پایان نامه ارشد رایگان با موضوع ابزار ارتباط، اتاق گفت وگو، قانون حاکم، صحت معامله

امّا با استفاده از برخى موارد و مصاديق آن، تعريف آن تا حدى مشخص مى شود. براى نمونه، براساس مادّه 214ق.م.: “مورد معامله بايد مال يا عملى باشد كه هر يك از متعاملين تعهّد تسليم يا ايفاى آن را مى كنند.” بنابراين: مال يا عملى كه مورد تعهّد قرار گرفته، مى تواند موضوع و مورد عقد تلقى شود. افزون بر اين، از نحوه تنظيم و قرينه مقاميه مواد 214، 215 و 216 ق.م. برمى آيد قانون گذار بين “مورد عقد” و “موضوع تعهّد” تفاوتى قائل نيست. چنان كه در بند 3 مادّه 190 ق.م. نيز آمده است: “موضوع معين كه مورد معامله باشد.” كه باتوجّه به موقعيّت اين مادّه نتيجه فوق تأييد مى شود.
1-4-2- مورد معامله در قراردادهاي الکترونيکي
در هر قرارداد بيعي چه به روش سنتي و چه به روش الکترونيکي تهيه ي کالا يا عرضه ي خدمات موضع معامله است که در حقوق ايران بر اساس ماده 214 از اين به (مورد معامله )ياد مي کنند25. يعني مال يا عملي که هر يکي از طرفين تعهد به تسليم يا ايفاي آن مي کنند. و آنچه طرف مقابل در ازاي آن مي پردازد غالبا مبلغي پول است که از آن به عنوان ثمن ياد مي شود.
در حقوق آمريکا دسته بندي چنين نيست بلکه صحبت از يک چيز به نام (عوض)26 است و در ذکر شرايط اساسي صحت قراردادها از وجود (عوض با ارزش)27 سخن مي گويند. به اين معنا که هم مورد معامله و هم بهايي که در مقابل آن مي پردازند را عوض مي نامند.فلسفه ي وجود عوض در حقوق آمريکا اين است که هر دو طرف چيزي را براي معامله پيش بگذارند. وجود عوض براي تفکيک توافق هاي دو جانبه و تعهدات يک طرفه مانند هبه لازم است. چراکه تنها قسم اول ازنظر حقوقي لازم الاجراست. براي اينکه مشخص شود عوض وجود دارد يا خير، معياري با عنوان معامله براي معاوضه ارائه شده است28. يا به به عبارتي بر اساس ماده 71 مجموعه اصول و قواعد حقوقي دوم آمريکا اگر تعهدي از سوي متعهد در برابر اجراي عملي يا تعهد به اجراي عملي انجام شده باشد در اين صورت گفته مي شود که تعهد داده شده داراي عوض است. (بررسي اين موضوع تحقيقي جداگانه را مي طلبد). قبل از ادامه ي بحث ذکر اين سه نکته ضروري به نظر مي رسد:

1 – در قراردادهاي بيع الکترونيکي که از طريق وب سايت ها منعقد مي شود آنچه در مقابل کالاها و خدمات پرداخته مي شود غالبا مبلغي پول است که معمولا از طريق کارتهاي اعتباري پرداخت مي شود. از اين رو مشکل ثمن در حقوق ايران و عوض با ارزش پرداختي در حقوق آمريکا از سوي خريدار حل شده است. آنچه در اين بحث مي ماندمورد معامله در حقوق ايران و عوض از طرف فروشنده در حقوق آمريکا است. بديهي است که اگر قرارداد از طريق وب سايت و يا اتاق گفت وگو منعقد شود قواعد حاکم همان قواعد حاکم در فضاي فيزيکي است. زيرا فقط ابزار ارتباطي طرفين فرق کرده است29.
2- در انعقاد قرارداد از طريق وب سايت اگر عرضه ي کالاها و خدمات رادعوت به معامله فرض کنيم در اين صورت سفارش کالا از سوي خريدارايجاب خواهد بود30. براي انجام ايجاب نيزخريداربايد مشخصات کارت اعتباري خود را براي بهاي کالا و خدمات ارائه کند. درحالي که در هيچ ايجابي اگر ايجاب کننده خريدار باشد قبل از دريافت قبول و انعقاد قرارداد بهاي آن را نمي پردازد يا حد اقل شرايط پرداخت آن را فراهم نمي سازد. به نوعي مي توان گفت دادن اطلاعات کارت بانکي به معناي ايجاداعتماددرفروشنده براي دريافت بها يا عوض موضوع قرارداد تعبير کرد.
3 – به طور کلي شرايط حاکم بر قراردادهاي الکترونيکي همان شراط حاکم بر قراردادهاي سنتي است. اما به دليل برخي از قابليت هاي دنياي مجازي مطالب جديدي در اين خصوص بروز پيدا مي کند که لازم است بررسي شود.
1-4-2-1-اشکال مختلف موضوع مورد معامله
در حالت کلي موضوع قراردادهاي الکترونيکي به سه صورت قابل تصور است.
الف) کالاهاي مادي
در انعقاد قرارداد به شيوه ي الکترونيکي قابل تصور است و در آن اجراي قرارداد بر خلاف مرحله ي تشکيل آن در فضاي فيزيکي انجام مي شود. مانند خريد يک گوشي تلفن در فضاي مجازي و تحويل آن در فضاي واقعي انجام مي شود. که مي تواند به صورت عين معين کلي در معين و کلي في الذمه باشد.
ب) کالاهاي غير مادي يا ديجيتالي
در انعقاد قرارداد درفضاي الکترونيکي ممکن است هر دو مرحله انعقاد قرارداد وانجام تعهد در
فضاي الکترونيکي باشد. براي مثال قراردادي که براي فروش يک برنامه ي رايانه اي يافروش يک فيلم يايک جزوه دانشجويي که به صورت يک فايل صوتي يا تصويري است هر دو مرحله ي انعقاد قرارداد و تسليم موضوع در فضاي مجازي صورت مي گيرد. ودرمال بودن آنها شکي نيست. زيراحاصل کار و تلاش شخصي يا حاصل فکر و انديشه افراد است و جز حقوق مالي به حساب مي آيد.
ج) ارائه خدمات يا انجام کار
مانند تبليغات اينترنتي، بانکداري اينترنتي وغيره . در اين گونه قراردادهاي الکترونيکي ارائه کننده ي خدمات متعهد به انجام کار است. و در مال بودن بيع خدمات نيز شکي وجود ندارد.

1-4-2-2- خصوصيات موضوع مورد معامله

موضوع مورد معامله ممکن است انجام کار يا مال باشد.
الف) موضوع معامله انجام کار است
اگر موضوع معامله انجام کار باشد اين کار بايد مقدور مشروع و داراي منفعت عقلايي باشد. قراردادي که براي انتشار اکاذيب يا آسيب زدن به زير ساخت هاي فني کشور يا هتک حرمت شعائر ديني و اموري از اين قبيل منعقد شود باطل است چون جهت معامله مشروع نيست. همچنين انجام کار بايد مقدور باشد. کار نامقدور در حکم معدوم است به شرطي که عدم امکان آن مطلق باش
د.

ب) موضوع مورد معامله مال است
مهمترين خصوصيات قابل بررسي به اين ترتيب است.
1 – موضوع مورد معامله بايدماليت داشته باشد:يعني اينکه کالايي درروابط بين طرفين عقد داراي ارزش مالي باشد. در حقوق آمريکا نيز عوض بايد داراي ارزش مالي باشد اما توازن عوض طرفين شرط نيست31.
2 – مورد معامله بايد داراي منفعت عقلايي و مشروع باشد.
اگر معامله به شيوه ي الکترونيکي باشدقواعد حاکم در خصوص مشروعيت موضوع مورد معامله همان است که درمورد قراردادهاي سنتي مقرر است.

درحقوق ايران بر اساس ماده 215 مورد معامله بايدماليت داشته ومتضمن منفعت عقلايي و مشروع باشد. در حقوق آمريکا به جاي مشروعيت بر روي قانوني بودن تاکيد شده است. دامنه ي مشروعيت موضوع مورد معامله مي تواند در سيستم هاي مختلف حقوقي متفاوت باشد. مثلا در حقوق ايران بيع گوشت خوک اسلحه ومشروبات الکلي ممنوع و باطل ولي درحقوق آمريکا مجاز است. مشکل در جايي بروز ميکند که معامله بين دو سيستم حقوقي انعقاد پيدا مي کند. براي مثال قرارداد خريد اسلحه بين شخصي در ايران و طرف ديگر در آمريکا صورت گيرد سرنوشت اين قرارداد چيست؟ پاسخ اين سوال بسته به قانون حاکم بر قرارداد است. به هرحال اگربراين قرارداد قانون آمريکا حاکم باشد باز هم بر اساس ماده 975 قانون مدني ايران به دليل خلاف اخلاق حسنه بودن قابليت اجرا ندارد.
3-مورد معامله بايد موجود باشد.32
به طور طبيعي اگر توافق بر چيزي صورت گيرد که در زمان انعقاد قرارداد موجود نبوده باطل است و اين حکم در قانون ايران و آمريکا مشترک است.
4-مورد معامله بايد معلوم و معين باشد.
در حقوق ايران بر اساس ماده 342 قانون مدني اگرموردمعامله عين معين باشد بايد در خاج معين باشد واگر عين کلي است کافي است مقدار وصف و جنس آن معلوم باشد.در قراردادهاي الکترونيکي نيز بايد مقدار وصف و جنس مورد معامله مشخص باشد. درانعقادقرارداد ازطريق وب سايت ثمن جنس و اوصاف موضوع مورد معامله از سوي دارنده ي وب سايت اعلام مي شود. در حقوق آمريکا بر اساس بند 2 ماده 305 قانون متحد الشکل تجاري هرگاه قيمت مبيع در قرارداد معين نشده باشد و براي تعيين آن نيز ضابطه اي مشخص نشده باشد قرارداد صحيح و بايد خريدار قيمت زمان تسليم را بپردازد.اما در حقوق ايران بيع باطل است33. در قرارداد از طريق وب سايت موضوع مورد معامله و تعداد توسط خريدار مشخص مي شود.
5-موضوع مورد معامله مبهم نباشد:
يعني اينگونه نباشد که دارنده وب سايت چند کالاي مختلف را به نمايش بگذارد و سپس اعلام کند که يکي از آنها را به قيمت مشخصي مي فروشد.

6-تسليم مال مقدور باشد.
ممکن است در زمان انعقاد قراردادتسليم ممکن باشد امادرزمان اجرا اين امرغير ممکن شود. در حقوق ايران بر اساس ماده 348 قانون مدني اگر بايع نتواند مال مورد بيع را در موعد مقرر تسليم کند و خريدار نيز نتواند تسلم کند بيع باطل است.

1-5- مشروعيت جهت معامله

چهارمين و آخرين شرط صحت قرارداد در ماده 190 قانون مدني مشروعت جهت معامله است که ذيلا مورد بررسي قرار مي گيرد.

1-5-1- معنا و مفهوم مشروعيت جهت معامله

قانون مدنى، جهت معامله يا قرارداد را تعريف نکرده است و تنها از ?مشروعيت جهت? به‌عنوان يکى از ستون‌هاى درستى و اعتبار معامله يا قرارداد ياد مى‌کند. چنانکه ماده ??? قانون مدنى مى‌گويد: ?در معامله لازم نيست که جهت آن تصريح شود ولى اگر تصريح شده باشد بايد مشروع باشد والاّ معامله باطل است?. لزوم مشروع بودن جهت معامله از وسايلي است که رعايت اخلاق حسنه و احترام به قانون را مشخص مي کند.
1-5-2- مشروعيت جهت به طور کلي

اگر همه ي شرايط صحت معامله احراز شود اما جهت معامله نامشروع باشد معامله باطل خواهد بود خواه الکترونيکي باشد خواه سنتي. درحقوق ايران تعهد امري است نوعي بسته به ساختمان عقد و در عقود مشابه نيز يکسان است. در عقد بيع تهد فروشنده براي انتقال دربرابرگرفتن بهاي آن است. درهرعقد بيعي نيز چنين است. اماجهت معامله امري است شخصي و در هر عقدي بايد جداگانه بررسي شود.34 از آنجا که بر اساس ماده 217 قانون مدني ايران جهت معامله امري است شخصي وتا صريحاو يا تلويحاذکر نشود نمي توان به مشروعيت يا عدم مشروعيت آن پي برد لذا زماني مشروعيت يا عدم مشروعيت جهت درسرنوشت عقدموثر مي شود که در ضمن عقد بيان شود و در صورت نا مشروع بودن آن عقد باطل اعلام مي شود. نا مشروع بودن فقط جنبه ي مذهبي ندارد و تمام امور خلاف قانون و اخلاق حسنه و نظم عمومي را شامل مي شود. درحقوق آمريکا در مجموعه اصول و قواعد حقوقي اول35 در ماده 512گفته شده است که قراردادي نامشروع است که يا تشکيل يا اجراي آن مجرمانه زيان آور يا به نحو ديگري مخالف

نظم عمومي باشد اما در مجموعه اصول و قواعد حقوقي دوم36 در تعيين قراردادهاي غير قابل اجرا به جاي استفاده از اصطلاح غير قانوني (نا مشروع) از عبارت قراردادهاي خلاف نظم عمومي استفاده شده است. يعني از ديدگاه مجموعه ي دوم لزوما قراردادهاي مجرمانه رانمي توان غيرمشروع دانست.ممکن است قراردادي خلاف حقوق جزاباشد اما خلاف نظم عمومي نباشد. ازاين رو قابل اجرا باشد37.اين ديدگاه در آراي دادگاه هانيزتاييدشده است38 لذا در اعلام غير قابل اجرا يک قرارداد وزن آن رادرمقابل مصاديق شناخته
شده در نظم عمومي در آمريکا مي سنجند. نظم عمومي نيز در هر زماني به وسيله ي قانون اساسي قانونگذار يا دادگاه تشريح مي شود. از جمله موا
ردي که خلاف نظم عمومي تلقي شده و قرارداد منعقد شده و يا شروط مقرر در آنها غير قابل اجرا و اغلب باطل اعلام شده است عبارتند از : غير اخلاقي بودن غير معقول بودن خلاف سياست اقتصادي دولت بودن رفتار غير حرفه اي قراردادهاي منعقد شده توسط دولت يا شرکت ها که خارج از حدود اختيارات آنها بوده است و قراردادهاي منعقد شده بين والدين که حقوق فرزندان در داشتن حمايت از سوي آنها را تحت تاثير قرار مي دهد39. همان گونه که مشخص است قرارداد نا مشروع در هر دو سيستم حقوقي ايران و آمريکا باطل است در اين راستا لازم است به خلاف نظم عمومي قانون و اخلاق حسنه بودن جهت معامله نيز در هر دو سيستم حقوقي توجه شود. در اين خصوص در تعيين مصاديق بايد به سيستم حقوقي مربوط مراجعه شود. مثلا ممکن است جهتي درحقوق ايران خلاف اخلاق حسنه محسوب شود ولي در حقوق آمريکا خلاف اخلاق حسنه نباشد. لازم به ذکر است که عدم مشروعيت قرارداد اغلب در مرحله ي اقامه دعواعليه يکي ازطرفين که تعهدات قراردادي خود را انجام نمي دهدکشف مي شودو دراين مرحله نيزطبيعتا قراردادهاي نامشروع با درجه ضعيف اقامه خواهد شد. جهت قراردادهاي نامشروعي که طرفين احتمال مي دهند در دام قانون بيافتدبه محکمه رجوع نمي کنند. براي مثال کسي در دادگاه اقامه ي دعوا نمي کندکه مبلغي رابه شخصي داده ام تا قتلي انجام دهدو او از انجام آن و پس دادن مبلغ آن خودداري مي کند.

1-5-3- مشروعيت جهت معامله در قراردادهاي الکترونيکي

با توجه به مسائل پيش گفته و ماهيت فضاي سايبر از نظر قواعد حاکم بر قراردادهاي الکترونيکي با

جهت نا مشروع40 همان قواعد حاکم بر قراردادهاي سنتي اعمال مي شود. آنچه در فضاي واقعي نامشروع تلقي مي شود در فضاي الکترونيک نيز نامشروع تلقي مي شود. و تنها شيوه ي ظهور جهات نامشروع است که در قراردادهاي الکترونيکي نسبت به قراردادهاي سنتي متفاوت است. وموضوعات همان ها هستند که در فضاي واقعي وجود دارند.
نکته ي قابل توجه در اين خصوص اين است که بعضي از موارد وجود دارند که امکان بروز آن در فضاي سايبر وجود ندارد. مانند قرارداد قتل شخصي در فضاي سايبر که ممکن نيست ترور جسماني فرد را در فضاي اينترنت انجام داد. گاهي نيز انعقاد قرارداد در فضاي الکترونيکي انجام مي شود اما اجراي آن در فضاي واقعي است مانند انعقاد قراردادازطريق پست الکترونيکي براي قتل ديگري در برابر مبلغ معين. گاهي نيز قرارداد نا مشروع در فضاي الکترونيکي منعقد مي شود بدين معني که هم انعقاد و هم اجراي آن در فضاي الکترونيکي انجام مي شود. مانند انعقاد قراردادالکترونيکي براي هتک آبروي شخصي درفضاي اينترنت ياسايتي مشخص ياايراد خسارت به اشخاص اعم ازحقيقي وحقوقي(که خود تحقيقي جداگانه را مي طلبد).در اين مواردعلاوه بربطلان قرارداد فعاليت هاي انجام شده داراي عناوين مجرمانه نيزمي باشد.گاهي نيز قرارداد در فضاي واقعي منعقد مي شود ولي محل اجراي آن فضاي سايبر است که قطعا اين قراردادها از نوع قراردادهاي الکترونيک نيستند و اين قراردادها نيز باطل هستند. و اگر بر اساس قرارداد مشخص شود که خريد يک دامنه در اينترنت براي عملي نامشروع صورت گرفته قرارداد مربوط به آن باطل بوده و وب سايت مربوط فيلتر و از در اختيار قرار دادن نام دامنه ي مربوط خود داري شود.

فصل

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بلوغ دختران، حقوق تجارت، کامن لا

ه قراردادقابل اجرا است و قيمت متعارف نه قيمت واقعي کالا بايد پرداخت شود16 . قراردادهايي مانند بيع و انتقال مال و منافع مربوط به آن نيز تنها از سوي صغيرويا جانشينان وي قابل فسخ است17. نه از سوي طرف مقابل وي. با اين توصيف قراردادهاي صغار در حقوق آمريکا باطل نيست.

2)سفيه

بر اساس ماده 1213 قانون مدني اعمال حقوقي سفيه در حقوق ايران اگر مربوط به امور مالي باشد غير نافذ و به تنفيذ نماينده ي قانوني وي نياز دارد. ظاهرا درسيستم حقوقي کامن لا مانند انگليس وآمريکا اين گروه به نحوي که درايران شناخته شده وجود ندارد.

3)مجنون و مست

در قانون مدني ايران معاملات مجنون باطل است درجه ي جنون نيز موثر نيست وبه هردرجه اي که باشد موجب حجر است( ماده 1211). مگر در مورد مجنون ادواري که معاملات او در دوران افاقه نافذ و در غير آن باطل است(ماده 1213). اعتياد بيماري مستي بيهوشي کهولت و … که باعث زوال عقل و ارده است نيز در حکم جنون است هرچند نمي توان اين افراد را مجنون ناميد(ماده 195).
در بيشتر ايالت هاي آمريکا قرارداد مجانين تنها از سوي خود آنها قابل فسخ است نه از سوي طرف مقابل 18و تنها در صورتي ممکن است که وي هنوز در وضعيتي باشد که بتواند آنچه را از طرف مقابل دريافت کرده است برگرداند. اما اگر طرف مقابل مي دانسته يا دلدلي بر علم او هستقرارداد باطل است نه قابل فسخ. البته در بين ايالات نيز تفاوت هايي در اين خصوص وجود دارد19. افراد مسن و عقب مانده ي ذهني هذيان گو به دليل در زمان انعقاد قرارداد ماهيت آن را درک نمي کنند. يعني اگر درجه ي اختلال به قدري ضعيف باشد که ماهيت قرارداد را درک کند عقد صحيح و معتبر مي باشد.

خلاصه ونتيجه گيري

1 – در حقوق آمريکا بر خلاف حقوق ايران صغار به مميز و غير مميزطبقه بندي نمي شود.
2 – سن بلوغ در ايران براي پسر 15 و براي دختر 9 سال تمام ولي در حقوق آمريکا بدون تفکيک جنسيت 18 سال مي باشد.
3 – درحقوق ايران هردرجه ازجنون مانع از انعقاد قرارداد است اما در حقوق آمريکا جنون خفيف مانع از انعقاد قرارداد نمي شود.
4 – بر خلاف حقوق ايران در حقوق آمريکا سفها به شکل مطرح در حقوق ايران شناسايي نشده اند.
5 – نقش ولي يا قيم در حقوق آمريکا نسبت به حقوق ايران بسيار کمرنگ مي باشد . چنانکه در بحث تنفيذ عقود توسط ولي يا قيم که در حقوق ايران مطرح است وجود ندارد و فسخ و تنفيذ معاملات تنها از سوي خودشان صورت مي گيرد.

نتيجه
تفاوت هاي گفته شده از آن جهت داراي اهميت است که در فضاي الکترونيک نمي توان قاعده ي واحدي براي تشخيص اهليت طرفين قرارداد مشخص کرد. و اين مشکل زماني بيشتر مشخص مي شود که بخواهيم در سطح بين المللي به يکسان سازي در اين زمينه بپردازيم.

1-3-2- احراز اهليت در قراردادهاي الکترونيکي

در انعقاد قرارداد در فضاي واقعي غالبا طرفين همديگر را ملاقات مي کنند.وازاوضاع و احوال يکديگر مطلع مي شوند.واگرملاقاتي هم صورت نگيرد زوضعيت يکديگراطلاعاتي به دست مي آورند.امادرانعقاد قراردادبه صورت الکترونيکي ممکن است طرفين قرارداد هيچوقت يکديگر را ملاقات نکنندو نشناسند. مانند موردي که فرد ساکن ايران است و با مراجعه سايت ياهو که مرکز اصلي آن در آمريکا است در قسمت خريد وارد شده و اقدام به خريد نمايد. تنها اطلاعاتي که در مورد اين شرکت دارد اين است که يک شرکت آمريکايي است . وتنها اطلاعات شرکت ياهو نيز اين است که خريدار فردي در ايران است و آدرس پستي که توسط مشتري اعلام شده است.اما تشخيص اينکه خريداردر لحظه انعقادقرارداد داراي اهليت بوده يانه بسيار مشکل و گاهي نيز محال است اما در عين حال اين مورد داراي اهميت فراوان است. چرا که مشخص شدن اعتبار قرارداد به روشن شدن اين موضوع بستگي دارد. در صورت بروز اختلاف در اين زمينه حکم آن پيشتر بر اساس سيستم هاي حقوقي ايران و آمريکا مشخص شد20. همان محدوديت هايي که براي صغار سفها و مجانين در دنياي واقعي در سيستم هاي حقوقي مطبوع آنها وجود دارد در انعقاد قراردادهاي الکترونيکي نيز وجود دارد. تنها مشکل جدي که وجود داردنحوه ي تشخيص دقيق هويت آنها و وضعيتي که در آن مبادرت به انعقاد قرارداد الکترونيکي نموده اند از نظر صغر سفه و جنون يا ورشکستگي است. درست است که در صورت بروز اختلاف و اقامه ي دعوا نهايتا اهليت يا عدم اهليت طرف يا طرفين قرارداد مشخص خواهد شد اما چگونه مي توان در قراردادهاي الکترونيکي که فروشنده از وضعيت شخصي خريدار (و بالعکس) اطلاعي ندارد آگاه شود و از همان ابتدا از انعقاد قرارداد با او خود داري کند؟ در زير ما اين مسئله را در سه گروه بررسي مي کنيم.

الف) صغير
اگر صغيري با ورود به يک سايت و يا از طرق ديگر به صورت اينترنتي کالايي را سفارش دهد و با استفاده از کارت اعتباري والدين يا کساني که به کارت اعتباري آنها به نحوي دسترسي پيدا کرده است بهاي آن را پرداخت کند چگونه مي توان تشخيص داد که وي در هنگاه انعقاد قرارداد صغير بوده يا خير ؟ يا بر
اساس سيستم حقوقي ايران مميز بوده يا غير مميز؟ در اينجا دو امکان وجود دارد.
1 – اينکه فروشنده از سن خريدار مطلع است .
بيشتر اين مورد در انعقاد قرارداد به وسيله ي اتاق گفت و گو و نامه ي الکترونيکي مطرح است و حکم آن توسط قانون مشخص شده است. يااينکه سن اعلامي طرف قرارداد قابل تشخيص نيست که معمولا در انعقاد قراردادازطريق وب سايت ها مطرح است. با اين حال آگا
هي ازسن افراد براي انعقاد قرارداد کافي نيست چرا که اين افراد مي توانند به سن قانوني رسيده باشند اما سفيه يا مجنون باشند.
حتي خود سن رشد در سيستمهاي حقوقي مختلف متفاوت است و در عين حال مي تواند انعقاد قرارداد به صورت فرامرزي باشد. يا در سيستم حقوقي آمريکا از کجا مي توان در يافت که آنچه صغير مي خرد از ضروريات است يا خير؟
2 – فروشنده از سن خريدار اطلاع ندارد.
دراين صورت تکليف چيست؟ همانند موردي که صغيري وارد وب سايت ياهو شده واقدام به خريد کالايي مي کند و بهاي آن را از طريق کارت اعتباري والدين خود مي پردازد. علاوه بر اين اگر در سيستم حقوقي ايران مطرح باشد چگونه مي توان فهميد که صغير مميز است يا غير مميز؟

ب) سفيه
اگر شخص سفيه به طريق اينترنتي اقدام به انعقاد يک قرارداد مالي کند و سن او نيز کبير باشد اما معاملات او نياز به تنفيذ داشته باشد. تشخيص سفاهت وي دشوار خواهد بود. درحقوق آمريکا سفيه به معناي موجود در حقوق ايران وجود ندارد.

ج) مجنون
در خصوص مجانين گفتني است افراد مجنون دائمي يا با درجه ي جنون شديد بعيد است بتوانند از ابزار هاي جديد براي انعقاد قرارداد استفاده نمايند و همچنين است وضعيت افراد بيهوش ومست. اما مجانين ادواري که مي توانند در زمان افاقه قرارداد غير نافذ منعقد کنند چگونه مي توان تشخيص داد که شخص مجنون ادواري در هنگام انعقاد قرارداد در حال افاقه بوده يا خير؟21و يا اگر شخص داراي جنون خفيف باشد و بتواند وارد معامله بشود تکليف چيست؟ در اين مورد حقوق ايران بر اساس ماده1211 جنون را به هر درجه اي باشد موجب حجر مي داند ، و قرارداد باطل است همچنين اگر فرد مست باشد. اما در حقوق آمريکا درک ماهيت عقد توسط مجنون و شخص مست مساوي با اعتبار آن است22.
بررسي راه حل ها

الف)بررسي راه حل فني
1 – در صفحه اول وب سايت ها از بازديد کنندگان سن آنها پرسيده شود. اما در هر حال امکان اعلام اشتباه سن وجود دارد. و در سيستم حقوقي آمريکا نمي توان صغير را به اين خاطر مسئول شمرد23.
2 – پي بردن به سن افراد از طريق کارت اعتباري. در اين روش نيز امکان استفاده از کارت والدين يا غيره وجود دارد. وحتي اگر کار آمد مي بود براي تشخيص افرادسفيه و مجنون کارايي نداشت وهمچنين است در مورد افراد مجنون با درجه ي خفيف و مست. وامکان پذير هم نيست که در بدو ورود به سايت از بازديدکنندگان پرسيده شودکه مجنون هستنديا سفيه ويا مست.!جايي که مجنون مست با درجه ي خفيف و درحال افاقه بااستفاده ازکارت اعتباري خودياديگري واردمعامله شود مي توان با پرسش رمز خصوصي در مرحله ي پرداخت ازتکميل قرارداد جلوگيري کرد. اما اگر رمز خصوصي را نيز بداند چه؟ در صورت تشخيص صغيربودن کار تمام نمي شود:درحقوق آمريکا به دليل يکسان بودن سن بلوغ کار آسان تر است اما در ايران به دليل وجود تفکيک بين سن بلوغ دختر و پسر ارائه يک راهکار رامشکل تر مي سازد. اما حتي اگراين مشکل را نيز حل کنيم و تشخيص صغير آسان باشد درحقوق آمريکا قراردادهاي ضروري صغير معتبر شمرده مي شود. از اين روچگونه مي توان تشخيص داد که قرارداد براي يک کالاي ضروري منعقد مي شود؟ در حقوق ايران نيز تشخيص صغير مميز از غير مميز در فضاي سايبر تقريبا غير ممکن است کمااينکه اين تشخيص در فضاي واقي نيز مشکل است. با اين حال با در نظر گرفتن فضاي مجازي شايد بتوان گفت صغيري که مي تواند وارد فضاي اينترنت شده وقراردادي را منعقد مي کند از آنچنان درجه ي تميزي برخوردار است که مي توان او را مميز قلمداد کرد.
3 – پرداخت بهاي کالا به صورت غير الکترونيکي و از طريق حضور در باجه ي بانک ها.
در اين روش بانک ها مي توانند به عنوان عاملي کنترل کننده در تعيين سن و عدم جنون باشند. اما غالبا پرداخت ها به صورت الکترونيکي مي باشد.
4 – يک روش کار آمد مي تواند استفاده از بانک اطلاعاتي اشخاص و اثر انگشت آنها باشد. به اين صورت که دولت ها با جمع آوري اثرانگشت اتباع خود از سن9 سالگي که سن بلوغ دختران در ايران است و اشتراک گذاري آن براي دولت هاي ديگربه صورت متقابل و يااستفاده ازسامانه اي دولتي که امکان تاييداثر انگشت را براي دولت هاي خارجي واتباع داخلي فراهم کند. ويا قرار دادن يک لينک مستقيم که پس از تاييد شدن بتوان واردوب سايت هايي که به خريدوفروش کالاها دست مي زنند شد.

اما براي اين روش نيز مشکلاتي وجود دارد. اينکه دولت ها حاضر به در اختيار قرار دادن چنين اطلاعاتي نمي شوند. و اينکه براي همه اين امکان وجود ندارد که از سيستم هاي اسکن اثر انگشت در خانه و محل کار خوداستفاده کنند. و يا اينکه خصوصيات افراد از نظر سفاهت و جنون تغيير کند. اما در صورت امکان دولتها مي توانند در سطح ملي از اين روش استفاده کنند چراکه بخشي از تجارت الکترونيکي در سطح داخلي صورت مي گيرد و از نقطه نظر امنيتي دولتها با مشکل مواجه نمي شوند.
راه حل هاي فني فوق نيز نمي توانند اين مشکل را حل کنند. مگر در قسمت اخير اگر همه ي کشورها به صورت منسجم عمل کنند.

ب) بررسي راه حل حقوقي

با توجه به ماهيت خاص فضاي مجازي و قابليت هاي آن به نظر مي رسد راه حل هاي حقوقي مفيدتر واقع شود. از آنجا که پرداخت ها در قراردادهاي الکترونيکي غالبا از طريق کارت هاي اعتباري انجام مي شود. لذا يک راه حل حقوقي اين است که در قوانين تجارت الکترونيکي مقررشود: هر شخص موظف است از کارت هاي اعتباري خود و رمزعبورآن کمال مراقبت را داشته والا استفاده از
آن توسط غير به معناي داشتن اذن از طرف وي ومعاملات صورت گرفته به وسيله ي آن نافذمي باشد. مزيت اين روش اين است که ديگر نمي توان قراردادهارابه بهانه ي اينکه قرارداد توسط صغير منعقد شده لغو کرد. اين راه حل نيز داراي معايبي ازقبيل اينکه اگر شخص کمال مراقبت را به عمل آورد ولي کارت اعتباري او توسط صغير مورد استفاده قرار گرفت چه؟
در هر سيستم حقوقي قواعد حاکم برانعقاد قراردادتوسط افراد فاقد اهليت مورد باز نگري قرار گيردتا مشکل عدم توانايي تشخيص رفع گردد. همانگونه که قبلا هم گفته شد در زمينه ي حقوق قراردادها اين باز نگري ها قبلا نيز وجود داشته است. ساده ترين راه حل اين است که يک قاعده ي آمره در نظر گرفته شود به اين صورت که ولي يا قيم افراد صغير مجنون و سفيه مسئول آثار قرادادهاي منعقد شده توسط اين افراد باشند. و در مورد افراد مست که غير از موارد مستي خودشان داراي مسئوليت هستند بايد مسئول شناخت. راه حل ارائه شده ازتعين بيشتري برخوردار است وهمچنين باهدف حقوق تجارت الکترونيکي که رفع موانع موجود بر سر راه تجارت الکترونيکي است متناسب است.
نکات و نتيجه گيري
1 – منظور از صغير و مجنون و سفيه مصرف کننده است. و در قراردادهاي تاجر با مصرف کننده مطرح شده است24.
1
2 – مباحث فوق ناظر بر روابط مالي بوده و شامل روابط غير مالي نمي شود. در حقوق ايران بر اساس ماده 1212و 1214هبه و صلح غير معوضي که از طريق ابزارهاي الکترونيکي صورت گيرد و توسط صغر مميز يا سفيه مورد قبول واقع شود نافذ است.
3 – بر خلاف موارد فوق گاهي ممکن است که صغير توسط ولي يل قيم به انعقاد قرارداد الکترونيکي راهنمايي شده و مراحل آن را با کمک ولي يا قيم خود انجام دهد. در ايران چون اين افراد فاقد اهليت هستند نمي توانند به عنوان نماينده ي ديگري وارد معامله شوند همانگونه که براي خود نمي توانند وارد معامله شوند. اما به عنوان ابزار مادي ولي يا قيم خود مي توانند قرارداد منعقد کنند. ولي در حقوق آمريکا چنين امکاني وجود دارد.
4 – گاهي نيز شخص داراي اهليت با استفاده از کارت ديگري بدون اطلاع و اجازه اومبادرت به انعقاد قرارداد مي کند که قرارداد صحيح بوده ولي استفاده بدون اجازه و اطلاع از کارت ديگري به عنوان عمل مجرمانه بايد مورد تعقيب قرار گيرد.
5 – همانگونه که افراد فاقد اهليت مي توانند به عنوان خريدار وارد معامله شوند به عنوان فروشنده نيز مي توانند وارد معامله شوند.
نتيجه
تشخيص اهليت در قراردادهاي الکترونيکي در هنگام انعقاد قرارداد اگر غير ممکن نباشد بسيار دشوار است. در اين خصوص ارائه راه حل حقوقي از راه حل فني ساده تر و راحت تر است. و مي توان مسئوليت چنين قراردادهايي را بر عهده ي ولي يا قيم افراد فاقد اهليت قرار داد. هر چند که اين امر با توجه به تفاوت سيستم هاي حقوقي در زمينه ي اهليت بسيار مشکل است.

1-4- مورد معامله

يکي از شرايط اساسي مقرر شده در بند 3 ماده 190 قانون مدني ايران موضوع معين که مورد معامله باشد است.

1-4-1- معنا و مفهوم مورد معامله
اساسى ترين ركن هر قرارداد، مورد معامله است. معامله و تعهد بدون بيان موضوع آن، مانند
جسم بى روح است. اگر چه در برخى از مواد قانون مدنى ايران به “مورد معامله” اشاره شده، باوجود اين قانون تعريفى از آن ارائه نكرده است،

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع قانون حاکم، صحت معامله، انتقال اطلاعات، قانون نمونه

که قصد و رضا که ظاهر در جدايي آن دو از يکديگر است مبني بر خطا است3. البته اين بيان بدين معنا نيست که قصد و رضا يکي است بلکه همانطور که خواهد آمد قصد و رضا از نظر آثار و شرايط و … منفک از يکديگراند و هر يک داراي آثار مخصوص به خود است.
همچنين بايد دانست که اراده نيز اگر منشا اثر يا آثار حقوقي گردد آن را اراده انشايي نامند که در اين معني همان قصد انشا است. اراده انشايي (قصد انشا) فقط در عقود و ايقاعات وجود دارد و مثلا در اقرار ، شهادت ، دعوي ، اراده انشايي وجود ندارد4.

1-2-معنا و مفهوم داده پيام

داده پيام در قانون تجارت الکترونيکي ايران در بند (الف) ماده 2 اينگونه تعريف شده است: (هر نمادي از واقعه، اطلاعات يا مفهوم است كه با وسائل الكترونيكي، نوري و يا فناوري‌هاي جديد اطلاعات توليد، ارسال،دريافت، ذخيره يا پردازش مي‌شود).

1-2-1- اعتبار داده پيام در ايجاد ماهيت حقوقي

آنچه به ايجاد ماهيت حقوقي مي انجامد اراده انسان ها است. اراده سازنده ي عمل حقوقي است زيرا اعمال حقوقي اعتباري هستند وبدون دخالت اراده ي طرفين هيچ ماهيت حقوقي به وجود نخواهد آمد5. بنابر اين اولين شرط لازم براي ايجاد آثارحقوقي وجود اراده ي طرفين است که پس از اينکه به مرحله ي اعلام رسيد و مورد توافق قرار گرفت منجر به ايجاد يک ماهيت حقوقي مي شود به همين دليل است که ماده 191 قانون مدني مقرر مي دارد:”عقد محقق مي شود به قصد انشا به شرط مقرون بودن به چيزي که دلالت بر قصد کند” همان طورکه ازمفهوم ماده فوق پيداست آنچه به تحقق عقد مي انجامد قصد انشا است ولي از آنجا که اراده يک امردروني است لذا بايداين اراده ي انشايي به وسيله اي ابرازشودتا باعث به وجودآمدن اثرحقوقي گردد. در خصوص وسيله ي ابراز اراده قانون مدني روش خاصي را مقرر نکرده است. و اعلام اراده به هر وسيله اي که دلالت بر قصد کند ممکن مي باشد. زيرا قانون مدني به طور مطلق به بيان (چيزي که دلالت بر قصد کند)پرداخته است.ودرماده ي 193 قانون مدني که اعلام مي کند” انشا معامله ممکن است به وسيله ي عملي که مبين قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردي که قانون استثنا کرده باشد” که بيانگر اين نکته است که جز در مواردي که قانون استثنا کرده باشد انشاي عقد با هر عملي که حاکي از قصد باشد محقق مي شود.
سوالي که دراينجا مطرح مي شود اين است که آيا انتقال اطلاعات از طريق واسط هاي الکترونيکي مي تواند روش معتبري براي ابراز اراده انشايي طرفين در ايجاد آثارحقوقي باشد؟ ويا اينکه قانون روابط و معاملاتي را که با اين روش ايجاد مي شوند به رسميت مي شناسد؟
باتوجه به نکات پيش گفته پاسخ به اين سوالات مثبت مي باشد و اين پاسخ مقدمه اي براي پذيرش و اعتبار قراردادهاي الکترونيک است.اما اين پذيرش جنبه ي عمومي داشته وقانون گذار بايد به موجب قوانين خاص اعتبار قراردادهاي الکترونيکي را به رسميت بشناسد. کما اينکه کشور ايالات متحده آمريکا با پذيرش قانون نمونه ي آنسيترال در باب تجارت الکترونيک وتدوين قانون تجارت الکترونيکي بر اساس آن بر اين امر صحه گذاشته است.
در ايران نيز باتصويب قانون تجارت الکترونيکي بر اساس ماده 1 که((مجموعه اصول و قواعدي است که براي مبادله ي آسان و ايمن اطلاعات در واسطه هاي الکترونيکي وبا استفاده ازسيستم هاي ارتباطي جديدبه کارمي رود)) در واقع قراردادهاي الکترونيکي به رسميت شناخته شده است.و ماده 6 قانون تجارت الکترونيکي نيز اعتبار داده پيام را در حکم نوشته دانسته است. و ماده 12 قانون فوق ارزش اثباتي داده پيام را اعلام مي کند. از اين رو استفاده از داده پيام براي اعلام و ابراز اراده در قانون ايران به رسميت شناخته شده است.

1-2-2- انواع بهره گيري از داده پيام

داده پيام ها بر اساس نوع استفاده داراي انواعي است که در زير به بررسي آن مي پردازيم.

1-2-2-1- انتقال صرف اطلاعات ازطريق داده پيام ( Transmission of mere information)

در اين شکل يک ماهيت حقوقي به وجودنمي آيد و فقط ممکن است بسته به نوع اطلاعات منتقل شده براي ارسال کننده مسئوليت ساز باشد. يعني ممکن است تحت عناوين مختلف جرايم سايبري و ديگر جرايم قرار گيرد. مانند انتشار تصاوير مستهجن.

1-2-2-2- انتقال اطلاعيه هاي يکجانبه (Transmission of unilateral information)

اين نوع تبادلات مي تواند اثر حقوقي داشته باشد و در بيشتر مواقع براي اجراي يک قرارداد موجود به کار مي روند. مانند اظهار نامه هاي گمرکي که ضمانت اجراي تقصير در اعلام يا عدم اعلام آنها بسيار سنگين است.

1-2-2-3- داده پيامهاي تشکيل قرارداد (Contract formation messages)

گاهي طرفين از انتقال اطلاعات قصد ايجاد يک ماهيت حقوقي را دارند. مانند انواع خريد هاي اينترنتي که درآنها کالايا خدماتي سفارش داده مي شود . اين نوع از داده پيام ها درقالب ايجاب وقبول منتقل شده و به تشکيل قراردادالکترونيکي مي انجامد.از اين روهرگاه دربستر مبادلات الکترونيک سخن از داده پيام شد مراد از آن اين نوع مي باشد.

1-2-3-اعلام اراده طرفين از طريق داده پيام

باپيدايش وسايل و سيستم هاي الکترونيکي جديد درعصر حاضر که نمونه ي بارزآن اينترنت است.اين سوال مطرح مي شود که آيا مي توان اراده را با استفاده از ابزارهاي الکترونيکي نيز (مانند پست الکترونيکي وب سايت ها اتاق هاي گفت وگو) بيان کرد؟ و يااينکه انعقادقراردادبه شيوه ي الکترونيکي با انعقاد قرارداد در فضاي
الکترونيک متفاوت است؟ جواب سوال دوم خير است. زيرا بحث از قصد الزام آور در هنگام انعقاد قرارداد مطرح است. و هردو نوع قرارداد الکترونيکي و سنتي در اين مرحله شبيه يکديگرند. در حالي که در مرحله ي اجراي قرارداد فضاي آن دو متفاوت بوده و گاهي احکام خاص خود را مي طلبد.
استفاده از وب سايت ها ونامه ي الکترونيکي و همچنين استفاده از اتاق هاي گفت وگو امروزه به عنوان يکي از ابزارهاي ساده ي ارتباطي همانند تلفن و نامه مطرح است. و مي توان از آنها براساس ماده191 قانون مدني به عنوان ابزاري براي ابراز اراده نام برد.

1-2-3-1- انعقاد قرارداد از طريق پست الکترونيکي واتاق گفتگو

اگر طرفين اراده خود را با ابزارهاي ارتباطي همانند پست الکترونيک و اتق گفت و گو تبادل کنندکه در آن اراده طرفين در قالب داده پيام به يکديگر منتقل مي شود، مانعي نيست: و همانند اين است که طرفين قصد خود را از طريق تلفن و يا نامه ابراز مي دارند. و همان گونه که پيش تر نيز گفته شددرقانون ايالات متحده آمريکا نيز براي اين امر مانعي وجود ندارد. و قضاوت در مورد آن با توجه به محتواي قرارداد انجام مي شود.و درمقام اختلاف بين اين دو به وسيله قانون حاکم وديدگاه پذيرفته شده درقانون حاکم(در آمريکا ديدگاه عيني و در ايران ديدگاه ذهني) بايد توجه نمود. نکته اي که بايد در خصوص اعلام اراده از طريق اتاق هاي گفت و گو مورد توجه قرارداد اين گونه اتاقها با توجه به نرم افزار مورد استفاده براي اين کار به دو گروه اتاق هاي گفت و گو ي عمومي و اتاقهاي گفت وگوي خصوصي تقسيم بندي نمود. داده پيام هاي ارسالي و دريافتي در اتاق هاي گفت و گوي عمومي غالبا غير قابل باز يابي بوده و در صورت اختلاف اگر طرفين بر متن دقيق مکاتبات توافق نداشته باشند( نحوه ي ظهور اراده ها و ديدگاه عيني يا ذهني) براي حل آن با مشکل مواجه خواهند شد. اما در اتاق هاي گفت و گوي خصوصي به سبب اينکه غالبأ اين مکاتبات تا مدت ها در تاريخچه گفت و گو يا در پست الکترونيک يا هر دو ي آن ها حفظ مي شود. و اين مشکل کم تر بروز پيدا مي کند. در ارسال و دريافت نامه هاي الکترونيکي نيز يک نسخه از نامه ي ارسال شده و دريافتي در پست الکترونيکي شخص ذخيره مي شود. ودر صورت بروز اختلاف در تعيين قصد طرفين موثر خواهد بود.اما در صورتي که اين مکاتبات در پست الکترونيکي هر دو شخص حذف شده باشد مشکل دوباره نمود پيدا خواهد کرد و احراز قصد واقعي با مشکل مواجه خواهد شد.

1-2-3-2- انعقاد قرارداد از طريق وب سايت

وب سايت ها يکي از ابزار هاي ارتباطي هستند. اين وسايل ارتباطي شباهت زيادي به ويترين ها در خارج از فضاي مجازي دارند.گاهي اجناس موجود در آنها براي فروش و گاهي نيز براي نمايش است. انعقاد قرارداد به وسيله ي اين ابزار في نفسه همانند پست الکترونيکي و اتاق هاي گفت و گو مشکلي ندارد. دارنده ي يک کالا با نمايش آن و گذاشتن شرايطي که دلالت بر قصد فروش آن مي کند اقدام به فروش آن مي کند. و کسي که قصد انجام معامله را دارد باپذيرش شرايط مندرج به انعقاد قرارداد مبادرت مي نمايد.مراحلي که در انتخاب کالا و شرايط و ضوابط فروش و سفارش آن طي مي شود بيانگر قصد خريدار به انعقاد قرارداد است. حال ممکن است که دارنده ي سايت مدعي شودکه قصد انعقاد قرارداد را نداشته است. در اينجا با توجه به قانون حاکم و ديدگاه پذيرفته شده در آن( ديدگاه عيني و ديدگاه ذهني) به حل اختلاف اقدام مي شود. اگر قانون ايران حاکم باشداراده ي باطني(ديدگاه ذهني)درصورت اثبات اعمال مي شود و اگر قانون آمريکا حاکم باشد اراده ي ظاهري يعني آنچه در وب سايت اعلام شده ملاک عمل مي باشد ( ديدگاه عيني ) يعني يک فرد متعارف از مطالب موجود در سايت چه برداشتي دارد.

1-2-4-ايجاب و قبول از طريق داده پيام

ايجاب و قبول يکي از مهمترين مباحث در انعقاد قرار دادهاي الکترونيکي است که به دليل وسعت و گستردگي آن اين قسمت را در فصلي جداگانه (فصل دوم) مورد بررسي قرار خواهيم داد.

1-3-اهليت

از آنجا که براي صحت هر معامله شرايطي لازم است که متعاملين يا طرفين قرارداد مي بايست آنها را دارا بوده تا عقد يا قرارداد بر بنيان قانوني شکل گرفته و استحکام لازم را داشته باشد بر همين اساس قانونگذار در ماده 190 قانون مدني در چهار بند شرايط اساسي صحت معامله را برشمرد و در بند 2 ماده ي فوق الاشعار اهليت طرفين معامله را يکي از شرايط اساسي مذکور قلمداد نمود.

1-3-1- معنا و مفهوم لغوي

اهليت در لغت به معناي سزاواري ، شايستگي ، داشتن لياقت و صلاحيت ، اشتياق و قابليت آمده است6.

1-3-2- معنا و مفهوم اصطلاحي

اهليت بطور مطلق عبارتست از توانايي قانوني شخص براي دارا شدن يا اجراي حق ، توانايي قانوني براي دارا شدن حق ، اهليت تمتع و توانايي قانوني براي اجراي حق اهليت استيفاء ناميده مي شود7.

1-3-2-1- اهليت تمتع

الف) معناي لغوي
تمتع اسم مصدر است و در لغت به معني برخورداري گرفتن آمده8 .

ب) معناي اصطلاحي
اصولا هر شخصي داراي اهليت تمتع است و مي تواند صاحب حق باشد حتي صغار و مجانين مي توانند طرف حق واقع گردند مثلا صغير يا مجنون مي تواند مالک يا طلبکار باشد9 .
چنانکه قانونگذار در مادهي 956 قانون مدني مي گويد اهليت براي دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام مي شود.

1-3-2-2- اهليت استيفاء

الف) تعريف لغوي استيفاء
استيفاء در لغت عبارت است از تمام باز ستد
ن ،تمام چيزي را خواستن10 ، استيفاء استفاده کردن از کار يا مال ديگري با رضاي او مي باشد که در قانون مدني بعنوان يکي از اسباب ضمان قهري آمده است11
ب) تعريف اصطلاحي
اهليت استيفاء يا اهليت بهره وري از حق در برابر اهليت تمتع يا اهليت دارا شدن حق آمده و بمعناي اعمال حقوقي است که يک شخص دارا است12. اهليت استيفاء يا قدرت اعمال حق، و آن قابليتي است براي آنکه شخصي بتواند حق خود را استيفاء نمايد ، چنانکه بتواند در اموال و حقوق خود تصرف نمايد و يکي از معاملات و عقود را منعقد سازد.
براي آنکه انسان بتواند حق خود را استيفاء نمايد داشتن حق تمتع کافي نمي باشد اين است که قانون مدني در قسمت اخير ماده 958 مي گويد”…….هيچ کس نمي تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اينکه براي اين امر اهليت قانوني داشته باشد”
آنچه در ماده 190 قانون مدني ايران مد نظر است همين اهليت استيفا است.
ج) اهليت به طور کلي
طرفين معامله بايد اهليت انجام معامله را داشته باشند. اهليت صفت کسي است که مجنون سفيه و ورشکسته نباشد.وکلا يا جزا از حقوق مربوطه محروم نباشد( مواد 212 و1297 قانون مدني ايران). نکته اي که در اينجا مطرح مي شود اين است که چگونه مي توان هويت طرف مقابل قرارداد را احراز نمود؟ آنچه مسلم است بايد از زيرساخت ها و ضوابط تکنولوژي موجود در اين خصوص استفاده ي دقيق تري شود.

بررسي تطبيقي
يکي ازشرايط اساسي صحت معامله درهمه ي سيستم هاي حقوقي احرازاهليت قراردادي طرفين است13.عدم اهليت دراشخاص حقيقي درحالت کلي مي تواندبه دو دليل باشد: صغر سن و اختلالات عقلي و رواني و در اشخاص حقوقي به دليل اقدام خارج از اختيارات. ماده 210 قانون مدني ايران در اين باره بيان مي کند: “متعاملين بايد براي معامله اهليت داشته باشند”.اهل بودن نيزبه اين است که طرفين عاقل بالغ و رشيد باشند. در حقوق آمريکا نيز صغارمجانين وافراد مست فاقد اهليت شمرده مي شوند.وقراردادهاي مربوط به اين افراد به ترتيب زير بررسي مي شوند.

1)صغير

قوانين همه کشور هاصغير را فاقد اهليت مي شمارند. ولي سن مقرر براي تشخيص در کشور هاي مختلف متفاوت است. در قانون مدني ايران بر اساس ماده (1210) 15 سال براي پسر و 9 سال براي دختر به عنوان سن بلوغ در نظر گرفته شده است. خود صغير نيز به دوگروه مميز و غير مميز تقسيم شده است. بر اساس قانون ايران عقدي را که صغير غير مميز مي بندد به دليل فقدان قصد باطل است. اما عقود منعقد شده توسط صغير مميز غير نافذ است ونياز به تنفيذ ولي يا قيم دارد.
در حقوق آمريکا قبلا صغيربه افراد زير21 سال اطلاق مي شد14. اما با تدوين قوانين جديد در سال 1970 در بيشتر ايالات صغير به افراد زير 18 سال اطلاق مي شود. قاعده ي کلي اين است که قراردادهاي صغير به اراده ي او قابل فسخ است. فسخ قرارداد مي تواند در زمان صغير بودن صورت گيرد. اما تنفيذ آن فقط در زمان بلوغ امکان پذير است.اگر صغيري درمقام خواهان بخواهدقراردادي رافسخ کنداگر از آن قرارداد سودي به دست آورده باشد در مقابل آن مسئول است. و اگر در مقام خوانده باشد به استناد صغير بودن مسول منافع به دست آمده نيست. و تنها بايد بهاي ضروريات و کالاهاي موجود را بپردازد15. قرارداد براي ضروريات خواه براي خودوخواه براي خانواده اش اگرمتاهل باشد،در قالب شب

مشارکت مردم، کارشناسان آموزش، آزمون و خطا

ي نيستند و اصولآ کارهاي علمي آزمايشگاهي و تحقيقاتي جايگاه بسيار اندک در موضوعات درسي دارد
2- شيوه ها و روشهاي تدريس: اصولآ نظام آموزشي غير هدفمند که هماره شيوه هاي تدريس سنتي را سر لوحه کار خود قرار دهد معلم نقش محوري را در کلاس درس ايفا ميکند و بيشتر مبتني بر سخنراني و استفاده از مهارت هاي کلامي است و اين عامل سبب مي شود دانش آموزان در فرايند تدريس و يادگيري و ايفاي يک نقش فعال فرصت مشارکت کمتري را پيدا کنند. دانش آموزان در اين نوع سيستم صرفآ مطالب را حفظ مي کنند و امتحان مي دهند و مجالي براي بروز استعدادها ي خلاق نمي يابد و به تدريج تحرک و پويايي خود را از دست مي دهد.
3- تغيير مديران و اعمال سليقه در نظام آموزشي: يکي از معضلاتي که امروزه دامنگيرآموزش و پرورش بوده اين است که اغلب برنامه ها و تصميمات اتخاذ شده با تغيير مديران دستخوش تغيير و تحول ميشود و بعضا نگاههاي سليقه اي و صدور بخشنامه ها و آيين نامه هاي متعدد و گرفتاري در وادي سلايق شخصي و تن دادن به آزمون و خطا ضربات جبران ناپذيري را بر پيکره نظام آموزشي وارد کرد.
4- عدم هماهنگي با تکنولو‍‍‍ژي روز دنيا: از آنجايي که جهان امروز به انفجار دانش و اطلاعات روز رسيده و با توجه به اينکه در قرن ?? زندگي مي کنيم و با دنيايي مدرن کامپيوتر، ماهواره، اينترنت روبرو هستيم.
5- متاسفانه تنها ابزار آموزشي ما در بسياري از مدارس (گچ و تخته) مي باشد و هنوز سيستم آموزشي ما نتوانسته با دنيايي تکنولوژي وفق پيدا کند يا به عبارتي ديگر نظام آموزشي ايران با دنياي مدرنيته امروز هماهنگ نيست.
6- بي توجهي به نقش معلم: بي توجهي به نقش معلم در تحول آموزش و پرورش يکي از دلايل عقيم ماندن تحول نظام آموزشي است. مادامي که سه چالش اساسي مانند پائين بودن شآن و مقام معلم در جامعه، پايين بودن سطح دانش و مهارت حرفه اي و پايين بودن سطح حقوق و مزاياي معلمي وجود داشته باشد نميتوانيم تحول بنيادي را در آموزش و پرورش ايجاد کنيم زيرا تحول را بايد از معلمان شروع کرد و بي توجهي به اين امر باعث شده که بحث چند شغله بودن معلمان مطرح گردد.
7- مديريت متمرکز در آموزش و پرورش از چالش هاي فرآروي ساختار آموزش و پرورش کشورمان مديريت متمرکز در اين سيستم مي باشد. سازمانهاي متمرکز آموزشي همواره به خاطر کندي در انجام کارها، بي توجهي يا کم توجهي به نيازها و فرهنگ منطقه اي و تلاش و تثبيت وضعيت موجود نمي توانند تحولي نو در سراسر کشور ايجاد کنند.
کليه تصميمات، خط مشي هاو برنامه ريزي هاي سازمان در يک جا اتخاذ و تنظيم مي گردد و سپس جهت اجرا به استانها و مناطق ابلاغ مي شود و مديريت هاي مناطق به خصوص مدارس در واقع گردانندگان صرف بخشنامه ها و آيين نامه هايي هستند که خود قادر به اضافه کردن يک سطر از آن را ندارند.
8- توجه و نگاه کلي به کميت ها در آموزش و پرورش آنقدر به حاشيه هاي سرگرم کننده از قبيل نوسازي و تجهيز مدارس، معيشت، مسکن، حقوق معلمان و به طور خلاصه خود را درگير مسايل کمي کرده است که از پرداختن به موضوع اصلي که همانا فرآيند صحيح تعليم و تربيت است دور مانده.
9- کمرنگ بودن مشارکت مردم در مباحث آموزش و پرورش: مشارکت مردم در انجمن اوليا و مربيان در حد بسيار پاييني است و در بسياري از خانواده ها گاهي ديده شده که به اين انجمن با نگاه ديگري مي نگرند.
10- بررسي صلاحيت مديران و کارشناسان آموزش و پرورش: در حال حاضر افرادي که حتي در حوزه تخصصي خود نمي توانند کار کنند از طريق مجاري سياسي، مديريت آموزش و پرورش را به عهده مي گيرند و در بعضي موارد تصميماتي از سوي اين افراد اتخاذ مي شود که به صلاح آموزش و پرورش و نظام آموزشي نيست. از يک طرف عدم توفيق در مشارکت پذيري و تعامل با بيش از يک ميليون نيروي کارشناس و تحصيل کرده و عدم توانايي در استفاده بهينه از آنان و از طرفي ديگر نبود کارشناس متخصص تعليم و تربيت به معناي واقعي از چالش هاي فرا روي آموزش و پرورش در اين زمينه مي باشد .

2-13- گزينه هاي پيش روي مديران جهت ايجاد تحول
جهت هر تحولي سه گزينه اساسي پيش روي مديران قرار دارد كه عبارتند از:
1- اصالت دادن به ذهنيت و تطبيق کارکرد سامانه با ساخت اوليه و رسمي.
2- اصالت دادن به عينيت و کارکرد فعلي و تعديل ذهنيت از طريق مراجع رسمي.
3- تطبيق ذهنيت با عينيت سامانه، از طريق حفظ ذهنيت سامانه به عنوان آرمان و کمال مطلوب و پيش گرفتن راه اصولي براي رسيدن به نقطه آرماني يعني اصلاح ذهنيت دور از دسترس و عينيت بيگانه با ذهنيت و اجتناب از تغييرات آني و آماده کردن پيش زمينه هاي تغيير و تحول.
در هر صورت براي استقرار نظامي جديد سه راه عملي در اختيار است:
1- براي رفع نياز، از نظام هاي موجود کنوني به صورتي کامل الگو گرفت.
2- بدون توجه به نظام هاي موجود، نظامي کاملا جديد به وجود آورد.
3- نظام هاي کنوني را مورد بررسي قرار داده و با شناخت نقاط قوت وضعف آنها، با تغيير در نقاط ضعف و تاکيد بر نقاط قوت، نظامي همخوان و همساز با نياز پديد آمده به وجود آورد.
نکته قابل تامل آن است که برنامه هاي تدوين شده در جهت ايجاد تحول، بر حول هشت گام اصلي تحول پي ريزي شده است، يعني کار با ايجاد فوريت و ضرورت آغاز و با تشکيل تيم راهنما و ترسيم دورنما و چشم انداز ادامه، و با رساندن پيام تحول به ديگران و کنار زدن موانع اجرايي به نقطه عطف خود رسيده و با کسب پيروزي هاي کوچک و
سريع تا رسيدن به هدف نهايي و فرهنگ سازي ادامه مي يابد. گاهي نگاه به کارنامه آموزش و پرورش بيانگر آن است که متوليان آن در دوره هاي گوناگون بعنوان عاملين تحول، تغييرات متعددي را در حيطه هاي گوناگون از جمله: نظام آموزشي، کتب درسي، نظام ارزشيابي، شيوه هاي تدريس، سيستم مديريت و … را در دستور کار خود داشته و به اجراي آن اهتمام ورزيده اند، ليکن اين تغييرات يا به نتايج پيش بيني شده دست نيافته و يا عميق و تاثيرگذار نبوده و صرفا موجب تغييرات روبنايي در نظام آموزشي شده است. در واقع امروز آنچه دست اندرکاران آموزش و پرورش را به چالش کشيده اين نکته است که چرا اين برنامه ها نتوانسته موجب نوآوري، پيشرفت و تحول سيستم آموزشي شود.

2-14- بسترهاي قابل تحول در آموزش و پرورش
بسترهاي قابل تحول در آموزش و پرورش را مي‌توان تحت عناوين زير بيان نمود. (رمضان زاده دارايي،1386)
الف) ساختار و تشكيلات دروني آموزش و پرورش.
ب) دستگاهها و سازمان‌ها و مراكز موثر بيروني.‌
الف) ساختار و تشكيلات دروني:‌
حوزه دروني آموزش و پرورش بايد بيشترين تغييرات را دربربگيرد و اصولاً اين بخش، هدف اصلي در ايجاد تغييرات است، كه خود از دو قسمت اداري و آموزشي تشكيل شده است.‌
بخش اداري ساختار تعليم و تربيت: به آن بخش از كار ستادي گفته مي‌شود كه در مقام تصميم‌گيريها و برنامه‌ريزيها و ايجاد هماهنگي در مورد آموزش بهتر در واحدهاي آموزشي قرار دارد. يعني هر تصميمي كه در اين بخش گرفته مي‌شود به طور طبيعي بايد در مدارس و در كلاسهاي درس نمود پيدا كند.‌ لذا در ايجاد تحول اداري در اين وزارتخانه، بايد اين باور ايجاد شود كه، اداره و كارستادي مكمل و ادامه كار آموزشي است، نه انجام امور صرفاً دستوري و بخشنامه‌اي. يعني در تدوين برنامه‌ها و تعيين اهداف توسط اين بخش، بايد معلمان و ديگر افراد ذينفع نيز، بكار گرفته شوند تا آنها در اين زمينه احساس بيگانگي نكنند، چرا كه هر تصميمي، بايد توسط آنها اجرا شود و به همين خاطر، بايد با واقعيت‌هاي كلاسهاي درس منطبق بوده و به اصطلاح در خط مقدم تعليم و تربيت يعني سر كلاسها و ارتباط معلم و دانش‌آموز جواب بدهد، در غير اين صورت در حد يك تصميم باقي مي‌ماند و منتج به نتيجه نخواهد شد.
لذا، نهادينه شدن اين فكر ضروري است كه، بخش اداري بايد در خدمت معلم باشد، همانطوري كه معلم در خدمت دانش‌آموز است. متاسفانه در برخي موارد، نبود هماهنگي ميان اين دو بخش، كارها را با مشكل مواجه كرده است.‌
در آموزش و پرورش، هدف نخست، دانش‌آموز است و معلم و سيستم اداري با تمام امكانات بايد در خدمت او باشند. ولي متاسفانه (برخلاف آنچه شعار داده مي‌شود) در عمل برعكس است، چون ادارات ما آبادتر از مدارس است. وجود اين چنين فضايي، كار تعليم و تربيت را با موانع زيادي روبرو مي‌كند. بنابراين در تغييرات بنيادي آموزش و پرورش، بايد مدرسه محوري، مورد توجه جدي قرار بگيرد.‌
بخش آموزشي نظام تعليم و تربيت: به آن بخش از بدنه آموزش و پرورش گفته مي‌شود كه، هدف اصلي تعليم و تربيت را در برمي‌گيرد، اين بخش تحت دو عنوان كلي و با نظارت مديريت واحدهاي آموزشي، در مدارس فعاليت مي‌كنند. يكي تدريس علوم تخصصي و ديگري انجام امور تربيتي است،‌ گرچه هدف هر دو، تعليم و تربيت است،‌ ولي در برخي موارد عملاً مشاهده مي‌شود كه با هدف انجام بهتر يكي از آنها، به ديگري بي‌توجهي مي‌شود. و اين بي‌توجهي براي امور تربيتي نمود بيشتري دارد. و شايد يكي از دلايلي كه بعد از چندين سال از تاسيس آن، هنوز نتوانسته است جايگاه واقعي خود را پيدا كند، به همين خاطر باشد، و حتي در برهه‌اي از زمان، اين بخش از آموزش، از تشكيلات آموزشي كشور، حذف شده بود.‌ وضعيت در زمينه تدريس علوم تخصصي هم خيلي بهتر از آن نيست. چون متعلمان ما يك سري مطالبي را حفظ مي‌كنند كه بعد از خروج از مدرسه و اتمام امتحانات، آنها را فراموش مي‌كنند، و يا حداكثر اگر اين مطالب را به خاطر بسپارند كاربرد عملي ندارد و در بيرون نيز مصداقي براي آن پيدا نمي‌كنند. در نتيجه، وضع خروجي‌هاي آموزش و پرورش، رضايت‌بخش نيست، چون، فارغ‌التحصيلان آن، نه تربيت را به معناي واقعي آن مي‌آموزند و نه علوم تخصصي را آنطور كه بايد فرا مي‌گيرند.
البته مشكلات مربوط به امور تربيتي، در مدارس ما،‌ نسبتاً نمود بيشتري دارد. در اين خصوص به نظر مي‌رسد كه بايد براي اهداف و راهكارهاي تربيتي واحدهاي آموزشي، تعريف دقيق‌تري بعمل آيد و مربيان نيز، آموزش لازم را بصورت مستمر و به روز شده ببينند. حقيقت اين است كه، وضعيت كنوني ايران و شرايط حاكم بر جهان، باعث شده است تا دامنه مسائل تربيتي بسيار گسترده و پيچيده باشد. و از طرفي، مربيان نيز توان لازم را هم به لحاظ ابزاري و هم به لحاظ نظري ندارند. لذا ما نبايد توقع خارج از توان داشته باشيم.‌ بنابراين براي ايجاد پويايي هرچه بيشتر تعليم و تربيت، در تحول بنيادي موردنظر، بايد بدانيم كه به معلمان چه چيز داده‌ايم و چه چيزي از آنها توقع داريم.
در وضعيتي كه اهداف گنگ و نامشخص است و معلم هم توانمند نيست و يا او را توانمند نكرده‌اند و معيارهاي سنجش از كار معلم نيز، نارساست، چگونه مي‌توان انتظار تحول بنيادين داشت.
غير از نقش تعيين‌كننده معلمان و مربيان در كيفيت بخشي به آموزش و تعليم و تربيت، يكي ديگر از مهمترين عوامل اثرگذار در آموزش و پرورش، مديريت واحدهاي آموزشي ا
ست، مديران مدارس در اين زمينه اثرگذاري زيادي دارند، به همين خاطر، در تحول بنيادي تعليم و تربيت، بايد مدرسه محوري مورد توجه قرار گيرد و در انتخاب اين مديران نيز دقت شود. در اين خصوص، لازم است تا با ايجاد انگيزه قوي، توانمندترين افراد وارد عرصه مديريت مدارس شوند، در وضعيت فعلي، استقبال افراد توانمند براي قبول اين مسئوليت، پايين است.
بعضاً مشاهده مي‌شود كه افرادي براي تبديل شدن از دوره ابتدايي به دوره راهنمايي يا دبيرستان، ملزم مي‌شوند اول پست مديريت يا معاونت يكي از اين دوره‌ها را قبول كنند تا زمينه براي جذب آنها در اين دوره‌ها فراهم شود. به همين خاطر ممكن است، توانايي لازم را براي اين منظور نداشته باشند.
لذا در تحول بنيادي ضروري است تا با ايجاد انگيزه، مديران مدارس از ميان باسابقه‌ترين و خوش‌نام‌ترين افراد و توسط خود همكاران در همان واحد آموزشي، انتخاب شوند. اين افراد بايد از دارندگان بالاترين مدرك تحصيلي نيز باشند و از همه مهمتر در همان دوره تحصيلي چندين سال كلاس‌داري كرده باشند و به زيروبم‌ها و شيوه‌هاي كلاس داري نيز آشنايي كافي داشته باشند، به عبارتي ديگر، رانده شده كلاس و فراري از آن نباشد. زيرا مدير مدرسه قبل از هر چيز بايد خودش را در درجه اول يك معلم بداند و از رفتن به كلاس واهمه نداشته باشد.
به مديران مدارس اختيارات لازمه داده شود، بعضاً مشاهده مي‌شد كه مديران، اظهار مي‌دارند براي انجام فلان كار مفيد آموزشي، وجود بخشنامه دست ما را بسته است. در اين ارتباط بجا خواهد بود كه، اهداف كلي تعليم و تربيت در واحدهاي آموزشي، تعيين شده و انجام بسياري از كارهاي جزيي، به مدارس تفويض شود، نه اينكه در هر شرايطي اداره حق وتو داشته باشد و دائماً نيز امر و نهي بكند. بنابراين ايجاد انگيزه و در نظر گرفتن اختيارات، براي مديران مدارس مي‌تواند از اهداف اساسي تحول نظام تعليم و تربيت در واحدهاي آموزشي باشد، كه به نظر مي‌رسد در مدرسه محوري نمود پيدا كند. در حالت مدرسه محوري، بايد دست دبيران متخصص و توانمند نيز در امر تعليم و تربيت باز باشد، تا آنها در چارچوب اهداف مشخص شده آموزشي، راهكارهاي مورد نظر خودشان را متناسب با فرد فرد دانش‌آموزان و نيز متناسب با هر كلاس و مدرسه بكار بگيرند، چرا كه نمي‌شود يك نسخه را براي همه دانش‌آموزان و در همه كلاس‌هاي مناطق مختلف، به صورت يكسان به كار گرفت.

با بررسي و مطالعات انجام شده مي توان اين نتيجه را گرفت که آموزش و پرورش کنوني براي اينکه از دانش و تکنولوژي که به سرعت در حال رشد است عقب نماند نيازمند تحول مي باشد و اين تحول با تکيه بر نوآوري و مشارکت و استفاده از نيروهاي فکري و کارآمد و زبده امکان پذير است و آموزش و پرورش کشور ما نيز در اين خصوص گام هايي را برداشته است و براي موفقيت در اين زمينه مساعدت و تلاش همه را مي طلبد (رون، 1385).
امروزه تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند؛ چه، توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند. فناوري هاي جديد، بويژه فناوري هاي مربوط به عرصه اطلاعات و ارتباطات زمينه تحولات سريع و غيرقابل برگشتي را در جهان فراهم آورده است.
اين تجمع و تعامل موجد ظهور و تجديد حيات زبان ها و فرهنگ هايي شده كه به

سابقه خدمت، بازنشستگان، مواد مخدر

ران با رضايت شغلي معلمان

1-6- پرسش تحقيق
آيا بين دانش مديريتي مديران و رضايت شغلي معلمين شهرستان تنگستان رابطه اي وجود دارد.

2-1- مدير
به فردي اطلاق مي شود که از سوي آموزش و پرورش منطقه جهت تصدي پست مديريت به مدت يکسال تحصيلي انتخاب شده و زير نظر اداره مطبوع و با رعايت دستور العمل هاي صادره به انجام فعاليت ها همت ميگمارد.

2-2- تعريف عملياتي
مدير آموزشي فردي که فرآيندي اجتماعي را با بکار گيري مهارتهاي علمي، فني و هنري کليه نيروهاي انساني و مادي را سازماندهي و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمينه هاي انگيزش و رشد با تامين نيازهاي منطقي فردي وگروهي معلمان، دانش آموزان و کارکنان بطور صرفه جويانه به هدف هاي تعليم و تربيت برسد.

2-3- رضايت شغلي
محققان رضايت شغلي را از ديدگاه‌هاي گوناگوني تعريف كرده‌اند. گروهي رضايت شغلي را براساس نوع عامل رواني تعريف كرده و آن را نوعي سازگاري عاطفي با شغل و شرايط اشتغال مي‌انگارند. يعني اگر شغل موردنظر لذت مطلوب را براي فرد تأمين نمايد در اين حالت فرد از شغلش راضي است.
کشورهاي پيشرفته صنعتي جهان هزينه هاي گسترده اي را به منظور بررسي تغييرات سالانه رضايت شغلي کارکنان پرداخت مي کنند. پرداخت چنين هزينه هايي توسط کشورهاي مذکور نشان مي دهد که رضايت شغلي موضوع بسيار با اهميتي که متاسفانه در کشور ما خيلي هم مورد توجه نگرفته است.
رضايت شغلي مثل بسياري از متغير هاي ديگر، پديده اي است که در اثر عوامل گوناگون شکل مي گيرد و خود نيز بر عوامل گوناگون تاثير دارد. از يک رضايت شغلي يک متغير مستقل است که بر متغيرهاي وابسته اي چون بازدهي، غيبت، جابجايي، ترک خدمت، رفتار فرد در جامعه، رفتار فرد در خانواده و تا حدودي در نگرش فرد نسبت به محيط هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و غيره تاثير دارد. از سوي ديگر رضايت شغلي متغيري وابسته است که تحت تاثير متغيرهاي مستقلي چون حقوق و مزايا، رابطه با همکاران و سرپرستان، امنيت شغلي و نوع کار قرار دارد. به علاوه رضايت شغلي متاثر از متغيرهاي تعديل کننده مثل سن، سطح تحصيل، جنسيت، سابقه خدمت و رده شغلي است. امروزه رضايت شغلي به طور ويژه اي مورد عنايت روز افزون پژوهشگران قرار دارد و هزاران تحقيق در مورد ابعاد گوناگون آن انجام شده است. بهره وري مدرن شامل دستيابي به برونداد با کيفيت کار و عوامل: جلب، وثيقه و حسن انجام کار، آسايش، موفقيت هاي مالي و رضايت شغلي کارکنان است. تمام رفتار هاي آدمي حاصل حاصل از تلاش و زحمت است. همين واقعيت روشنگر آن است که چرا مطالعه شغل و رضايت شغلي يکي از مهمترين حوزه روانشناسي مديريت را تشکيل ميدهد. بدون اطلاع از برخي اصول اساسي روانشناسي، درک رفتار آدميان دشوار است. فهم کامل تر از جريان مشاغل به ما امکان مي دهد که پرسش هايي در زمينه موثرترين شيوه کاراي و مشاغل پاسخ بگوييم.

همانطوري که ميدانيم عوامل متعددي وجود دارد که بشريت را به خطرمواجه مي سازد و يا انسان را به تلاش و اميدارد تا به مقابله و مجادله مشکلات بخاطر يک زندگي مرفع گام برداد، انتخاب شغل و آمادگي براي اشتغال از مهمترين تکاليف رشد در زندگي بشر است که نوجوانان و آينده سازان کشور بايد مطابق سليقه وعلاقه مندي خودشغل انتخاب کند چون جوانان وآينده سازان بشتر در جوامع مختلف و خصوصاً در جامه صنعتي با مشکلات مشاغل مواجه است.
در مقابل چنانچه شغل مورد نظر رضايت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در اين حالت فرد شروع به مذمت شغل نموده و درصدد تغيير آن برمي‌آيد.
هاپاك استاد تعليم و تربيت دانشگاه نيويورك، رضايت شغلي را مفهومي پيچيده و چند بعدي مي‌داند و اين مفهوم را با عوامل رواني، جسماني و اجتماعي مرتبط مي‌كند و تأكيد مي‌كند تنها يك عامل موجب رضايت شغل نمي‌شود، بلكه تركيبي از مجموعه عوامل گوناگون سبب مي‌شود كه فرد شاغل در لحظه معيني از شغلش احساس رضايت نمايد و از آن لذت ببرد.
گروهي ديگر از محققان عوامل مختلفي از قبيل ميزان درآمد، ارزش اجتماعي شغل، شرايط محيط كار و فرآورده‌هاي آن را به عنوان عوامل احساس رضايت از شغل نام مي‌برند. (عبدالله شفيع‌آبادي، 1367)
صاحب نظران معتقدند که رضايت شغلي نوعي نگرش است و در تعريف آن ميگويند که رضايت شغلي عبارت است از نگرش کلي فرد نسبت به شغل مي باشد.
محققان رضايت شغلي را از ديدگاه‌هاي گوناگوني تعريف كرده‌اند. گروهي رضايت شغلي را براساس نوع عامل رواني تعريف كرده و آن را نوعي سازگاري عاطفي با شغل و شرايط اشتغال مي‌انگارند. يعني اگر شغل موردنظر لذت مطلوب را براي فرد تأمين نمايد در اين حالت فرد از شغلش راضي است.
در مقابل چنانچه شغل مورد نظر رضايت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در اين حالت فرد شروع به مذمت شغل نموده و درصدد تغيير آن برمي‌آيد. هاپاك استاد تعليم و تربيت دانشگاه نيويورك، رضايت شغلي را مفهومي پيچيده و چند بعدي مي‌داند و اين مفهوم را با عوامل رواني، جسماني و اجتماعي مرتبط مي‌كند و تأكيد مي‌كند تنها يك عامل موجب رضايت شغل نمي‌شود، بلكه تركيبي از مجموعه عوامل گوناگون سبب مي‌شود كه فرد شاغل در لحظه معيني از شغلش احساس رضايت نمايد و از آن لذت ببرد.
گروهي ديگر از محققان عوامل مختلفي از قبيل ميزان درآمد
، ارزش اجتماعي شغل، شرايط محيط كار و فرآورده‌هاي آن را به عنوان عوامل احساس رضايت از شغل نام مي‌برند. (عبدالله شفيع‌آبادي، 1367، ص 52).

2-3-1- اهميت رضايت شغلي معلمان
مديران دست كم بايد به سه دليل به رضايت شغلي افراد و اعضاي سازمان اهميت بدهند:
1. مدارك زيادي در دست است كه افراد ناراضي سازمان را ترك مي‌كنند و بيشتر استعفا مي‌دهند. اما افراد راضي كمتر در كار غيبت مي‌كنند و كارشان را منظم و دقيق انجام مي‌دهند.
2. ثابت شده است كاركنان راضي از سلامت بهتري برخوردارند و بيشتر عمر مي‌كنند. افراد ناراضي مستعد انواع بيماريها از سردرد تا بيماريهاي قلبي هستند.
3. رضايت شغلي از كار پديده‌اي است كه از مرز سازمان و شركت فراتر مي‌رود و اثرات آن در زندگي خصوصي فرد و خارج از سازمان مشاهده مي‌شود.
كارمند راضي، شادابي را از سازمان به خانه و جامعه منتقل مي‌كند. بنابراين مي‌توان با توجه به مسئوليت هاي اجتماعي و مقدار پولي كه در سايه وجود رضايت شغلي نصيب جامعه خواهد شد، از اين پديده دفاع كرد. (نادر فروتن، 1379، ص 37)

2-3-2- عوامل مؤثر بر رضايت شغلي معلمان
اصولاً عواملي كه در رضايت شغلي مؤثرند بسيار زياد است و نمي‌توان آنها را به يك يا چند عامل محدود كرد. انسان در كارهاي روزانه خود با افراد، مواد و تجهيزات سر و كار دارد كه هر يك به نوبه خود در رضايت يا عدم رضايت سهم بسزايي دارند.
در مطالعات و بررسي‌هاي انجام گرفته، اين اتفاق نظر ديده مي‌شود كه عواملي از قبيل حقوق و مزايا، امكانات رفاهي، همكاري و دوستي بين كاركنان، رابطه رؤسا با مرئوسين، اعتماد به هيئت رئيسه، تأمين نيازمنديهاي شغلي، شايستگي و صلاحيت مديران، كارآيي امور اداري، ارتباطات كافي و صحيح، پايگاه اجتماعي و شناسايي ارزش كاري، ثبات كار، روابط كاري، تطابق اهداف مشخص كاركنان با اهداف سازمان، شرايط و محيط كار، فرصت براي رشد و ترقي، خط مشي و نحوه اداره امور سازمان، نظم و انضباط در كار، ارتباط با همكاران، تأمين شغلي، كسب موفقيت در كار و قدرداني در مقابل انجام كار، در روحيه و رضايت شغلي كاركنان مؤثر هستند. (علي قرائي، 1378، ص26)

2-3-3- پيامدهاي رضايت شغلي
رضايت شغلي باعث مي‌شود بهره‌وري فرد افزايش يابد، فرد نسبت به سازمان متعهد شود، سلامت فيزيكي و ذهني فرد تضمين شود، روحيه فرد افزايش يابد، از زندگي راضي باشد مهارتهاي جديد شغلي را به سرعت فراگيرد. تحقيقات نشان مي‌دهد وقتي اعضاي سازمان از كار رضايت پيدا مي‌كنند، ميزان غيبت يا تأخير در كار و حتي ترك خدمت كاهش مي‌يابد. (اردشير عسگري، 1383، ص35)
به نظر مي‌رسد كه افت تحصيلي شديد دانش‌آموزان دوره راهنمايي كشور مي‌تواند يكي از پيامدهاي مرتبط با عدم رضايت شغلي معلمان اين دوره تلقي شود. به اعتقاد صاحب‌نظران رضايت از عوامل مهم سازگاري بوده و در بهبود كارآيي و عملكرد مؤثر است. (شريعت دلجو، 1374، ص143)
شواهد عيني ديگري وجود دارد كه رضايت شغلي بر سلامت جسماني و طول عمر كاركنان اثر مي‌گذارد. عدم رضايت شغلي مي‌تواند، علائم جسماني نظير خستگي، تنگي نفس، سردرد، كمي اشتها، سوءهاضمه و تهوع به دنبال داشته باشد. به طور جدي‌تر اين نارضايتي مي‌تواند منجر به امراضي نظير زخم دستگاه گوارش، تورم مفاصل، فشار خون، مصرف الكل و مواد مخدر، سكته‌هاي مغزي و حمله قلبي گردد.
همچنين نارضايتي شغلي منجر به مواردي چون، اضطراب، افسردگي، تنش، روابط فردي آسيب ديده، خشم از موضوعات كم اهميت، حساسيت‌هاي آزاردهنده، فراموشي، ناتواني در تصميم‌گيري و عدم تمركز حواس گردد. (ابوالقاسم جانقلي، 1380، ص37)
2-3-4- تأمين ايمني و امنيت معلمان
* تأمين مسكن براي معلمان با تخصيص وام هاي طويل المدت يا كمك به آنان در رهن يا اجاره مسكن.
* اختصاص كمك هاي نقدي و جنسي در دو نوبت از سال براي تأمين مخارج زندگي.
* فراهم كردن تسهيلات رفاهي بيشتر در زمينه درماني، با در نظر گرفتن كمك‌هاي ويژه در درمان و دارو، عمل جراحي به‌ويژه در موارد اضطراري مانند عمل جراحي و درمان.
* اختصاص روزي براي ياد و سپاس معلمان گذشته (بازنشستگان) به منظور بزرگداشت معلم و حرفه معلمي.

2-3-5- حرمت و منزلت معلمان
يافته‌هاي پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه معيار ارزش ها در جامعه تغيير كرده است، بدين معني علم و حرمت كم‌رنگ و معيارهاي ديگري جايگزين ارزش هاي حرمت، منزلت و شخصيت معلمان شده است.
بي‌توجهي به شأن و منزلت حرفه معلمي، منجر به واكنش‌هايي مانند حقارت، ضعف، درماندگي، دلسردي، يأس و نااميدي خواهد شد و رفتار جبراني به دنبال دارد. بازتاب اين روحيه تربيت نسلي درمانده و نااميد خواهد بود، بنابراين لزوم توجه به شأن و مقام معلمي ضرورت دارد و يكي از قدم‌هاي مؤثر در اين راه گماشتن مديران شايسته، مسئول، متعهد و متخصص در رأس امور است.

در اين‌خصوص برخي راهبردهاي عملي مي‌تواند اقدامات زير باشد:
* احترام و حرمت به معلمان و فرهنگيان براساس لياقت، شايستگي و كفايت آنان
* ارضاي تمايل به موفقيت، كفايت و شايستگي معلمان در محيط كار با رو كردن محيط كار و تأمين استقلال و آزادي آنان
* تغيير در انتخاب و گزينش معلمان و مديران، انتخاب افراد لايق و با استعداد و توانا در كادر آموزشي و مديريت
* احترام به معلم و ايجاد فرهنگ حرمت و بزرگداشت معلم، در معلمان و دانش‌آموزان ضرورت حرمت
و احترام به معلم به واقعيت نمي‌پيوندد، مگر با آموزش احترام و حرمت واقعي و استحقاقي انسانها به يكديگر (شرعت دلجو، 1374، ص، 114).
* بزرگداشت مقام معلم و زحمات او در جامعه، نه در يك روز بلكه همه روزه و هر زمان
* ارزش گذاشتن به كفايت‌ها، آفرينندگي در محيط كار با حمايت‌هاي مادي و معنوي معلمان
با برقراري نظام سلامت شغلي در يك سازمان كارگران و كارمندان نهايتاً به سطح بالاتري از رضايت شغلي رسيده و خود را بيشتر متعلق به آن سازمان مي يابند. وقتي احساس كنند كه وجود آنها براي سازماني كه خدمت مي كنند مهم تلقي شده و سيستمي پوپا و جاري جهت حفظ سلامت آنها طراحي و راه اندازي گرديده است، آنها نيز اهداف خود را بيشتر هماهنگ و هم جهت با اهداف سازمان نموده و در جهت افزايش توليد تلاش مي كنند. و در نهايت طبق قوانين سازمان تامين اجتماعي، غرامات ناشي از حوادث و بيماري ها را سازمان تامين اجتماعي به كارگران پرداخت مي نمايد اما در صورت مقصر شناخته شدن كارفرما در ايجاد حادثه يا بيماري، مبلغ پرداخت شده از كارفرما استرداد مي شود.
بنابراين با پيشگيري و درمان به موقع آسيب ها و بيماري هاي شغلي از ميزان هزينه هاي درمان و غرامت هاي شغلي كاسته شده و از اتلاف مواد اوليه و وقت جلوگيري خواهد شد.
در منابع گوناگون، از رضايت شغلي تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است که در اين قسمت به چند نمونه از اين تعاريف اشاره مي‌کنيم:
با وقوع رکود اقتصادي در دهه‌هاي 1970 و 1980، بحث رضايت شغلي در سازمان‌ها مطرح شد اين زماني بود که اکثر کارمندان و کارگران با توجه به کسادي و رکود اقتصادي واقع شده از شغل خود ناراضي بودند. اين مسئله، توجه بيشتر مديران و سازمان‌هارا به بحث رضايت شغلي جلب کرد.
رضايت شغلي، عاملي مهم براي افزايش کارايي و نيز رضايت فردي در سازمان تلقي مي‌شود. مديران به شيوه‌هاي مختلف مترصد افزايش رضايت شغلي کارکنان خود هستند. محققان مختلف، تعاريف گوناگوني از رضايت شغلي ارائه داده‌اند:
“فيشر و هانا” (1939) رضايت شغلي را عاملي رواني قلمداد کرده و آن را به صورت نوعي سازگاري عاطفي با شغل و شرايط شغل تعريف مي‌کنند به اين معنا که اگر شغل، شرايطي مطلوب را براي فرد فراهم کند، فرد از شغلش رضايت خواهد داشت، اما اگر شغلي براي فرد رضايت و لذت مطلوب را فراهم نکند، فرد شروع به مذمت شغل کرده و در صورت امکان، شغل خود را ترک خواهد کرد.

“هاپاک” رضايت شغلي را مفهومي پيچيده و چند بعدي دانسته و آن را با عوامل رواني، جسماني و اجتماعي مرتبط کرده است به نظر او صرفاً وجود يک عامل، موجب رضايت شغلي فرد نخواهد شد. بلکه وجود ترکيبي از عوامل مختلف موجب خواهد شد که فرد در لحظه ي معيني از شغل خود احساس رضايت کند.
فرد با توجه به اهميتي که عوامل مختلف نظير: درآمد، جايگاه اجتماعي، شرايط محيط کار و … براي او دارند، ميزان معيني از رضايت شغلي دارا خواهد بود. رضايت شغلي، حدي از احساسات و نگرش‌هاي مثبت است که فرد نسبت به شغل خود دارد. وقتي شخصي مي‌گويد رضايت شغلي بالايي دارد، به اين مفهوم است که او واقعاً شغل خود را دوست دارد، احساسات خوبي درباره کارش دارد و براي شغلش ارزش زيادي قائل است. رضايت شغلي، عبارت است از رضايتي (به مفهوم لذت روحي ناشي از ارضاي نيازها و تمايلات و اميدها) که فرد از کار خود به دست مي‌آورد. رضايت شغلي، مجموعه اي از احساسات

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بیضیوار، (4-56)، نگارهی، متوسطگیری

آنجا که از 0 تا 1 تغییر میکند انتگرال روی آن مقدار را میدهد. بنابراین
(4-39)
یا
(4-40)

4-5-1 حجم گسترش یافته58
همانطور که در نگارهی 4-3 مشاهده میشود، بیضیوار A ثابت است و بیضیوار B حول A میچرخد به طوری که هر لحظه بیضیوار B سطح بیضیوار A را در یک نقطه قطع میکند.

نگارهی 4-3: بیضیوار دوار و حجم گسترش یافته

حجمی که به خاطر چرخش بیضیوار B حول A به مرکز حاصل میشود، حجم گسترش یافته نام دارد که در نگارهی 4-3 با خطچین نشان داده شده است.
بردار مرکز به سطح در جسم مرکب A+B به صورت زیر بیان میشود:
(4-41)
(4-42)
که و زاویههای مربوط به هستند. موازی (O_A k) ⃗ است که (O_A k) ⃗ عمود از مبدأ تا صفحهی مماسی در نقطهی (صفحهی کمکی بیضیوار گسترش یافته) است. بنابراین
(4-43) (4-44)
که تابع کمکی بیضیوار گسترش یافته است. طبق رابطهی (4-40) حجم بیضیوار گسترش یافته به صورت زیر به دست میآید.
(4-45)
با قرار دادن رابطهی (4-41) در رابطهی فوق داریم:
(4-46) از آنجا که میتوان نوشت
(4-47)
اگر از رابطهی فوق نسبت به و انتگرال بگیریم، از آنجا که انتگرال عبارت سمت چپ آن صفر میشود داریم:
(4-48)
با باز کردن رابطهی (4-46) و جایگزین کردن رابطهی فوق در آن به رابطهی زیر میرسیم.

(4-49)
با توجه به این که جسم محدب B در یک لحظه بدون حرکت فرض شده، گام بعدی متوسطگیری نسبت به همهی راستاهای جسم B است. وقتی در جملهی سمت راست رابطهی (4-49) نسبت به سمتگیری جسم B متوسطگیری شود، مقدار آن به و بستگی ندارد و با برابر است. سپس نسبت به سمتگیری جسم A متوسطگیری میکنیم و از آنجا که متوسط زاویهای همان شعاع متوسط است، داریم:
(4-50)

4-5-2 تابع کمکی بیضیوار
تابع توصیف کنندهی سطح یک مولکول بیضیوار، به صورت زیر بیان میشود.
(4-51)
که ، و سه نیم قطر بیضیوارند و مؤلفههای بردار مرکز به سطح بیضیوار هستند.
(4-52)
که بردارهای پایه هستند. با تعریف
(4-53) و و
بردار عمود بر سطح، ، میتواند به صورت زیر بیان شود.
(4-54)
که در آن
(4-55)
از طرف دیگر میتوان نوشت
(4-56)
که ضریب بهنجارش میباشد.
با ترکیب روابط (4-19)، (4-52) و (4-56)
(4-57)
را به دست میآوریم و با مقایسهی روابط (4-54) و (4-56) به رابطهی زیر میرسیم.
(4-58)
با ترکیب روابط (4-51) و (4-58) تابع کمکی بیضیوار به دست میآید.
(4-59) با معرفی پارامترهای مثبت غیر همگنی به صورت زیر
(4-60)

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع دینامیکی

به معادلهی کارناهان- استرلینگ دارند.
در سال 1992 میلادی، سولانا[50] معادلهی کارناهان- استرلینگ را بهبود داد و آن را برای به دست آوردن معادله حالت مایعات کرهی سخت در d بعد، تعمیم داد و دو عبارت جدید پیشنهاد کرد.
(2-37)
(2-38)
معادلهی(2-37) ضرایب ویریال را تامرتبهی چهارم و معادلهی(2-38) ضرایب را تا مرتبهی هفتم باز تولید میکند.
در سال 1994 میلادی، سنچز[16]، دو تقریب پد را به کار برد و دو معادلهی زیر را پیشنهاد داد.
(2-39)
(2-40)
در سال 1999 میلادی، ملیجواسکای و وورکا45[51]، معادلهی زیر را با استفاده از تقریب پد با هفت ضریب ویریال پیشنهاد دادند.
(2-41)
وانگ[52]، عبارت واندروالس- تونکس46 را پیشرفت داد و رابطهی مناسبتری به دست آورد.
(2-42)

فصل سوم
ضرایب ویریال مایعات با مولکولهای کروی

3-1 مقدمه
استفاده از بسط ویریال، روش مفیدی برای محاسبهی خواص حالات کپهای مواد میباشد. خواص ترمودینامیکی مواد را میتوان بر حسب سری توانی چگالی بسط داد که ضرایب بسط، ضرایب ویریال نامیده شدهاند. این ضرایب به دما و پتانسیل بین مولکولی بستگی دارند و محاسبهی تحلیلی تعدادی از آنها برای برهمکنشهای ساده و مولکولهای متقارن انجام شده است.
در این فصل، ابتدا به معرفی چگالی ذرهای و هنگردهای آماری میپردازیم، سپس ریاضیات تابعی و مختصری از نظریهی تابعی چگالی را بیان میکنیم و سپس ضرایب ویریال سیستم کروی را با استفاده از مفاهیم مکانیک آماری و جبر خطی به دست میآوریم. در آخر ارتباط این ضرایب را با تابع مایر بیان نموده و ضریب دوم ویریال کرهی سخت را محاسبه میکنیم.

3-2 مکانیک آماری سیستمهای کلاسیکی
در مبحث مکانیک آماری، از معادلات کلاسیکی حرکت در حل مسائل سیستمهای بس ذرهای استفاده کرده و خواص ماکروسکوپی سیستم را به کمک متوسطگیری از توابع متغیرهای میکروسکوپی در فضای و به دست میآوریم. برای سیستمهای ذرهای تعداد متغیرها میباشد. متوسطگیری میتواند زمانی یا متوسطگیری روی هنگردهای مختلف باشد.
هر نقطه در فضا- فاز و ، موقعیت سیستم را در هر زمان نمایش میدهد. برای متوسطگیری نیاز به تابع چگالی احتمال میباشد. چگالی احتمال تابعی است که توزیع نقاط فاز را در هنگرد معینی در فضا- فاز و در زمان معین به دست میدهد. احتمال یافتن سیستم در زمان در جزء حجم فضا- فاز به صورت زیر میباشد.
(3-1) تحول زمانی این احتمال از معادلهی لیویل تبعیت میکند[5]:

(3-2)
که براکت پواسون و هامیلتونی سیستم میباشد. در حالت تعادل ترمودینامیکی، خواص ترمودینامیکی و کمیتهای متوسط مستقل از زمان میباشد.

3-2-1 چگالیذرهای
مشاهدهپذیرهای فیزیکی، توابع سادهی تعریف شده روی فضای فاز سیستم هستند و مشاهدهپذیرهای یک ذرهای و دو ذرهای برای توصیف سیستمها از اهمیت زیادی برخوردارند. مقدار متوسط مشاهدهپذیرعبارت است از
(3-3)
که چگالی احتمال تعادلی است.
برای مشاهدهپذیر یک ذرهای داریم.

(3-4)
تابع زیر چگالی تکذرهای است.
(3-5)
و مشاهدهپذیر عبارت است از:
(3-6)
چگالی دو ذرهای عبارت است از:
(3-7)
و مشاهدهپذیر به صورت زیر در میآید.
(3-8)
چگالی ذرهای نیز به صورت زیر نوشته میشود.
(3-9)

3-2-2 هنگرد کانونی
یک هنگرد کانونی، مجموعهایاز سیستمهای مشخص شده با مقدارهایN (تعداد ذرات)، V (حجم سیستم
)و T (دمای سیستم در مقیاس کلوین) یکسان است. در این هنگرد سیستمها در تعادل گرمایی با یکدیگر
قرار دارند.
چگالی احتمال تعادلی برای یک سیستم از ذرات کروی مشابه در این هنگرد، به صورت زیر میباشد.
(3-10)
که h، ثابت پلانک، و ثابت بهنجارش ، تابع پارش کانونی است و به صورت زیر تعریف میشود.
(3-11)
از ترمودینامیک میدانیم که انرژی آزاد هلمهولتز به صورت زیر میباشد.
(3-12)
که آنتروپی و انرژی داخلی سیستم میباشد. ارتباط بین مکانیک آماری و ترمودینامیک با رابطهی زیر برقرار میشود.
(3-13)
با فرض اینکه هیچ میدان خارجی وجود نداشته باشد و سیستم همگن باشد، تغییر در انرژی داخلی ناشی از تغییرات کوچک در ، و است.
(3-14)
که ، پتانسیل شیمیایی است. از آنجا که ، و همه کمیتهای فزونور هستند،
(3-15)
میباشد و با در نظر گرفتن روابط (3-12) و (3-14) داریم:
(3-16)
اگر تابع شناخته شدهای از کمیتهای، و باشد، توابع ترمودینامیکی ، و میتوانند با مشتقگیریهای جزئی از به دست آیند.
(3-17)
(3-18)
(3-19)

با در نظر گرفتن رابطهی (3-13) و (3-18) به دست میآوریم.
(3-20)
در روابط قبل هامیلتونی سیستم است که شامل دو جملهی انرژی پتانسیل و جنبشی سیستم است و برای سیستم همگن
(3-21)
میباشد که انرژی پتانسیل سیستم و انرژی جنبشی سیستم است و
(3-22)
اگر جداپذیر باشد رابطهی (3-11) قابل محاسبه است و انتگرالگیری روی مؤلفههای تکانه ضریب را میدهد. در این صورت رابطهی (3-11) به صورت زیر بازنویسی میشود.
(3-23)
که طول موج حرارتی است.
(3-24)
و انتگرال پیکربندی است و به صورت زیر میباشد.
(3-25)
اگر ، آنگاه داریم:
(3-26)
بنابراین تابع پارش یک گاز ایدهآل یکنواخت به صورت زیر میباشد.
(3-27)
اگر انرژی آزاد هلمهولتز را به صورت زیر بنویسیم.
(3-28)
که سهم ایدهآل سیستم است که در آن برهمکنشهای بین ذرات را در نظر نگرفتهایم و انرژی سهم برهمکنشهای بین ذرات است و سهم اضافی سیستم نامیده میشود.
با این وجود
(3-29)
با در نظر گرفتن رابطهی (3-29) و رابطهی (3-19) داریم:
(3-30)
و به صورت زیر میباشد.
(3-31)
با توجه به روابط (3-23) و (3-27) داریم:
(3-32)
چگالی ذرهای این هنگرد به صورت زیر در میآید.
(3-33)

3-2-3 هنگرد کانونی بزرگ
در هنگرد کانونی بزرگ، سیستمها بسته نیستند به این معنی که تعداد ذرات و انرژی آنها ثابت نمیماند و سیستمها میتوانند با یکدیگر انرژی و ذره تبادل کنند. حالت ترمودینامیکی سیستم با ، و تعیین میشود.
، پتانسیل بزرگ، در این هنگرد به صورت زیر تعریف میشود.
(3-34)
با جایگزین کردن روابط (3-12) و(3-15) در رابطهی (3-34) داریم:
(3-35)
و شکل دیفرانسیلی پتانسیل بزرگ به صورت زیر میباشد.
(3-36)
با توجه به رابطهی (3-36)، توابع ترمودینامیکی ، و به صورت زیر به دست میآیند.
(3-37)
(3-38)
(3-39)
چگالی احتمال تعادلی در این هنگرد به صورت زیر میباشد.
(3-40)
که تابع پارش کانونی بزرگ است و به صورت زیر تعریف میشود.
(3-41)
که در آن، اکتیویته است و به صورت زیر تعریف میشود.
(3-42)
با توجه به روابط (3-30) و (3-42) به این نتیجه میرسیم که برای گاز ایدهآل یکنواخت
(3-43)
میباشد و بنابراین
(3-44)
ارتباط با مکانیک آماری با رابطهی زیر برقرار میشود.
(3-45)
در حالت گاز ایدهآل یکنواخت با در نظر گرفتن روابط (3-38) و (3-44) و (3-45) به رابطهی زیر میرسیم.
(3-46)
انرژی آزاد هلمهولتز یک کمیت فزونور است و میتواند به صورت زیر بیان شود.
(3-47)
که ، انرژی آزاد یک ذره است. با در نظر گرفتن روابط (3-19)، (3-47) و (3-18) روابط زیر به دست میآیند.
(3-48)
(3-49)
(3-50)
(3-51)
با توجه به روابط (3-49) و (3-51) داریم:
(3-52)
، میتواند ناشی از تغییر انرژی آزاد سیستم به دلیل اضافه شدن یک ذره به سیستم ذرهای باشد، بنابراین
(3-53)
که و انتگرالهای پیکربندی برای سیستمهای ذرهای و ذرهای میباشند.
چگالی ذرهای برای هنگرد کانونی بزرگ به صورت زیر در میآید.
(3-54)
(3-55)
(3-56)
برای سیستم همگن نیز به دست میآوریم:
(3-57)
که ، چگالی کپهای سیستم مایع میباشد.

3-3 ریاضیات تابعی
همانطور که یک تابع، نگاشتی از نقاط در یک فضای n بعدی، به یک نقطهی حقیقی یا مختلط است ()، تابعی هم بسطی از این تابع با توجه به مفاهیم بدیهی ریاضی میباشد. مثلاً برای یک تابعی
وابسته به یک تابع چگالی ، که در آن است، نیز نگاشتی از فضای بینهایت بعدی به یک عدد حقیقی یا مختلط است و فضای بینهایت بعدی شامل مقادیر در حوزهی تغییرات میباشد.
همانطور که برای تغییرات اندک تابع داریم:
(3-58)
که
(3-59)
حال برای تغییرات اندک تابعی نیز میتوان نوشت:
(3-60)
که در آن
(3-61)
بنابراین مشتق تابعی با استفاده از

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع محاسبهی، کروی، ذرهای، میتوانیم

رابطهی (3-60) و (3-61) به دست میآید. مشتق تابعی ، همان تغییرات تابعی در اثر تغییرات تابع در یک مقدار مشخصی از است. برای محاسبهی تغییرات تابعی ، با توجه به تغییر تابع نیاز به انتگرالگیری روی حوزهی میباشد. حال فرض کنیم که مشتق تابعی ، خود نیز یک تابعی است. در این صورت برای مشتق دوم تابعی داریم:
(3-62)
(3-63)
و به همین ترتیب برای مشتقات بالاتر عمل میکنیم. مشتق زنجیرهای تابعی ، به صورت زیر تعریف میشود.
(3-64)
و در نهایت بسط تیلور تابعیF به صورت زیر تعریف میشود.
(3-65)

3-4 نظریه تابعی چگالی کلاسیکی
انرژی پتانسیل بزرگ، ، برای مولکول ساده در پتانسیل خارجی به صورت زیر در میآید.
(3-66)
(3-67)
برای هر پتانسیل ، این معادله مقدار یکتایی برای به دست میدهد. بنابراین یک تابعی از پتانسیل خارجی میباشد. توابع و در ترمودینامیک متغیرهای مرتبط میباشند. بنابراین از معادلات (3-66) و (3-67)،به صورت تابعی چگالی تک ذرهای در میآید.
(3-68)
که مستقل از پتانسیل خارجی است. بسط تابعی چگالی حول چگالی مرجعتا مرتبهی دوم به نتیجهی زیر ختم میشود.

(3-69)

3-5 پتانسیل بزرگ و ضرایب ویریال
سری ویریال در فازهای غیر همگن هم به کار برده میشود و برای یک سیستم تک مؤلفهای به شکل زیر نوشته میشود[53].
(3-70)
که پتانسیل بزرگ، سهم غیر انتقالی انرژی آزاد هلمهولتز گاز ایدهآل است، به عبارت دیگر سهم دورانها، ارتعاشها و برانگیختگیهای الکترونی است. پتانسیل شیمیایی، طول موج حرارتی دوبروی و چگالی تک ذرهای است که در سیستمهای مولکولی کروی به موقعیت و در سیستمهای مولکولی غیر کروی هم به موقعیت و هم به جهتگیری بستگی دارد. به اختصار در سیستم مولکولی کروی موقعیت و در سیستم مولکولی غیر کروی موقعیت و جهتگیری ذرهی است.
ضریب به صورت زیر بیان میشود.
(3-71)
در رابطهی فوق ، امین ضریب ویریال برای ذره با جهتگیری و موقعیت ثابت است.

3-6 ضرایب ویریال کروی
در این بخش، با استفاده از مکانیک آماری و جبر خطی[54] روابطی را برای ضرایب ویریال سیستم کروی استخراج میکنیم.
تابع پارش کانونی بزرگ را میتوان به صورت زیر نوشت.
(3-72)
که در آن ، تابع پارش کانونی است و ،به صورت زیر است.
(3-73)
وقتی ، سیستم فقط یک حالت با دارد و بنابراین است. پس میتوانیم رابطهی (3-72) را به صورت زیر بنویسیم.
(3-74)
با مقایسهی دو رابطهی (3-35) و (3-45) به رابطهی زیر میرسیم.
(3-75)
تعداد متوسط مولکولها در سیستم با توجه به رابطهی (3-39) و (3-73) برابر است با
(3-76)
بنابراین فشار و چگالی را میتوان بر حسب نوشت. روش استاندارد برای حذف بین دو کمیت برای به دست آوردن سری توانی در حذف بعضی پارامترهای مناسب است. با دقت در روابط (3-75) و (3-76) بهترین پارامتر انتخابی، است چرا که خود یک سری توانی از است. حال یک اکتیویتهی جدید را متناسب با تعریف میکنیم؛ به این صورت که وقتی (یعنی به حالت ایدهآل نزدیک میشویم) میباشد.
با گرفتن حد در معادلهی (3-76) مییابیم که
(3-77)
که
(3-78)
میباشد. بنابراین زمانی که ، چگالی به سمت میرود. پس داریم:
(3-79)
و طبق این رابطه، رابطهی (3-74) را با این اکتیویتهی جدید بازنویسی میکنیم.
(3-80)
با مقایسهی این رابطه با رابطهی (3-41) به این نتیجه میرسیم که
(3-81)
که ، همان انتگرال پیکربندی است. با این وجود رابطهی (3-74) را بازنویسی میکنیم.
(3-82)
حال فرض میکنیم که فشار میتواند در توانهای اکتیویتهی جدید بسط داده شود.
(3-83)
میتوانیم ضرایب ناشناختهی را تعیین کنیم. برای این کار، با جایگذاری رابطهی (3-83) در و بسط دادن تابع نمایی و سپس جمع کردن توانهای مشابه و در نهایت با برابر قرار دادن ضرایب متناظر این بسط با ضرایب رابطهی (3-82)، ضرایب به دست میآید.

(3-84)
که ، ، و انتگرالهای پیکربندی برای سیستم یک ذرهای، دو ذرهای، سه ذرهای و چهار ذرهای میباشد. بنابراین میبینیم که مسئلهی ذرهای به یک سری مسئلهی چند جسمی کاهش یافت. اما این کافی نیست، چرا که بسط فشار را در توانهای چگالی میخواهیم نه توانهای (اکتیویته). اما نه تنها فشار را بر حسب اکتیویته داریم، بلکه میتوان آن را بر حسب چگالی هم نوشت. این گفته از مق
ایسهی روابط (3-75) و (3-76) آشکار میشود، چرا که فشار و چگالی از طریق با هم مرتبط هستند. بنابراین میتوانیم بنویسیم:
(3-85)
پس داریم:
(3-86)
حال هر دوی و را به صورت سری توانی از اکتیویته داریم. مسئلهی بعدی حذف اکتیویته بین این دو معادله است. برای انجام این کار یک روش کلی وجود دارد (با استفاده از نظریهی متغیر مختلط) اما چند جملهی اول را میتوان با یک روش جبری مستقیم تعیین کرد. به این صورت که ابتدا اکتیویته را به صورت سری توانی از چگالی مینویسیم.
(3-87)
سپس با جایگذاری این رابطه در رابطهی (3-86) و برابر قرار دادن ضرایب توانهای مشابه مقادیر زیر را به دست میآوریم.

(3-88)

اکنون اکتیویته به صورت یک سری توانی از چگالی موجود است. با جایگزین کردن این سری با ضرایب مشخص ها در رابطهی (3-83) فشار به صورت یک سری توانی از چگالی، به صورت زیر نوشته میشود.
(3-89)
که ضریب دوم ویریال، ضریب سوم ویریال میباشند و به صورت زیر قابل بیان هستند.
(3-90)
(3-91)

3-7 ضرایب ویریال و تابع مایر
همانطور که قبلاً هم ذکر شد انتگرال پیکربندی است که با رابطهی (3-25) تعریف میشود. این رابطه شامل جملهی میباشد که در آن پتانسیل بین مولکولی و دما به کار رفته است. از آنجا که ضرایب ویریال ترکیباتی از جملات ها میباشند، بدون شک، این ضرایب نیز به دما و پتانسیل بین مولکولی بستگی دارند.
برای محاسبهی ضریب دوم و سوم به روابط زیر نیاز داریم.
(3-92)
(3-93)
(3-94)
برای محاسبهی ضریب دوم، به نیاز داریم که پتانسیل بین دو مولکول است و به فاصلهی جدایی دو ذره بستگی دارد وبنابراین که در آن میباشد. اگر انتگرالهای پیکربندی مربوط به ضریب دوم را در آن جایگزین کنیم، داریم:
(3-95)
برای مولکولهای طبیعی در حالت پایهی الکترونیشان ، سریعاً (چند قطر مولکولی) به سمت صفر میرود و بنابراین انتگرالده در رابطهی (3-95) صفر میشود مگر اینکه عنصر حجم و نزدیک یکدیگر باشند. بنابراین از و به تغییر متغیر میدهیم.
(3-96)
اکنون انتگرال روی فاصلهی جدایی نسبی دو ذره از فاصلهی تک تک ذرات مستقل است. انتگرال روی به طور جداگانه یک ضریب میدهد. با جایگزین کردن به جای عنصر حجم به نتیجهی نهایی میرسیم.
(3-97)
تابع ظاهر شده در انتگرالده انتگرال رابطهی بالا، تابع مایر نامیده میشود و با نمایش داده میشود.
(3-98)
البته به صورت زیر نیز نمایش داده میشود.
(3-99)
برای به دست آوردن ضریب سوم ویریال، پتانسیل لازم است. فرض میکنیم که پتانسیل بین مولکولی سه ذره جمع پتانسیل سه جفت که در یک زمان گرفته شدهاند، باشد.
(3-100)
با استفاده از روابط (3-25)، (3-99) و(3-100)، به صورت زیر در میآید.

(3-101)
در محاسبهی که به ما در محاسبهی ضریب سوم کمک میکند به نیاز داریم.
(3-102)
در رابطهی فوق حجم را به یک المان حجم تبدیل کردیم و به زیر انتگرال بردیم. به جای اینکه سه مرتبهی رابطهی فوق را از رابطهی (3-101) کم کنیم، سه رابطهی (3-102) را با اندیسهای متفاوت تابع مایر از رابطهی (3-101) کم میکنیم. به این معنا که رابطهی (3-102) را میتوانیم به دو صورت زیر نیز بنویسیم.
(3-103)
(3-104)
پس سه رابطهی (3-102)، (3-103) و (3-104) را با هم جمع نموده و از رابطهی (3-101) کم میکنیم و به دست میآوریم:
(3-105)
حال اگر را به شکل زیر بنویسیم.
(3-106)
و آن را به رابطهی (3-105) اضافه کنیم حاصل میشود.
(3-107)
از طرفی یا به طور مناسبتر
(3-108)
با توجه به رابطهی فوق میبایست را محاسبه کنیم. با جایگذاری انتگرالهای پیکربندی مربوط به در آن داریم:
(3-109)
(3-110)
یا
(3-111)
که خط آخر عکس روش تبدیل مختصات نسبی است. به وضوح میدانیم که اندیسهای تابع مایر دلخواه هستند و میتوانیم دو عبارت متفاوت را برای، یکی با و دیگری با به دست آوریم و با جمع این دو عبارت جدید و رابطهی (3-111) عبارت را محاسبه کنیم.
(3-112)
اکنون با استفاده از روابط (3-107)، (3-108) و (3-112) قابل محاسبه است و در نهایت داریم:
(3-113)

3-8 ضریب دوم ویریال با پت
انسیل کرهی سخت
طبق آنچه که گفتیم در محاسبهی ضرایب ویریال نیاز به پتانسیل بین مولکولی داریم. سادهترین پتانسیلی که میتوان در نظر گرفت پتانسیل کرهی سخت است. در پتانسیل کرهی سخت، هر ذره را به صورت کرهای نفوذپذیر با قطر در نظر میگیریم. به طوری که اگر فاصلهی دو ذره بیشتر از باشد، پتانسیل بین آنها صفر است و در غیر این صورت، پتانسیل بین دو ذره بینهایت است. این پتانسیل به صورت زیر تعریف میشود.
(3-114)
دو مولکول تا زمانی که بر هم مماس نشوند، انرژی برهمکنش ندارند ولی به محض تماس پتانسیل با شیب نامحدود افزایش مییابد. در این پتانسیل سهمی برای جاذبه وجود ندارد و رفتار دافعهی آن شبیه مولکولهای واقعی است اما شیب تندتری دارد. جالب این است که این پتانسیل در نظریهی برخورد گازها و پیشبینی خواص انتقالی کارایی نسبتاً خوبی دارد. علت این است که در محاسبهی خواص انتقالی (مانند چسبندگی، هدایت گرمایی) در نظریهی برخورد، خود برخورد مهم است و ماهیت آنها

مقاله با موضوع عقد نکاح، ضمن عقد، نکاح موقت، شرط ضمن عقد

مهم‌ترين ادله مخالفان صحت شرط عدم نزديكي:
1- مغايرت با سنت:
برخي از فقها براي دفاع از نظريه‌اي که شرط عدم نزديکي در نکاح را باطل مي‌داند به روايت: “فقد سئل الامام صادق (ع) عن رجل تزوج علي ان في يدها الجماع و الطلاق، قال خالفت السنه و وليت حقاً ليس لها، ثم قضي ان عليه الصداق و في يديه الجماع و الطلاق” تمسک جسته‌اند.
محمد بن قيص از امام باقر (ع) روايت کرد، در مورد مردي که زني را به ازدواج خويش درآورده و زن مهريه را به مرد داده بود و بر مرد شرط نموده بود که حقّ جماع (نزديکي) و طلاق به دست زن باشد. امام فرمودند: مخالفت با سنت کرده و متکفل حقّي گرديده که اهلش نبوده است، پس حضرت، حکم نمود که مهريه بر عهده مرد مي‌باشد و جماع و طلاق در اختيار مرد بوده و اين سنت است.154
فقهاي مخالف صحت چنين شرطي در مقام استدلال بيان مي‌دارند، همان‌طور که واگذاري امر جماع و طلاق در دست زن، خلاف سنت مي‌باشد، به طريق اولي، شرط عدم نزديکي، مخالف سنت خواهد بود.
در مورد اين استدلال، ايراد و بيان گرديده: شرط عدم نزديکي در ضمن عقد، با واگذاري حقّ طلاق و جماع در دست زن، تفاوت دارد و در ادامه بيان گرديده که به حکم قول تعالي، قواميت زندگي زناشويي در اختيار مرد است: “الرجال قوامون علي النساء” و ماده 1105 قانون مدني به استناد اين آيه شريفه، رسالت خانواده را از خصايص شوهر مي‌داند و اين رياست داراي آثار و نتايجي مي‌باشد که از جمله آن‌ها، تمکين زن از شوهر مي‌باشد، اما زن مي‌تواند اين سلطه زوج را به وسيله‌ي شرط ضمن عقد تعديل و مرتفع نمايد. به‌علاوه اين که اختيار طلاق در دست مرد به استناد روايت مشهور نبوي است: الطلاق بيد من اخذ بالساق، طلاق به دست کسي است که حقّ مباشرت با زن را دارد، مگر اين که زوج به اختيار خود، اجراي طلاق را به زوجه وکالت دهد.155
2- مغايرت با واژه نکاح:
ايراد ديگري که مخالفان بيان مي‌دارند، اين است که نزد مشهور، نکاح در لغت براي وطي وضع شده و بر آن اجتماع گرديده است و اهل لغت بر اين مسأله اتفاق دارند، از اين رو، شرط عدم نزديکي با واژه “انکحتُ” در صيغه عقد نکاح، منافات دارد، يعني لفظ نکاح که در لغت به معناي “وطي” يا نزديکي کردن است، با چنين شرطي مغاير است.156

3- مغايرت با اهداف و مقاصد نکاح:
به طوري که بيان شده، اگر چه نزديکي تنها هدف عقد نکاح نيست و نکاح اهداف گوناگون دارد، اما نزديکي يکي از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين اهداف نکاح است و اگر شرط، خلاف مهم‌ترين اثر عقد باشد، آن را باطل مي‌نمايد و حقّ نزديکي يکي از مهم‌ترين آثار مقتضي ذات عقد نکاح است، لذا اگر شرط عدم نزديکي در عقد نکاح درج شود، هم شرط باطل است و هم موجب بطلان عقد خواهد شد.157
مخالفان مي‌گويند: شرط عدم نزديکي با مقاصد شريعت در تنافي و مغايرت است، چرا که بسياري از روايات، هدف بنيادي ازدواج را بقاي نسل دانسته‌اند؛ چنان‌چه پيامبر (ص) فرموده: “تناکحوا تناسلوا فاني اباهي بکم الامم يوم القيامه حتي بالقسط” همسري ولود برگزينيد، فرزندانتان را زياد کنيد، به درستي که در روز قيامت به افزوني امت خود افتخار مي‌کنم.158 به‌علاوه در برخي از روايات هم، از عزل، به نوعي قتل پنهان (الولد الخفي) تعبير شده است، چرا که عزل موجب مي‌شود زن از فرزندآوري محروم شود. “لانه حکمه النکاح التيلاد” بنابراين چون هدف شارع از تشريح نکاح، تکثير نسل است، حذف روابط جنسي که مقدمه و لازمه باروري است، با غرض شارع در تنافي خواهد بود.159
4- تحريم شدن امر مباح:
روابط جنسي از طريق عقد نکاح براي زن و مرد مباح مي‌گردد، در صورتي كه زوجين بر اساس شرط ضمن عقد، ملتزم به ترک روابط جنسي گردد، وفاي به چنين شرطي زماني الزامي است که مفاد آن شرط، حلال و مباحي را حرام نکند و چون چنين شرطي (عدم نزديکي) از مصاديق تحريم مباح خواهد بود و راه ديگري براي حليت آن وجود ندارد (چنان‌چه در روايات بيان گرديده است: “ليس لک ان تحرم ما احل الله” به اين معنا که آن‌چه را که خداي متعال بر شما مباح کرده، بر خود حرام نکنيد).160 بنابراين چنين شرطي (عدم نزديکي) اگر خلاف مقتضاي ذات عقد هم نباشد، از موارد سلب حق به‌طور کلي خواهد بود.
5- تمکين محدود در عقد نكاح موقت:
دليل ديگري که به نقل از سوي مخالفان بيان گرديده، تمسك به پذيرش “شرط تمکين محدود” در ضمن عقد نکاح موقت است و در اين‌باره گفته شده، فقها به اتفاق، عقيده دارند که هر يک از زن و مرد در ضمن عقد نکاح موقت، مي‌توانند تمکين محدود نمايند يا آن را به زمان يا مکان خاصّي مقيد نمايند، مثل اين‌که شرط گردد شوهر با همسر خود بيش از يک‌بار زناشويي نداشته يا شوهر فقط شب‌ها يا روزها، زناشويي داشته باشد.161
امکان درج چنين شرطي در عقد نکاح موقت به ‌صورت محدود، به معناي آن است که حتي، در اين نوع عقد که هدف نهايي آن توليد نسل نمي‌باشد، به‌طور کلي اشتراط شرط عدم نزديکي پذيرفته نشده و به طريق اولي، در عقد دائم که هدف اصلي آن توليد نسل و فرزندآوري است، پذيرش چنين شرطي، ممكن نيست.
6- عدم تحقق رابطه‌ي زوجيت و وظايف زناشويي:
برخي مخالفان162 ايراد ديگري به طرفداران صحت شرط عدم نزديکي وارد دانسته و بيان کرده‌اند: يکي از دلايلي که باعث شده، طرفداران، مدعي صحت چنين شرطي باشند، اين است که ذات عقد نکاح، نزديکي نبوده و ذات اين عقد “ايجاد رابطه زوجيت و تشکيل خانواده” است. حال، سؤالي که بايستي از موافقان پرسيد اين است که منظور از رابطه‌ي زوجيت يا انجام وظايف زنا
شويي يا تشکيل خانواده چيست؟ آيا به صرف اين که زن و مرد با يکديگر ازدواج کنند و تشکيل خانواده دهند، مي‌توان گفت که رابطه زوجيت را تمام و کمال اجرا نموده‌اند؟
مخالفان، خود، بيان نموده‌اند: پاسخ به سؤالات فوق منفي است، زيرا با کمي قياس در باب تمکين، مي‌توان گفت، قانون‌گذار نه‌تنها، زن و مرد را به تمکين عام وادار نموده بلکه آنان را ملزم به تمکين خاص نموده است و تمكين خاص از شرايطي است که، رعايت آن باعث دريافت نفقه از جانب زن مي‌گردد. (منظور از تمکين خاص در اين‌جا همان نزديکي است).

مقاله با موضوع ضمن عقد، شرط ضمن عقد، عقد وکالت، عقد نکاح

مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
الف- “لازم گرداندن امري يا چيزي در بيع يا در هر عقد و پيمان و نيز ملزم ساختن يا ملتزم شدن به چيزي در هنگام معامله”.3
ب- عهد و پيمان و يا تعليق نمودن به امري.4
ج- “برخي از علماي لغت نيز در مورد معني شرط گفته‌اند: شرط، امري است که براي الزام و التزام به آن در بيع يا هر عقد ديگري وضع مي‌شود”.5
برخي ديگر نيز چنين گفته‌اند: “و هو يکون الشرط ملازم في العقد لا قبله و لا بعده”. يعني شرط عبارت است از: اموري که ملازم و همراه با عقد مي‌آيد اموري که قبل و بعد از عقد مي‌آيد، شرط اطلاق نمي‌شود”.6

بند دوم: معناي اصطلاحي شرط:
شرط در علوم مختلف، داراي معاني متعددي مي‌باشد:
الف: شرط در اصطلاح ادبي: “در اصطلاح ادبي، شرط عبارت از جمله نخست از موضوع دو جمله شرطيه است که جمله دوم، جزا ناميده مي‌شود. مثلاً در جمله مرکب “هرگاه اتومبيلي بخرم به مسافرت خواهم رفت”، جمله “هرگاه اتومبيلي بخرم”، جمله شرط و جمله دوم يعني “به مسافرت خواهم رفت”، جمله جزا ناميده مي‌شود”.7
ب: شرط در اصطلاح منطق و فلسفه: امري که در پيدايش و تحقق امر ديگري که مشروط ناميده مي‌شود، لازم است. در اين معني، شرط، چيزي است که از عدم آن، عدم مشروط، حاصل مي‌شود، اما از وجود آن، الزاماً وجود مشروط لازم نمي‌آيد. مانند: خشک بودن پارچه که شرط است براي سوختن آن، اما از خشک بودن پارچه، الزاماً سوختن حاصل نمي‌شود. مثلاً هنگامي که پارچه خشکي در مجاورت آتش قرار ندارد، سوختن حاصل نمي‌شود. بنابراين در اصطلاح گفته مي‌شود شرط و مشروط با هم ملازمه عدمي دارد. 8
ج: شرط در اصطلاح فقهي: شرط در اصطلاح فقهي در دو معناي متفاوت به کار رفته است.
1- شرط عبارت است از آن چيزي که تحقيق و صحت عبادات يا معاملات يا لزوم عقود بر آن متوقف است. مثلاً وقتي گفته شود قبض شرط صحت هبه است يا وضو شرط نماز است. 9
2- شرط عبارت است از: مطلق تعهد10 و الزام و التزام.11
د: شرط در اصطلاح حقوق مدني: شرط در حقوق مدني به يکي از اين دو معني به كار رفته است:
1- “امري که ساختمان اصلي يا تأثير يکي از اعمال يا وقايع حقوقي وابسته به آن است. براي مثال: در ماده 190 قانون مدني که شرايط اساسي صحت معامله را بيان مي‌کند يا ماده 47 که مي‌گويد: “در حبس اعم از: عمري و غيره، قبض شرط صحت است”. واژه شرط به همين معنا است.
2- “توافقي است که بر حسب طبيعت خاصّ خود يا مفاد تراضي دو طرف، از توابع عقد ديگري قرار گرفته است: مانند شرط صفت يا خيار شرط که هميشه از لوازم عقد اصلي است و وکالت که ممکن است اراده دو طرف تابع عقد بيع يا نکاح شود”.12
به عبارت ديگر شرط در اين‌جا به معناي: “تعهدي فرعي يا الزام و التزامي است که در ضمن عقد ديگري مندرج شده است”.13
“اين تعهد فرعي با توجه به طبيعت خاصّ موضوع آن ممکن است چنان باشد که نشود استقلالي براي آن فرض کرد و بايد لزوماً زيرمجموعه عقد ديگري قرار گيرد. مانند: وصفي که براي مبيع در ضمن عقد بيع شرط مي‌شود (شرط وصف) يا اجلي که براي اجراي تعهدات ناشي از عقد، شرط مي‌شود (شرط اجل) همچنين ممکن است از جهت ذاتي، وابستگي به عقد نداشته باشد، اما صرفاً اراده‌ي طرفين آن را به صورت تعهدي فرعي در ضمن عقد اصلي درآورده باشد. مثل اشتراط عقد وکالت ضمن عقد نکاح يا اجاره دادن خانه به شرط اين که مستأجر اموال موجود در خانه را به عنوان وديعه در اختيار داشته باشد. همان‌گونه که ملاحظه مي‌شود در صورت اخير شرط مي‌تواند به تنهايي به صورت عقد مستقلي واقع شود اما اراده طرفين به جهتي از جهات (مانند: کسب لزوم از عقد اصلي و نظاير آن) عقدي مستقل را به عنوان تعهدي فرعي در ضمن يک عقد ديگر مي‌گنجاند و چهره شرط به آن مي‌دهند”.14

گفتار دوم: مفهوم و ماهيت حقوقي شرط ضمن عقد:
همان‌گونه که بيان گرديد از ميان دو معناي ذکر شده براي شرط، معناي دوم شرط در اصلاح حقوق مدني مدنظر است.
بر مبناي آن‌چه گفته شد “به تعهدي شرط ضمن عقد گفته مي‌شود که در نتيجه‌ي طبيعت تعهد يا تراضي دو طرف، بين عقد و آن تعهد علاقه و ارتباطي مانند اصل و فرع موجود باشد، خواه عقد بر مبناي آن واقع شود يا مفاد شرط را دو طرف ضمن عقد بياورند يا بعد از عقد به آن ضميمه كنند”.15
آن چيزي که اهميت دارد وجود علاقه و ارتباط شرط با عقد است نه زمان وقوع آن. “زيرا نيروي قصد مشترک اين توان را دارد که امري خارجي را به عقد پيوند زند و آن را در شمار مفاد عقد آورد.16 بنابراين به طور معمول شرط، ضمن عقد واقع مي‌شود و شرط ضمن عقد بي‌گمان با مفاد آن پيوند دارد، خواه تراضي به صراحت بيان شود (شرط ضمن عقد صريح) يا از طبيعت عقد و عرف و عادت به طور ضمني استنباط گردد.

بند اوّل: ارتباط عقد و شرط با يکديگر:
در بحث پيشين در مورد مفهوم شرط ضمن عقد، مشخص شد که مراد از شرط ضمن عقد، حصول علقه و رابطه‌ي بين شرط و عقد است.
در اين‌جا بايستي روشن نمود شرطي که در ضمن عقد به عنوان يک تعهد و التزام تبعي آمده است به چه نحوي با عقد (تعهد اصلي) در ارتباط است و اصولاً مقام تعهد ناشي از شرط در عقد چيست؟
آيا تعهدات فرعي ناشي از شرط با تعهدات اصلي همرديف است؟
آيا شرط جزئي از دو عوض است، يا اين که شرط تعهد فرعي ديگري است که به جهتي از جهات تابع عقد قرار گرفته و جزئي از عوضين به شمار نمي‌رود؟
حاصلي که بر اين بحث مترتب است، اين خواهد بود که تعيين چگونگي ارتباط شرط با عقد به ما کمک خواهد نمود تا مبناي ما را در مورد سرايت يا عدم سرايت بطلان شرط
به عقد، مشخص نمايد.
“بديهي است اگر در تبيين شرط قائل به اين باشيم که شرط جزئي از دو عوض است، بايستي در مبحث اصلي، جانب کساني را بگيريم که قائل به سرايت بطلان شرط به عقد هستند و در صورت قائل شدن وصف فرعي و ارتباط يک‌جانبه براي شرط، قول به عدم سرايت بطلان شرط به عقد تقويت مي‌گردد”.17

الف: وابستگي و ارتباط شرط به عقد:
“رابطه عقد و شرط همانند اصل و فرع است18 براي تحقق شرط بايستي علاقه و ارتباطي بين مفاد شرط و عقد موجود باشد که اين ارتباط و علاقه ممکن است در اثر طبيعت شرط بوده (مثلاً در خريد خانه شرط مي‌شود که شمالي يا جنوبي باشد يا در ازدواج شرط مي‌شود که زوج ساکن تهران باشد) يا ارتباط شرط و عقد در اثر اراده طرفين عقد. بنابراين شرط، امکان وجود به صورت قراردادي مستقل را دارد اما اراده طرفين به دليلي، شرط را که مي‌توانست به صورت قرارداد مستقل باشد در ضمن عقد آورده و به صورت متعهد فرعي بيان کرده است. مثل اين که در بيع مقدار معين پارچه، شرط شود که بايع پارچه‌ها را دوخته و به صورت پيراهن به مشتري تحويل دهد يا در عقد نکاح، زوجه در مواردي معين، وکيل زوج در مطلقه نمودن خودش شود. بنابراين در مثال قرارداد خياطي، پارچه‌هاي مورد معامله، طرفين به جهت پياده نمودن آثار و شرايط مورد نياز خويش و در مثال وکالت زوجه در عقد نکاح، به انگيزه کسب لزوم براي عقد تبعي، مبادرت به اشتراط اين قرارداد در ضمن عقد اصلي نموده‌اند.
دو اثر بر ارتباط عقد اصلي و شرط ضمن آن، مترتب مي‌باشد: اوّل چگونگي وابستگي شرط به عقد از جهت صحت و لزوم و دوم چگونگي وابستگي شرط به عقد از جهت صحت و نفوذ.
ب: وابستگي شرط به عقد از حيث لزوم:
پيش از تصويب قانون مدني، طرفين قرارداد براي الزام‌آور ساختن قراردادهاي بي‌نام عقدي را که مستقلاً قابل انعقاد بود، به صورت شرط در ضمن عقد مي‌آورند، در اين صورت عقد تبعي (شرط) از عقد اصلي کسب لزوم کرده و تا زماني که عقد اصلي باقي بود، عقد تبعي نيز امکان رجوع نداشت.
بنابراين عقدي که ماهيتاً عقدي جايز است، پس از درج به عنوان شرط در سايه‌ي عقد اصلي، لازم مي‌شود و طرفين را در وفاي به آن پاي‌بند مي‌کند. در ماده 679 قانون مدني، اين امکان پيش‌بيني گرديده است که طرفين بتوانند عقد وکالت را که عقدي جايز است، ضمن عقد لازمي آورده و لزوم عقد اصلي را به وكالت كه ضمن عقد به عنوان شرط آمده، تسري دهند. اين حکم به عنوان قاعده کلي مطرح شده، مگر اين که مشخص شود جواز يا لزوم عقد به گونه‌اي با نظم عمومي در ارتباط است.19
“با وجود اين لزوم عقد تبعي، ويژه موردي است که اين اثر به سود دوطرف باشد؛ پس اگر شرط تنها به سود يکي از آن دو باشد، مشروط له مي‌تواند از آن بگذرد و حقّ خويش را ساقط کند (ماده 224ق. م). براي مثال، هرگاه شوهري وکيل زن شود تا ملک او را به رايگان به خود انتقال دهد، چون وکالت تنها به سود شوهر است، شرط آن در نکاح براي زن ايجاد التزام مي‌کند، ولي شوهر مي‌تواند هرگاه بخواهد از اين سود بگذرد و استعفا دهد”.20
ج: وابستگي شرط به عقد از حيث صحت و نفوذ:
شرط ضمن عقد از جهت صحت و نفوذ به عقد وابسته است، بدين معني که لازمه صحت شرط، اعتبار و صحت عقد (تعهد اصلي) است. بنابراين بطلان عقد به شرط سرايت مي‌کند ولو اين که شرط به صورت مستقل، يک‌سري شرايط صحت را دارا باشد. به همين ترتيب اگر عقد اصلي پس از انعقاد به نحو صحت، به جهتي (فسخ، اقاله، انقضاي مدت و …) منحل گردد، تعهد ناشي از شرط نيز از بين مي‌رود.21 همچنين اگر قرارداد اصلي به دليل فقدان رضا و مخدوش بودن، غير نافذ باشد، شرط نيز چنين وصفي خواهد داشت.
پايه‌ي استدلال‌هاي فوق مبني بر اين است که رابطه‌ي عقد اصلي و شرط را، ارتباط اصل و فرع بدانيم. بنابراين با از بين رفتن اصل، فرع نيز موجود نخواهد بود؛ اما عکس قضيه صادق نيست، يعني اين که با از بين رفتن شرط، اصولاً، نبايستي خللي در عقد اصلي ايجاد شود. مثلاً: در عقد وکالتي که ضمن عقد بيع درج گرديده است و وکيل فوت مي‌کند، تأثير در عقد بيع ندارد و همچنين بطلان شرط، اصولاً اثري در عقد اصلي ندارد، مگر در مواردي که بي‌اعتباري شرط موجب آسيب و خلل به ارکان اصلي عقد گردد.

بند دوم: مقام تعهد ناشي از شرط در عقد:
چنان‌چه بتوان جايگاه شرط نسبت به عقد را تعيين کرد، ميزان تأثير شرط در عقد و ميزان ارتباط تعهد فرعي (شرط) با تعهد اصلي (عقد) مشخص خواهد شد.
درخصوص مقام و جايگاه تعهد ناشي از شرط در عقد دو نظريه ميان فقها وجود دارد. عده‌اي شرط را جزئي از دو عوض مي‌دانند و عده‌ي ديگر آن را همانند تعهدات اصلي قراردادي مي‌دانند.22
الف: نظريه شرط جزئي از دو عوض:
“عده‌اي از فقها عقيده دارند که شرط جزئي از عوضين يا در حکم عوضين است”.23
اين دسته از فقها اعتقاد دارند، از آن‌جايي که اراده‌ي طرفين به عقد مشروط تعلق گرفته و ظاهر اين است که طرفين به عقدي تن داده‌اند که توأم با التزام به شرط است.
“درضمن مراد از عوض، فقط آن‌چه در مقابل معوض قرار گرفته نيست، بلکه زماني که مشروط له، در مقابل عوضي که در اختيار طرف ديگر قرار مي‌دهد صرفاً با اخذ معوض همراه با شرط، رضايت به عقد پيدا مي‌کند، لذا با توجه به اين نحوه تراضي، شرط نيز جزئي از دو عوض است”.24
مثلاً: ممکن است بايع در قبال فروش ماشين، بيست ميليون تومان بگيرد يا ممکن است در قبال فروش ماشين، پانزده ميليون بگيرد به شرط اين که پنج ميليون تومان نيز خريدار به بايع هبه کند که فرقي بين اين
دو حالت وجود ندارد.
بنابراين، اين گروه از فقها معتقدند که جايگاه شرط در عقد مانند يکي از دو عوض است و بدون وجود آن، عقد، محقق نخواهد شد و تعهدات ناشي از آن همرديف با تعهدات عقد اصلي است.
ب: نظريه استقلال نسبي تعهدات ناشي از شرط:
دسته‌ي دوم از فقها اعتقاد دارند که اگرچه بين عقد و شرط ارتباط وجود دارد ولي اين ارتباط بدان معنا نيست که ما شرط را جزئي از دو عوض محسوب نماييم. به عبارت ديگر، ممکن است شرط در انگيزه‌ي افراد براي انجام معامله مؤثر باشد، اما از آن‌جا که مدلول عقد چيزي جز وقوع معاوضه بين ثمن و مثمن نمي‌باشد، لذا شرط جزئي از عوضين يا در حکم آن نيست25 حتي اگر اين را بپذيريم که مشروط له مخير باشد در فسخ يا امضاي قرارداد، نظريه‌ي “شرط جزئي از دو عوض” قابل پذيرش نخواهد بود.
بنابراين براي تعهدات ناشي از شرط بايستي نوعي استقلال نسبي در مقابل تعهدات ناشي از عقد قائل گرديد.
با در نظر گرفتن استدلال‌هاي مربوط به طرفداران دو نظريه، به نظر مي‌رسد که نظريه‌ي دوم: “استقلال نسبي تعهدات ناشي از شرط” با مباني حقوقي اتخاذ شده در حقوق ايران سازگارتر است. بنابراين نمي‌توان تعهد ناشي از شرط را هم‌تراز با تعهدات اصلي قراردادي دانست، بلکه، شرط در عين وابستگي و ارتباطش با عقد، داراي يک استقلال نسبي است.

بند سوم: شرط تباني يا بنايي:
“شرط به معني عام خود (التزام) در رابطه با عقد يکي از اين سه حالت را دارد:
1) پيش از عقد واقع مي‌شود، 2) ضمن عقد شرط مي‌شود، 3) بعد از عقد به آن ملحق مي‌گردد.
شرط تباني از قسم نخست است. هرگاه عقد، بر مبناي التزام يا گفت‌وگوهاي مقدماتي واقع شود، شرط را در اصطلاح “شرط بنايي” يا “شرط تباني” مي‌نامند و درباره لزوم رعايت و آثار آن بين فقها اختلاف است. مشهور چنين شرطي را الزام‌آور نمي‌داند و ذکر شرط در عقد را ضروري مي‌بيند.26 بعضي ديگر نظريه‌ي ميانه‌اي بيان کرده‌اند که هرگاه شرط تباني از اموري باشد که به حکم عرف عقد بر آن دلالت کند (مانند: تعادل عرفي بين دو عوض و سلامت مبيع) و در زمره‌ي “شروط ضمني” درآيد يا از اموري باشد که صحت عقد به آن منوط باشد (مانند: معلوم بودن وصف دو عوض) الزام‌آور خواهد بود، ولي در موردي که شرط ناظر به وضعي بود که در اعتبار عقد اثر ندارد يا از انگيزه‌هاي شخصي انجام معامله باشد، تباني دو طرف بدون ذکر صريح يا ضمني آن در عقد هيچ اثري ندارد.
گروه سوم بدون در نظر گرفتن اين تفصيل، تباني درباره شرط را در حکم ذکر در متن عقد دانسته‌اند، خواه پيش از عقد، موضوع التزام قرار گيرد يا درباره‌ي ذکر آن در عقد توافق شود يا هرکدام از ضمير ديگري آگاه باشد و بر مبناي اين آگاهي توافق انجام شود.27
قانون مدني نيز، نظر اخير را برگزيده است: خيار رؤيت و تخلف از وصف (مواد 410 تا 415 ق.م) درواقع چهره‌اي از شروط بنايي درباره اوصاف مورد معامله است. در ماده 1128 نيز مي‌خوانيم “هرگاه در يکي از طرفين صفت خاصّي شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، براي طرف مقابل حقّ فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصريح شده يا عقد متبانياً بر آن واقع شده باشد”. در بند 7 ماده 13 ق.آ.د.م. پيشين نيز “بناي متعاملين” به صراحت در زمره‌ي شروط قراردادها آمده بود”.28
اين انتخاب را که با اصل حاکميت اراده و رهايي از قيد تشريفات سازگارتر است، بايد تأييد کرد. پيروان روزافزون اعتبا