No category

پایان نامه با واژگان کلیدی وابستگی متقابل، روابط بین الملل، ژئوپلیتیک، امنیت ملی

بوده و تمامی جوامع دنیا به دنبال و تحکیم آن می باشند تا بتوانند در صلح و آرامش زندگی کنند و به پیشرفت و سعادت بیشتری دست یابند. اصولاً امنیت یک مفهوم چند وجهی است و به همین جهت دربارهی معنای آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد. به طور کلی به نظر می رسد امنیت یک کالای جهانی است که همهی اعضای جامعه سعی می کنند آن را به دست بیاورند.(عزتی ،۱۳۸۶، ص ۷۵)
باری بوزان در مقاله صلح ، قدرت و امنیت ، امنیت را رهایی از هرنوع خطر و تهدید دانسته است . ازنظر او در صحنه روابط بین الملل امنیت ، به توانایی کشورها و جوامع برای حفظ ماهیت و عملکرد مستقل و همچنین تمامیت ارضیشان بستگی دارد.(پژوهشکده مطالعات راهبردی،مطالعات راهبردی ۱۳۸۱ ، ص ۱۷)
وجود اطمینان نسبت به سلامت جان، مال و ناموس را امنیت گویند. امنیت امری است استنباطی که واقعیت یافتنش در محیط مستلزم اقدامات و برنامه ریزیهای ویژهای می باشد. (مجتهدزاده- عسگری، ۱۳۸۵، ص ۴۵).
امنیت مفهومی غیر توسعه یافته، مبهم، نارسا، ماهیتا جدال برانگیز و شخصیتا متباین و متناقض است. امنیت در زبان عربی به معنای بی‌هراس بودن و آرامش است. امنیت حرکتی است ضد ترس، ضد ضعف و مکان امن، همچنین جایگاهی است که عالی‌ترین احساس و عواطف انسانی در آن رشد و نمو کرده است. امنیت دارای صفات و ویژگی‌های زیر است:
– امنیت امری نسبی است.
– امنیت پدیده‌ای ذهنی است.
– بین امنیت و قدرت رابطه منطقی و همیشگی وجود دارد.
– نامشخص و گسترده بودن عرصه، قلمرو و حریم امنیتی.
دایره‌المعارف بزرگ لاروس ذیل واژه security آورده است: وضعیتی که شخص در آن از خطر واهمه ندارد و آرامش نفسانی از آن حاصل می‌شود.
امنیت عبارت است از توانایی کشور در دفع تهدیدهای خارجی علیه حیات سیاسی یا ملی.(بلیس ، ۱۳۷۸ ، ص ۲۹)
امنیت عبارت است از وجود شرایط برای حفظ و برقراری اقداماتی که کشور را از نفوذ دشمن نگه دارد.(برژینسکی ،۱۳۶۹ ، ص ۱۲)
امنیت عبارت است از حفظ تعادل کارکردی سیستم تضمین کننده ی موجودیت و نیازهای فردی و جمعی انسان منجمله خود امنیت ، به نحوی که مانع از ایجاد نگرانی و ترس گردد. عناصر سیستم امنیت و مدیریت آن مرکب از حوزه های جغرافیا، قدرت و سیاست می باشد. به عبارتی متغیرها و عوامل جغرافیایی با متغیرها و عوامل قدرت و تدابیر بازیگران سیاسی در چارچوب اجزاء سیستم با یکدیگر مشارکت و تعامل داشته که خروجی آن بقا و تأمین بهینه ی نیازهای مادی و معنوی یا جسمی و روحی انسان از جمله خود امنیت است. بر این اساس امنیت از مفهوم ژئوپلیتیکی برخوردار می- گردد.(حافظ نیا، ۱۳۸۵ ، ص ۳۲۷ )
سطوح امنیت:
۱- امنیت فردی .
۲- امنیت گروهی و جمعی .
از بین سطوح امنیت گروهی و جمعی سه سطح ملی، منطقهای، و بین المللی در ادبیات روابط بین الملل ، جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک نمود بیشتری دارند و مباحث امنیتی عمدتا بر محور امنیت ملی و سپس امنیت منطقهای و بین المللی دور می زند که از دو سطح اخیر آن تحت عنوان امنیت جمعی یاد می شود. (حافظ نیا، ۱۳۸۵ ، ص ۳۲۸)
امنیت منطقهای بر اساس نیازهای جمعی درک شده در یک منطقه ژئوپلیتیکی تکامل یافته، برای کشورهای عضو معنی دار است . این نوع امنیت بر اساس مقابله با تهدیدات درونی یا برونی منطقه در چارچوب یک ساختار سازمانی مرکب از دول منطقه قابل تولید و تأمین است. امنیت منطقهای مجموعهی تمام تصورات و تعبیرات از امنیت ملی نظیر رهایی از تهدیدات بیرونی است که اعضای یک سیستم منطقهای در زمان خاص آن را به کار می برند. (حافظ نیا، ۱۳۸۵ ، ص ۳۲۹)

الگوی امنیت مشارکتی:
تفکر اصلی و مرکزی حاکم برالگوی امنیت مشارکتی عبارت از این است که همه کشورها می‌توانند امنیت نسبی را از طریق پذیرفتن تعهدات متقابل در خصوص محدود کردن توانایی‌های نظامی برای خویش تأمین کنند. در این رویکرد امنیتی تنها دوستان و متحدان حضور نمی‌یابند، بلکه فرض بر این است که دشمنان نیز همان محدودیت‌های فنی را بر رفتار خود خواهند پذیرفت که دوستان می‌پذیرند و این کار علی‌رغم وجود بی‌اعتمادی متقابل امری شدنی است. همچنین فرض بر این است که این محدودیت‌های قانونی و فنی امتیازات متقابلی را نیز در بر خواهد داشت. در این الگو، تضمین‌های امنیتی نه از طریق سلطه بلکه بر عکس از راه غیر قابل قبول کردن گزینش‌هایی که هدف آنها کسب سلطه بر رقیبان است، به وجود می‌آید. در رویکرد امنیتی مبتنی بر مشارکت و همکاری، امنیت به طور فزاینده‌ای به منزله ملک مشاعی تعریف می‌شود که قابل تقسیم نیست. این رویکرد کشورها را به دوست، متحد و دشمن تقسیم نمی‌کند، اما تهدیدات علیه همه بازیگران مساوی است و همه شرکا خواستار امنیت متقابل هستند. (Kraiy ,2004,p3 )2
در رویکرد امنیتی مبتنی بر مشارکت و همکاری، توسعه درک منطقه‌ای از متقابل بودن امنیت مورد توجه قرار می‌گیرد و بیش از بازدارندگی، مفهوم اطمینان بخشی متقابل مورد تأکید قرار می‌گیرد. این رویکرد برای تسهیل پیوند بین طیف وسیعی از مسایل سیاسی – اقتصادی و اجتماعی طراحی شده و در صدد ایجاد اعتماد بین دولت‌های منطقه‌ای از طریق بحث، مذاکره، همکاری و توافق است. توسعه امنیت مبتنی بر همکاری فرآیندی تکاملی است و به وسیله طرحی بزرگ هدایت نمی‌شود بلکه از طریق ایجاد مجموعه‌ای از ابزارها که به گونه‌ای مجزا به اصول امنیت مبتنی بر همکاری کمک می‌کنند، به دست می‌آید. (اسنایدر، ۱۳۸۰، ص۲۹۶)۳
امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت در وهله اول بر ممانعت نمودن از کشمکش‌های بین دولتی، نظیر گرایش‌هایی که برای حفظ وضع موجود بین و درون دولت‌ها کار می‌کنند، متمرکز است. همچنین از امنیت مبتنی بر همکاری برای حفظ امنیت افراد یا گروه‌ها در دولت‌ها استفاده می‌شود. این رویکرد به شنیده شدن صداهای غیردولتی نیز توجه دارد و علاوه بر تأکید بر توسعه رسم گفتگو و همکاری میان دولت‌های منطقه‌ای، گفتگوهای امنیتی غیر رسمی میان عناصر غیردولتی مانند نخبگان و دانشگاهیان را نیز مدنظر قرار می‌دهد. از این‌رو، رویکرد مذاکره در جهت تشویق امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت علاوه بر بازیگران ملی، بازیگران و صداهای فروملی را نیز در یک سطح پایین‌تر و مکمل مورد توجه قرار می‌دهد. (اسنایدر، ۱۳۸۰ ،ص۲۹۷)

نظریه وابستگی متقابل:
نظریه وابستگی متقابل اظهار می دارد که وابستگی متقابل بین کشورها ساخت اصلی نظام بین الملل معاصر را تشکیل می دهد.سیوم بران۴ و رابرت کنای۵ معتقدند دولتها دیگر خودکفا و بی نیاز نیستند و وابستگی متقابل بطور فزایندهای تمامی کشورها را به یکدیگر پیوند داده و در نتیجه امنیت این کشورها را وابسته به یکدیگر نموده است.(عامری،۱۳۷۰ ،ص۲۷)
وابستگی متقابل منطقه ای امتیازات محسوس و عملی دارد که از همکاری بین ملتهای متصل به هم از لحاظ جغرافیایی نشأت گرفته است.وابستگی متقابل خود می تواند موجب نوعی احساس امنیت در محیط نامطمئن جهانی شود.(عزتی،۱۳۸۶ ،ص۷۴)
محیط بین الملل یکی از اصولی ترین متغیرهای تعیین کننده امنیت دولت – ملتها می باشند. در حقیقت تعامل متقابل بین سه محیط امنیتی جغرافیایی یعنی محیط داخلی،محیط منطقه ای و محیط بین المللی وضعیت نهایی امنیت یک دولت را تعیین می کند. در شرایط امروز بین امنیت داخلی و امنیت خارجی به دلیل فرایند جهانی شدن نمی توان تمایزی قائل شد.
کوهین و نای بر این اعتقادند که وابستگی متقابل وضعیتی است که ” نیروهای خارجی تعیین کننده آنند، یا تا حد زیادی تحت تا?ثیر خود قرار می دهند و آنرا یک وابستگی دو جانبه می دانند که به وضعیت هایی اشاره دارد که وجه شاخص آنها آثار متقابل میان کشورها یا میان بازیگران در کشورهای مختلف است”. تنوع بازیگران نیز باعث شده تا علاوه بر مسایل امنیتی و نظامی، مسایل اقتصادی و رفاهی نیز اهمیت یابند و بنابراین ماهیت قدرت نیز دچار تغییر گردیده است. بعلاوه آنها مطرح می- نمایند که میزان برخورداری از قدرت در نزد بازیگران مختلف، متفاوت می باشد و بدین صورت نابرابری قدرت میان بازیگران باعث ایجاد وابستگی متقابل نامتقارن میان آنان شده است و در نتیجه میزان آسیب پذیری بازیگران از هم متفاوت می باشد.(سیف زاده، ۱۳۸۴، ص۴۱۶)
نظریات وابستگی متقابل عموما به کاهش نقش دولت و انتقال بخشی از حاکمیت آن ها به نهادهای فراملی اشاره دارند و وابستگی متقابل را عاملی برای ایجاد و گسترش همکاری ها می دانند. وابستگی متقابل میزان بالایی از عمل متقابل را سرعت می بخشد، در نتیجه اعمال قدرت از روابط حذف می شود و بنابراین در چنین شرایطی شاخصهی روابط بین المللی همکاری و اجماع است.

همگرایی
همگرایی به لحاظ مفهومی عبارت است از تقریب و نزدیک شدن افراد به سمت نقطهای مشخص که معمولا به عنوان هدف مشترک آنان شناخته می شود. فرایند همگرایی در ارتباط با بازیگران سیاسی و دولتها، از احساس و درک هدف و منفعت مشترک شروع می شود و سپس مراحل بعدی آن ادامه پیدا می کند و نیروهای اصلی و یا کاتالیزور به تقویت روند کمک نموده تا فرایند را کامل نمایند. این فرایندها از حیث تجلی فضایی ممکن است در مقیاس های محلی، منطقه ای و جهانی شکل بگیرند. مرحلهی پایانی فرایندهای مزبور را یکپارچگی با پی آمدهایی چون امنیت، صلح و توسعه تشکیل می دهد.(حافظ نیا،۱۳۸۵ ، ص ۳۷۳)
در سیاست بین المللی همگرایی فرایندی شناخته می شود که طی آن واحدهای سیاسی به صورت داوطلبانه از اعمال اقتدار تام خویش برای رسیدن به هدفهای مشترک صرفنظر کرده و از یک قدرت فوق ملی ( که همان نهاد یا سازمان بین المللی است) تبعیت می کنند. انگیزهی اصلی دولت ها برای چنین همکاری های نزدیکی، دسترسی آن ها به منافع و امکانتی است که قبل از ورود به فرایند همگرایی دست یافتن به آن برایشان غیر ممکن بود.(قوام، ۱۳۷۰ ، ص ۲۲۲)
عامل امنیت نقش مهمی در تشکیل فرایند همگرایی و ائتلافها دارد. از نظر استراتژیکی، هیچ کشوری از حمله ی نظامی در امان نیست. حتی با داشتن سلاح اتمی نیز تأمین امنیت ملی یک کشور به تنهایی امکان پذیر نیست. بنابراین کشورها و دولت ها برای تأمین امنیت و سعادت و خوشبختی خود ناگزیر از همکاری با یکدیگرند.(Fell man & others, 2001, p, 467)
همگرایی منطقهای اشاره به تجانس ارزشی، انتظارات مشترک و تفاهم بر سر اهداف و منافع همگون دارد که موجب همکاری و اتحاد بین کشورهای یک منطقه می شود. منطقه به طور عمده در برگیرندهی قلمرو جغرافیایی خاصی است که در جغرافیای سیاسی مشخص شده است. مانند: اروپای غربی، آسیای جنوب شرقی .
همگرایی روندی است که بر اساس آن گروه ها ، سازمان ها و کشورهای مختلف به خاطر منافع مشترک با حفظ استقلال داخلی خود دست به تشکیل سازمان جدیدی می زنند که فعالیت های آن به نفع تمامی اعضا باشد . ه

دیدگاهتان را بنویسید