No category

پایان نامه با واژگان کلیدی ژئوپولیتیک، آسیای مرکزی، خلیج فارس، ژئواستراتژیک

گردیده است، کشورهای ایران، هندوستان، پاکستان و مغولستان به عنوان ناظر به آن پیوستند.
همچون هر سازمان دیگری این سازمان نیز دارای هدفهایی است که مشترکا توسط اعضا دستیابی به آنها پیگیری می گردد. این هدف ها عمدتا امنیتی و سپس سیاسی و در درجات بعدی نظامی و اقتصادی است. در عین حال، هرکدام از اعضا و ناظرین این سازمان هدف های مخصوص به خود را نیز در کنار اشتراک خود با دیگران در این سازمان دارند(تعقیب هدفهای ملی).(یزدان پناه،۱۳۸۹،ص۶۹)
در این بخش به معرفی و بررسی اهداف کشورهای ناظر در سازمان همکاری شانگهای می پردازیم.

۱- ایران

شکل شماره ۹ : نقشه ایران
منبع: http://fa.wikipedia.org/wiki/Iran_topo_en.jpg
ایران شانزدهمین کشور جهان با وسعتی در حدود ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع است. ایران دارای موقعیت منحصر به فردی است که به واسطه ی آن با ۱۵ کشور منطقه در چهار جهت جغرافیایی همسایه و هم مرز است و با توجه به قرار گرفتن در حد فاصل دو منطقه ی مهم دریای خزر و خلیج فارس، از گذشته های دور به عنوان چهارراه مواصلاتی غرب به شرق و شمال به جنوب و مسیر طبیعی تجارت بین شرق و غرب (جاده ابریشم ) مطرح بوده است. همجواری ایران با آسیای مرکزی و ویزگی های ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک این منطقه، ملاحظات امنیتی – اقتصادی برای ایران ایجاد کرده است. موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان یکی از مسیرهای مهم حمل و نقل و ترانزیت به ویژه برای انتقال انرژی منطقه، محوریت ایران در سازمان کنفرانس اسلامی و اکو، فرصت ها و مشترکات فرهنگی و تاریخی از جمله انگیزه های مثبت در روابط ایران با کشور های منطقه محسوب می شود. (یزدان پناه، ۱۳۸۹،ص ۷۲)
ایران همواره از یک موقعیت ویژه به جهت وضعیت جغرافیایی و ژئوپولیتیک خود برخوردار بوده است. ایران تنها مسیر زمینی جایگزین به سمت غرب برای کشورهای منطقه محسوب می گردد. جمهوری های آسیای مرکزی که برای انتقال نفت و گاز و کالاهای خود در پی دسترسی به خلیج فارس هستند، باید از مسیر ایران استفاده کنند. بدیهی است که ظرفیت های ایران در حوزه نفت و انرزی و همچنین موقعیت ژئوپولیتیک و استراتژیک ایران از دید کشورهای عضو سازمان پوشیده نیست. (سازمان همکاری شانگهای،۱۳۸۸،ص ۶۲)
ایران یک سرزمین گذرگاهی است که پل ارتباطی سه قاره ی اروپا، آسیا و افریقا محسوب می شود. از سمت شمال غرب به قفقاز، آناتولی و دریای سیاه به اروپا، از شمال و شمال شرق به دریای خزر و آسیای مرکزی، از جنوب و جنوب شرق به اقیانوس هند و شبه قاره هندوستان و از جنوب غرب با خاورمیانه و شمال آفریقا مرتبط است. همچنین دالان هوایی بین قاره ها از سرزمین ایران می گذرد. این سرزمین به دلیل داشتن موقعیت گذرگاهی دارای ژئوپولیتیک ثبات و بی ثباتی است. به عبارت دیگر متأثر از عوامل مهاجر و مهاجم شده است. عامل مهاجرت عامل ثبات و مهاجمین عامل بی ثباتی شده است. موقعیت گذرگاهی یعنی محل عبور و مرور، چنان که موقعیت گذرگاهی در مقیاس منطقه ای اهمیت داشته باشد، یک موقعیت ژئوپولیتیک محسوب می شود، ولی اگر در مقیاس جهانی دارای اهمیت باشد یک موقعیت ژئواستراتژیک به حساب می آید. سرزمین ایران دارای هر دو موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک است. امروزه ایران حتی به لحاظ حجم ذخایر نفتی و گازی از موقعیت ژئواکونومیک برخوردار است. لذا سرتاسر تاریخ ایران مشحون از ثبات و بی ثباتی است. ایران یکی از کشورهای ریشه دار جهان است که طی تاریخ طولانی اش، حکومت و نظام سیاسی در آن بقا و استمرار داشته است. و از حیث تأسیس دولت سرزمینی و برخورداری از حکومت مقتدر، در جهان پیشتاز بوده است. (یزدان پناه، ۱۳۸۹،ص ۷۵)
ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی موضوع منطقهگرایی را به شدت دنبال نموده است. وجود مرزهای مشترک آبی و زمینی، مشترکات فرهنگی و مذهبی، منابع مشترک، دستیابی به بازار منطقه و موقعیت منحصر به فرد ترانزیتی ایران از جمله مواردی هستند که همکاری و همگرایی بیشتر منطقهای را ایجاب می نماید. مسائلی همچون خطر افراط گرایی مذهبی، بلاتکلیفی در مرزهای جغرافیایی و قومی، ناسیونالیسم قومی اقلیت روس، خطر باندهای مافیایی و قاچاق مواد مخدر، تروریسم، فساد مالی و موضوع دفن زباله های هسته ای چالش هایی را در روابط میان کشورهای منطقه ایجاد کرده است.
آسیای مرکزی به لحاظ داشتن موقعیت جغرافیایی و منابع انرژی بعد از منطقهی خلیج فارس از مناطق حساس جهان در تحولات آینده ی بین المللی می باشد. این منطقه که در تلاقی سه قدرت ایران، ترکیه و روسیه قرار دارد بعد از حادثه ی ۱۱ سپتامبر و تحولات افغانستان توجه ویژه ی کشورهای اروپایی و آمریکا را به خود جلب نموده است. (یزدان پناه، ۱۳۸۹،ص ۷۰)
بازی قدرت در منطقه آسیای مرکزی با تعاملات قدرت بین چین، روسیه و آمریکا در حال تکوین است. امنیت و منافع جمهوری اسلامی ایران نیز بصورت اجتناب ناپذیری از تحولات این منطقه متأثر می باشد. در نتیجه عضویت ناظر ایران در سازمان و حتی ارتقاء نقش و مشارکت ایران در آن می تواند به عنوان پل ارتباطی جدیدی برای تنظیم مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی، روسیه و چین در ابعاد مختلف به ویژه امنیتی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. همچنین حضور پر رنگتر در سازمان همکاری شانگهای به عنوان فرصتی برای تثبیت نگاه به شر

دیدگاهتان را بنویسید