمتی از آثار رسول و فرستاده خدا) را گرفتم؛ یعنی از جای پای اسبش… مجاهد گفت: از زیر سم اسب جبرائیل. و گفته: مقصود از قبضه پر کردن کف دست است، و قبضه همراه با اطراف انگشتان می‌باشد.
مجاهد گفته: انداخت سامری؛ یعنی آن‌چه را که در دستانش داشت بر زینت‌های بنی‌اسرائیل قرار داد و از آن‌ها جسد گوساله‌ای پدید آمد که صدایی داشت و در آن باد دمیده می‌شد و همان صدای او بود…
از این آیه نیز استفاده می‌شود که جبرئیل برکت داشته و حتی برکت او در اثرش نیز ظاهر شده است. نتیجه این‌که اگر خداوند متعال در اولیا برکت نهاده ما می‌توانیم به سراغ آن رفته و از آن استفاده کنیم؛ زیرا عالم معنویات همانند عالم مادیات است، همان‌گونه که از برکت درخت زیتون که در قرآن به آن تصریح شده استفاده می‌کنیم و برای استفاده از آن به درخت رجوع می‌نماییم.
?۲?. برکت در مکان
از برخی آیات استفاده می‌شود که بعضی از مکان‌ها دارای برکت هستند:
الف) مسجد الحرام
خداوند متعال می‌فرماید: “إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکهَ مُبَارَکاً”۴۶ (نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه وپر برکت است.)
ب) مسجد الاقصی
خداوند متعال می‌فرماید: “سُبْحَانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الأَقْصَی الَّذِی بَارَکنَا حَوْلَهُ”۴۷ (پاک ومنزّه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب، از مسجدالحرام به مسجد الاقصی -که گرداگردش را پر برکت ساخته‌ایم- برد.)
ج) کوه طور
خداوند متعال می‌فرماید: “فَلَمَّا أَتیهَا نُودِی مِنْ شَاطِئِ‌ِ الْوادِ الأَیمَنِ فِی الْبُقْعَ?ِ الْمُبَارَکهِ مِنَ الشَّجَرَهِ أَنْ یا مُوسی إِنِّی أَنَا اللهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ”۴۸ (هنگامی که به سراغ آتش آمد، از کرانه راست درّه، در آن سرزمین پر برکت، از میان یک درخت ندا داده شد که: ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان.)
د) مقام ابراهیم?
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی”۴۹ (و (برای تجدید خاطره،) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید.)
از این‌که دستور به اتخاذ مصلّی در مقام ابراهیم? داده شده، به دست می‌آید که این مقام، مکان مبارکی است.
خداوند متعال می‌فرماید: “إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکهَ مُبارَکاً وَ هُدی لِلْعَالَمِینَ * فِیهِ آیاتٌ بَینَاتٌ مَقَامُ إِبْراهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً وَ مَنْ کفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ”۵۰ (نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است، که پر برکت، ومایه هدایت جهانیان است. در آن، نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ وهر کس داخل آن [خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آن‌ها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. وهر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده) ، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.)
در این آیه خداوند متعال “مقام ابراهیم” را به “آیات بینات” تعبیر کرده و به عنوان عطف بیان یا بدل بعض از کلّ آورده و یکی از مصادیق “آیات بینات” را مقام ابراهیم? معرفی کرده و سپس مردم را به قصد کردن به سوی خانه خدا که در آن مقام ابراهیم? است دعوت نموده است، و این خود دلیل بر آن می‌باشد که توجه و سیر به سوی خداوند متعال بدون توجه به انبیا و مقامات آنان تمام نمی‌شود.
و به عبارت دیگر توجه به خدا و عبادت او باید از راه آیات بینات از آن جمله مقام ابراهیم? باشد که دعوت کننده به سوی توحید بوده و در حقیقت انسان از سوی اولیای الهی است که به توحید می‌رسد.
خداوند متعال به حجّاج دستور داده تا در کنار مقام ابراهیم? که در کنار کعبه است نماز گزارند آنجا که می‌فرماید: “وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنَا إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَ الْعَاکفِینَ وَ الرُّکعِ السُّجُودِ”۵۱(و (به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت ومرکز امن وامان برای مردم قرار دادیم! و (برای تجدید خاطره،) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید! وما به ابراهیم واسماعیل امر کردیم که: خانه مرا برای طواف‌کنندگان ومجاوران ورکوع‌کنندگان وسجده‌کنندگان، پاک وپاکیزه کنید!)
تعبیر به مقام ابراهیم? به جهت آن است که سنگ در آن بدن ابراهیم را لمس کرده و هنگام بنای خانه خدا (کعبه) بر روی آن می‌ایستاده است. لذا خداوند متعال آن را تعظیم نموده و مقام نامیده و به ما دستور داده تا هنگام نماز آن را مورد توجه قرار دهیم و بدانیم که او در دعوت به توحید تأثیر بسزایی داشته است. بنابراین جا دارد به جهت رسیدن به خدا از راه انبیا و اولیا خصوصاً ابراهیم? برویم که داعی توحید و بنیان‌گزار خانه توحیدی بوده است.
در علم اصول ثابت شده که حکم معلول موضوع خودش می‌باشد نه علت خود، و لذا موضوع همیشه سابق بر حکم است.
در مورد آیه (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی) حکم: وجوب اتخاذ مقام ابراهیم به عنوان مصلّی است، و موضوع مقام ابراهیم می‌باشد، و از آنجا که موضوع، علت حکم بوده و سابق بر حکم است لذا علت حکم در آن مقام ابراهیم، به جهت تعبد و برکت و قداست می‌باشد؛ چرا که محلّ استقرار حضرت به جهت بنای کعبه است.
از این بیان روشن می‌شود که قصد بیت الله الحرام باید با این شرط باشد که مقرون به ولی خدا ابراهیم? و مقامات و مشاهد مشرفه‌ای شود که بدن شریف آن حضرت را لمس کرده است.
قرطبی در تفسیرش از مجاهد نقل کرده که تمام حرم مقام ابراهیم است.۵۲
هـ) روضه پیامبر?
بخاری و مسلم به سند خود از رسول خدا? نقل کرده‌اند که فرمود: “مَا بَینَ بَیتِی وَ مِنْبَرِی رَوْضَهٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّهِ”۵۳ (ما بین خانه و منبرم باغی از باغات بهشت است.)
ابن قیم جوزیه از ابن عقیل حنبلی نقل کرده که گفت:
سَأَلَنِی سَائِلٌ: أَیمَا أَفْضَلُ حُجْرَهِ النَّبِی? أَمِ الْکعْبَهُ؟ فَقُلْتُ: إِنْ أَرَدْتَ مُجَّرَدَ الْحُجْرَهِ فَالْکعْبَهُ أَفْضَلُ، وَ إِِنْ أَرَدْتَ وَ هُوَ فِیها فَلا وَ اللهِ وَ لا الْعَرْشُ وَ حَمَلَتُهُ وَ لاجَنَّهُ عَدْنٍ وَ لا الأَفْلاک الدَّائِرهُ؛ لأَنَّ بِالْحِجرَهِ جَسَداً لَوْ وُزِنَ بُالْکونَینِ لَرَجَحَ.۵۴
سؤال‌کننده‌ای از من پرسید: کدامین افضل است: حجره پیامبر? یا کعبه؟ گفتم: اگر مجرد حجره را می‌خواهی کعبه افضل است، و اگر حجره را با پیامبرش می‌خواهی نه به خدا، هرگز آن با عرش و حمل? آن و بهشت عدن و فلک‌های دورزننده قابل مقایسه نیست؛ زیرا در آن حجره، جسدی است که اگر با دنیا و آخرت وزن شود سنگینی نماید.
از آنجا که باغهای بهشت مصداق و مظهر برکت الهی است در نتیجه مابین حجره و منبر پیامبر? نیز مصداق و مظهر تجلی برکت معنوی می‌باشد، که انسان می‌تواند از آن با نماز خواندن و حتی جلوس در آنجا بهرهمند شود.
و) جای نماز پیامبر?
بخاری و مسلم از عتبان بن مالک که از اصحاب رسول خدا? بوده و در بدر شرکت کرده نقل می‌کند:
“إِنَّهُ أَتی رَسُولَ اللهِ? فَقَالَ: یا رَسُولَ اللهِ! قَدْ أَنکرْتُ بَصَرِی وَ أَنَا أُصَلِّی لِقَوْمِی، فَاِذَا کانَتِ الأَمطارُ سَالَ الوَادِی الَّذِی بَینِی وَ بَینَهُمْ لَمْ أَستَطِعْ أَنْ آتی مَسجِدَهُمْ فَأُصَلِّی بِهِمْ، وَ وَدَدْتُ یا رَسُولَ اللهِ! إِنَّک تَأْتِینِی فَتُصَلِّی فِی بَیتِی فَأَتَّخِذَهُ مُصَلّی. قَالَ: فَقَالَ رَسُولَ‌اللهِ?: سَأَفعَلُ إِنْ شَاءَ اللهُ. قَالَ عَتبَانُ: فَغَدَا رَسُولُ اللهِ? وَ أَبُوبَکرٍ حِینَ ارْتَفَعَ النَّهَارُ فَاستَأْذَنَ رَسُولُ اللهِ? فَأْذِنتُ لَهُ، فَلَمْ یجلِسْ حتّی دَخَلَ البَیتَ، ثُمَّ قَالَ: أَینَ تُحِبُّ أَنْ أُصَلِّی مِنْ بَیتِک؟ قَالَ: فَأَشرْتُ لَهُ إلی ناحِیهٍ مِنَ البَیتِ، فَقَامَ رَسُولُ اللهِ? فَکبَّرَ فَقُمنَا فَصَفَفنَا فَصَلّی رَکعَتَینِ ثُمَّ سَلَّمَ…۵۵
او نزد رسول خدا? آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! چشمانم را از دست داده‌ام و من برای قومم نماز می‌خوانم، و چون باران می‌بارد در وادی بین من و آنان سیل راه می‌افتد و لذا نمی‌توانم به مسجد آن‌ها رفته و برایشان نماز بخوانم، و دوست دارم ای رسول‌خدا! که شما پیش من آمده و در خانه‌ام نماز بگذاری و من آنجا را نمازخانه کنم. او گفت: رسول خدا? فرمود: این کار را خواهم کرد اگر خدا بخواهد. عتبان گفت: رسول خدا? و ابوبکر چون صبح شد حرکت کردند. رسول خدا برای ورود به خانه از من اجازه گرفت و به آن حضرت اجازه ورود دادم تا این‌که وارد خانه شد و سپس فرمود: کجای از خانه‌ات دوست داری نماز گزارم؟ او گفت: من اشاره به گوشه‌ای از خانه‌ام کردم. رسول خدا? برخاست و تکبیر گفت و ما نیز برخاسته و صف تشکیل دادیم آن‌گاه رسول خدا دو رکعت نماز گزارده و سلام دادیم…
از این حدیث استفاده می‌شود جای نماز پیامبر? محل مبارک شده و با نماز خواندن دیگران در آن مکان به برکت معنوی رسیده‌اند.
بوسیدن اماکن متبرک
بدرالدین عینی در کتاب

دیدگاهتان را بنویسید