No category

پایان نامه با واژگان کلیدی پیامبر(ص)، تجسم اعمال، قرآن کریم، رحمت الهی

می‌فرماید: “هَذَا بَیانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدی وَ مَوْعِظَهٌ لِلْمُتَّقِینَ”۸۴ (این، بیانی است برای عموم مردم؛ و هدایت و اندرزی است برای پرهیزگاران.)
قرآن وسیله‌ی هدایت است و چه برکتی برای قرآن بالاتر از این‌که موجب هدایت افراد شده یا بر هدایت متقین بیافزاید.
???. تبیان هر چیز
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ نَزَّلْنَا عَلَیکَ الْکتَابَ تِبْیاناً لِکلِّ شَیءٍ” (وما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است)
???. وسیله‌ی رحمت
خداوند متعال می‌فرماید: “… فَقَدْ جاءَکمْ بَینَهٌ مِنْ رَبِّکمْ وَ هُدًی وَ رَحْمَهٌ”۸۵ (اینک آیات ودلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت ورحمت برای شما آمد.)
اگر قرآن وسیله‌ی رحمت الهی است، در نتیجه چه برکتی بالاتر برای قرآن از این‌که موجب گسترش رحمت و مغفرت و ترحم الهی می‌گردد.
???. قرآن، نور هدایت
خداوند متعال می‌فرماید: “قَدْ جاءَکمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ کتَابٌ مُبِینٌ * یهْدِی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یهْدِیهِمْ إِلَی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ”۸۶ (از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکی‌ها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آن‌ها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید.)?
?۷?. بشارت برای مؤمنین
خداوند متعال می‌فرماید: “إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ وَ یبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کبِیراً * وَ أَنَّ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً”۸۷ (این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آن‌ها پاداش بزرگی است. و این‌که آن‌ها که به قیامت ایمان نمی‌آورند، عذاب دردناکی برای آنان آماده ساخته‌ایم.)
?۸?. شفای مرض‌های قلبی
خداوند متعال می‌فرماید: “یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکمْ وَ شِفاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَ هُدی وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ”۸۸ (ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ ودرمانی برای آن‌چه در سینه‌هاست؛ (درمانی برای دل‌های شما؛) وهدایت ورحمتی است برای مؤمنان.)
و نیز می‌فرماید: “وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسَاراً”۸۹ (واز قرآن، آن‌چه شفا ورحمت است برای مؤمنان، نازل می‌کنیم؛ وستمگران را جز خسران (و زیان) نمی‌افزاید.)
?۹?. وسیله‌ی خیر
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مَاذَآ أَنْزَلَ رَبُّکمْ قَالُوا خَیراً”۹۰ ([ولی هنگامی که] به پرهیزگاران گفته می‌شد: پروردگار شما چه چیز نازل کرده است؟ می‌گفتند: خیر [و سعادت])
تبیین و موارد تبرک مشروع از منظر قرآن و سنت
انواعی از تبرک است که نزد عموم مسلمانان حتی وهابیان صحیح می‌باشد. اینک به موارد جواز اشاره می‌کنیم:
?۱?. تبرک به اسم خداوند
خداوند متعال می‌فرماید: “وَ لا تَأْکلُوا مِمَّا لَمْ یذْکرِ اسْمُ اللهِ عَلَیهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ” (واز آن‌چه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید! این کار گناه است.)
و نیز می‌فرماید: “فَکلُوا مِمَّا أَمْسَکنَ عَلَیکمْ وَ اذْکرُوا اسْمَ اللهِ عَلَیهِ”۹۱ (پس، از آن‌چه این حیوانات برای شما [صید می‌کنند و] نگاه می‌دارند، بخورید؛ و نام خدا را [به هنگام فرستادن حیوان برای شکار] بر آن ببرید.)
ابن کثیر می‌گوید: “فالمشروع ذکر اسم الله فی الشروع فی ذلک کلّه تبرکاً وتیمناً واستعانه علی الاتمام والتقبل.”۹۲ (مشروع، نام بردن اسم خدا هنگام شروع در تمام آن اعمال به جهت تبرک و تیمن و کمک گرفتن بر اتمام و قبولی است.)
?۲?. تبرک به صلوات بر پیامبر?
ابوهریره از پیامبر? نقل کرده که فرمود: “مَنْ صَلّی عَلَی وَاحِدَهً صَلَّی اللهُ عَلَیهِ عَشْراً.”۹۳ (کسی که بر من یک درود بفرستد خداوند بر او ده بار درود خواهد فرستاد.)
از آنجا که اصل برکت به معنای زیادتی و رشد است، لذا ده برابر شدن ثواب ذکر صلوات مصداق بارز برکت الهی در این ذکر می‌باشد. و از آن‌جا که این حدیث در صحیح مسلم آمده لذا مورد توافق اهل سنت و حتی وهابیان نیز می‌باشد. همان‌گونه که آنان به این حدیث استدلال کرده‌اند.
?۳?. تبرک به تلاوت قرآن کریم
خداوند متعال می‌فرماید: “إِنَّ الَّذِینَ یتْلُونَ کتَابَ اللهِ وَ أَقَامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَ عَلانِیهً یرْجُونَ تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ * لِیوَفِّیهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکورٌ”۹۴ (کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند واز آن‌چه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی (پرسود و) بی‌زیان و خالی از کساد را امید دارند. [آنها این اعمال صالح را انجام می‌دهند] تا خداوند اجر وپاداش کامل به آن‌ها دهد و از فضلش بر آن‌ها بیافزاید که او آمرزنده و شکرگزار است.)
از این‌که بر تلاوت قرآن اجر و پاداش کامل متفرع شده به دست می‌آید تلاوت آن این برکت و اثر تکوینی را دارد؛ زیرا پاداش در قیامت تجسم اعمال انسان در دنیاست.
???. تبرک به پیامبر? در زمان حیات
وهابیان نیز تبرک به پیامبر? در زمان حیات او را با انواع آن جایز می‌دانند.
جابر می‌گوید:
“غَزَوْتُ مَعَ رَسُولِ اللهِ? ، فَتَلاحَقَ بِی وَ تَحْتِی نَاضِحٌ لِی قَدْ أَعْیا وَ لایکادُ یسِیرُ. قالَ: فَقالَ لِی: مَا لِبَعِیرِک؟ قَالَ: قُلْتُ: عَلِیلٌ. قَالَ: فَتَخَلَّفَ رَسُولُ اللهِ? فَزَجَرَهُ وَ دَعَا لَهُ، فَمَا زَالَ بَینَ یدَی الإِبِلِ قُدَّامُهَا یسِیرُ قَالَ: فَقَالَ لِی: کیفَ‌تَری بَعِیرَک؟ قَالَ: قُلْتُ: بِخَیرٍ، قَدْ أَصَابَتْهُ بَرَکتُک”۹۵
با رسول خدا? در جنگ شرکت نمودم، حضرت با من رو برو شد در حالی که شتر آبکشی همراهم بود که با حالتی خسته حرکت می‌کرد. پیامبر? به من فرمود: شترت چه شده؟ عرض کردم: بیمار است. حضرت به پشت سر شتر رفت و با دست به او فشار داد و برای او دعا نمود، و بعد از آن، همین‌طور شتر با پاهایش حرکت می‌کرد. حضرت به من فرمود: شترت را چگونه می‌یابی؟ عرض کردم: خوب است؛ چرا که برکت شما شامل حالش شده است.
الف) تبرک به اعضای جسد پیامبر?
انس بن مالک می‌گوید: “کانَ رَسُولُ اللهِ? إِذَا صَلَّی الْغَدَاهَ جَاءَ خَدَمُ الْمَدِینَهِ بِآنِیتِهِمْ فِیهَا الْمَاءُ، فَمَا یؤْتی بِإِنَاءٍ إِلاَّ غَمَسَ یدَهُ فِیهَا، فَرُبَّمَا جَاؤُهُ فِی الْغَدَاهِ الْبَارِدَهَ فَیغْمَسَ یدَهُ فِیهَا.”۹۶ (رسول خدا? چون نماز صبح را به‌جای می‌آورد خدمت‌کاران مدینه با ظرف‌های آب نزد رسول خدا? می‌آمدند و حضرت دست خود را در آن می‌زد، وچه بسا صبح سردی ظرف را می‌آوردند و حضرت دست خود را در آن فرو می‌برد.)
ب) تبرک به موی پیامبر?
انس بن مالک می‌گوید: “لَقَدْ رَأَیتُ رَسُولَ اللهِ? وَالْحَلاّقُ یحْلِقُهُ، وَأَطَافَ بِهِ أَصْحَابُهُ، فَمَا یرِیدُونَ أَنْ تَقَعَ شَعْرَهٌ إِلاَّ فِی یدِ رَجُلٍ.”۹۷ (رسول خدا? را مشاهده کردم در حالی که پیرایشگر سر حضرت را می‌تراشید و اصحابش به دور او می‌گشتند، ودست خود را می‌گرفتند و نمی‌گذاشتند که دانه مویی بر زمین افتد.)
مسلم به سند خود از انس نقل کرده که گفت: “إِنَّ النَّبِی? أَتی مِنٍی فَأَتَی الْجَمْرَهَ فَرَمَاهَا ثُمَّ أَتی مَنْزِلَهُ بِمِنی وَنَحَرَ وَ قَالَ لِلْحَلاّقِ: خُذْ، وَ أَشَارَ إلی جَانِبِهِ الأَیمَنِ ثُمَّ الأَیسَرَ، ثُمَّ جَعَلَ یعْطِیهِ النَّاسَ.”۹۸ (پیامبر? به منی آمد، آن‌گاه به نزد جمره آمد و آن را رمی نمود. سپس به منزل خود در منی آمد و نحر کرد و به پیرایشگر فرمود: بچین (موهای مرا). و اشاره نمود به طرف راست و سپس به طرف چپ، آن‌گاه موها را به مردم داد.)
واقدی در کتاب “فتوح الشام” می‌نویسد: “… فَقَالَ خَالِدٌ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ? لَمَّا حَلَقَ رَأْسَهُ فِی حَجَّهِ الْوَدَاعِ أَخَذْتُ مِنْ شَعْرِهِ شَعَرَاتٍ فَقَالَ لِی: مَا تَصْنَعُ بِهؤُلاءِ یا خَالِدُ! ؟ فَقُلْتُ: أَتَبَّرَک بِهَا یا رَسُولَ اللهِ وَ أَسْتَعِینُ بِهَا عَلَی الْقِتَالِ قِتَالِ أَعْدَائِی. فَقَالَ لِی النَّبِی?: لا تَزَالُ مَنْصُوراً مَا دَامَتْ مَعَک. فَجَعَلْتُهَا فِی مُقَدَّمَهِ قَلَنْسُوَتِی فَلَمْ أَلْقِ جَمْعاً قَطُّ إِلاَّ انْهَزَمُوا بِبَرَکهِ رَسُولِ اللهِ?)۹۹ (… خالد می‌گوید: چون رسول خدا سرش را در حجّهالوداع تراشید از موهایش تعدادی برداشتم. حضرت به من فرمود: با این موها چه می‌کنی ای خالد! عرض کردم: به آن تبرک می‌جویم ای رسول خدا و در جنگ‌های با دشمنانم از آن‌ها کمک می‌خواهم. پیامبر? به من فرمود: تا مادامی که این موها با تو هست همیشه یاری شده و پیروزی. و من آن‌ها را در جلو کلاه خودم گذاشتم و با هیچ گروهی مقابله نکردم جز آنکه به برکت رسول خدا? پراکنده می‌شدند…)
و نیز نقل می‌کند: “… وَ قَالَ: مَنْ أَنْتَ أَیهَا الْفَارِسُ الْهُمَامُ وَ الْبَطَلُ الضَّرْغَامُ؟ فَقَالَتْ: أَنَا زَوْجَتُک أُمُ تَمِیمٍ یا أَبَاسُلَیمَانَ! وَ قَدْ أَتَیتُک بِالْقَلَنْسُوَهِ الْمُبَارَکهِ اِلَّتِی تَنْصُرُ بِها عَلی أَعْدَائِک فَخُذْهَا إِلَیک…”۱۰۰ (… و گفت: تو کیستی ای اسب سوار شجاع، جنگ‌جوی همچون شیر؟ او گفت: من همسرت “ام تمیم” هستم ای ابوسلیمان! و برای تو کلاهی مبارک آورده‌ام که با آن بر دشمنانت پیروز می‌شوی، آن را بگیر و نزد خود داشته باش…)
رسول خدا را در حالی دیدم که سلمانی مشغول تراشیدن موهای سر ایشان بود و اصحاب، آن حضرت را احاطه کرده بودند و هر کدام سعی می‌کرد تار مویی از آن حضرت به دست آورد و مویی بر زمین نیفتد.۱۰۱
مقداری از موی رسول خدا(ص) نزد ام سلمه همسر آن حضرت موجود بود و هنگامی که شخصی به چشم زخم دیگران به مرضی مبلا می‌شود، کاسه آب نزد ام سلمه می‌بردند تا موی پیامبر(ص) را در آن قرار دهد و مریض را به این وسیله مداوا می‌کردند.۱۰۲
در مورد “خالد بن ولید” نیز مسأله‌ی تبرک جستن به موی پیامبر(ص) چنین نقل شده است: “خالد بن ولید که در جنگ با ایران و روم تلاش زیاد می‌نمود و دمشق را نیز فتح کرده بود، در کلاهی که هنگام جنگ بر سر می‌گداشت، مقداری از موی رسول خدا(ص) قرار داده بود و برای پیروزی از این موها و برکت آن‌ها مدد می‌جست و همیشه پیروز می‌گشت.۱۰۳
از

دیدگاهتان را بنویسید