25/0، 50/0، b،

1
1
25/0 ± 75/0
25/0 ± 62/0
88/0± 25/1
75/0± b 50/1
2
25/0 ± 75/0
50/0±00/1
30/1± 37/1
91/0± a 37/2
3
25/0 ± 50/0
50/0 ± 12/1
03/1± 25 /2
6/0 ± b a 87/1
a-b اعداد در هر ستون بدون حروف مشترک با هم اختلاف معنی دار دارند (05/0>P)

فصل پنجم:
بحث و نتیجه گیری

لیپوپروتئین، تری گلیسرید، تجزیه و تحلیل آماری، تحلیل آماری

آنزیم پراکسیداز تشکیل کینونیمین می‌دهد. میزان کینونیمین تشکیل شده که به صورت فتومتریک قابل اندازه گیری است با مقدار تر گلیسرید رابطه مستقیم دارد. برای اندازه گیری پروتئین تام در محیط قلیایی با یون های مس تشکیل یک کمپلکس لاجوردی رنگ می‌دهد که شدت رنگ ایجاد شده متناسب با مقدار پروتئین نمونه می‌باشد. برای اندازه گیری آلبومین با Bromocresol Green در محیط اسیدی تشکیل یک کمپلکس سبز آبی رنگ می‌دهد که شدت رنگ ایجاد شده متناسب با مقدار آلبومین نمونه می‌باشد و سایر فاکتورها بر اساس فرمول‌های زیر محاسبات مربوطه صورت گرفت.
(گلیسرید تری)/5= لیپوپروتئین باچگالی خیلی پایین:

(لیپوپروتئین با چگالی بالا) –(لیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین- کلسترول) = لیپوپروتئین با چگالی پایین

3-7-5-2-اندازهگیری غلظت هموگلوبین خون
اندازهگیری غلظت هموگلوبین به روش رنگ سنجی و سیان‌متهموگلوبین با استفاده از کیت پارس آزمون انجام شد. روش این آزمایش بدین ترتیب است که هموگلوبین خون با معرف داربکین44، حاوی پتاسیم فریسیانید، واکنش می‌دهد و اغلب مشتقات آن تبدیل به سیان میشود. جذب سیان توسط اسپکتروفتومتر در طول موج 540 نانومتر ثبت و در مقایسه با استاندارد، غلظت هموگلوبین بر حسب گرم در دسی لیتر خون محاسبه می‌شود.
3-7-5-3- هماتوکریت
به منظور اندازه‌گیری درصد هماتوکریت، لوله‌های موئین حاوی خون با سه تکرار برای هر پرنده به مدت 15 دقیقه با سرعت 3000 دور در دقیقه سانتریفیوژ و سپس با استفاده از خط‌کش مخصوص، درصد هماتوکریت خون تعیین گردید.
3-7-5-4- شمارش گلبول‌های قرمز خون
جهت شمارش گلبول قرمز ابتدا، خون منعقد نشده توسط ملانژور گلبول قرمز با محلول سیترات فرمل استاندارد (10 میلی‌لیتر فرمالدئید 40 درصد، 990 میلی‌لیتر محلول سیترات سدیم 32 گرم در لیتر) به نسبت 1 به 200 رقیق شد. یک قطره از این محلول گلبول قرمز در 5 مربع از 25 مربع مرکز لام هماسیتومترشمارش و در نهایت تعداد گلبولهای قرمز به صورت ضريبياز 6 10 درهرلیترخون بيان گرديد.
3-7-6 – روش انجام تیتر آنتی بادی SRBC
برای تهیه یک سوسپانسیون تزریقی SRBC از سه رأس گوسفند خونگیری به عمل آمد و در شیشه حاوی EDTA ریخته می‌شود. سه بار آن را سانتریفوژ کردیم تا نهایتاً مایع رویی کاملاً شفاف گردید. بار اول 15 دقیقه آن را سانتریفوژ کردیم (2000 دور در دقیقه)، به گلبول‌های قرمز باقی‌مانده به اندازه هم حجم آن بافر PBS اضافه شد و پس از مخلوط کردن، با سرعت 2000 دور در دقیقه به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ و مایع رویی دور ریخته شد. 2 بار این کار انجام شد.
نهایتاً برای تهیه سوسپانسیون گلبول قرمز 5%، 500 میکرو لیتر از گلبول قرمز بدست آمده را با 9500 میکرو لیتر PBS به حجم رساندیم (در پایان حجم 10000 میکرو لیتر تهیه نمودیم). تزریق SRBC در روزهای 14 و 28 انجام شد، بطوریکه به تمام جوجه‌های طرح 1/0 میکرو لیتر از محلول فوق به داخل محوطه بطنی تزریق گردید. برای نمونه گیری خونی 7 و 14 روز بعد از تزریقات، از جوجهها خونگیری به عمل آمد. سپس میزان آنتی بادی نمونهها علیه SRBC به روش هماگلوتیناسیون اندازه گیری شد. نمونههای خونی به طور تصادفی از سیاهرگ بال 3 پرنده به ازای هر تکرار جمع آوری شدند. در مرحله بعد نمونه‌های سرم با استفاده از سانتریفوژ (10 دقیقه با دور rpm 3000 ) جدا شده و در دمای 20- درجه سانتی‌گراد تا زمان اندازه گیری سطح آنتی بادی آنها ذخیره شد. میزان آنتی بادی نمونه‌ها علیه SRBC به روش هماگلوتیناسیون اندازه گیری شد. برای اندازه گیری تیتر آنتی بادی به روش زیر عمل شد. پلت های مخصوص میکرو هماگلوتیناسیون تهیه گردید. این پلت ها دارای 96 چاهک در 12 ستون (1 تا 12) و 8 ردیف (A تا H ) هستند. مطابق این روش برای اندازه گیری کل آنتی بادی SRBC (Total Anti SRBC)، 50 میکرو لیتر سرم با 50 میکرو لیتر بافر فسفات سالین PBS در داخل پلیت میکرو تیتر مخلوط شد و سپس رقت‌های سریال از 2/1 الی 256/1 از سرم تهیه شد. در مرحله بعدی 50 میکرو لیتر از محلول سوسپانسیون SRBC 2 درصد به هر چاهک اضافه شد؛ و بعد به مدت 4 الی 5 ساعت در دمای اتاق قرار داده شد. تیترها بر اساس log 2 بیشترین رقتی که آگلوتیناسیون کامل را نشان خواهد داد بیان می‌شود؛ و چنانچه رقت بالاتر آگلوتیناسیون کامل را نشان می‌داد یک نقطه حد واسط در نظر گرفته شد.
3-8- مدل آماری و تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها
داده‌های بدست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SAS برای بررسی اثرات سطوح مختلف سیاه‌دانه با استفاده از طرح کاملاً تصادفی آنالیز گردید. مقایسه میانگین‌ها با استفاده از آزمون دانکن انجام گرفت؛ مدل آماری طرح به شرح ذیل می‌باشد.

Yij: مقدار هر مشاهده Ti: اثر تیمار I ام
µ: میانگین جامعه eij : اثر اشتباه آزمایشی

فصل چهارم:
نتایـــج

4-1- صفات عملکرد
4-1-1- مصرف خوراک هفتگی
نتایج مربوط به مصرف غذا در جدول شماره 4-1 نشان داده شده است، همان طوری که در جدول مشاهده می‌گردد مصرف خوراک از صفر تا 21 روزگی در تیمار 3 نسبت به گروه شاهد، تیمار 1 و تیمار 2، اثر معنی داری داشته است (05/0 ≥ p) (نمودار 4-1) میزان مصرف در تیمار 3 بیشتر بود نسبت به تیمارهای دیگر. بین تیمارها از لحاظ خوراک مصرفی از 42-22 روزگی و صفر تا 42 روزگی اختلاف معنی داری بین تیمارها وجود نداشت.

نمودار 4-1 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر مصرف خوراک در 21- 0 روز
گی

4-1-2- افزایش وزن هفتگی
نتایج مربوط به افزایش وزن در جدول 4-1 نشان داده شده است، از صفر تا 21 روزگی افزایش وزن در تیمار 2 و 3 نسبت به تیمار شاهد و تیمار 1 اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0 ≥ p) (نمودار 4-2). از 22 تا 42 روزگی تیمار 2 نسبت به تیمارهای شاهد، 1 و 3 اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0 ≥ p) میزان افزایش وزن در تیمار 2 نسبت به تیمارهای دیگر بیشتر بود (نمودار 4-3). از صفر تا 42 روزگی تیمار 2 نسبت به تیمارهای شاهد، تیمار 1 و 3 اختلاف معنی داری را نشان داده است (05/0 ≥ p) میزان افزایش وزن در تیمار 2 نسبت به تیمارهای دیگر بیشتر بود (نمو دار 4-4).

نمودار 4-2 : اثر سطوح مختلف مكمل سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 21- 0 روزگی

نمودار 4-3 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 42- 22 روزگی

نمودار 4-4 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 42- 0 روزگی

4-1-3- ضریب تبدیل غذایی

نتایج مربوط به ضریب تبدیل غذایی در جدول شماره 4-1 نشان داده شده است، از صفر تا 21 روزگی ضریب تبدیل غذا در تیمار 2 نسبت به تیمارهای شاهد، 1 و 3 تأثیر معنی داری داشته است (05/0 ≥ p) ضریب تبدیل در تیمار 2 نسبت به تیمارهای دیگر بهتر بود (نمودار 4-5). از 22 تا 42 روزگی ضریب تبدیل غذا در تیمار 2 نسبت به تیمارهای شاهد، 1 و 3 تأثیر معنی داری داشته است (05/0 ≥ p) ضریب تبدیل در تیمار 2 نسبت به تیمارهای دیگر بهتر بود (نمودار 4-6). از صفر تا 42 روزگی ضریب تبدیل غذا در تیمار 2 نسبت به تیمارهای شاهد، 1 و 3 تأثیر معنی داری داشته است (05/0 ≥ p) ضریب تبدیل در تیمار 2 نسبت به تیمارهای دیگر بهتر بود (نمودار 4-7).

نمودار 4-5 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 21- 0 روزگی

نمودار 4-6 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 42- 22 روزگی

نمودار 4-7: اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 42- 0 روزگی

جدول 4-1 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر (خوراک مصرفی، افزایش وزن، ضريب تبديل غذایی) در دوره‌های پرورشي مختلف
(روز/پرنده/گرم) تیمارها
(دوره)
شاهد
1
2
3
0 تا 21 روزگی

خوراک مصرفی
14/0 ±b 62 /9
01/0 ± b 49/9
13/0 ± b 34/9
07/0 ±a03/10
افزایش وزن
10/0 ± b 52 /3
04/0 ± b 46/3
02/0 ± a 18/4
10/0 ± a 96/3 /3
ضریب تبدیل
04/0 ± a 73/2
03/0 ± a 74/2
04/0 ± c 23/2
07/0 ± b 53/2
22 تا 42 روزگی

خوراک مصرفی
08/0 ± 16/18
19/0 ± 28/18
26/0 ± 48/18
15/0± 93/17
افزایش وزن
15/0 ± c21/5
12/0 ± b 86/5
05/0 ± a 83/6
19/0 ±c b 52/5
ضریب تبدیل
18/0 ± a 49/3
09/0 ± b 12/3
10/0 ±c 70/2
07/0 ± b24/3
0 تا 42 روزگی

خوراک مصرفی
03/0 ± 89/13
09/0 ± 89/13
19/0 ± 91/13
10/0 ± 98/13
افزایش وزن
05/0 ± c 37/4
05/0 ± b 66/4
01/0 ± a50/5
01/0 ± b 74/4
ضریب تبدیل
03/0 ± a 18/3
01/0 ± b 97/2
02/0 ± c 52/2
04/0 ±b94/2
a-b-c : در هر ستون اعدادی که حروف مشابه ندارند اختلاف معنی دار دارند (P≤0/05).

4-2- پارامترهای بیو‌شیمیایی اندازه گیری شده سرم خون و فاکتورهای خونی
در 42 روزگی خون گیری جهت آنالیز پارامترهای بیو‌شیمیایی سرم خون اقدام گردید و نتایج مربوط به تاثیر سطوح مختلف سیاه‌دانه جیره فاکتورهای خونی در جدول شماره 4-2 نشان داده شده است.
میزان کلسترول در تیمار 2 و 3 با تیمار شاهد تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p) (نمودار 4-8) سطوح بالاتر سیاه‌دانه موجب کاهش کلسترول شده بود. میزان تری گلیسرید در تیمار 2 نسبت به تیمار شاهد و تیمار 1 تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)(نمودار 4-9). میزان LDL در تیمار شاهد نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0 ≥ p) (نمودار 4-10) سیاه‌دانه موجب کاهش LDL شده بود با توجه به این که LDL برای سلامتی زیان بار است این یک نکته مهم می‌باشد که سیاه‌دانه موجب کاهش آن شده است. میزان VLDL و HDL در بین گروه‌های تیماری تفاوت معنی داری مشاهده نشود (05/0 ≥ p) .اما میزان HDL در تیمار 3 از همه تیمارها از نظر عددی بیشترین میزان را داشت (جدول 4-2). همانگونه که در جدول 4-2 مشاهده می‌گردد نتایج حاصل شده از تأثیر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر روی میزان آلبومین و پروتئین تام در بین تیمارها تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0 ≥ p). اما از نظر عددی بیشترین عدد مربوط به گروه دریافت کننده یک درصد سیاه‌دانه بود. میزان گلبول‌های قرمز در تیمار 2 و 3 نسبت به گروه شاهد تفاوت معنی داری را نشان می‌داد (05/0 ≥ p) (نمودار 4-11). اما میزان هموگلوبین و هماتوکریت در بین تیمارها تفاوت معنی داری را نشان نداد (05/0 ≥ p). اما از نظر عددی بیشترین میزان هموگلوبین و هماتوکریت متعلق به تیمار دریافت کننده یک درصد سیاه‌دانه بود (جدول 4-2).

نمودار 4-8 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر کلسترول خون بلدرچين در 42 روزگی

نمودار 4-9 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر تري گلسريد خون بلدرچين در 42 روزگی

نمودار 4-10 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر LDL خون بلدرچين در 42 روزگی

نمودار 4-11 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بر گلبول‌های قرمز خون در بلدرچين در 42 روزگی

جدول 4-2 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر فاکتورهای خونی و بیوشیمیای سرم در42 روزگی

تیمارها
فاکتورهای خونی
شاهد
1
2
3
کلسترول 1
49/11± a 75/251
29/16± ab00/225
59/15± b 38/197
40/10± b 00/.198
تری گلیسرید 1
15/5± a75/148
75/4±b a00/139
‍18/4±c 87/122
80/4±bc 12/128
آلبومین2
061/0 ± 12/1
053/0 ± 00/1
145/0 ± 26/1
147/0 ± 26/1
پروتئین کل 2
128/0 ± 41/3
121/0 ± 25/3
‍319/0 ± 81/3
239/0 ± 65/3
LDL1
12/11± a 26/174
69/9± b 53/105
33/11± b 50/108
50/16± b 80/114
HDL 1
50/5± 50/67
61/5± 25/75
80/5 ± 50/82
75/4± 28/79
VLDL 1
02/1± 26/17
26/1± 80/23
94/0±25/15
30/1± 76/28
گلبول‌های قرمز 3
097/0 ± b80/2
175/0 ±b a 01/3
114 /0 ± a30/3
157/0 ± a 27/3
هموگلوبین 1
371/0±74/12
432/0± 54/12
523/0±87/13
374/0± 37/13
هماتوکریت4
11/1± 25/38
29/1± 62/37
56/1 ± 62/41
12/1±12/40
a-b : در هر ستون اعدادی که حروف مشابه ندارند اختلاف معنی دار دارند (P≤0/05)
میلی گرم بر دسی لیتر
گرم بر دسی لیتر
n*106/ml
4- درصد(%)

4-3- بازده و وزن نسبی اجزای لاشه (28 روزگی)
نتایج حاصل از تأثیر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر بازده لاشه و اجزای نسبی لاشه در جدول شماره 4-3 نشان داده شده است. در رابطه با بازده لاشه، سینه و ران‌ها بین تیمارهای تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0 ≥ p). اثر سیاه‌دانه بر بورس فابرسیوس، کبد وطحال در 28 روزگی در بین تیمارها اختلاف معنی داری نشان نداد (05/0جدول 4-3 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر بازده لاشه، اندام‌های ایمنی و داخلی در 28 روزگی

تیمارها
اجزایی لاشه
شاهد
1
2
3
بازده لاشه(%)1
88/1 ± 83/59
29/1 ± 48/58
26/1 ± 50/61
32/2 ± 41/59
بازده سینه (%)2
08/1 ± 61/38
77/4 ± 93/40
14/2 ± 36/45
94/1 ± 47/40
بازده ران ها2
43/1 ± 00/25
25/3 ± 77/26
25/1 ± 51/23
30/1 ± 97/24
بورس1
02/0 ± 125/0
02/0 ± 113/0
001/0 ± 095/0
004/0 ± 082/0
طحال1
003/0 ± 057/0
002/0 ± 058/0
010/0 ± 075/0
019/0 ± 082/0
کبد 1
28/0 ± 12/3
26/0 ± 24/3
13/0 ± 51/2
23/0 ± 05/3
قلب 1
083/0 ± 931/0
044/0± 934/0
008/0 ± 965/0
070/0 ± 856/0
سنگدان 1
054/0 ±26/2
266/0± 53/2
166/0 ± 97/1
227/0± 27/2
a-b : در هر ستون اعدادی که حروف مشابه ندارند اختلاف معنی دار دارند (P≤0/05)
درصد نسبت به وزن زنده
درصد نسبت به وزن لاشه

4-4- بازده و وزن نسبی اجزای لاشه (42 روزگی)

نتایج حاصل از تأثیر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر وزن لاشه و وزن نسبی اجزای لاشه در جدول شماره 4-4 مشاهده می‌گردد، در مورد تأثیر سطح سیاه‌دانه جیره بر بازده لاشه، سینه و ران‌ها بین تیمارها اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0 اثر سیاه‌دانه بر بورس فابرسیوس در 42 روزگی در بین 2 و 3 با تیمار شاهد اختلاف معنی داری را نشان داد (05/04-9- SRBC
اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر SRBC در چهار بار خون گیری مورد آزمایش قرار گرفت. در روزهای 21، 28، 35 اختلاف معنی داری مشاهده نگردید (05/0p)(نمودار 4-12)

نمودار 4- 12 :اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر میزان SRBC در 42 روزگی

جدول 4-4 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر بازده لاشه، اندام‌های ایمنی و داخلی در 42 روزگی

تیمارها
اجزایی لاشه
شاهد
1
2
3
بازده لاشه(%)1
69/1± 23/60
19/1± 62/55
74/1± 76/60
63/3± 63/59
بازده سینه (%)2
84/2± 38/43
80/2± 59/42
26/1± ‍61/44
87/1± 00/44
بازده ران ها2
87/1± 19/25
20/2 ±86/24
93/0± 59/25
74/0± 78/23
بورس1
011/0± a 099/0
003/0± ab 082/0
010/0± b 067/0
002/0±b058/0
طحال1
005/0± 052/0
016/0± 061/0
014/0± 055/0
018/0± 062/0
کبد 1
24/0± 49/2
31/0± 53/2
06/0± 99/2
32/0± 62/2
قلب 1
03/0± 939/0
08/0± 07/1
13/0± 15/1
06/0± 926/0
سنگدان 1
07/0± 77/1
16/0± 91/1
10/0± 71/1
04/0± 81/1
چربی 1
36/0± 86/1
32/0± 59/1
22/0± 91/0
21/0± 35/1
بیضه در نر ها1
23/0± bc 52/1
02/0± c 29/1
12/0± ab 08/2
25/0± a 56/2
a-b : در هر ستون اعدادی که حروف مشابه ندارند اختلاف معنی دار دارند (P≤0/05)
درصد نسبت به وزن زنده
درصد نسبت به وزن لاشه

جدول4-5 :اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر log2 SRBC در هفته‌های مختلف دوره پرورش بلدرچین روزهای خون گیری
شاهد
25/0± 50/0
25/0 ± 37/0
88/0 ± 25/1
51/0±َ b

تری گلیسرید، استان کردستان، بهبود عملکرد، میانگین دما

در گیاهان باعث کاهش تعداد میکروب‌های بیماری‌زا روده و ممانعت از اتلاف مواد مغذی شده و بدین ترتیب سبب بهبود عملکرد، سلامتی بیشتر روده و افزایش پروتئین در بافت بدن می‌شوند، بنابراین اجزای فنولیک موجود در سیاه‌دانه احتمالاً از طریق بهبود جذب مواد غذایی منجر به بهبود میانگین افزایش رشد در بلدرچین‌ها شده است (82).
سیاه‌دانه موجب کاهش میزان کلسترول و تری گلیسرید می‌شود که می‌تواند به دلیل وجود اسیدهای چرب اشباع نشده در سیاه‍‌دانه است و سنتز کلسترول توسط سلول‌های کبدی یا کم شدن جذب روده کوچک توسط سیاه‌دانه باشد (25). مطالعات نشان می‌دهد بتا گلوکان موجب کاهش غلظت کلسترول کل می‌شود (95). مطالعات انجام شده در جوجه‌های گوشتی نشان می‌دهد 10 گرم سیاه‌دانه (88)، 10 و 15 گرم سیاه‌دانه (95)، 1 درصد سیاه‌دانه (70) و 5/1 درصد سیاه‌دانه (24) در جیره موجب کاهش کلسترول و تری گلیسرید می‌شود. این کاهش می‌تواند به علت کلریک فعال بعد از مصرف سیاه‌دانه باشد (91). مطالعات نشان می‌دهد که سیاه‌دانه موجب افزایش HDL (25، 20) و کاهش LDL (20) بهبود و افزایش گلبول‌های قرمز (91، 92) می‌شود. گزارش شده که سیاه‌دانه موجب افزایش پروتئین کل (88) افزایش آلبومین (70) می‌شود. میر آقای و همکاران (2011) گزارش کردن که 2 درصد سیاه‌دانه موجب اختلاف معنی داری در پروتئین کل و آلبومین نسبت به گروه شاهد شده است (70). پروتئین خون نتیجه از شرایط یک ارگانیسم و تغییر خواسته از فاکتورهای درونی و بیرونی است (91). گزارش شده که سیاه‌دانه در جوجه‌های گوشتی موجب افزایش گلبول‌های قرمز خون، هماتوکریت و هموگلوبین می‌شود (91). مطالعات نشان می‌دهد که سیاه‌دانه بر جگر، قلب، سنگدان اثر معنی داری ندارد (91، 88). اما بر روی بورس اثر معنی داری را گزارش کردند (88). اثر سیاه‌دانه بر سیستم لنفاوی احتمالاً ارتباط با تشکیل دهنده‌های فعال سیاه‌دانه که آنتی اکسیدان و آنتی باکتریایی دارند. گزارشات از بهبود تیتر ضد SRBC در علیه خون گوسفندی (95) بهبود سیستم ایمنی (72) در اثر مصرف سیاه‌دانه را نشان می‌دهد (92).

فصل سوم:
مواد و روش‌ها

3-1- زمان و محل آزمایش
دوره پرورشی این پژوهش در آذر و دی ماه سال 1391 به مدت 42 روز در سالنی به مساحت 35 متر مربع به ابعاد 7*5 و ارتفاع 70/2 متر در داخل 2 قفس (باطری) به ابعاد 200*80 سانتی متر که توسط کارتن‌هایی با روکش نایلون موسوم به کارتن پلاست هر قفس به 8 قسمت مساوی تقسیم شد تا که در هر قسمت 15 قطعه بلدرچین یک روزه جا گیرد از رول‌های کاغذی مخصوص برای بستر استفاده گردید، دمای سالن توسط هیتر برقی تنظیم و توسط دما سنج نیز به طور منظم کنترل گردید و نیز کنترل رطوبت سالن توسط رطوبت سنج جداگانه‌ای اندازه گیری و ثبت می‌گردید؛ همچنین برای تأمین نور سالن از دو عدد لامپ رشته‌ای 100 وات استفاده گردید محل انجام، استان کردستان واقع در شهرستان سنندج انجام بود؛ و آزمایشات مربوطه در آزمایشگاه دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گردید.
3-2- آماده سازی سالن
برای آماده سازی سالن و اجراي برنامه‌های بهداشتی و ضد عفونی، وسایل و تجهیزات غیر ثابت به خارج از سالن انتقال یافت و پس از شستشوی کامل بوسیله محلول ضد عفونی جرمی ساید با غلظت 1 لیتر در 200 لیتر آب ضد عفونی گردید و سالن بوسیله آب شستشو، سپس بوسیله سمپاش دستی حاوی محلول ضد عفونی به دقت ضد عفونی گردید. بعد از 48 ساعت با باز کردن هوا کش‌ها و پنجره‌ها هوادهی انجام شد. مدت 24 ساعت، قبل از ورود جوجه بلدرچین‌ها به سالن، سیستم گرمایشی روشن و دمای سالن در حد توصیه شده تنظیم گردید. برای آبخوری و دانخوری در هفته اول از لیوان و ظرف‌های یک‌بار مصرف با شیوه‌ای خاص و سپس در طول دوره از دانخوری و آبخوری‌های آویز مخصوص بلدرچین استفاده شد. رطوبت سالن با آب پاشی راهروهای میانی در محدوده 50 درصد تنظیم شد. دمای سالن در زمان ورود جوجه‌ها به سالن حدود 37 درجه سانتی‌گراد تنظیم گردید که تا روز 14 دوره هر دو روز نیم درجه از دمای سالن کاسته شد. در طول دوره دسترسی به آب و دان به صورت آزادانه در اختیار بلدرچین‌ها قرار گرفت. تهویه سالن با استفاده از یک هواکش 25*25 انجام شد. نور سالن به شکل 48 ساعت اول دوره نوردهی به صورت کامل (24 ساعته) و در ادامه دوره از 23 ساعت روشنایی و 1 ساعت تاریکی استفاده گردید. سپس داخل سالن نظافت شده و با مواد پاك کننده شستشو و بعد با محلول ویروکسال ضدعفونی شد.
3-3-خرید مواد خوراکی و تنظیم جیره‌ها
قبل از مخلوط کردن اجزاء جیره با سایر مواد مورد نیاز سیاه‌دانه مورد تجریه قرار گرفت
(جدول 3-2) جیره بر اساس )41NRC 1994) تنظیم گردید.
جدول 3-1 : ترکیب جیره غذایی مورد استفاده در آزمایش
مواد جیره
شاهد
(%)
نیم درصد
سیاه‌دانه(%)
یک درصد سیاه‌دانه (%)
یک و نیم درصد سیاه‌دانه (%)
ذرت
995/48
79/48
60/48
405/48
کنجاله سویا
76 /44
55/44
33/44
116/44
روغن
862/2
795/2
72/2
661/2
دی کلسیم فسفات
411/1
409/1
40/1
40/1
سیاه‌دانه
00/0
5/0
00/1
5/1
کربنات کلسیم
883/0
864/0
845/0
826/0
نمک
345/0
345/0
345/0
345/0
مکمل ویتامینی
250/0
250/0
250/0
250/0
مکمل معدنی
250/0
250/0
250/0
250/0
لیزین
122/0
124/0
126/0
128/0
متیونین
112/0
112/0
112/0
112/0
جمع
100%
100%
100%
100%
ترکیبات محاسبه شده
انرژی قابل متابولیسم kcal/kg
2900
پروتئین خام (درصد)
24
کلسیم (درصد)
8/0
فسفر قابل دسترس AP (درصد)
3/0
جدول 3-2: ترکیب سیاه‌دانه مورد استفاده در آزمایش
مواد تشکیل دهنده سیاه‌دانه
مقدار
1 kg
انرژی
پروتئین
کلسیم
فسفر
سدیم
پتاسیم
لیزین
متیونین
متیونین + سیستئن
45/3
1/22
68/1
23/0
0176/0
823/0
86/0
32/0
57/0

3-4- بلدرچین‌های مورد آزمایش
تعداد 240 قطعه بلدرچین یک روزه از طریق یکی از فارمهای اطراف سنندج خریداری و سپس به سالنی که از قبل درجه حرارت و رطوبت آن همراه با خود سالن آماده شده بود وارد گردید.
3-5- اقدامات انجام شده در روز ورود بلدرچین‌های یک روزه
یک روز قبل از ورود بلدرچین‌ها دمای سالن به اندازه مورد نظر رسید، بلدرچین‌های یک روزه از فارم سنتی آقای حسامی واقع در جنب کشتار گاه پر خریداری و به سالن انتقال یافت که پس از ورود به مدت چند دقیقه داخل همان ظرف انتقال (کارتن‌ها) در داخل سالن قرار گرفتند تا به شرایط آن خو بگیرند. بلدرچین‌ها قبل از ورود به داخل قفس‌ها توزین گردیدند و سپس به طور کامل تصادفی به تعداد 15 قطعه به داخل هر تکرار تقسیم شدند؛ همچنین روز قبل از ورود بلدرچین‌ها با استفاده از قرعه کشی محل (قفس) هر تکرار به طور تصادفی انتخاب گردید و شماره هر تکرار و تیمار به وسیله کاغذهای رنگی روی آن نصب گردید و بدین وسیله هر پن (تیمار و تکرار) جیره مخصوص خود را دریافت می‌نمود؛ دانخوری‌های اوایل دوره که از ظروف یک بار مصرف بود برای هر تیمار (چهار تکرار) و با جیره خاص خود پر شده بود بدون محدودیت در مقدار خوراک، همچنین آبخوری‌ها نیز از قبل پر شده بود و آماده استفاده بود. با توجه به اینکه روزهای اول پرورش بسیار حساس می‌باشد لذا درجه حرارت و رطوبت چندین بار کنترل و ثبت می‌گردید.
3-6- مدیریت پرورش و تغذیه
3-6-1-برنامه نوری، دما و رطوبت سالن
روشنایی سالن با استفاده از 2 عدد لامپ 100 وات تأمین می‌گردید، که در 48 ساعت ابتدای دوره به صورت نوردهی کامل و پیوسته و سپس از 23 ساعت نور و یک ساعت خاموشی تا پایان دوره استفاده گردید. منبع تأمین حرارت با توجه به فصل و ماه سرد سال که پرورش در آن ایام انجام گردید یک دستگاه هیتر برقی سه شعله بود و درجه حرارت و رطوبت نیز توسط دو عدد دماسنج و رطوبت سنج که دقیقاً در بالا سر قفس‌ها نصب شده بود هر 3 ساعت کنترل می‌گردید و میانگین دماهای ثبت شده به عنوان دمای واقعی سالن اعلام می‌گردید درجه حرارت مناسب در روز اول بین 37 الی 38 درجه بود که به ترتیب هر هفته 3 الی 4 درجه کاهش دما داده می‌شد تا اینکه در حرارت 24 درجه سانتی‌گراد ثابت باقی ماند. رطوبت سازی به خصوص در چند روز اول پرورش برای جلوگیری از دهیدراته شدن بدن و بروز تلفات کاملاً ضروری می‌باشد که بوسیله آب پاشی بین راهرو و قفس‌ها و یا قرار دادن یک ظرف آب تأمین می‌گردید؛ و در روزهای اول دوره بین 50 الی 60 درصد ثابت بود.

3-7- فراسنجه‌های اندازه گیری شده
در این تحقیق فاکتورهایی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت که به قرار زیر است:
1- مصرف خوراک 2- افزایش وزن 3- ضریب تبدیل غذایی 4- خصوصیات و نسبت لاشه در روزهای 28 و 42 روزگی 5- اندازه گیری فاکتورهای خونی کلسترول، تری گلسرید، لیپوپروتیین با چگالی بالا، لیپوپروتیین با چگالی پایین، پروتئین تام، آلبومین، VLDL، گلبول‌های قرمز، هماتوکریت، هموگلوبین و تیتر آنتی بادی SRBC.
3-7-1- خوراک مصرفی
خوراك مربوط به هر تکرار (واحد آزمایشی) در کیسه‌های پلاستیکی که شماره تکرار و نوع تیمار روي آن قید شده بود، قرار داشت. خوراك مصرفی به صورت هفتگی اندازه گیري و گزارش گردید.
در صورتیکه در طول هفته تلفات وجود داشت خوراك تصحیح شده محاسبه می‌گردید براي محاسبه خوراك تصحیح شده تعداد روز بلدرچین مورد ملاک می‌باشد (تعداد بلدرچین هر تکرار در روزهای هفته ضرب می‌گردد به عنوان مثال برای واحد آزمایشی که 15 قطعه بلدرچین دارد در 7 روز هفته عدد 108 به عنوان مخرج فرمول بالا اعمال می‌گردد).

وزن خوراك انتهاي – وزن خوراك ابتداي
= خوراک مصرفی بر حسب گرم در روز
روز جوجه

3-7-2- افزایش وزن
بلدرچین‌های هر یک از تکرار‌ها در پایان هر هفته به صورت گروهی توزین می‌شدند و تعداد بلدرچین‌های هر تکرار و اوزان هر واحد آزمایشی ثبت می‌گردید.
افزایش وزن هر بلدرچین بر حسب گرم در هفته طبق فرمول زیر محاسبه می‌گردید.

تعداد روزهای زنده بودن جوجه تلف شده +(تعداد روزهای دوره *تعدادجوجه زنده در پایان هفته) =روز جوجه

وزن زنده جوجه‌ها آغاز دوره- (وزن تلفات وزن – زنده کل پرندگان در پایان )
= افزایش وزن روزانه (گرم)
روز جوجه

3-7-3- ضریب تبدیل غذایی
برای بدست آوردن ضریب تبدیل غذایی بر اساس روز جوجه اقدام گردید به عنوان مثال برای بدست آوردن ضریب تبدیل غذایی یک هفته مقدار دان مصرفی واحد آزمایشی (تکرار) بر روز جوجه تقسیم می‌کنیم (برای بدست آوردن روز جوجه : تعداد روزهای هفته در تعداد بلدرچین‌های یک ت
کرار ضرب می‌گردد). سپس مقدار وزن اولیه بلدرچین‌ها (یا وزن هفته قبل را بر عدد روز جوجه تقسیم می‌نماییم؛ اعداد بدست آمده مصرف روزانه غذای بلدرچین در هفته بر افزایش وزن روزانه بلدرچین‌های تکرار تقسیم و عدد بدست آمده به عنوان ضریب تبدیل غذایی محسوب می‌گردد).

مصرف روزانه خوراک
= ضریب تبدیل غذایی(روزانه)
روز جوجه

3-7-4- صفات لاشه
در دوره پرورش روزهای 28 و 42 روزگی تعداد 2 قطعه در هر تیمار بلدرچین که به میانگین وزن بلدرچین‌ها نزدیک‌تر بود انتخاب و توزین شدند و بعد از ذبح و پر کنی مجزا کردن لاشه انجام شد و قسمت‌های مختلف لاشه (وزن زنده، وزن لاشه، ران، سینه، کبد، چربی محوطه بطنی، طحال، بورس، قلب، سنگدان، بیضه در نرها) کاملاً جدا شد و به وسیله ترازوی دیجیتالی با دقت یک هزارم گرم توزین گردید؛ و نسبت‌های بدست آمده ثبت گردید.
3-7-5-اندازه گیری فاکتورهای خونی (کلسترول، تری گلسرید، لیپوپروتیین با چگالی بالا، لیپوپروتیین با چگالی پایین پروتئین تام، آلبومین، VLDL، هموگلوبین، هماتوکریت و گلبول‌های قرمز)
در پایان 42 روزگی از تعداد 2 قطعه بلدرچین از هر تکرار به وسیله سرنگ 2cc (موسوم به سرنگ انسولین) از سیاهرگ زیر بال بلدرچین‌ها با رعایت اصول بهداشتی خون گیری گردید و هر کدام به لوله‌های آزمایش که بر روی هر کدام شماره تیمار و تکرار درج شده بود منتقل و پس از 1 ساعت نگهداری منجر به جداسازی سرم گردید و به وسیله یخدان مخصوص در مجاورت غیر مستقیم یخ به آزمایشگاه منتقل گردید که در آنجا پس از جدا سازی کامل سرم اقدام به نگهداری آن در دمای 18- نمودند. آزمایش‌ها با استفاده از کیت‌های پارس آزمون انجام گردید. از جوجهها در 42 روزگی نمونههای خونی به طور تصادفی از خون 2 پرنده به ازای هر تکرار جمع آوری میشوند. نمونه‌های خونی در تیوب‌های حاوی EDTA42برای تعیین فاکتورهای خونی (که بدو نه آنتی کوگالانت باشد و شمارش گلبول‌های قرمز هموگلوبین و درصد هماتوکریت اندازه گیری شد).
3-7-5-1- اندازه‌گیری متابولیت‌های سرم
به منظور تعیین کلسترول، تری‌گلیسرید، ليپوپروتئين با چگالی بالا، ليپوپروتئين با چگالی پایین وليپوپروتئين با چگالی خیلی پایین43 از کیتهای تشخیص کمی شرکت پارس آزمون استفاده و به روش دستگاهی در دستگاه اتو آنالیزور مدل Abbott Alcyon 300 اندازه‌گیری شدند.
روش آزمایش در اندازه گیری کلسترول و تری گلیسرید آنزیمی، کالریمتری برای اندازه گیری تک نقطه‌ای با روش فتومتریک بود اساس آزمایش کلسترول پر اکسید هیدروژن تولید شده در نتیجه هیدرولیز و اکسیداسیون کلسترول، به همراه فنول و 4- آمینو آنتی پیرین در مجاورت آنزیم پر اکسید از تشکیل کینونیمین می‌دهد. میزان کینونیمین تشکیل شده که به صورت فتومتریک قابل اندازه گیری است با مقدار کلسترول رابطه مستقیم دارد. اساس آزمایش تری گلیسرید توسط لیپو پروتیئن لیپاز از اسیدهای چرب جدا شده و طی مراحلی پر اکسید هیدروژن آزاد شده از تری گلیسرید با به همراه فنول و 4- آمینو آنتی پیرین در مجاورت

فیزیولوژی، بهبود عملکرد، گیاهان دارویی، عوامل محیطی

گوش و به صورت ردیفی درون کپسول (غلاف دانه دار) که درون آن تعداد زیادی دانه سیاه و معطر قرار دارد. گل‌ها منظم و دو جنسی، مادگی مرکب و چند بر چه‌ای می‌باشد. سیاه‌دانه دارای پرچم‌های مارپیچی نظم یافته‌اند (26).

شکل 2-2. تصویر شماتیک گیاه دارویی سیاه‌دانه و بذر سیاه‌دانه

2-14-3- مصارف طبی و سنتی سیاه‌دانه
در بابل باستان از سیاه‌دانه در درمان تورم، کبودی و درمان مشکلات معده استفاده می‌شده است. پزشکان قرون گذشته مانند بقراط و جالینوس سیاه‌دانه را برای درمان انواع مختلفی از بیماری‌ها از جمله عفونت بینی تجویز می‌کردند، برای مقاصد درمانی برای درمان سردرد و دندان درد، برای درمان بیماری‌های چشم و پوست، برای سرعت بخشیدن به قاعدگی، افزایش جریان ادرار و جریان شیر نیز از این گیاه استفاده می‌شده است. مصارف دیگر همچون درمان سرماخوردگی، سر درد، درد قفسه سینه و بدن، برای از بین بردن کرم‌های روده، افزایش مایع منی و افزایش نیرومندی، برای درمان جذام، از بین بردن لکه‌های پوست، غنی سازی رشد مو و همچنین به عنوان یک جزء در یک دارو علیه سموم و نیش موجودات سمی، برای سیاه‌دانه ذکر شده است. ابن سینا نیز به خواص دارویی سیاه‌دانه اشاراتی کرده است. اثر روغن سیاه‌دانه در برابر درمان فلجی و اسپام صورت نیز مورد بررسی قرار گرفته شده است (44).
2-14-4-استانداردهای بذری
بذر تخم مرغی گوشه دار، دارای خلل و فرج و به حالت اسفنجی می‌باشد. انتهای بالا نوک دار شده، انتهای پایین پهن‌تر و سطوح جانبی کمی بر آمده است. رنگ با چین‌های عرضی نا واضح و مات می‌باشد. نوع میوه‌ی بذری فندقی است. وزن هر دانه 30/2 گرم و از 6/1 تا 3/2 گرم متغیر است (44).
2-14-5- ارزش غذایی
در دانه سیاه‌دانه 40% روغن ثابت ساپونینی به نام ملانتین و حدود 4/1 درصد اسانس وجود دارد که دارای نیژلون است. ملانتین به صورت مجزا ماده‌ای سمی است. مواد سمی موجود در این خانواده از آلکالوئید ها (ترکیبات مضر برای قلب) تا اسید لاکتون با زنجیره کوتاه (محرک پوست) متنوع می‌باشد. حضور مواد دیگری چون ساپونین ها، گلوکوزیهای سیانوژنیک نیز در این گیاه غیر معمول نمی‌باشد (86 ).
2-14-6- ترکیبات
سیاه‌دانه ماده غذایی غنی از روغن و پروتئین است و دارای ارزش غذایی بالایی است. حدود 30% وزن سیاه‌دانه را روغن تشکیل می‌دهد که پی-سیمن34 اصلی‌ترین ترکیب آن است و تقریباً 48/61% از وزن روغن فرار آن را تشکیل می‌دهد (86). دانه گیاه ضمناً حاوی چربی، ویتامین‌ها، مواد معدنی، پروتئین و کربوهیدرات‌ها شامل مونوساکاریدها به شکل گلوکوز، زیلوز35، آرابینوز و رامینوز است (88). دانه گیاه منبع غنی اسیدهای چرب غیر اشباع و ضروری است. اصلی‌ترین اسید چرب غیر اشباع اسیدلینولئیک36 و سپس اسید اولئیک است. ترکیبات دیگری مانند فسفولیپیدها، کاروتن، کلسیم، آهن و پتاسیم نیز در دانه‌ها وجود دارد (79).
2-14-7- ماده مؤثره
ماده مؤثره مهم سیاه‌دانه تیموکینون 3 است. سیاه‌دانه دارای مواد موثر دیگری از قبیل سمن37، کارواکرول38، آلفا- پینن و بتا- پینن39 است (21).
2-14-8-خواص دارویی
قسمت‌های مورد استفاده در سیاه‌دانه، دانه و روغن فرار آن می‌باشد که به عنوان داروی معرق، محرک، بادشکن، صفرا بر و هضم کننده غذا مصرف دارد. از بذر در خوراک نان، چاشنی و در شیرینی‌جات به عنوان تزئین نسبتاً سمی است. در پزشکی سنتی از بذر برای زیاد کردن شیر استفاده شده و ملین بوده و دفع کننده کرم هم است. این گیاه به صورت موضعی در درمان زگیل و بثورات جلدی مورد استفاده قرار می‌گیرد (9).
اثرات ضد اکسایشی (55). ضد التهابی، تقویت کننده سیستم ایمنی و آنتی‌هیستامینی روغن و عصاره دانه گیاه سیاه‌دانه باعث شده است اثرات دارویی متعددی مانند کاهش قند، چربی و فشار خون بالا، و همچنین اثرات ضد میکروبی (82) ضد باکتریایی (87) ضد قارچی، ضد میتوزی (74)، ضد تشنج (19) و ضد انگل از این گیاه گزارش شود (22). تایموکینون، ترکیبات کارواکرول، و ترپینئول40 موجود در سیاه‌دانه اثرات ضد اکسایشی دارند (34). تایموکینون موجود در روغن سیاه‌دانه اثرات مشخصی علیه سلول‌های سرطانی انسانی دارد (50). احتمالاً اثر ضد توموری روغن سیاه‌دانه و تایموکینون به دلیل توانایی آن‌ها در مهار تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن است (28). تایموکینون از ترکیبات اصلی بذر گیاه سیاه‌دانه است و اثرات درمانی بسیار زیادی به این ماده نسبت داده شده است (29).
2-14-9- اکولوژی
این گیاه بومی منطقه مدیترانه است (26). ولی در خاور میانه از جمله ایران، شرق اروپا و غرب آسیا نیز پراکنده شده است. این گیاه را خصوصاً در کشورهای گرمسیر کاشته می‌شود. این گیاه به سادگی با محیط جدید خو می‌گیرد. سیاه‌دانه به کمبود آهن و خاک‌های ضعیف حساس است و به سرعت زرد می‌شود. همچنین سیاه‌دانه به شوری و گرما نیز مقاومت خاصی ندارد (94).
2-15- کلیاتی در مورد سیستم ایمنی
واژه ایمنی به تمام مکانیسم‌هایی اطلاق می‌شود که بدن از آن‌ها جهت محافظت در مقابل عوامل محیطی که براي آن بیگانه محسوب می‌شوند، استفاده می‌کند. عوامل متعددي من جمله عوامل ژنتیکی، سنی، متابولیکی، محیطی، تشریحی، فیزیولوژي و میکروبی باعث تغییر و تعدیل مکانیسم‌های ایمنی می‌شوند. دو نوع ایمنی ذاتی و ایمنی اکتسابی وجود دارد.
ایمنی ذاتی به صورت غیر اختصاصی و عمومی است و یکی از صفات مشخصه هر موجود زنده می‌باشد. ایمنی
ذاتی از عناصري مشتق می‌شود که به طور ذاتی و بدون آمادگی قبلی موجودات را در مقابل عوامل عفونت زا و پا تو ژن‌های خارجی محافظت می‌کنند. سدهاي دفاعی آناتومیک، سدهاي فیزیولوژیک و سدهاي آندوسیتیک و فاگوسیتیک مهم‌ترین سدهاي طبیعی بدن هستند. ایمنی اکتسابی شکل اختصاصی‌تری از ایمنی می‌باشد و این نوع ایمنی متعاقب برخورد با آنتی ژن ایجاد می‌شود. اولین برخورد با ماده خارجی که وارد بدن شده است زنجیرهاي از حوادث را به راه می‌اندازد، که منجر به ایجاد پاسخ ایمنی اختصاصی در مقابل این ماده خارجی می‌شود. مصونیت اختصاصی (ایمنی اکتسابی) نتیجه حضور عملی سیستم ایمنی است که می‌تواند به طور اختصاصی شناسایی کند و به طور انتخابی میکرو ارگانیسم‌ها یا مولکول‌ها را حذف کند. لنفوسیت‌های B و T و ماکروفاژها سه گروه از سلول‌ها هستند که در ایمنی اکتسابی شرکت دارند. لنفوسیت‌های T و B مسئول اختصاصی بودن پاسخ ایمنی اکتسابی هستند. ماکروفاژها سلول‌هایی هستند که نسبت به ماده‌ی معینی اختصاصی نیستند، ولی درگیر به عمل پردازش و عرضه آنتی ژن‌ها به لنفوسیت‌های T هستند. لنفوسیت‌های B در برابر ماده خارجی آنتی بادي اختصاصی سنتز و به داخل جریان خون ترشح می‌کنند که ایمنی هومورال نامیده می‌شود لنفوسیت‌های T نسبت به ماده‌ی خارجی اختصاصی عمل می‌کنند ولی آنتی بادي ترشح نمی‌کنند بلکه خود به دنبال عامل مهاجم می‌روند تا تأثیرات خود را روي آن اعمال کنند. لنفوسیت‌های T با تأثیر متقابل بر لنفوسیت‌های B به آن‌ها در ساختن آنتی بادي کمک می‌کند همچنین با فعال کردن ماکروفاژها در تکامل و تنظیم ایمنی اکتسابی نقش دارند. آنتی ژن‌ها موادي هستند که پس از ورود به بدن، سیستم ایمنی را به طور اختصاصی تحریک می‌کنند. هر چه یک ماده نسبت به بدن بیگانه‌تر باشد عکس‌العمل ایمنی بدن در مقابل آن بیشتر است. لنفوسیت B داراي یک گیرنده‌ی خاص براي یک آنتی ژن ویژه در سطح غشا هستند. این گیرنده یک مولکول آنتی بادي است که به گلیکوپروتیین غشا متصل شده است. در اولین برخورد سلول هاي B با آنتی ژن به علت اختصاصی بودن، آنتی بادي متصل به غشاي سلول به سرعت شروع به تقسیم می‌کند و سلول‌های B حافظه ای Memory Cell1 و سلول‌های موثري به نام پلاسما سل به وجود می‌آورد سلول‌های B حافظه ای عمري طولانی دارند و به سرعت آنتی بادي متصل به غشا با همان ویژگی را به عنوان سلول مادر ایجاد می‌کنند. پلاسما سل‌ها فقط براي چند روز زنده خواهند ماند و در این مدت مقدار زیادي آنتی بادي تولید می‌کنند. آنتی بادي‌های ایجاد شده مولکول‌های اصلی ایمنی همورال می‌باشند (12).
روش‌های متعددي براي سنجش پاسخ‌های ایمنی وجود دارد که با مطالعه‌ی این روش‌ها، طرز کار و اثرات آنتی بادي در بدن و نقش آن در ایجاد بیماري مشخص می‌شود. یکی از این روش‌ها تیتراژ آنتی- بادي است. تعیین غلظت آنتی بادي را در سرم و یا محلول‌های دیگر، تیتراژ می‌گویند و این در سرولوژي به معنی تعیین تعداد مولکول‌های آنتی بادي در هر واحد از محلول می‌باشد. طرز عمل به این ترتیب است که غلظت‌های مختلف سرم را با میزان معینی از آنتی ژن مواجه می‌کنند، کم‌ترین رقتی که در آن آگلوتیناسیون مشاهده می‌شود به عنوان تیتر آنتی بادي مزبور خواهد بود (12).

2-15-1- لزوم تقویت سیستم ایمنی
از آنجایی که امروزه بهداشت در محیط‌های پرورش حیوانات به خوبی توسعه یافته، حیوانات کمتر دچار بیماري می‌شوند. از سوي دیگر همین حیوانات پرورش یافته در محیط‌های بهداشتی در صورت بروز بیماري‌های همه گیر حساسیت بیشتري از خود نشان می‌دهند. بنابراین تقویت سیستم ایمنی در این حیوانات اهمیت زیادي در سلامتی آن‌ها دارد. در این زمینه سیستم ایمنی سلولی و فعال سازي سیستم ایمنی همورال از طریق راهکارهاي موثر تغذیه‌ای توجه بیشتري را به خود جلب نموده است. بین جیره و سیستم ایمنی رابطه دوجانبه‌ای وجود دارد به گونه‌ای که تغذیه می‌تواند تعدیل کننده سیستم ایمنی باشد و پاسخ‌های سیستم ایمنی نیز بر احتیاجات غذایی تأثیر گذار است. تعدیل سیستم ایمنی در حیوانات مزرعه‌ای گرچه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است ولی یک فرایند بسیار حساس نیز می‌باشد زیرا باید به گونه‌ای صورت گیرد که منجر به سرکوب سیستم ایمنی نشده و همچنین منتهی به تحریک بیش از حد سیستم ایمنی که محدود کننده رشد می‌باشد، نگردد (1).
تعدیل و تقویت سیستم ایمنی از طریق راهکارهاي تغذیه‌ای در آینده نیز اهمیت بیشتري خواهد یافت زیرا در حال حاضر برنامه‌های پرورشی بیشتر به سمت محدود نمودن استفاده زیاد از برنامه‌های دارویی و درمانی در حیوانات مزرعه‌ای پیش می‌رود و این امر بر نیاز بیشتر به تحقیقات پیرامون یافتن راهکارهاي تغذیه‌ای موثر در تقویت سیستم ایمنی تأکید دارد (12).
2-16-نقش سیاه‌دانه در سیستم ایمنی
برای پاسخ ایمنی مناسب لازم است که پاتوژن ها و آنتی ژن‌های خاص شناخته شوند، که در این روند ماکروفاژهای، گرانولوسیت، سلول‌های کشنده طبیعی (NK)، سلول‌های B و T دخیلاند (65). یکی از خصوصیات سیاه‌دانه اثرات تنظیم ایمنی آن است. درمان 4 هفته‌ای با روغن سیاه‌دانه باعث 55 درصدی در نسبت سلول‌های CD4T به CD8 و افزایش 30 درصدی در عملکرد سلول‌های NK شده است (84).برخی ترکیبات سیاه‌دانه اثر تقویت کننده ایمنی سلولی دارند و برخی دیگر از ترکیبات سیاه‌دانه اثر مهار کننده ایمنی خوبی دارند (90). مصرف یک هفته‌ای عصاره آبی سیاه‌د
انه باعث دو برابر شدن تعداد سلول‌های NK طحال و افزایش اثر آن‌ها علیه سلول‌های تومرال YAC-l شده است (84). مصرف 6 هفته‌ای روغن سیاه‌دانه باعث افزایش فعالیت فاگوسیتی ماکروفاژهای صفاتی و افزایش تعداد لنفوسیت های خون محیطی در موش‌های دیابتی شده است (42). ترکیبات سیاه‌دانه باعث عدم کاهش عملکرد سلول‌های T با افزایش عمر آن‌ها می‌شود (51). دانه گیاه سرشار از اسید لینولئیک آلفا، اسید استئاریدونیک و دیگر مواد است که باعث تقویت پاسخ ایمنی خصوصاً در سلول‌های T می‌شود (66).

2-17- مطالعات انجام شده روی سیاه‌دانه
با توجه به اینکه سیاه‌دانه یکی از گیاهان دارویی با اثرات سودمند بی شماری می‌باشد، مورد توجه محققین و دانشمندان قرار گرفته است و تحقیقات علمی زیادی بر روی این گیاه صورت گرفته است. در بسیاری از موارد دیگر محققین بیشتر خواص دارویی و اثرات درمانی روغن سیاه‌دانه مخصوصاً ماده موثرهای آن یعنی تایموکینون را مورد بررسی قرار داده‌اند (1) به عنوان مثال می‌توان به کاربرد تایموکینون در درمان اختلالات التهابی و سرطان (37)، تأثیر تایموکینون بر برخی صفات نژاد خاصی از موش‌های صحرایی (93)، بررسی اثرات ضد میکروبی و ضد باکتریایی ترکیبات شیمایی روغن دانه سیاه‌دانه و تایموکینون (58)، اثر بازدارندگی تایموکینون بر تولید محصولات انتهایی برخی از مسیرهای بیوسنتزی (64)، بررسی اثرات ضد سرطانی تایموکینون در موش (76) مطالعه اثرات ضد تشنج تایموکینون (1) و اثرات تایموکینون بر دستگاه گوارش (67) اشاره کرد. اثرات دارویی و درمانی این گیاه به قدری زیاد می‌باشد که از آن به عنوان یک گیاه معجزه آسا یاد شده است (73) که ترکیب روغن این گیاه با روغن‌های گیاهی دیگرتاثیر بسیار مطلوبی بر سلامتی انسان دارد (78).
گیاهان دارویی و مواد مؤثره آن‌ها از طریق حواس بویایی و چشایی موجب تغییر در عملکرد برخی فعالیت‌های فیزیولوژی در طیور به خصوص در دستگاه گوارش می‌شوند و از این طریق میزان مصرف خوراک را تحت تأثیر قرار می‌دهند (32). مطالعات انجام شده در جوجه‌های گوشتی نشان می‌دهد که سیاه‌دانه از 0 تا 21 روزگی موجب افزایش خوراک می‌شود (24). در مطالعه دیگر سیاه‌دانه از 0 تا 21 روزگی اثر معنی‌داری را بر مصرف خوراک نداشت اما از 0 تا 42 روزگی سیاه‌دانه اثر معنی‌داری داشت، موجب افزایش مصرف خوراک شد (47). احتمالاً سیاه‌دانه به دلیل بو و مزه مخصوص خود و از طریق اثری که بر اشتهای حیوانات دارد، سبب چنین تغییرات فیزیولوژیکی از جمله هورمون‌های افزاینده و کاهنده مصرف خوراک شده است (91).
فرآورده‌های گیاهی به صورت رایج جهت بهبود عملکرد پرندگان بکار برده می‌شوند که این بهبود از طریق تحریک ترشح آنزیم‌های گوارشی و بهبود هضم و جذب مواد مغذی حاصل می‌شود (24). مطالعات انجام شده بر روی جوجه‌های گوشتی نشان می‌دهد که سیاه‌دانه موجب افزایش وزن و بهبود عملکرد می‌شود (91). البتاوی و همکاران (2008) گزارش کردن که سیاه‌دانه موجب افزایش وزن می‌شود، گزارشات نشان می‌دهد که سیاه‌دانه موجب بهبود ضریب تبدیل در جوجه‌های گوشتی می‌شود (70). سیاه‌دانه حاوی مخلوطی از اسیدهای چرب ضروری به ویژه لینولئیک، لینولنیک و اسید اولئیک است (24). سیاه‌دانه حاوی اسید آمینه‌های ضروری است که برای رشد ضروری است را شامل می‌شود (91) وجود آمیلاز و لیپاز که به هضم و جذب کمک می‌کند در سیاه‌دانه موجود می‌باشد (20). علاوه بر آن وجود اجزای فنولیک

بلوغ جنسی، جنگ جهانی دوم، ابتلا به بیماری، یونان باستان

صاف، سیتوتوکسیک و محرک ایمنی (30) را نشان می‌دهد.
خواص گیاه دارویی سیاه‌دانه به علت ترکیبات و مواد تشکیل دهنده آن می‌باشد مطالعات نشان می‌دهد که سیاه‌دانه موجب بهبود مصرف خوراک، عملکرد رشد و سیستم ایمنی می‌شود (84)؟ بنابراین هدف از این پژوهش بررسی تأثیر سطوح مختلف بذر سیاه‌دانه بر عملکرد رشد، خصوصیات و بازده لاشه، برخی از فاکتورهای خونی و پاسخ ایمنی در بلدرچین ژاپنی می‌باشد.

فصل دوم:
بررسی منابع

2-1- طبقه بندی بلدرچین
بلدرچین (ژاپنی) در راسته گالیفورم و در خانواده فازیانیده و همراه با کبک و قرقاول در یک گروه قرار دارد، در مورد رده بندی این پرونده نظریات متفاوتی وجود دارد. شکل 2-1 نشان دهنده‌ی رده بندی بلدرچین است.
Aves (Bird)

رده
Galliformes (Game Birds and fowl)

راسته
Phasianidae

Tetraonidae

خانواده
quail
Partridgs
Pheasants
Capercaillie
Ptarmigan
Grouse
زیر خانواده

شکل 2-1- رده بندی بلدرچین (کاتی، 1998)

در جنس بلدرچین 13 گونه وجود دارد که کلیه نژادهای موجود از گونه‌ی کوترنیکس7 می‌باشند. در این گونه دو نوع بلدرچین وحشی به نام‌های اروپایی یا نوع معمولی و اروپا-آسیایی شناخته شده است. این احتمال وجود دار که منشا گروه دوم از گروه اول باشد. بلدرچین ژاپنی8 یک نژاد وحشی است و وزن آن سنگین‌تر از بقیه سویه‌های این نژاد است. سابقه اهلی شدن بلدرچین ژاپنی بسیار طولانی است و از قرن 12 میلادی به عنوان یک پرنده آواز خوان مورد توجه بوده است این سویه بلدرچین از گروه بلدرچین‌های موجود در کشتزارها حاصل شده است. باقیمانده اسکلت بلدرچین در قسمت‌های فوقانی تخته سنگ‌های غار پلییستوسین در بریتانیا مشاهده شده است. همچنین استفاده قوم یهود از گوشت بلدرچین در یک نسخه اسپانیایی مربوط به قرن یازدهم که در کتابخانه واتیکان حفظ می‌شود، ذکر شده است. در یونان باستان بلدرچین به عنوان یک پرنده قفسی توسط افراد علاقه مند برای جنگ دادن و یا برای مصرف گوشت پرورش داده می‌شد (59).
2-2- تاریخچه اهلی کردن بلدرچین ژاپنی
شروع پرورش بلدرچین در ژاپن، قرن یازدهم است که به صورت اهلی از کشور چین وارد می‌شد. در ابتدا هدف از پرورش و نگهداری بلدرچین، به عنوان یک پرنده آواز خوان بود و از آن برای شرکت در مسابقات آواز خوانی استفاده می‌شد. بلدرچین تجاری امروزی نیز در فاصله سال‌های 1910 تا 1941 از لا ین‌های بلدرچین آواز خوان به وجود آمد و از همان زمان انتخاب برای گوشت و تخم در بلدرچین آغاز شد. در طول جنگ جهانی دوم جمعیت هر دو گروه بلدرچین (آواز خوان و تجاری) به شدت کاهش یافت. بعد از جنگ، بخش بلدرچین ژاپنی از معدودی بلدرچین موجود در کشورهایی مثل کره، چین و تایوان و هم چنین نوع وحشی موجود در طبیعت رونق گرفت. لا ین‌های بلدرچین ژاپنی موجود در آمریکا و اروپا نیز بعد جنگ جهانی دوم از این جمعیت حاصل شده‌اند (59).
در حال حاضر با توجه به محدودیت مراتع کشور، تهیه گوشت قرمز از پرورش گاو و گوسفند با مشکلاتی مواجه است. این مسئله موجب شده است که انسان‌ها برای دغدغه‌های تا مین پروتئین مورد نیاز خود اقدام به اهلی کردن پرندگان حلال گوشت کنند و با پرورش صنعتی آن‌ها بخشی از احتیاجات پروتئینی خود را برطرف سازند. پرورش بلدرچین امروزه جایگاه خاصی در صنعت پرورش طیور پیدا کرده که با توجه به افزایش تقاضای مردم برای مصرف گوشت و تخم بلدرچین و اقتصادی بودن آن از نظر تولید، پیش بینی می‌شود در آینده توسعه بیشتری پیدا کند (8).

2-3- پراکندگی و محل زیست
به طور کلی بلدرچین‌ها در تابستان زیاد دیده می‌شوند. معدودی از آن‌ها در زمستان در زمین‌های کم ارتفاع سراسر ایران باقی می‌مانند. رشد بلدرچین بومی آسیا (Coturnix coturnix) سریع بوده و آب و هوای معتدل برای آن‌ها مناسب بوده است. بنابراین بین المدارین منطقه مناسبی برای زندگی آن‌ها می‌باشد. نوع وحشی بلدرچین که در طبیعت زندگی می‌کند مهاجر است و زمستان را در شمال آفریقا، در بیابان و دشت‌های سبز و خرم سپری و در تابستان با پرواز در امتداد دریای مدیترانه به اروپا مهاجرت می‌کند. در دشت‌ها و سبزه زارهای ایران، بلدرچین‌های وحشی به وفور یافت می‌شوند (8).
2-4- ویژگی‌های عمومی بلدرچین
اصولاً بلدرچین‌ها پرندگانی پر طاقت، نیرومند و مقاوم می‌باشند و می‌توانند در مناطقی با آب و هوای گوناگون رشد و تولید مثل کنند. این توانایی ناشی از قدرت سازگاری زیاد آن‌ها با شرایط گوناگون محیطی می‌باشد. بلدرچین دارای مقاومت خوبی نسبت به شرایط نامساعد محیطی بوده و در محیط‌های مختلف به راحتی سازگار می‌شود. این پرندگان سریع رشد می‌کنند. سن بلوغ در این پرندگان کم بوده و در سن 2-15/1 ماهگی بلوغ جنسی در آن‌ها کامل می‌شود در این هنگام وزن پرنده نر در حدود 180 تا 200 گرم و وزن پرنده ماده در حدود 200 تا 250 گرم می‌باشد. البته وزن پرنده بر اساس نوع، نژاد و روش پرورش می‌تواند با اعداد ارائه شده متفاوت باشد. این پرنده پس از بلوغ جنسی حدود 8 تا 10 ماه تخمگذاری می‌کند و میانگین تعداد تخم در این مدت 200 تا 250 عدد است. ویژگی‌های عمومی بلدرچین در جدول 2-1 نشان داده شده است (8).

جدول 2-1 : مشخصات عمومی و تولیدی بلدرچین ژاپنی
معیار
میانگین
واحد
دمای محیطی مورد نیاز
3
9-24
درجه سانتی‌گراد
رطوبت محیطی مورد نیاز
70-45
درصد
متوسط مصرف خوراک
30-25
گرم در روز
تعداد کروموزوم‌ها
78
n2
دوره جوجه کشی
18-17
روز
سن بلوغ جنسی
50-35
روز
دوره تخم گذاری
8-6
ماه
سن شروع تخم گذاری
6-5
هفته
حداکثر تولید تخم در یک سال
280-150
عدد
نطفه داری
85-75
درصد

2-5- اندازه و طول عمر بلدرچین
جثه بلدرچین در نژادهای مختلف متفاوت است. بزرگ‌ترین جثه متعلق به نژاد9 از گروه10 و کوچک‌ترین آن‌ها نژاد بلدرچین چینی از گروه11 می‌باشد. اطلاعات کمی در مورد طول عمر این پرنده وجود دارد. برخی از گزارشات طول عمر بلدرچین را حدود 10 سال ذکر کرده‌اند اما طول عمر اقتصادی آن حدود یک سال است (8).
2-6- افزودنی‌های غذایی غیر مغذی
2-6-1- محرک رشد
جیره برای جوجه‌های گوشتی باید به صورتی آماده گردد که علاوه بر داشتن حداقل هزینه، حاوی مواد مغذی مورد نیاز برای ایجاد حداکثر رشد و بهترین ضریب تبدیل غذایی باشد. به منظور اطمینان از مصرف، هضم، عدم تخریب، جذب و انتقال مواد مغذی به سلول‌های بدن، علاوه بر غلظت‌های مناسب و متعادل مواد مغذی، بعضی افزودنی‌های غذایی غیر مغذی نیز به جیره اضافه می‌شود. بقیه افزودنی‌ها به منظور تغییر در سوخت و ساز مرغ و جهت رشد بهتر و تولید محصول نهایی با قیمت کمتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند (5).
یک محرک رشد، ماده‌ای است که اگر به مدت طولانی و در مقادیری کمتر از دز درمانی به جیره دام و طیور اضافه شود باعث افزایش، عواید اقتصادی از طریق دخالت در یکی از سه شاخص تولیدی زیر می‌گردد:
1- میزان رشد و ضریب تبدیل غذایی
2-میزان مرگ و میر
3-میزان ابتلا به بیماری‌ها
اساساً موادی که بدین منظور به کار گرفته می‌شوند باید یکی از این دو نقش (و در بعضی موارد هر دو نقش) را ایفا نمایند:
1- بالا بردن کارائی از طریق افزایش میزان رشد یا بهبود ضریب تبدیل غذایی در حیواناتی که از نظر بالینی سالم بوده و غذای کافی دریافت می‌دارند.
2-حفظ سلامتی حیوان در برابر استرس‌های محیطی و توانایی مبارزه در برابر تهاجم میکروب‌ها در سیستم‌های نوین دامپروری به ویژه سیستم‌های پرورش متراکم (18).
2-7-راه‌های استفاده از دارو
روش عمده تجویز دارو در طیور از راه غذا و آب می‌باشد، تزریق و تجویز از طریق آئروسل نیز گاهی انجام می‌شود (40).
2-7-1- درمان با آب
درمان با آب به دلیل سهولت انجام آن و نیز موثر بودن بیشتر دارو انجام می‌شود. بدین منظور دارو در آب حل و به صورت محلول در می‌آید این روش تجویز بسیار ساده است و وسایل مورد نیاز در دسترس می‌باشند در مناطق با آب و هوای معتدل مصرف آب در طیور نسبت به غذا 5/2 برابر است لذا از این طریق دارو نسبتاً سریع دریافت شده و مقدار آن نیز بالا خواهد بود.
2-7- 2-درمان همراه غذا
داروهای غیر محلول باید همراه با غذا تجویز شوند، از معایب تجویز دارو همراه غذا نیاز به غلظت بالای دارو است که به علت اختلالی است که مواد معدنی و آلی موجود در جیره غذایی در جذب دارو ایجاد می‌کنند اما نظر به معین بودن مقدار مصرف غذا در مقایسه آب در هنگام درمان همراه آب تعیین مقدار دارو راحت‌تر انجام می‌شود که هم باعث صرفه جویی در مصرف دارو شده و هم از عوارض آن جلوگیری می‌کند ولی باید توجه داشت در بیماری‌هایی که به علت وجود تب و عوارض گوارشی مصرف غذا کاهش یافته یا قطع می‌شود راه غذایی اصولاً نتیجه بخش نبوده و از راه آب آشامیدنی به علت وجود عطش، دارو سریع‌تر به بدن می‌رسد (48).
2-7-3- درمان به وسیله تزریق
از نظر اثر بخشی سریع‌ترین و موفقیت آمیز تر ین راه تجویز دارو راه تزریق است، مثال این مورد عفونت هموفیلوس12 و پاستورلا در طیور تخم‌گذار می‌باشد که با تزریق آ مو کسی سیلین صورت می‌گیرد و با درمان به وسیله آب دنبال می‌شود اما صرف وقت بسیار و نیاز به کارگر و وسایل ضروری از قبیل سرنگ، سوزن و…و همچنین عوارض آن همچون بروز استرس در طیور انجام آن را غیر اقتصادی و بی فایده می‌سازد (35).
2-7-4- درمان توسط آئروسل
امروزه تجویز دارو به طریق آئروسل یا اسپری بسیار کم صورت می‌گیرد زیرا به علت ناکافی رسیدن آنتی بیوتیک به محل عفونت و نیاز به جریان آرام و ملایم هوا در درمان عفونت‌های تنفسی به ویژه ناشی از ایکولای موفقیت آمیز نبودن است همچنین ممکن است به واسطه استنشاق داروها خطراتی را برای عامل در برداشته باشد (40).
2-8- بررسی‌های انجام شده در زمینه استفاده بیش از حد دارو
افزایش استفاده از آنتی بیوتیک ها معضل مقاومت به دارو را به دنبال داشته است. محققان می‌گویند بیماری‌های کشنده‌ای مانند مالاریا، سل و در واقع استافیلو کو کها در شکل‌های جدی و کشنده مجدداً روبه گسترش اند (52).
در حال حاضر فشار سازمان‌های جهانی برای توقف استفاده از آنتی بیوتیک ها در کشاورزی بیشتر شده است. (سازمان جهانی سلامت13) نیز اعلام کرده مقاومت به آنتی بیوتیک ها تهدیدی جدی برای جامعه انسانی است. معاون سازمان اف دی ای14 نیز گفت: کشاورزان و دامداران باید هر چه سریع‌تر مصرف آنتی بیوتیک ها را به منظور حفظ سلامت دام‌ها متوقف کنند. این در حالی است که شرکت‌های داروسازی و انجمن‌های مزرعه بر ضرورت استفاده از این داروها به منظور حفظ سلامت دام‌ها و کاهش هزینه تولید گوشت تاکید دارند و آن را لازم می‌شمرند. در یک سال
استفاده از آنتی بیوتیک ها در آمریکا باعث صرفه جویی 30 درصدی در هزینه برای پرورش دهندگان خوک شد. اما کارشناسان سلامت ضمن اشاره به معضل مقاومت دارویی، در مورد گسترش میکروارگانیسم های مقاوم به آنتی بیوتیک از طریق انتقال دام‌ها، روان آب سطحی، بارندگی و فضولات دامی که در نهایت ممکن است وارد فرآورده‌های غذایی شوند، هشدار می‌دهند (89). سازمان اف دی ای اعلام کرده است بدون وضع قوانین جدید، امکان محدود کردن این داروها چندان میسر نیست و این سازمان در سال 1951 مجوز استفاده از آنتی بیوتیک ها را برای دام‌ها صادر کرد، یعنی زمانی که مقاومت دارویی هنوز شناخته شده نبود. در سال 1977 این سازمان استفاده از پنیسیلین و تتراسایکین در خوراک دام را ممنوع کرد اما با تلاش گروه‌های مخالف، این ممنوعیت اعمال نشد. در سال 2000 این سازمان دستور داد یک دارویی بسیار پر استفاده در مرغداری‌ها از بازار خارج شود. این سازمان محدودیتی در مورد استفاده از یک آنتی بیوتیک (سفال و سپور ین) در مرغ‌ها، گاوها و خوک اعلام کرد اما دولت وقت آمریکا با توجه به صدها نامه دریافتی از شرکت‌های دارویی، انجمن‌های تجارت محصولات دامی و غیره این تصمیم را معلق گذاشت. به علت قوانین ضعیفی که وجود دارد و با توجه به استفاده گسترده از آنتی بیوتیک در مزارع و دامداری‌ها، هیچ سیستمی برای آزمایش گوشت و جلوگیری از باکتری‌های خطرناک مقاوم به آنتی بیوتیک وجود ندارد (83).
2-9- مصرف بی رویه آنتی بیوتیک ها در پرورش صنعتی دام و طیور
به عنوان مصرف کننده همواره انتظار داریم محصولاتی که خریداری و غذایی که تهیه می‌کنیم پاک، تازه و عاری از آلودگی‌های مختلف همچون مواد شیمیایی، باکتری‌ها و … که بیماری زا هستند، باشد. اما مصرف بی رویه و غلط دارو و مسأله باقی ماندگی دارویی در غذایی با منشأ دامی و آثار سوء آن در انسان و حتی محیط زیست هشداری بر این موضوع است. این مواد شیمیایی که همان آنتی بیوتیک ها هستند در انسان هم برای درمان بیماری‌های عفونی مصرف می‌شوند اما واقع امر این است که مقاومت به یک داروی خاص همواره به موازات مصرف آن دارو رشد و توسعه می‌یابد. تا قبل از کشف آنتی بیوتیک ها استفاده از آن‌ها مسلماً هیچ مقاومتی نبوده ولی حالا که مدت مدیدی از زمان شروع استفاده از آنتی بیوتیک ها می‌گذرد مقاومت باکتری‌ها به آن‌ها هم بسیار وسیع شده و به امر نگران کننده برای انسان تبدیل شده است. پزشکان منتقد مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک ها می‌گویند: مصرف آنتی بیوتیک ها در دامپروری ها با صنعتی شدن پرورش دام افزایش یافته است زیرا در دامداری به شیوه صنعتی که تعداد زیادی دام و طیور در کنار هم نگهداری می‌شود احتمالاً ابتلای آن‌ها به بیماری‌ها و شیوع بیماری‌های واگیر به شدت زیاد و در صورت ابتلا و همه گیری درمان قطعی بسیار مشکل است و لذا تلفات زیاد و خسارت‌های اقتصادی سنگینی را متوجه صاحبان دامداری‌ها می‌کند و بعلاوه اینکه در اقتصاد کشور نیز ضربه خواهد زد. آنتی بیوتیک ها در پرورش دام با اهداف دیگری غیر از درمان بیماری‌های دامی استفاده می‌شوند، 90 درصد آنتی بیوتیک های تجویز شده توسط دامپزشکان با هدف تسریع رشد دام‌ها صورت می‌گیرد تا برای درمان آن‌ها (16).
متخصصان سلامت عمومی که در زمینه سلامت جامعه انسانی تحقیق و فعالیت می‌کنند، همواره به مصرف بی رویه و غلط آنت

گیاهان دارویی، مواد غذایی، کشورهای در حال توسعه، بهبود عملکرد

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر مصرف خوراک در 21- 0 روزگی 46
نمودار 4-2 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 21- 0 روزگی 47
نمودار 4-3 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 42- 22 روزگی 47
نمودار 4-4 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 42- 0 روزگی 48
نمودار 4-5 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 21- 0 روزگی 49
نمودار 4-6 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 42- 22 روزگی 49
نمودار 4-7 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 42- 0 روزگی 50
نمودار 4-8 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر کلسترول خون بلدرچين در 42 روزگی 52
نمودار 4-9 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر تري گلسريد خون بلدرچين در 42 روزگی 52
نمودار 4-10 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر LDL خون بلدرچين در 42 روزگی 53
نمودار 4-11 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر گلبول‌های قرمز خون بلدرچين در 42 روزگی 53
نمودار 4-12: اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر SRBC در بلدرچين در 42 روزگی……………………………..56

چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر سطوح مختلف بذر سیاه‌دانه بر عملکرد رشد، برخی از فاکتورهای خونی و پاسخ ایمنی در بلدرچین بود. بدین منظور 240 قطعه بلدرچین یک روزه در 4 تيمار و 4 تكرار و 15قطعه بلدرچین در هر تكرار در قالب طرح کاملاً تصادفي توزیع شدند. گروههای آزمایشی شامل تیمار شاهد(جیره پایه+0% سیاه‌دانه)، تیمار یک (جیره پایه+5/0% سیاه‌دانه)، تیمار دو (جیره پایه+1% سیاه‌دانه)، تیمار سه (جیره پایه+5/1% سیاه‌دانه) و پس از آنالیز سیاه‌دانه جیره مطابق با NRC سال1994 تنظیم شد. طول دوره آزمایش 6 هفته بود. مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک در پایان هر هفته اندازه گیری شد. و در پایان دوره برای اندازه گیری فاکتورهای خونی از هر تکرار دو بلدرچین برای خون گیری انتخاب گردید، برای اندازه گیری پاسخ ایمنی علیهSRBC روزهای 14 و 28 خون گوسفندی به صورت عضلانی تزریق گردید 7 و 14 روز پس از تزریق خون گیری از دو بلدرچین انجام شد در روزهای 28 و 42 از هر تیمار 2 قطعه بلدرچین برای اندازه گیری بازده لاشه و اندام‌های ایمنی انتخاب شد. 21 – 0 روزگی تیمار 3 نسبت به سایر تیمارها مصرف خوراک بیشتری داشت و تفاوت معنی داری را نشان داد (05/0 ≥ p)، تیمار 2 بیشترین افزایش وزن و بهترین ضریب تبدیل را نسبت به سایر تیمارها نشان داد (05/0 ≥ p)، تیمار شاهد بیشترین میزان LDL، کلسترول و تری گلسرید را داشت (05/0 ≥ p)، تیمارهای 2و 3 به طور معنی داری بیشترین میزان گلبول‌های قرمز را نسبت به تیمار شاهد داشتند (05/0 ≥ p)، درصد بورس نسبت به وزن زنده در 42 روزگی تیمار شاهد نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)، تیمار 3 در نسبت بیضه در نرها نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)، میزان پاسخ ایمنی علیه SRBC در هفته ششم تیمار 2 با سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)، تفاوت بین تیمارها از لحاظ (HDL،VLDL ، آلبومین، پروتئین کل، هموگلوبین، هماتوکریت، بازده لاشه، سینه، ران‌ها، کبد، طحال، سنگدان، قلب، چربی بطنی) تفاوت معنی داری نبود (05/0 ≥ p).
واژه‌های کلیدی: سیاه‌دانه، عملکرد تولیدی، فاکتورهای خونی، ایمنی، بازده لاشه، بلدرچین

فصل اول:
مقدمــه

دسترسی مطمئن به منابع غذایی مورد نیاز جوامع بشری به صورت یک ضرورت اجتناب ناپذیر در آمده است. وضعیت تولید مواد غذایی در دنیای امروز به خصوص در کشورهای در حال توسعه یکی از مسائل مهم اقتصادی به شمار می‌رود و بر اساس برخی پیش بینی‌ها این مسئله در آینده نزدیک ممکن است مشکلات اجتماعی را به همراه داشته باشد. افزایش روز افزون جمعیت دنیا به ویژه در کشورهای فقیر مهم‌ترین دلیل این امر می‌باشد (6). بیشتر کشورهای در حال توسعه غذای مورد نیاز جمعیت خود را به سختی تأمین می‌کنند و بخش عظیمی از جمعیت انسانی جهان از سوء تغذیه رنج می‌برند (57). نیاز به پروتئین از مسائل پیش روی تغذیه انسان می‌باشد و اهمیت آن در رشد و سلامت کاملاً روشن می‌باشد. با افزايش جمعيت جهان، نياز بشر به مواد پروتئيني روز به روز افزايش يافته است. اين مسئله سبب شده که بسياري از حيوانات را که گوشت آن‌ها براي مصرف انسان مناسب است، به صورت اهلي درآورده و با پرورش صنعتي آن‌ها بخشي از احتياجات پروتئینی انسان برطرف گردد، امروزه با توجه به افزایش روز افزون جمعیت و لزوم تأمین مواد غذایی، بهبود راندمان تولید سبب می‌شود تا سطح تغذیه مردم جهان به تدریج بهبود یابد (7). صنعت طیور نقش عمده‌ای در این توسعه و بهبود خواهد داشت. بنابراین یکی از اهداف اصلی در این صنعت، بهبود راندمان تولید با حداقل هزینه است. از آن جا که بخش تغذیه در این صنعت قسمت اعظم هزینه‌ها را به خود اختصاص می‌دهد، لذا تلاش در جهت بهبود کار آیی، استفاده از مواد مغذي در جیره امري ضروري و قابل توجه می‌باشد (11). دانشمندان در اکثر نقاط جهان فعالیت‌های مستمري را جهت رفع اين نيازها آغاز کرده‌اند. از جمله اين فعاليت‌ها که از سال‌ها پيش شروع شده است اهلي کردن، پرورش و اصلاح بعضي از گونه‌های پرندگان وحشي می‌باشد. به عنوان مثال توسعه صنعت بلدرچين در استونیا از زمان ورود تخم بلدرچين به آنجا در سال 1976
آغاز گشت و روي خصوصيات مورفولوژيکي بلدرچین و تحقیق در مورد گله‌های پر تولید و مقاوم در این کشور بررسی و مطالعه گرديد (2). در اين ارتباط پرورش بلدرچين در اوايل قرن بيستم توسط دامپروران از اهميت خاصي برخوردار شد. از آن جا که سلامتي، پويايي و شکوفايي استعدادهاي افراد هر جامعه، در گرو تغذيه صحيح و کافي، به ويژه بخش پروتئين حيواني افراد آن جامعه است. لذا براي تأمین پروتئين حيواني توسعه هر چه بیشتر دامپروري، به ويژه صنعت پرورش طيور و ساير پرندگان از جمله بلدرچين ضرورت انکار ناپذيري پيدا می‌کند (3). مطالعه روي بلدرچين به عنوان يک پرنده به دلايل متعددي می‌تواند جنبه بنيادي يا کاربردي پيدا کند. هم اکنون از بلدرچين به عنوان حيوان آزمايشگاهي در سطح گسترده استفاده می‌شود. و مزاياي فراوان ديگري نيز سبب اهميت پرورش بلدرچين شده است. بلدرچين با داشتن خصوصيات مناسب جثه کوچک، رشد سريع، بلوغ زودرس، توليد بالاي تخم، فاصله کوتاه تخم گذاري حدود ٢٠ ساعت، فاصله کوتاه ايجاد نسل، نیاز کم به محيط پرورشي از نظر مساحت، نياز به غذاي کم، مقاومت به شوري جيره تا حد ٣ درصد نمک دوره انکوباسيون کوتاه، مقاومت به بسياري از بيماري‌های متداول جوجه‌های گوشتي، کيفيت بالاي گوشت و تخم، قيمت بالاي توليدات، هزينه کم مواد غذايي و درمان، و بازگشت سريع سرمايه و … به عنوان پرنده‌ای با ارزش اقتصادي شناخته شده و هم اکنون در بسياري از کشورهاي جهان پرورش داده می‌شود. و تحقيقات گسترده‌ای بر روی آن در حال انجام می‌باشد (80). اولين بار پرورش صنعتي اين پرنده در استان تهران در محل ماهي سراي کرج توسط دکتر معتمد انجام شد. سپس دکتر رادي ميبدي در يزد اقدام به پرورش بلدرچين به صورت صنعتي نمود. به دنبال آن در شهر‌های مختلف کشور از جمله تبريز، مشهد، قم، کرج و ديگر نواحي پرورش بلدرچين در واحد‌ها‌ی صنعتي کوچک و بزرگ رواج یافت (2).
وجود ويژگي‌های مناسب سبب شده تا بلدرچين به عنوان يک پرنده مطلوب نزد کشاورزان و پرورش دهندگان تلقي شده و علا قمند ان زيادي به پرورش صنعتي اين پرنده روي آورند ( 2).
پرورش بلدرچین امروزه جایگاه خاصی در صنعت پرورش طیور پیدا کرده است و با توجه به تقاضاي مردم، پرورش آن رو به گسترش است. بلدرچین و جوجه‌های گوشتی جزء پرندگانی هستند که از رشد سریعی برخوردارند. این پرندگان در طی دوره پرورش با عوامل استرس‌زای مختلفی مواجه می‌شوند و این استرس‌ها باعث تغییر در هورمون‌ها، کاهش خوراك مصرفی، تغییر در متابولیسم مواد مغذي و تضعیف سیستم ایمنی می‌شود. از راهکارهای توفیق در صنعت پرورش طیور تغذیه مناسب است که از جهات مختلف مورد توجه بوده، از جمله می‌توان به ارتباط تغذیه با رشد و ارتقاء ایمنی اشاره نمود (80). در این راستا شرایط تغذیه‌ای، اعمال ایمونولوژی و پاسخ به عوامل عفونی را در میزبان تحت تأثیر قرار می‌دهد و بر عکس، بیماری‌های عفونی حاد یا مزمن نیز اثر زیان باری بر شرایط تغذیه‌ای خواهد گذاشت. در مورد کنترل، پیشگیری مهم‌تر از درمان است. زیرا اولاً درمان در جایگاه‌های بزرگ مشکل بوده و ثانیاً هزینه‌های آن زیاد است. در حالی که پیشگیری بیماری‌ها آسان‌تر و هزینه آن کمتر است. از این رو باید تدابیری اتخاذ نمود که به جای درمان، مسئله پیشگیری از بیماری‌ها را مد نظر قرار داد. برای پیشگیری از بروز بیماری‌ها و بالا بردن مقاومت، روش‌های متعددی وجود دارد از جمله واکسیناسیون، استفاده از آنتی بیوتیک ها و غیره که هر یک از این روش‌ها علی رغم ارتقاء عملکرد سیستم ایمنی معایبی مانند ایجاد مقاومت میکروارگانیسم ها نسبت به آنتی بیو تیک ها دارند و مدت زمان مصرف آنتی بیوتیک ها و فاصله آخرین مرحله استفاده از آن‌ها تا زمانی که طیور به کشتار گاه منتقل می‌شوند، می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد و حتی در صورت رعایت همه موارد، احتمال بروز عوارض جانبی ناشی از باقی ماندن این مواد در لاشه و در بدن افرادی که از این محصولات خصوصاً به مقدار زیاد در رژیم غذایی خود استفاده می‌کنند، وجود دارد. در نتیجه نگرانی‌های ناشی از اثرات نامطلوب مصرف زیاد آنتی بیوتیک ها در تغذیه طیور روز به روز در حال گسترش است (46).
در دهه‌های اخیر جهت بالا بردن بازده تولیدی دام و طیور از ترکیباتی به عنوان افزودنی‌های غذایی و محرک رشد که در دسترسی مواد مغذی جیره و بهبود رشد استفاده شده است، که از جمله این ترکیبات آنتی بیوتیک های محرک رشد بوده که به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند ولی با توجه به اثرات مضر استفاده از آنتی بیوتیک های و محدود بودن استفاده از آن‌ها، متخصصین تغذیه دام و طیور در پی جایگزینی برای این ترکیبات هستند. از سال 2006 در اروپا کاربرد هر نوع آنتی بیوتیکی به عنوان محرک رشد در جیره دام و طیور ممنوع گردید (91).
حذف آنتی بیوتیک ها از جیره دام و طیور به عنوان محرک رشد به دلایل مختلفی بود که مهم‌ترین آن‌ها ایجاد میکروارگانیسم های مقاوم به آنتی بیوتیک ها، مخفی شدن عفونت‌های موجود، مسمومیت دارویی و بقایای آنتی بیوتیکی در محصولات می‌باشد (7). با توقف استفاده از آنتی بیوتیک ها، افزایش بیماری و کاهش تولید به کرات در جوجه‌های گوشتی مشاهده شد (38). همچنین چنانچه یک ترکیب ضد میکروبی برای مدت طولانی استفاده شود، برخی از باکتری‌ها نسبت به آن مقاوم خواهند شد و لذا در بدن پرنده تکثیر می‌یابند. به همین دلیل محرک‌های رشد با منشأ غذایی در طی زمان طولانی کم اثرتر می شو
ند. ممکن است آنتی بیوتیک های مختلف به طور هم‌زمان و یا به صورت متناوب در جیره پرندگان استفاده شوند. همچنین به علت نگرانی‌ها از انتقال عامل مقاومت از یک میکروب به میکروب دیگر نگران کننده است به دلیل وجود نگرانی‌ها در مورد عوارض جانبی داروهای شیمیایی و کاهش اثرات آن‌ها در مدت زمان طولانی و همچنین کارایی بیشتر داروهای مشتق شده از گیاهان دارویی در درمان بیماری‌ها نسبت به داروهای شیمیایی باعث افزایش میل به استفاده از گیاهان دارویی به عنوان جایگزین مناسب در درمان بیماری‌ها شده است (10). نتایج پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد مصرف جایگزین آنتی بیوتیک ها از جمله گیاهان دارویی، پروبیوتیک ها و اسیدهای ارگانیک می‌تواند باعث بهبود عملکرد طیور از جمله بهبود مصرف خوراک، افزایش وزن، ضریب تبدیل و کاهش شمار باکتری‌های مضر دستگاه گوارش شود. کارائی این جایگزین‌ها قابل رقابت و مقایسه با آنتی بیوتیک های محرک رشد می‌باشد (69). گیاهان داروئی ترکیبات گیاهی می‌باشد که به واسطه فعالیت ضد میکروبیشان شناخته شده‌اند. داروهای گیاهی به عنوان درمان جایگزین با عوارض کمتر و خواص متعدد و در برخی موارد به عنوان تنها درمان موثر در درمان بیماری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. از جمله این گیاهان، گیاه سیاه‌دانه است که تاریخچه غنی طبی و مذهبی دارد. سیاه‌دانه از زمان‌های قدیم به عنوان یک گیاه دارویی و ادویه‌ی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. این گیاه بومی اروپای جنوبی، آفریقای شمالی و آسیاست؛ و در ایران سیاه‌دانه در نقاط مختلف به عمل می‌آید. بذر گیاه سیاه‌دانه که به سیاه‌دانه معروف است توسط مصرهای باستانی و پزشکان یونانی برای درمان سردرد، اسم، آلرژی و سیستم ایمنی مورد استفاده قرار می‌گرفته است (56). این گیاه یکی از قدیمی‌ترین گیاهان اهلی شناخته شده است که دانه‌های آن در مقبره تو تن خامون1 یافت شده است و دانه این گیاه به عنوان چاشنی و در طب سنتی در طول تاریخ و در فرهنگ‌های مختلف استفاده می‌شده است (31). از این گیاه به طور گسترده در طب سنتی استفاده شده (85)؛ و حاوی مواد شیمیایی مفید و دارای ارزش درمانی بالا است (32).
دانه گیاه سیاه‌دانه توسط مصری‌های باستان و پزشکان یونانی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها مورد استفاده قرار گرفته شده است (81). پزشکی مسلمان دانه‌های سیاه‌دانه را به عنوان یک دارو برای سرما خوردگی و بسیاری از بیماری‌های دیگر در نظر گرفته است. به عنوان مثال در یکی از کتاب‌های مسلمانان گفته شده است که سیاه‌دانه درمان هر دردی به جز مرگ می‌باشد (31). در ایران از دانه‌ی این گیاه به عنوان چاشنی در نان، ماست، ترشی و پنیر استفاده می‌شود (47). مواد مختلفی از دانه سیاه‌دانه استخراج شده است (41). تایموکینون2، تایموهیدروکینون3، تیمول4 و کارواکرول5 از مواد مؤثره مهم در عصاره آبی دانه این گیاه می‌باشند (71) که جزء گروه مهمی از متابولیک های ثانویه یعنی ترپن ها6 می‌باشند (32). تایموکینون از ترکیبات اصلی بذر گیاه سیاه‌دانه است و اثرات درمانی بسیار زیادی به این ماده نسبت داده شده است (29).
در سال‌های اخیر دانه‌های گیاه سیاه‌دانه مورد تحقیقات وسیع فارماکولوژیک بوده است. این مطالعات دامنه وسیعی از اثرات مانند ضد باکتری (43)، ضد تومور (39)، ضد التهاب (53)، مسکن (61)، کاهنده قند خون (27)، شل کننده عضلات

منابع مقاله درمورد جبران خسارت

مشخص مي گردد که در مقايسه با سهم کل 93 درصدي براي عامل انساني، نقش راه در 34% تصادفات موثر تشخيص داده شده و نقص فني خودرو نيز در 13% تصافات به عنوان عامل موثر در بروز تصادفات جهاني معرفي شده است. همچنين 4% تصادفات از اين ويژگي برخوردار بوده اند که هر سه عامل انسان، راه و خودرو در بروز آن دخيل بوده است. براساس همين شکل سهم مشترک انسان-راه و انسان-خودرو ( بدون در نظر داشتن عامل سوم موثر) در بروز تصادفات به ترتيب معادل 26 و 6 درصد مي باشد.
تجزيه وتحليل تصادفات جادّه اي در ايران به خوبي نشان مي دهد که به طور کلّي در تصادفات جادّه اي ايران عامل انساني در 90 تا 95 درصد موارد به تنهايي يا به صورت مشترک با عوامل ديگر مسئوليت وقوع حادثه را بعهده داشته است.(تن زاده، ص 397)

گفتار دوّم: صور مختلف نواقص راه و خودرو و مصاديق آن:
1- صور مختلف نقص راه در تصادف:
نقص راه به صورت يکي از انواع زير نمايان ميگردد که همواره مي بايست مورد توجه مسئولين سازمانها به منظور رفع آن قرار گيرد و همچنين کارشناسان تصادفات نيز بايستي در حين رسيدگي به تصادفات بمنظور مشخص نمودن ميزان تاثير نقص موجود در راه در بروز تصادفات با انواع آن آشنايي داشته و در اظهار نظرات کارشناسي خود نقص راه را مد نظر قرار داده ودر صورت تشخيص موثر بودن نقص راه در بروز تصادف ، سازمان يا اشخاص ذيربط را مسئول در حادثه وجبران خسارت قرار دهد.نقص راه در يکي از صور ذيل قابل تشخيص مي باشد:

1-1: کندگي سطح راه :
اين کندگي بعضاٌ توسط ادارات ذيربط جهت عمليات عمراني راه ،آب وفاضلاب ،مخابرات،…انجام و بدون نصب علايم لازم و ايمن سازي رها گرديده و يا کندگي،ناشي از فرسودگي سطح آسفالت و يا نزولات آسماني مي باشدو مسئولين نگهداري راه در ترميم يا ايمن سازي آن بي توجهي نموده و اين کندگي ها باعث انحراف وسايل نقليه در محل وقوع حادثه ميگردد.

1-2: نصب و ايجاد کاهنده هاي سرعت غير استاندارد:
نصب و ايجاد کاهنده هاي سرعت مي بايست مطابق با استاندارد هاي تعيين شده باشد . بطوريکه ميزان ارتفاع ، جانمايي ، علايم مورد نياز آنها مشخص شده باشد. بنابر اين در صورتي که شرايط و نحوه ايجاد کاهنده هاي سرعت مطابق موارد تعيين شده نباشد و به همين دليل تصادف بوقوع پيوسته باشد، سازمان ذيربط به عنوان مقصر در تصادف و مسئول جبران خسارت تعيين خواهد شد.
1-3: اختلاف در شانه راه :
در راهها ميزان اختلاف شانه با سطح اصلي راه و خط عبور بايستي به نحوي باشد که به هنگام خروج وسيله نقليه از سطح راه و ورود به آن شانه يا برگشت مجدد باعث انحراف يا واژگوني وسيله نقليه نشود. { به طور معمول حداکثر ميزان اختلاف شانه راه در سطح 5سانتي متر در نظر گرفته مي شود}

1-4: عدم ايمن سازي به هنگام عمليات اجرايي در سطح راهها:
نقص راه يا عدم ايمن سازي آن از سوي سازمان يا شرکت سازنده به عنوان قصور سازمان يا شرکت ذيربط در علت تامه تصادف لحاظ خواهد شد. موارد ايمن سازي در اين بخش عبارتند از:
1-1-4) محکم کردن علائم به طور مناسب در جاي خود:
براي محکم کردن و محافظت علايم و تجهيزات، به طوري که در اثر ترافيک عبوري و ساير عوامل موجود از جاي خود حرکت نکرده وثابت بمانند ، بايد ازکيسه هاي نازك حاوي ماسه يا ديگر مصالح ريز دانه که فاقد خاك رس يا ساير دانه هاي چسبنده هستند ، استفاده نمود.
2-1-4) قابل ديد بودن علايم : کليه علايم بايد در شب هنگام يا در مواقعي که محدوديت ديد وجود دارد، داراي منبع روشن کننده يا مواد منعکس کننده مناسب باشد.

3-1-4) علايم اضافي:در راههاي با جدا کننده وسط ، بايد علايم در دو سمت راه به کار روند ، نبايد به صورت پيچيده، نصب و کارگذاري شوند و يا در زماني بيش از زمان مورد نياز استفاده گردند.
4-1-4) تميز کردن: گل ولاي و ديگر مواد زائد نبايد در محل اجراي عمليات انباشته شوند.
5-1-4) ارتفاع نصب علايم:لبه پاييني علايم بايد 150 سانتي متر بالاتر از لبه سواره رو قرار گيرد.
6-1-4) نحوه قرار گرفتن علائم: نحوه قرار گرفتن علائم در راههاي با جدا کننده وسط
(آزادراههاو بزرگراهها)، علايم بايد در سمت راست جاده (سمت حرکت) به صورتي قرار داده شوند که نزديک ترين لبه آن از کناره آسفالت 120 سانتيمتر فاصله داشته باشد و در جايي که شانه راه آسفالت شده دارد، اين فاصله از کنارشانه، 75 سانتيمتر باشد. در اين راهها براي تاکيد بيشتر، بايد علايم در سمت چپ ( رفيوژ مياني ) نيز تکرار گردند.

1-5: حفاظ غير استاندارد:
حفاظ منصوبه در حاشيه راه ضمن آنکه بايستي با فاصله مناسب از شانه راه نصب گردد مقاومت و ميزان استحکام و نگه دارندگي آن نيز بايد متناسب با نوع وسايل نقليه سنگين مجاز عبوري در محور باشد.

1-6: کمبود علايم هشدار دهنده در نقاط پر حادثه:

در صورتيکه حسب اعلام پليس نقطه يا مقطعي به عنوان نقاط پر حادثه تعيين و اعلام گرديده باشد سازمان ذيربط موظف است در اسرع وقت اصلاح آن را در دستور کار قرار داده و تا رفع و اصلاح نسبت به نصب علايم هشدار دهنده ((اعلام خطر،نقطه حادثه خيز است، تعيين محدوديت سرعت ، نصب چراغ چشمک زن)) اقدام نمايد.در صورت قصور مراتب در علت تامه تصادف لحاظ خواهد شد.

1-7: عدم اصلاح نقاط پر حادثه:
در صورتيکه سازمان مسئول اقدام به نصب علايم هشدار دهنده مطابق بند بالا در نقطه پر حادثه نموده اما باز هم حوادث رانندگي به وقوع پيوسته باشد پليس راه يا راهور محل موظف است با انجام مکاتبات نس
بت به پيگيري موضوع جهت رفع نقص اقدام نمايد.چنانچه با وجود مکاتبه وپيگيري سازمان يا اداره مربوطه اقدام موثري در اين خصوص ننمايد کارشناس تصادفات موظف است با استناد به سوابق مکاتبات انجام شده قصور آن سازمان را در علت تامه تصادف لحاظ نمايد.

1-8: قيراندود بودن سطح راه:
عدم توجه به کيفيت واستاندارد بودن مصالح مورد استفاده در آسفالت باعث مي شود اجزاي مربوطه نگهداري لازم را نداشته باشند و سطح راه در تابستان و زمستان لغزندگي بيش از حد براي وسايل نقليه ايجاد نمايد. دراين صورت افسر کارشناسي موظف است قصور سازمان مربوطه در علت تامه تصادف را لحاظ نمايد.

1-9: نبود يا نقص روشنايي در معبر:
در سر بالايي هاي تند، نقاطي که اکثر مواقع مه آلود مي باشد و داخل تونل ها عدم وجود روشنايي باعث عدم شناخت و ديد کافي براي رانندگان ميشود و ساير مواردي که پليس از قبل ضرورت تامين روشنايي معابر مذکور را به اداره ذيربط اعلام تا نسبت به انجام آن اقدام نمايند در صورت قصور و بوجود آمدن حادثه ناشي از عدم وجود روشنايي مناسب در علت تامه تصادف بايد لحاظ شود.

2- صور مختلف نقص وسيله نقليه در تصادف:
نقص وسيله نقليه به صورت يکي از انواع زير نمايان ميگردد که همواره ميبايست مورد توجه سازندگان و تعميرکاران وسايل نقليه و يا توليد کنندگان و فروشندگان قطعات وسايل نقليه به منظور رفع آن قرارگيرد و همچنين کارشناسان تصادفات نيز در حين رسيدگي به تصادفات بمنظور مشخص نمودن ميزان تاثير نقص فني وسيله نقليه و موثر در بروز تصادفات با انواع آن آشنايي داشته و در اظهار نظرات کارشناسي خود نقص وسيله نقليه را مد نظر قرار داده ودر صورت تشخيص موثر بودن نقص وسيله نقليه در بروز تصادف ، سازمان ، شرکت ،اداره ،کارخانه يا اشخاص ذيربط را مسئول در حادثه وجبران خسارت مورد لحاظ قرار دهد.

نقص وسيله نقليه شامل موارد زير مي باشد:
2-1: نقص در سيستم ترمز:
در صورتي که سيستم ترمز نصب شده توسط کارخانه سازنده بر روي وسيله نقليه از نوع سيستم ترمز ضد قفل نبوده و يا اينکه سيستم ترمز داراي استانداردهاي لازم نبوده و به همين دليل تصادف رخ دهد در علت تامه تصادف بايد کارخانه سازنده يا شرکت وارد کننده به عنوان مقصر تعيين گردد.

2-2: نقص در سيستم چرخها:
شامل رينگ چرخها ، توپي ، پيچهاي چرخ ، ژامبون چرخ ، مي باشد که چنانچه مشخص گردد استحکام و نگهداري لازم را از ابتدا دارا نبوده اند ، در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر تعيين گردد.
2-3: نقص در لاستيک:
در صورت سپري نشدن زمان گارانتي، عمر مفيد و قانوني آن چنانچه بطور ناگهاني بترکد يا دو پوست شود و موجب تصادف يا واژگوني وسيله نقليه گردد در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر حادثه و مسئول در جبران خسارت تعيين شود.
2-4: نقص در سيستم انتقال نيرو:
شامل قفل شدن ناگهاني گيربکس يا ديفرانسيل در حين حرکت، بريدن پولس ها، چهار شاخه گاردان، ميل گاردان، در صورت سپري نشدن زمان گارانتي، عمر مفيد و قانوني آن و در صورتي که موجب تصادف يا واژگوني وسيله نقليه گردد در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر حادثه و مسئول در جبران خسارت تعيين شود.
2-5: نقص سيستم ايمني داخل خودرو:
با توجه به الزام نصب سيستم ايمني کيسه هوا در داخل خودرو از تاريخ 1/1/90 و يا در صورت عدم کارايي آن و يا وجود زائده در داخل خودرو ، بر روي و يا جلو داشبورد که وسيله نقليه را غير ايمن نموده باشد و همچنين کمربند ايمني غير استاندارد که به هنگام وقوع حادثه شدت صدمه را براي راننده يا سرنشين ايجاد نمايد، در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر حادثه و مسئول در جبران خسارت تعيين شود.

مبحث دوّم:
قواعد حاکم بر تعيين سبب مسئول در تصادفات رانندگي و مسئوليّت سازمانها در آن.

طرح بحث:

منابع مقاله درمورد قاعده لاضرر، اجتماع سبب، قانون مجازات، جبران خسارت

تقصيررا مطرح ننموده اند؛ بنابراين, سئوالي که مطرح مي شود اين است: با توجه به مطرح نبودن تقصير از نظر فقهي, آيا مي توان آنرا لازم دانست. در توجيه تقصير و به تعبير ديگر جهت جمع نظر فقهاء و حقوقدانان مي‌توان گفت وقتي فاعل فعل زيانبار, مقصر است که حادثه به او انتساب عرفي دارد و وقتي تقصير نداشته باشد حادثه به او انتساب عرفي نخواهد داشت؛ بنابراين, در تسبيب تفاوتي بين مفهوم تقصير با انتساب عرفي نمي‌باشد.
با توجه به توضيحات فوق اگر فعلي بدون تقصير, ولي بدون واسطه, موجب خسارت شود, حادثه به فاعل انتساب عرفي دارد؛ بنابراين, مرتكب چنين فعلي مسئول است. ولي در موردي که فعلي يا ترك فعلي با واسطه موجب خسارت شود، در صورتي حادثه به فاعل آن انتساب عرفي خواهد داشت که فاعل تقصير داشته باشد. البته در مبناي قانوني تسبيب نيز ظاهراً لزوم تقصير مطرح نگرديده يا به عبارت ديگر، ظاهر ماده 331 قانون مدني به عنوان مبناي قانوني تسبيب از اين جهت اطلاق دارد, ولي تقصير در مفهوم تسبيب نهفته است.
به عبارت ديگر تا شخصي, عملي غير مجاز انجام ندهد يا عهده دار وظيفه اي نباشد, فعل و ترک فعل وي را نمي‌توان به عنوان تسبيب موجب مسئوليّت مدني دانست. ملاك تحقق تقصير يا به تعبير فقهي، انتساب عرفي حادثه در مورد ترك فعل، عدم انجام فعل يا وظيفه مقرر توسط شخصي است كه عهده دار انجام آن مي باشد. البته داشتن توان انجام آن فعل لازم است و در صورت سلب توان انجام، به عمل آوردن اقدام به موقع، جهت انجام فعل توسط ديگري يا جلوگيري از حادثه از هر طريق ممكن ديگر لازم است. به عنوان مثال اگر شخصي كه عهده دار انجام امري باشد, به علت بيماري قادر به انجام آن نباشد بايد اقدام لازم از قبيل تعيين جانشين يا اطلاع به موقع به شخصي كه در معرض خسارت بعدي ناشي از عدم انجام آن فعل قرار دارد را به عمل آورد. در غير اين صورت به عنوان سبب ضامن جبران خسارت وارده خواهد بود.
2-2-4: لزوم انتساب عمل به فاعل: فعل غير مجازي که زمينه ساز خسارت مي‌شود در صورتي تحت عنوان تسبيب مسئوليّت آور است كه به مسبب انتساب داشته باشد.گاهي ممكن است فعل غير مجازي انجام شده باشد، ولي به شخص ديگري به جز فردي كه عامل حادثه است انتساب داشته باشد. به عنوان مثال اگر شخصي در معبر عمومي اقدام به حفر چاله اي نموده باشد و وسيله نقليه اي در هنگام شب در آن سقوط نموده باشد در همين حال وسيله نقليه ديگري بلافاصله با آن برخورد نمايد. در اين مورد حادثه دوم به وسيله نقليه اول انتساب ندارد, زيرا توقف او در محل غير مجاز ناشي از اراده او نمي‌باشد, بلكه توقف نامبرده به حفر كننده چاله، انتساب دارد.(عباسلو، ص59)
يکي ديگر از موجبات ضمان قهري در فقه، قاعده تسبيب است که طبق رويه معمول در ذيل عنوان اتلاف مطرح مي شود و در مفهوم و به ويژه در ماهيت آن اختلاف نظر وجود دارد. به موجب اين قاعده هرگاه به انجام فعلي مثبت يا ترک فعل زمينه ورود خسارت به ديگري را فراهم نمايد به عنوان سبب، ضامن جبران خسارت وارده به زيانديده مي باشد مبناي قانوني اين قاعده ماده 331 ق.م است که مقرر مي دارد: “هرکس سبب تلف مالي شود بايد مثل يا قيمت آن را بدهد و اگر سبب نقص يا عيب آن شده باشد بايد از عهده نقص قيمت بر آيد.”(عباسلو،ص51)
در فقه تعاريف مختلفي از تسبيب ارائه شده است ازجمله برخي اذعان داشته اند: تسبيب انجام عملي است که ملزوم علّت است (علامه حلي ص444) برخي نيز در تعريف آن بيان داشته اند: چيزي که اگر نمي بود تلف حاصل نمي شد ولي علت تلف چيزي غير از آن است.(محقق حلّي، ص61)
از اين تعاريف و ساير تعاريفي که فقها از تسبيب و سبب نموده اند استنباط مي شود که منظور از تسبيب اتلاف غيرمستقيم مال ديگري يا ايراد جنايت نسبت به بدن شخص است به اين معني که عمل شخص مستقيما مال ديگري را از بين نمي برد، بلکه رابطه بين عمل شخص و تلف به نحوي است که اگر آن عمل واقع نمي شود، تلف نيز اتفاق نمي افتاد و منظور از عمل نيز صرفاً فعل مثبت وجودي به معناي فلسفي نيست بلکه اعم از عمل و فعل مثبت مانند کسي که سنگي يا شيئي لغزنده در پياده رو قرار دهد و ديگري با آن برخورد نمايد و پايش بلغزد و صدمه ببيند و نيز فعل منفي مانند اينکه درخانه را نبندد و باد بوزد و در رادمحکم به هم بکوبند و به علّت شدّت ضربه، شيشه درب بشکند.(جعفري لنگرودي،ص187)
2-3- کاربرد قاعده تسبيب در تصادفات رانندگي:
در تصادفات رانندگي ارتکاب فعلي که زمينه ساز حادثه است غالبا، ايجاد مانع غيرمجاز بر سر راه عبور ساير وسايل نقليه اعم از اينکه مانع مذکور اشياء ثابت يا متحرّک از قبيل وسايل نقليه در حال حرکت که بدون رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي چنين مانعي ايجاد نمايند يا اجراي عمليات راهسازي يا حفّاري درمعابر بدون نصب تابلو، علائم، چراغ هشدار وساير تجهيزات فنّي که در انجام پروژه ها استفاده مي شود ويا ريختن روغن، قيراندود کردن جادّه ها يا قرار دادن اشياء لغزنده در معبر که باعث لغزش عابرين و يا وسائط نقليه ديگر شود که در مورد عابرين ماده 346 قانون مجازات اسلامي مقرر مي دارد:
” هرگاه کسي چيز لغزنده اي را در معبر بريزد که موجب لغزش رهگذر گردد عهده دار به خسارت خواهد بود…”
موارد بسياري که با واسطه توسط اشخاص يا سازمانها باعث بروز خسارت در تصادفات رانندگي به افراد ديگر مي شوند که همگي از مصاديق تسبيب مي باشند .

3 – اجتماع سبب و مباشر:
جمع دو مبناي اتلاف و تسبيب تحت عنوان اجتماع سبب ومباشر مطرح مي شود و آن حالتي ا
ست که عمل يکي به عنوان اتلاف و عمل ديگري به عنوان تسبيب مطرح باشد. فردي که اتلاف را انجام داده مباشر و فردي که تسبيب را انجام داده سبب ناميده مي شود.
مادّه 332 ق.م” هرگاه يک نفر سبب تلف مالي را ايجاد کند و ديگري مباشر تلف شدن آن مال شود، مباشر مسئول است نه سبب مگر اينکه سبب اقوي از مباشر باشد به نحوي که عرفاً اتلاف مستند به او باشد”
همچنين مادّه 363 ق.م اسلامي بيان مي دارد” در صورت اجتماع سبب و مباشر در جنايت مباشر ضامن است مگر اينکه سبب اقوي از مباشر باشد.”
همانطور که از متن قانون بر مي آيد در اجتماع سبب و مباشر يک طرف و فقط يک طرف مسئول حادثه شناخته مي شود به طوريکه اگر:
نقش مباشر بيشتر از سبب باشد؛ در اين صورت مباشر مسئول است.
نقش سبب بيشتر از مباشر باشد؛ در اين صورت سبب اقوي از مباشر بوده و مسئوليت جبران خسارت برعهدة اوست.
هر دو نقش يکساني داشته باشند، مباشر مسئول است.
همانطور که در تعريف مباشر گفته شد، فردي است که به تقصير و يا به غيرتقصير اتلاف مالي را منجر شود بنابر اين در حالتي که اتلاف به تقصير صورت گرفته باشد و سبب نيز که در مفهوم خود را تقصير را به همراه دارد، در اين صورت دو راننده مقصّر خواهيم داشت. اين مادتّين تکليف طرفين را مشخصّ کرده است و در همه حال مباشر را مقصّر مي داند، مگر در مورد آخر که سبب اقوي از مباشر باشد. موارديکه سبب اقوي از مباشر است شامل موارد زير ميباشد:
زماني که مباشر فاقد اراده و تشخيص باشد.
وقتي سبب به گونه اي عمل نموده باشد کمه اراده مباشر را جهت اجتناب از حادثه سلب نموده باشد.
اما متاسفانه آنچه ملاک عمل اغلب کارشناسان و مخصوصاً قضات دادگاهها در رسيدگي به تصادفات قرار مي گيرد، چيزي جز اين مي باشد که با متن صريح قانون منافات دارد. جناب آقاي پورسالويي حقوقدان و کارشناس عالي تصادفات در کتاب خود با عنوان ” مسئوليت جزايي و مدني ناشي از تصادفات رانندگي” در مورد تصادف ناشي از تقصير دو طرف چنين مي نويسد:
” در فرض سوّم تصادف که در نتيجه تقصير هر دو طرف به وقوع پيوسته است، مانند اينکه وسيله اي از کوچه فرعي بدون رعايت حق تقدّم به خيابان اصلي برود و با وسليه ديگري که در آن خيابان با سرعت در حرکت است تصادم نمايد بعضي گمان مي کنند که بايد راننده اي که خطاي شديدتر را مرتکب شده (راننده اي که از خيابان فرعي به اصلي آمده است) مسئول همة خسارات شمرد ولي بايد دانست که مادّة 335 ق.م اين ترتيب را نپذيرفته و هردو راننده را مسئول قرار داده است.”
در صورتي که در تحليل حقوقي اين تصادف با تکبه بر مباني مسئوليت که در مادّة 363 ق.م اسلامي متبلور مي شود، وسيله اي که در حرکت مي باشد، مباشر و وسيله اي که از فرعي به اصلي مي آيد سبب حادثه مي باشد. کارشناس در اينجا بايد از نظر فنّي بررسي کند که آيا عليرغم تخلف راننده اي که از فرعي به اصلي وارد شده ( که البتّه اين تقصير، لازمه سبب بودن آن است) حادثه براي راننده مباشر قابل اجتناب بوده و يا خير؟ اگر راننده سبب به گونه اي عمل نموده باشد که اراده راننده مباشر را سلب نموده و حادثه را براي هر دو راننده متعارف غير قابل اجتناب نمايد سبب اقوي از مباشر خواهد بود و راننده مباشر فقط مسئول تخلفي است که در اثر سرعت زياد داشته است؛ در غير اين صورت مباشر کلية مسئوليت مدني را عهده دار خواهد بود.
نظير اين مثال موارد بسياري از اجتماع سبب و مباشر وجود دارد که کارشناسان با تکيه بر اين ذهنيّت که روح قانون و منظور نظر قانونگذار در عنوان نمودن مسئوليت مشترک ماده 336 همانان احقاق حقوق طرفيني است که هردو در حادثه مقصّر مي باشند و با ذهنيّتي که مادّه هاي 47و 49 آيين نامه اجرايي قانون تاسيس و بهره برداري موسسّات حمل و نقل مصوّب سال 57 در رابطه با مسئوليت مشترک ايجاد نموده که در ذيل به آن مي پردازيم:
مادّه 363 را ناديده گرفته و مادّه 336 را به کلية موارد بدون در نظر گرفتن مباني مسئوليت آن تعميم مي دهند.
مادّه 49 آيين نامة اجرايي ق.تاسيس و بهره برداري مؤسسات حمل و نقل:
” چنانچه در نتيجة عدم رعايت مادّه فوق ( مادّه 48 که راننده وسايل ترابري را موظّف مي سازد هنگام توقف اجباري علائم لازم را پشت سر خود نصب نمايد) حادثه اي منجر به قتل يا جرح يا خسارت براي وسايل ترابري پيش آيد راننده وسيلة ترابري پارک شده به تناسب تقصيري که در بوجود آمدن حادثه دارد مقصّر شناخته خواهد شد.”
در نفي اين عقيده مي توان به موارد زير اشاره کرد:
مواد قانون مجازات بر هر مادّه اي در آيين نامه هاي اجرايي ارجحيّـت دارد.
اين مواد مصوّب سال 1357 بوده، به طوريکه قانون مجازات اسلامي و اصلاحات آن مصوّب سال 1370 مي باشد.
اين مادّه تنها اشاره به تقصير نموده و هيچ اشاره اي به مسئوليت نشده است و از اين جهت منافاتي با مادّه 363 ق.م. اسلامي نخواهد داشت چراکه اين مادّه نيز متناسب با ميزان تقصير و نقش هر دو وسلية مباشر و سبب تکليف طرفين را مشخص نموده است، و فقط در حالتي که نقش سبب بيشتر از مباشر باشد به عبارت وسيلة نقليه متوقف اقوي از مباشر باشد مسئوليت خواهد داشت.

4 – قاعده لاضرر:
4-1 مفهوم قاعدة لاضرر :
يکي از مشهورترين قواعد فقهي که در بيشتر ابواب فقه مانند عبادات، معاملات و غيره به آن استناد ميشود قاعده لاضرر است. مستند بسياري از مسائل فقهي همين قاعده مي باشد. اهميّت قاعده مذکور به حدّي است که بسياري از فقها از گذشته دور و نزديک در تاليفات وتقريرات خود رسالة مفصّلي را به آن اختصاص داده اند.(نائين،
1373ه.ق)
لازم به ذکر است که بر نفي ضرر و ضرار در منابع دو شکل وجود دارد:
لاضرر و لا ضرار
لا ضرر و لا ضرار في الاسلام
آنچه در اغلب منابع فقهي وارد شده است شکل اول يعني ” لاضرر ولاضرار” است در بعضي از منابع فقهي در همين مادّه به ضميمه ” في الاسلام” نقل شده است و در بعضي از احاديث هم به اضافه کلمه ” علي المومن” وارد شده است ولي به طور قطع مي توان گفت که قاعده ” لاضرر ولا ضرار” از نظر منابع فقه اسلامي تثبيت شده است.(جعفري، 1389، ص86و91)
البته بر نفي ضرار علاوه بر مستندات شرعيه، دلايل عقلي محکم نيز وجود دارد و در واقع بايد گفت که مدلول اين قاعده جزو مستقلات عقليه است و مهمترين دليل بر حجيّت آن مدرک چهارم فقه، يعني عقل است. علاوه بر عقل که به موازات ادلّه و مدارک ديگر بر حاکميّت و اعتبار قاعدة لاضرر گواهي مي دهد. به شرح مندرج در قرآن مجيد و مضمون رواياتي که در اين باب وارد شده است قاعده لاضرر به روايت ومناسبات بين مردم حاکم است.(هرندي، ص23)
علاوه بر موارد ذکر شده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به نفي ضرر از منافع عمومي و ديگران تاکيد شده است.
اصل 40 قانون اساسي: ” هيچ کس نمي تواند اعمال حق خويش را وسيلة (اضرار) به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد”
اصل 43 قانون اساسي: ” براي تامين استقلال اقتصادي و ريشه کن کردن فقر و محروميّت و برآوردن نيازهاي انسان در جبران رشد و با حفظ آزادي او، اقتصاد جمهوري اسلامي وبراساس ضوابط زير استوار است:….. 5- منع (اضرار) به غير و انحصار و احتکار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام.”
4-2 دلالت قاعده لاضرر بر ضمان:
نظر اکثر فقهاي اماميّه اين است که قاعده لاضرر توان اثبات ضمان را ندارد و نمي تواند به عنوان يکي از موجبات ضمان مورد استناد قرار گيرد و بيان شده است که قاعده لاضرر مختص نفي احکام ضرري است و رسالت آن اين است که حکم را بردارد، نه اينکه مثبت حکم ضمان باشد يعني قاعده لاضرر رافع حکم است و داراي نقش بازدارنده است نه سازنده. هرجا که نياز به ضمان باشد بايد به اسباب ضمان از قبيل: اتلاف، تسبيب و ساير موجبات ضمان ردّي آورد. قاعده لاضرر که صرفاً حکم ضرري را نفي مي کند به عنوان اسباب ضمان قابل استناد نيست.(انصاري، ص119)
علاوه بر آن کساني که در قاعده لاضرر (لا) را لاي نهي مي دانند اعتقاد دارند که قاعده صرفاً دلالت بر حرمت دارد نه ضمان بنابر اين از آن ضمان قابل استنباط نيست.(جمشيدي،ص77)
اما برخي از فقها برخلاف نظر مشهور معتقدند که قاعده لاضرر دلالت بر ضمان دارد و مي توان از آن حکم بر ضمان و مسئوليت مدني را استنباط نمود، برخي از فقها اظهار داشته اند اگر مفهوم قاعده نهي الهي باشد حکم بر ضمان به استناد آن بعيد نيست، زيرا در اين صورت، نهي دلالت بر حرمت ايراد ضرر خواهد داشت و مقتضي اين نهي، تحريم ابقا وضع ايجاد شده نيز مي باشد و بقاي اين وضعيت نيز ضرر است و لازمه آن وجوب رفع اين ضرر است. و تنها کسي که بايد آنرا رفع کند کسي است که ضرر از وي ناشي نشده است، والا صرف حکم تکليفي به حرمت اضرار مشکلي را حل نخواهد کرد.(مراغي، ص318)
برخي ديگر قاعده لاضرر را که خبر ” من اضر بطريق المسلمين شيئاً فهو ضامن” متصرف به اتلاف و تسبيب مي دانند را با وجود اطلاق خبر منتفي دانسته واذعان داشته اند که اين خبر صراحت در ضمان فاعل فعل زيانبار دارد بنابر اين حکم به

تحقیق با موضوع استان فارس

عشايري بود كه به سوداگران، با قيمتي بسيار اندك فروخته مي‏شود و آنها پس از تبديل پشم‏ها به نخ و رنگ‏آميزي، دوباره براي بافت فرش به همان عشاير تحويل مي‏دهند.

عكس شمارة (23) فرش عشايري
به گفتة اين عشاير، در زمان كوچندگي‏شان، اين دلالان كه معمولاً در قشلاق كه در منطقة مُهر حضور داشتند هر هفته به نزد آنان مي‏آمدند و وسائل مورد نيزشان را تهيه مي‏كردند كه از اين طريق سود فراواني نصيب آنان مي‏شد. اين دلالان در قبال پرداخت وسائل مورد نياز عشاير، از آنان گوسفند، شير، پشم و گوشت دريافت مي‏كردند. هنر و صنعت بافندگي فارس در وهلة نخست، هنري عشايري و در وهلة دوم هنري روستايي است که وابستگي به عشاير دارد. عشاير فارس بويژه قشقايي‌ها و ايل خمسه بيش از ديگر عشاير به اين هنر اشتغال دارند و روستائيان که در مسير اين ايل‏ها زندگي مي‏کنند نيز به کار توليد قالي و ساير دستبافت‏ها مبادرت مي‏کنند. فرش‏بافان اين استان معمولاً دست‌بافت‏هاي خود را نه به عنوان يک کالاي تجارتي بلكه براي خود توليد مي‏کنند و چون دنباله‏رو نوسانات بازار فرش نيستند، طرح‏هاي آنها داراي رنگ‏آميزي و طراوت خاصي است. البته در سال‏هاي اخير بافندگان عشايري به بافتن فرش براي فروش و به سليقه مصرف‌کنندگان روي آورده‏اند. ليکن غالباً همان ذهني‌بافي و رنگ‏هاي مرسوم پيشينيان خود را ادامه مي‏دهند. تا قبل از اسكان اين “هنر ـ صنعت” به طور عمده به دست زنان انجام مي‏گرفت. به طور کلي توليد دست‌بافته‌ها از مرحله ابتدايي تا آخرين مرحله به دست زنان صورت مي‏گيرد. دارقالي ايل قشقايي مانند ساير عشاير افقي بوده است و بافنده براي بافتن بر روي زمين مي‏نشسته است. بيشتر دارهاي روستايي نيز افقي و گاه عمودي است. علت استفادة عشاير از دار افقي به اين دليل بوده است که با زندگي کوچ‌نشيني آنها هماهنگي داشته و حمل آن بر پشت چهارپايان به سهولت انجام مي‏گرفته است. فرش‏هاي قشقايي معمولاً به طريق “ذهني بافي” بافته مي شود. اين نقشه‏هاي ذهني نوعي بازآفريني سنتي است که از نسل‏هاي پيشين به امروزيان رسيده است. بافندگان ايلي همان نقوش را تکرار مي‏كرده‏اند بدون آن که از نقشه استفاده کنند. از اين رو معمولاً هيچ دو فرشي کاملاً و عيناً شبيه يكديگر نيست. بافندگان تازه‌کار از سرمشق‏هايي کمک مي‏گيرند که “حور1” ناميده مي شود. بافندگان قشقايي اين سرمشق ها را که يک‌يک نقش مايه‌ها و نگاره‌هاي اصلي بر آن بافته شده است “دستور2” مي‏گويند. رنگ قالي‏هاي قشقايي کاملاً به سليقه و خواست بافنده ارتباط دارد. ‏فرش اين عشاير به مانند ساير فرش‏هاي عشايري فارس، اکثراً نرم و تا اندازه‏اي ظريف و نازک هستند و وجه تمايز آنها با ساير فرش‌ها نيز همين صفات است. گره در قالي‌هاي فارس هم به صورت متقارن (ترکي) و هم به صورت نامتقارن (فارسي) استفاده مي‏شود. بافت قالي در اکثر مناطق عشايري و روستايي استان فارس رواج دارد و افزون بر مناطقي که ايل قشقايي در آن اسكان دارند. قالي‌بافي در ديگر شهرها و روستاهاي استان من جمله در آباده و شيراز و فسا نيز مرسوم و متداول است. از بافته‏هاي ديگر عشاير قشقايي مورد مطالعه جاجيم است که براي پوشاندن رختخواب و اثاثيه درون چادر استفاده مي‏شده است كه به آن “پوشن” نيز مي‏گويند. جاجيم‏هاي کوچک به عنوان روانداز نيز کاربرد داشته‏اند . جاجيم در رنگ‏هاي مختلف بافته مي‏شده است و رنگ‏هاي روشن در بافت آن بيشتر به کار مي رفته است. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجيم که براي تزيين آن به کار مي‌رفته‏اند عبارت بودند از: نقش شطرنجي،نقش آينه‌کگل، نقش کنگره، نقش موازي، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزيو…

عكس شمارة (25) بافت جاجيم
3ـ1ـ3ـ بـافـت سـيـاه‌چـادر
يكي از فعاليت‏هايي كه قبل از اسكان در ميان عشاير وجود داشته است ، بافتن سياه چادر با استفاده از موي بزها بوده است، كه از اين طريق بافت سياه‌چادر و فروش آن به ديگر گروه‏هاي عشايري به نوعي براي خود منبع درآمدي ايجاد مي‌كردند، هر چند كه ممكن بود اين گونه مبادلات بيشتر به صورت پاياپاي انجام پذيرد.
سياه‏چادرها در قشلاق و ييلاق است كاربرد بسياري براي ايلات و عشاير داشتند. مهمترين ويژگي اين چادرها قابل حمل بودن آنها است كه مسافت طولاني ميان ييلاق و قشلاق را با خود حمل مي‏كردند، هر چند كه نسبت به چادرهاي جديد سنگين‏تر هستند. اين سياه‏چادرها سريع برپا مي‏شدند و براي جمع كردن آن نيز وقت چنداني نمي‏برد. عموماً اين سياه‏چادر توسط زنان بافته مي‏شد.

عكس شمارة (26) سياه‏چادرها در ميان عشاير مورد مطالعه امروزه كمتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد و فقط براي مواردي محدود ماننذ نگهداري بزغاله‌ها و دام‌هاي تازه متولد شده مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه البته اين‌گونه استفاده نيز روز به روز كاهش مي‌يابد
البته بايد ذكر شود كه توليد محصولات گوناگون در ميان عشاير شهرستان، بيشتر به منظور برطرف نمودن نيازهاي شخصي و خانوادگي خودشان بوده است و مبادلات ميان آنها پس از اين امر يعني برطرف شدن نيازهايشان صورت مي گرفته است. در اين صورت اكثر اين مبادلات به صورت پاياپاي و با توافق طرفين صورت مي‏گرفته است. در سال‌هاي مختلف با تغيير در نيازهاي گروه‏هاي عشايري و بر حسب نيازهاي موجود آنان اين مبادلات با استفاده از كالاهاي گوناگون انجام مي‏شده است كه يكي از اقلام اين مبادلات در ميان
آنها، سياه چادر بوده است.
4ـ1ـ3ـ تـولـيـد مـحـصـولات مـخـتـلـف لـبـنـي
اين گروه‏ها با استفاده از شير دام‏هايشان ، محصولات مختلفي از قبيل پنير ، كره و . . . توليد مي‏كردند كه در اكثر موارد توسط خود آنها به مصرف مي‏رسيد و در موارد اندكي به يكجانشينان در قبال اخذ وسائل مورد نياز زندگي داده مي‏شد.

عكس شمارة (27) تهية كشك در ميان عشاير روستاي كريم‏آباد
در آن زمان به دليل عدم ارتباط ميان عشاير با گروه‏هاي ساكن شهرستان مُهر، يا پايين بودن سطح اين ارتباطات، دسترسي آنان به وسايل جديد و صنعتي توليد محصولات مختلف لبني در ميان آنان امكان‌پذير نبوده است، بنابراين، اين محصولات با استفاده از وسايل و ابزارهاي ساخته شده توسط خود عشاير توليد مي‏شده است. اين فعاليت‏ها اغلب توسط زنان صورت مي‏گرفت. دام‏ها در زمستان‏ها كه مراتع اطراف محل سكونت براي چراي دام‏ها بسيار مناسب بوده است، توسط مردان به چرا برده مي‏شد ـ لازم به ذكر است كه به دليل آب و هواي گرم منطقه، در زمستان شهرستان داراي آب و هواي معتدل است و كمتر سرماي زمستان در آن احساس مي‏شود كه همين معتدل بودن هوا در زمستان به سرسبزي منطقه در اين فصل مي‏انجامد و در هنگام بازگشت به محل زيست ، بقيه كارها ، اعم از دوشيدن شير دام‏ها و تبديل اين شيرها به محصولات مختلف لبني توسط زنان صورت مي‏گرفته است .
اين محـصولات به طور كلي نقش عمـده‏اي را در تـغذية عـشاير بر عهده داشتند، به ويـژه آنكه نقش تـغذيه‏اي اين محـصولات در زمـان كـوچ بسيـار حائز اهـميت اسـت و از ارزش بالايي برخوردار است. به دليل اينكه شير پس از دوشيدن سريع فاسد مي‏شود و عشاير نيز وسـيلة نـگه‏داري از آن را در اخـتيار نداشتند، براي اينكه بتوانند مدت بيشتري از آن استفاده كنند، شير را به پنير، كشك، كره و . . . تبديل مي‏كردند تا مدت زمان بيشتري بتوانند از آن استفاده كنند.
5ـ1ـ3ـ فـعـالـيـت‌هـاي مبـتنـي بـر نـگـهـداري، پـرورش، چرا و . . . دام‏ها
عمدتاً زندگي عشايري با توجه به وجود عاملي اساسي در ميان آنان تعريف مي‌شود. هر چند كه در اين بين ممكن است عوامل معرفه ديگري نيز نقش داشته باشند. اما اساسي‏ترين اين تعاريف با توجه به وجود دام در ميان آنها قابل بررسي است و عمدتاً زندگي عشايري بدون وجود دام، هيچ‏گونه شناختي از آن نمي توان كسب نمود.

عكس شمارة (28) زن عشايري در حال تهية ماست

عكس شمارة (29) كودك عشايري در حال چراي دام‏ها
بنابراين با توجه به اهميت و نقش اين عامل در زندگي آنان، فعاليت‏هاي مختلفي نيز به تبع آن صورت مي‏گيرد. تا قبل از زمان اسكان اين فعاليت‏ها بيشتر در قابل جنبه‏هايي از نگهداري، پرورش، توليد، چرا و . . . دام‏ها صورت مي‏پذيرفته است.
در ميان عشاير عده‏اي بودند كه شغل اصلي‏شان چوپاني بود، بدون آنكه دامي متعلق به آنها باشد و فقط آنها در قبال به چرا بردن دام‏ها در طول روز و نگه‏داري و حفظ دام‏ها در طول كوچ مزد دريافت مي‏نمودند. اين افراد در استخدام كساني بودند كه تعداد دام آنها بسيار زياد بود، به گونه‏اي كه به تنهايي قادر نبودند دام‏ها را به چرا ببرند و از آنها نگه‏داري كنند.

عكس شمارة (30) چوپانان عشايري
مردان اصلي ترين فعاليت‏ها را در اين ميان انجام مي‌داده‌اند. آنها بيشتر طول روز را در بيرون از خانه به سر مي‏بردند تا دام‌ها را در محيط‏هاي مناسب تغذيه نمايند. حتي بايد عنوان شود كه در زمان اسكان فصلي آنان، گاهي به دليل دوري مراتع از محل سكونت، مردان مجبور مي‏شده‌اند كه روزها و حتي ماه‏ها را دور از خانه و محل سكونت به چرا و تغذيه دام‏هايشان بپردازند. اما در زمان بازگشت به خانه و محل سكونت، تقريباً نقش مردان در رابطه با دام‌ها كم رنگ مي‏شد و بيشتر فعاليت‌ها از اين زمان بر عهدة زنان قرار مي‏گرفت. اين فعاليت‏ها بيشتر در رابطه با دوشيدن و تيمار دام‏ها پس از چراي روزانه يا هفتگي و يا بيشتر، بود كه مردان در اين مورد كمتر نقشي را بر عهده مي‏گرفتند.
2ـ3ـ ويـژگـي‏هـاي فـعـالـيـت‏هـاي شـغـلـي و اقـتـصـادي
بنابراين با توجه به فعاليت‏هاي معيشتي مختلف در ميان عشاير قبل از اسكان، اقتصاد اين گروه شامل ويژگي‏هاي ذيل بوده است:
1ـ2ـ3ـ اقـتـصـاد نـيـمـه خـود كـفـا و تـقـريـبـاً خـود كـفـا
در گذشته به دليل عدم ارتباط با يكجا نشينان شهري و روستايي و يا ارتباط بسيار اندك با آنها، ايلات منطقه بيشتر مجبور بودند كه مايحتاج روزانه خود را تامين كنند و اين امر به نوعي به استقلال اقتصادي ايلات و عشاير انجاميده بود.
به صراحت مي‏توان عنوان نمود كه بسياري از جنبه‌هاي فعاليت اقتصادي در ميان عشاير به صورت كاملاً خودكفا و يا تا حدودي نيمه خودكفا بوده است كه اين امر نياز كمتر عشاير براي ايجاد ارتباط با يكجانشينان را منجر مي‌شده است. البته پايين بودن ميزان ارتباطات ميان اين عشاير با يكجانشينان هر چند كه ممكن بود كه به نوعي داراي اقتصاد خودكفا و نيمه خودكفا باشند، اما در كنار آن، همين مسأله باعث مي‏شد كه اطلاعات و آگاهي آنان از محيط اطرافشان بسيار اندك باشد.
2ـ2ـ3ـ اقـتـصـاد بـسـتـة مـعـيـشـتـي
عدم ارتباط اقتصادي اين عشاير با روستاييان و شهرنشينان اطرافشان، در آن زمان باعث شده بود كه عشاير بنا بر ضروريات شغلي خود به نوعي اقتصاد تك محصولي روي آورند. البته اين نوع اقتصاد بيشتر براي
آنان به صورت اجبار درآمده بود و آنان به دليل نوع زندگي ويژه‏اي كه داشتند، به اين كار مي‏پرداختند. عشاير به طور كلي ، به لحاظ سنتي از گذشته‏هاي دور به دليل پرورش دام، فعاليت‏هاي مرتبط با آن را به انجام مي‏رساندند و مشاغل ديگر(به جزء برخي صنايع دستي) در ميان آنان كمتر ملاحظه مي‏شد.
همانگونه كه بيان شد، اين عشاير به دليل عدم ارتباط با ديگر يكجانشينان ساكن در منطقه، مجبور بودندكه تنها از دام‌هايشان تمامي نيازهاي خود از قبيل نيازهاي خوراكي، پوشاك، مسكن و . . . خود را تهيه كنند. نيازهاي تغذيه‌اي آنان در قالب استفاده از گوشت، شير و . . . دام‌ها به صورت‏هاي متفاوت بوده است. نياز به پوشاك در ميان آنان نيز با استفاده از پوست، پشم و حتي موي دام‏هايشان برطرف مي‏شده است. در گذشته قسمت‏هاي مختلف از پوشاك يك فرد عشايري (كفش، شلوار، پيراهن، دستمال، كلاه، جوراب و . . .) با استفاده از محصولات دامي خود تهيه مي‏كردند و كمتر مستقيماً از فروشندگان شهري و روستايي اين وسايل خود را تهيه مي‏نمودند، زيرا به دليل نوع زندگي آنان در آن زمان، از يك‏سو اين افراد چنين نيازهايي را براي خود احساس نمي‏كردند و از سويي ديگر سوداگران و فروشندگان بسيار به ندرت به آنان براي فروش محصولات خود مراجعه مي‏كردند.
عشاير براي چراي دام‏هاي خود دائماً مجبور بودند كه در حال كوچ باشند. ازاين‌رو در ميان آنان نياز چنداني به مسكن‌هاي اساسي احساس نمي‏شد. از اين به نظر آنان، ويژگي اساسي مسكن آنان بايد در حمل و نقل آسان آن در كوچ‏ها و نيز فضاي مناسب و باز آنها براي كاركردهاي چندگانه آن خلاصه مي‏شد. از اين رو مهمترين ابزار و وسيله‏اي كه آنان را در نيل به اين كاركردهاي مسكن مي‏رساند، استفاده از پشم، پوست و موي اين دام‏ها در ساخت اين نوع مسكن بود. البته در اينجا، منظور از مسكن، سرپناه آنان است. مهمترين نوع سرپناه و مسكني در ميان اين عشاير وجود داشته است چادر بوده است. اين چادرها و يا به نوعي سياه‌چادر از موي بزها بافته مي شده است. بافت اين سياه‌چادرها توسط زنان عشايري بوده است.
3ـ2ـ3ـ تـولـيـد بـراي مـصـرف
ويژگي اقتصاد خودكفا در ميان عشاير به اين صورت بود كه از بيشتر توليدات مختلف خود براي استفاده‏هاي مصرفي استفاده مي‏كردند و كمتر براي فروش عرضه مي‏داشتند. البته در آن زمان، وقتي معامله‏اي صورت مي‌گرفت به صورت پاياپاي در قبال اخذ برخي از كالاهاي ضروري بود كه كمتر و يا اصلاً توسط عشاير ساخته مي‏شد. از اين جمله مي‌توان به وسائل ساخت پنير، كره و . . . اشاره نمود.
4ـ2ـ3ـ تـكـنـولـوژي ابـتـدائـي در تـهـيـه و سـاخـت مـحـصـولات
كوچندگان عشايري همان‏گونه كه عنوان شد داراي اقتصادي خودكفا بودند كه اغلب محصولات توسط خود آنها فراهم و تهيه مي‏شد. از اين رو آنان براي توليد، ساخت و تهية محصولات مختلف دامي از ابزار و تكنولوژي بسيار ساده‌اي بهره مي‏بردند كه اغلب موارد حتي اين وسايل و تكنولوژي‏ها نيز به دست خود آنان تهيه مي‏شد.
5ـ2ـ3ـ نـوع مـعـيـشـت غـالـب مـبـتـنـي بـر دامـداري
همان‏گونه كه قبلاً عنوان گرديد، در گذشته اقتصاد تك‌محصولي عشاير بر پايه دام‏هايشان استوار بوده است و اين عشاير در تمـامي جـنبه‏هاي مختلف زندگي‏شان از فرآورده‏هاي مختلف دامي براي رفع نياز‏هاي مربوط به پوشاك، مسكن، خوراك و . . . استفاده مي‏نمودند.
6ـ2ـ3ـ زنـدگـي اقـتـصـادي پـر مـشـقـت
عدم ارتباط با يكجانشينان و اجبار به توليد كالاهاي اوليه و