تحقیق با موضوع استان فارس، سلسله‌مراتب، طرح و نقش، استان اصفهان

بختياري
7931
50843
اردبيل
6633
45638
بوشهر
3046
1993
سمنان
1823
9975
سمنان
2695
14048
همدان
1405
9173
گلستان
1723
10772
تهران
1194
6541
هرمزگان
1459
8507
مركزي
771
4961
تهران
787
4921
مازندران
553
2727
زنجان
704
4542
زنجان
549
3834
مركزي
604
3752
گيلان
342
2237
اصفهان
600
3363
قزوين
240
1514
گيلان
372
2416
هرمزگان
206
1193
قزوين
222
1483
گلستان
126
804
قم
169
1205
قم
2
10
همدان
150
956
بوشهر
0
0
مازندران
45
210
يزد
0
0
يزد
38
212
3ـ3ـ2ـ جـامـعـه عـشـايـري روسـتـاي كـريـم‏آبـاد
1ـ وجـه تـسـمـيـه
منطقه‏اي كه دقيقاً تحقيق در آن صورت گرفته است، روستايي است به نام كريم‏آباد كه ساكنان آن ازجمله عشايري‏اند كه در طي چند سال اخير به دلايلي كه عنوان خواهد شد، در اين منطقه اسكان يافته‏اند. نام اين روستا از نام بزرگ خاندان آنها، كريم، گرفته شده كه اولين بار در ميان اين دسته اقداماتي را براي اسكان آنان انجام داد و بقية افراد را به يكجانشيني و اسكان ترغيب نمود. كريم يكي از بزرگان بنكوه هاشمي بود. كريم حدود 5 سال پيش در گذشته است.

عكس شمارة (13)تابلو روستاي كريم‏آباد
2ـ پـيـشـيـنـة روسـتـا
اين روستا در شهرستان مُهر يكي از جنوبي‏ترين شهرستان‏هاي استان فارس و در بخش گله‏دار و در فاصله‏اي حدود 40 كيلومتري از مركز شهرستان واقع شده است. نزديكترين محل شناخته شده به اين روستا دهستان اسير است كه در كتاب عشاير فارس در سال 1913 ميلادي توسط دوموريني با ذكر برخي ويژگي‏هاي اقتصادي و انساني آن عنوان شده است.12
شرايط سخت اين گروه در دهه‏هاي 50 و 60 هـ . شمسي به همراه برخي دلايل ديگر كه در بخش دلايل اسكان به آنها اشاره خواهد شد موجبات اسكان آنها را فراهم آورد.
اين گروه در زمان گوچندگي‏شان، قشلاق خود را در شهرستان‌هاي جنوبي استان فارس و از جمله شهرستان مُهر سپري مي‏كردند و ييلاق را در مناطق شمالي استان فارس، در شهرستان‏هاي اقليد و آباده و گاهاً سميرم و دربند استان اصفهان مي‏گذراندند. همزمان با تصميم‏گيري براي اسكان و يكجانشين شدن با توجه به فراهم بودن زمين و مراتع كه دولت در اين شهرستان به آنها واگذار نمود، آنها تصميم گرفتند كه در اين منطقه اسكان يابند.
3ـ جـمـعـيـت روسـتـاي كـريـم‏آبـاد
اين روستا جمعاً شامل 16 خانوار است كه مجموعاً 111 نفر در آن ساكن هستند. از لحاظ نسبت جنسي تقريباً زنان برتري محسوسي نسبت به مردان دارند . به لحاظ نسبت سني، جمعيت روستا را بيشتر جوانان و افراد زير 25 سال تشكيل مي دهند .(جـدول شـمـاره (10ـ3))
عشاير ساكن اين روستا از ايل قشقايي هـستند. ايل قشقايي يكي از ايلات ترك زبان ايران اسـت كه مركز اصـلي آن اسـتان فارس محسـوب مي‏شود . در مورد قشـقايي‏ها در كتـاب زمـينة جامعه‏شناسي ايلات و عشاير ايران اين‏گونه آمده است:
“قشقايي‏ها طايفه اي از تركان خلج بوده‏اند كه كه از عراق عجم و ساوه به فارس كوچيده‏اند.
جدول شمارة (24) تـركـيـب سـنـي و جـنسـي روسـتـاي كـريـم آبـاد
زن
مرد
جمع

تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد

4
6/3
3
7/2
7
3/6
كمتر از يك سال
6
4/5
3
7/2
9
1/8
5 ـ 1 سال
5
5/4
6
4/5
11
9/9
10 ـ 6 سال
6
4/5
4
6/2
10
9
14 ـ 11 سال
9
1/8
7
3/6
16
41/14
24 ـ 15 سال
8
2/7
10
9
18
21/16
34 ـ 25 سال
6
4/5
9
1/8
15
51/13
44 ـ 35 سال
4
6/2
6
4/5
10
9
54 ـ 45 سال
6
4/5
5
5/4
11
9/9
64 ـ 55 سال
3
7/2
1
9/
4
6/3
65 سال و بيشتر
57
35/51
54
65/48
111
100
جمع
قسمتي از اين مهاجرين در بلوك قونقري (شهرستان آباده) ساكن و ده‏نشين شده‏اند كه هنوز هم به تركي سخن مي‏گويند و به نام خلج ناميده مي‏شوند. گروهي ديگر به كوچندگي ادامه مي‏‏دهند و به دو بخش خلج و قشقايي تقسيم مي‏شوند. چون مهاجرت اينان به فارس حالتي گريز و فرار داشته است به (قاج‏قائي) به معني گريخته و فراري معروف شده‏اند. بعدها اين واژه به قاش‏قائي و قشقايي تبديل مي‏شود. برخي عقيده دارند كه قشقايي از (قشقه) به معني شال و علامت سفيدي مشتق شده است كه بر روي پيشاني اسب‏هاي آنان وجود داشته است و نشانة قبيلة آنان بوده است” . (فسائي، حاج ميرزا حسن، 1313 ، فارسنامة ناصري، تهران، چاپ سنگي) طايفه‏هاي مختلف قشقايي كه به تدريج به اين منطقه مهاجرت كرده‏اند، شامل: عمله، دره‏شوري، فارسي‏مدان، كشكولي‌بزرگ، كشكولي‌كوچك، شش‌بلوكي، صفي‌خاني، قره‏چاهي و رحـيمي بودند. (پيمان، 1347: 232) اما امروزه ايل قشقايي از شـش طايفة عمله، دره‏شوري، فارسي‏مدان، كشكولي‌بزرگ، كشكولي‌كوچك و شش‌بلوكي تشكيل شده است (فيروزان، 1362: 27).

عكس شمارة (14) نماي كلي روستاي كريم‏آباد
ايل قشقايي

طايفة طايفة طايفة طايفة طايفة طايفة
دره شوري فارسيمدان عمله شش‌بلوكي كشكولي‌بزرگ كشكولي‌كوچك

بلي

هاشمي
البته لازم به ذكر است كه تيرة بلي 3 شاخه و بنكوه متفاوت دارد. اولين بنكوه همين بنكوه هاشمي است كه در شهرستان مُهر قرار دارند. بنكوه ديگر كهره و زيرك هستند كه در شهرستان فيروز آباد استان فارس ساكن هستند. اين دو بنكوه ديگر نيز در حال حاضر به طور كامل اسكان يافته‌اند.
مسير كوچ اين دسته‌ تا قبل از زمان اسكان و در دورة كوچندگي‌شان به اين ترتيب بوده است:
1ـ‌ آغاز مسير كوچ از جنوب شهرستان مهر
2ـ عبور از بخش خنج در شهرستان لارستان
3ـ عبور از شهرستان قير و كارزين
4ـ عبور از شهرستان فيروزآباد
5‌ـ عبور از بخش كوهمره در شيراز
6ـ عبور از شهرستان‌هاي سپيدان و مرودشت
7ـ پايان مسير: شهرستان‌هاي اقليد و آباده در شمال استان فارس
البته تعدادي از خانوارهاي شش‌بلوكي پس از عبور از شهرستان هاي اقليد و آباذه در شمال استان فارس، به دربند و سميرم استان اصفهان وارد مي‌شدند و ييلاق را در آنجا سپري مي‌كردند.
پس از اسكان هنوز هم ساختمان خويشاوندي آنان بر اساس ساخت‌هاي سنتي گذشته تعريف مي‌شود. با اين تفاوت كه هر چند آنان بر اين امر واقفنذ، اما روز به‌ روز از روابط آنها با ديگر طوايف و تيره‌هاي خويشاوندشان كاسته مي‌شود.
ساخت سياسي اين دسته نيز ديگر به مانند گذشته بر اساس سلسله مراتب ايلي تعريف نمي‌شود، به اين صورت كه ديگر كدخدا، كلانتر، ايل‌بيگي، ‌ايل‌خان و خان خارج از سلسله‌مراتب سياسي آنان است و قدرت و سلسله‌مراتب آن فقط در ريش‌سفيد روستا خلاصه مي‌شود كه اولين بار “كريم” اين نقش را بر عهده گرفت.

عكس شمارة (15) نمايي از يك خانه در روستاي كريم‏آباد
4ـ فـرايـنـد‏هـاي اقـتـصـادي
شغل اصلي ساكنان اين روستا به دليل سـابقه آنها در پرورش دام‏ها همچنان دامداري اسـت، اما امروزه تعدادي بسياري از اين شاغلين اين روستا به شغل هاي ديگري روي آورده‏اند كه هيچ‌گونه‌ سنخيتي با فعاليت‏هاي اقتصادي قبل از اسكان آنها ندارد.از جمله‏اي مشاغل مي‏توان به كشاورزي، باغباني، كارگري، مشاغل خدماتي، پرورش زنبور عسل، مشاغل صنعتي و… اشاره نمود كه در جدول ذيل به آنها اشاره شده است.

جدول شماره (23) فعاليت اقتصادي در ميان عشاير كريم آباد
جمع
زن
مرد
جنس
شغل
4
0
4
مشاغل خدماتي
6
0
6
كارگري
4
2
2
پرورش زنبور عسل
4
0
4
باغباني
7
0
7
كشاورزي
41
12
29
دامداري
5
0
5
مشاغل صنعتي
12
12
0
صنايع دستي
81
24
57
جمع

5ـ امـكانـات روسـتـا
هر چند كه روستاي كريم آباد به مانند ساير روستاها و مناطق شهرستان از امكانات مناسبي برخوردار نيست، اما با توجه به نوپا بودن و عمر كوتاه اين روستا در چند سال اخير تا حدودي سعي شده است كه امكاناتي به اين روستا اختصاص داده شود. از جمله اين امكانات مي‏توان به برق اشاره نمود كه حدود 3 سال است به اين روستا برق‏كشي شده است.
تلفن نيز در اواسط سال 1383 ه . ق با تلاش روستاييان كريم آباد به اين روستا كشيده شده است و تمامي روستاهاي اين روستا به اين امكان دست يافته‌اند. راه‏سازي نيز براي دست‌يابي اين مردم به ساير مناطق شهرستان در مراحل پاياني خود است. آب لوله‏كشي نيز به واسطه حفر چاه توسط روستاييان در اين روستا به بهره‏برداري رسيده است.

عكس شمارة (16) نمايي از درون يك خانه در روستاي كريم‏آباد

عكس شمارة (17) راه‏سازي به روستا

عكس شمارة (18) لوله‏كشي آب به روستا با سرمايه و هزينة روستائيان

درچند سال اخير امكاناتي به روستائيان اختصاص يافته است كه از آن جمله مي‏توان به برق و تلفن اشاره نمود (عكس‏هاي شمارة 19 و20)

فـصـل سـوم

ـ فـعـالـيـت هـاي اقـتـصـادي
ـ صـنـايـع دسـتـي
ـ فـرش‌بـافـي
ـ بـافـت سـيـاه‌چـادر
ـ تـولـيـد مـحـصـولات مـخـتـلـف لـبـنـي
ـ فـعـالـيـت‌هـاي مـبـتـنـي بـر نـگـهـداري، پـرورش، چـرا و . . . دام‌هـا
ـ ويـژگـي‏هـاي اقـتـصـادي
ـ اقـتـصـاد نـيـمـه خـودكـفـا و تـقـريـبـاً خـودكـفـا
ـ اقـتـصـاد بـسـتـة مـعـيـشـتـي
ـ تـولـيـد بـراي مـصـرف
ـ تـكـنـولـوژي ابـتـدائـي در تـهـيـه و سـاخـت مـحـصـولات
ـ نـوع مـعـيـشـت غـالـب مـبـتـنـي بـر دامـداري
ـ زنـدگـي اقـتـصـادي پـر مـشـقـت
ـ رابطة كاري خانوادگي

1ـ3ـ فـعـالـيـت‌هـاي اقـتـصـادي و مـعـيـشـتـي قـبـل از اسـكـان
به طور كلي زندگي عشاير وابسته به دام‌هايشان است، كه اصولا زندگي كوچندگي اين گروه نيز به دليل چراي زمستاني و تابستاني همين دام‌ها صورت مي پذيرفته است و بر مبناي آن تعريف مي شده است. دام‌هايي كه قبل از اسكان در اختيار آنها قرار داشت، عبارت بودند از: گوسفند كه بيشترين اين دام‌ها را به خود اختصاص مي داد، بز، اسب و قاطر.

عكس شمارة (21) دام‏هاي عشايري
بيشتر فعاليت هاي شغلي كه در ميان اين عشاير صورت مي‏گرفت، جنبه‏هاي مختلف حفظ، نگهداري، پرورش، كوچ و سودآوري‏هاي تغذيه‏اي
و اقتصادي همين دام‌ها را تشكيل مي‏داده است. در گذشته به دليل عدم ارتباط با يكجا نشينان در طول سال، اين گروه‏ها مجبور بودند كه منابع غذايي و معيشتي مستقلي را از ديگر گروه‌ها سامان دهند. به همين دليل براي تغذيه، از تمامي منابع در دسترس طبيعي و دامي در دسترس خود سود مي‏جستند كه اين امر فعاليت‏هاي اقتصادي مختلفي را در ميان عشايران شكل مي‏داد، كه تمامي اين فعاليت‏ها نيز به نوعي با استفاده از محصولات مختلف دامي توسط آنان صورت مي‏گرفت، يعني با استفاده از تمامي محصولات و منابع توليد شده توسط دام‏ها، فعاليت‏هاي معيشتي و اقتصادي مختلفي نيز در ميان آنها به وجود آمده بود كه هر يك از اين فعاليت‏ها، شكلي از محصولات مختلف دامي بودند، كه همين امر موجب مي‏شده است كه هميشه در منابع مختلف عشاير را جوامعي خودكفا بناميم. اما به تدريج و در طول زمان، همراه با صنعتي شدن جوامع كه تغييرات عميقي را در جنبه‏هاي مختلف زندگي آنان به وجود آورد ، زندگي عشايري نيز از اين امر مستثناء نشد و در مسير اين تغيير و تحولات واقع گرديد.
با توجه به موارد ذكر شده، مهمترين مشاغل و فعاليت‏هاي اقتصادي را كه تا قبل از اسكان در ميان عشاير مورد مطالعه مي‏توان ذكر نمود عبارتند از:
1ـ1ـ3ـ صـنـايـع دسـتـي و فـرش بـافـي
همواره به يكي از اساسي‏ترين فعاليت‌هايي كه در ميان عشاير ايران در طول دوران مختلف مي‏توان اشاره نمود توليد و ساخت وسايل مختلفي است كه به آنها نياز داشته‏اند و حتي به جرأت مي‏توان عنوان نمود كه بسياري از اين گونه فعاليت‏ها صرفاً توسط عشاير صورت مي‏گرفته است و فقط توسط آنان توليد مي‏شده است.
از مهمترين صنايع دستي كه در ميان عشاير منطقه توليد و ساخته مي‏شود، مي‌توان به گليم، فرش، جاجيم و . . . اشاره نمود.
به طور كلي فرش توسط اكثر عشاير ايران بافته مي‏شود و هر كدام از اين عشاير در استان‏هاي مختلف طرح و نقش مخصوص به خود دارند. عشاير قشقايي فارس و عشاير منطقه مُهر در بافت فرش از گذشته تا به حال فعاليت داشته‏اند.
تا قبل از گسترش ارتباطات ميان عشاير منطقه و يكجانشينان روستايي و شهري، بافت اين فرش‏ها توسط عشاير بيشتر بر مبناي استفاده‏هاي شخصي آنان و از روي تفنن صورت مي‏گرفت و معمولاً هر خانوار عشايري در طول سال يك يا دو عدد فرش براي استفاده در محل زندگي مي‏بافته است كه به دليل تغيير سريع مكان زندگي در طي دوره‏هاي كوتاه و همچنين در طول مسير كوچ، فرش بافته شده توسط آنان براي مدت زيادي دوام نمي‌آورد و دوباره در سال بعد نيز اين فعاليت را ادامه مي‏دادند.

عكس شمارة (22) طرح فرش عشايري و وسائل بافت آن
به دليل از بين رفتن سريع فرش‏ها در مدت زمان اندك به دلايل ذكر شده، معمولاً در بافت اين فرش‌ها از مواد بسيار ساده و ابتدايي و ارزان استفاده مي‌كردند. همچنين طرح و نقشه‏هايي كه در بافت اين فرش‌ها به كار برده مي‌شد، بسيار ساده بودند، اين مسأله به بافت سريع‏تر فرش در مدت زمان اندكي توسط بافندگان فرش عشايري مي‏انجاميد.
هر چند ممكن است كه اين‌گونه استنباط شود كه مواد اولية بافت اين فرش‏ها توسط سوداگران شهري و روستايي به عشاير داده مي‏شود، اما اصلي‏ترين عنصر ساخت اين مواد اولية بافت اين فرش‏ها نيز، پشم گوسفندان

تحقیق با موضوع نفت و گاز، استان فارس

(فرمانداري شهرستان مُهر ، 1380)
گروه‌هاي عمده سني
شهرستان
شهري
روستايي

مرد
زن
مرد
زن
6ـ24 ساله
07/64
25/75
2/67
55/62
25/47
6ـ10 ساله
45/92
32/94
25/96
53/93
43/91
11ـ14 ساله
27/75
17/93
32/87
42/82
72/54
15ـ25 ساله
03/29
4/35
47/32
20/17
41/9
جدول شماره (13) درصد باسوادان در جمعيت 6 ساله و بيشتر بر حسب گروه هاي سني به تفكيك سن و جنس به درصد (فرمانداري شهرستان مُهر، 1380)
گروه‌هاي عمده سني
جمع
مرد
زن

باسواد
بي‌سواد
باسواد
بي‌سواد
كل
100
2/79
8/20
4/67
6/32
6ـ10 سال
100
35/95
65/4
5/93
5/6
11ـ14 سال
100
2/97
8/2
43/95
57/4
15ـ24 سال
100
42/89
58/10
54/87
46/12
25ـ64 سال
100
23/65
77/34
21/38
9/6
65 به بالا
100
02/22
98/77
62/1
38/98
5ـ2ـ2ـ2ـ تـركـيـب سـنـي و جـنـسـي
از جمعيت 46461 نفر شهرستان در سال 1380، 23309 نفر مرد و 23152 نفر زن بوده‏اند كه در نتيجه، نسبت جنسي برابر با 101 به دست مي‏آيد. به عبارتي ديگر در اين شهرستان در مقابل هر 100 زن 101 مرد وجود داشته است. اين نسبت براي مناطق روستايي 101 و براي مناطق شهري 100 عنوان شده است. از جمعيت اين شهرستان 17/50 درصد را مردان و 83/49 درصد را زنان تشكيل مي‌داده اند كه اين ميزان براي مناطق روستايي، 2/50 درصد براي مردان و 8/49 درصد براي زنان در سال 1380 بوده است.
همچنين از كل جمعيت اين شهرستان 46 درصد در گروه سني كمتر از 15 سال، 50 درصد در گروه سني 15ـ64 سال و 4 درصد در گروه سني 65 سال و بيشتر قرار داشته است.
3ـ2ـ2ـ اقـتـصـاد و انـرژي
بخش انرژي (نفت و گاز) به عنوان مهمترين عامل در پيشرفت توسعه، ترقي و رونق اقتصادي هر كشور مي‌باشد كه در اين شهرستان با وجود ذخائر و بخش منابع عظيم چهار گانه گازي به نام‌هاي “هما، وراوي، شانول و تابناك” و پالايشگاه عظيم پارسيان آينده روشن دارد. در سال‌هاي اخير با اكتشافات حوزه‏هاي گازي، شانول، تابناك، وراوي و هما و تأسيس پالايشگاه گاز پارسيان در بخش مركزي و 11 كيلومتري شرق شهر مُهر به منظور استحصال و بهره‏برداري از منابع گازي شهرستان رونق اقتصادي و توسعه را در شهرستان چند برابر سرعت بخشيده است.

عكس شمارة (11)بخش انرژي شهرستان مُهر
پالايشگاه گاز پارسيان در 11 كيلومتري شرق مُهر، 34 كيلومتري غرب شهرستان لامرد، جنوب شرقي استان فارس واقع شده است. يكي از امتيازات پالايشگاه پارسيان نزديكي به منطقه عظيم نفت و گازي پارس‌جنوبي به خليج فارس و آب‌هاي آزاد جهت صادرات مي‌باشد. طراحي اين پالايشگاه به منظور تصفيه گاز شيرين ـ تفكيك ميعانات گازي به محصولات با ارزش تر شامل “اتان، پروتان، بوتان و بنزين طبيعي” مي‌باشد كه در چندين فاز طراحي و برنامه‌ريزي گرديده كه بخش اول پالايشگاه در تاريخ 25/6/1382 با حضور رياست جمهوري، جناب آقاي خاتمي، با ظرفيت 21 ميليون متر مكعب گاز و 12 هزار بشكه ميعانات گازي در روز فعاليت خود را آغاز نموده است. گاز مورد نياز اين پالايشـگاه توسط يك لولـة 30 اينچي و با طول 28 كيلومتر از ميدان گازي تابناك تامين مـي‌گردد.

عكس شمارة (12)پالايشگاه در حال ساخت
3ـ2ـ عـشـايـر مورد مطالعه
عشاير به عنوان گونه‏اي خاص از اجتماعات، پس از شهر و روستا، قرار دارند و بايستي زواياي گوناگون حيات اجتماعي آنان به طور مجزا مورد مطالعه قرار گيرد ولي تاكنون در اكثر مطالعات و برنامه‌ريزي‌هاي مملكتي، عشاير را به عنوان جامعه روستايي محسوب مي‏كردند. در صورتي كه از لحاظ فعاليت، عشاير به دام و مرتع وابسته‏اند ولي روستائيان به آب و زمين و اگر بخواهيم اين دو جامعه را با هم مورد مطالعه و به صورت يكسان مورد مقايسه قرار دهيم از ذكر برخي از ويژگي‏هاي خاص زندگي عشاير باز مانده‏ايم.
در نيمة دوم قرن نوزدهم ميلادي، عشاير حدود 25 درصد الي 50 درصد جمعيت ايران را تشكيل مي‏دادند و در شرايط خاص نيز نقش مهمي در حيات اجتماعي ـ سياسي و اقتصادي به عهده داشتـند. در دوران اخير به دليل فروپاشـي جامعة سنتي و فراينـد شتابان جامعة شهر‏نشينـي، جامعه عشايري ايران دستخوش يك تحول و دگرگوني گسترده و عميق شد. به‏طوري كه جمعيت آن به صورتي چشمگير كاهش يافت. به عنوان مثال در فاصله كمتر از نيم قرن، از 25 درصد به14 درصد جمعيت در سال 1355 تنزل يافت. اين سير نزولي جمعيت با ورشكستگي فاحش اقتصاد دامداري كشور همراه بود، به نحوي كه سهم دامداران در توليد ناخالص ملي از 7/11 درصد در سال 1352 به 3/3 درصد در سال 1354 كاهش يافت.
اين روند سير نزولي زندگي عشيره اي هنوز هم به قدرت خود باقي است و عشاير ميل به يكجانشيني را به كوچندگي ترجيح مي‏دهند. البته اين امر شامل همه آنها نمي‏شود، ولي يك روند فراگير و در حال گسترش، در ميان اين اقوام مخصوصاً جوانان وجود داشته است كه البته عوامل گوناگوني اين روند را موجب شده‏اند. از آن جمله مي‏توان به محدوديـت‏ها و سختي‏هاي سفر و امكانات زندگي در يكجانشيني و شهرها را نام برد.
با توجه به نياز شديدي كه جهت شناسايي و پي بردن به نحوة زندگي عشاير، با به كارگيري از اصول و روش‏هاي علمي به چشم مي‌خورد ضرورت پرداختن به اين مهم نمايان مي‏شود.
تحولات اجتماعي و اقتصادي نيم قرن اخير در ايران زندگي كوچندگي را تحت تأثير قرار داده است و به پيدايش اشكال جديدي از كوچ در انطباق با شرايط اجتماعي و ا
قتصادي جديد انجاميد. امروزه اكثريت ايلات و عشاير ايران يا كاملاً اسكان يافته‏اند و يا داراي مسكن مي‏باشند. روي آوردن بخش توجهي از عشاير به يكجانشيني و زندگي زراعي، در اكثر موارد سبب گسست پيوند عشاير با دامداري و مراتع سنتي آنها شده و بخشي از آنها هم‌چنان كاركرد كوچ و جابجايي و حفظ حقوق ساير از اعضاء طايفه را بر ايل راه‏ها و مراتع ييلاقي و قشلاقي به عهده دارند.
يكي از مآخذي كه اين آمارها را در آستانه قرن اخير جمع‏آوري كرده است كتاب گنج شايگان نوشته سيد محمد علي جمال‏زاده است. به استناد اين اثر، دسته‎بندي جمعيتي ايران و منابع تخمين زننده همراه با سال تخمين بشرح جدول ذيل مي‏باشد:
جدول شماره (14)
بنابه تخمين راپرت 10
بنا به تخمين هوتم شيندلر در سال 1302
بنا به تخمين لوتارو 11
بنا به تخمين لردكرزن در سال 1309
بنا به تخمين لريني در سال 1317
منابع دسته بندي
000/850
800/963/1
؟
000/063/2
؟
در شهر
تخته‏ قاپو
000/150
000/780/3
؟
500/978/3
؟
در دهات

000/000/1
800/743/5
000/000/3
500/041/6
770/193/7
جمع

000/400/3
800/909/1
000/000/3
000/014/2
0230/138/2
چادرنشين
000/400/4
600/653/7
000/000/6
500/055/8
000/332/9
كل جمعيت
3/77
25
50
25
23
درصد چادرنشيني به كل جمعيت
بنا به منابع فوق نسبت جمعيت عشاير كوچنده از سال 1285 تا سال 1317 هـ . ش بين3/77 تا 23 درصد تخمين زده شده است.
كميسيون ملي يونسكو نيز در سال 1342 جمعيت ايران را 21 ميليون نفر ثبت كرده است كه از اين تعداد حدود 2 ميليون نفر (5/9 درصد جمعيت كل كشور) كوچنده و بالقوه كوچنده بوده‌اند.
كتاب آشنايي با جامعه عشايري ايران تاليف منوچهر تركمان كه دفتر تحقيقات و برنامه‌ريزي درسي وزارت آموزش و پرورش آن را منتشر كرده است در صفحه 41 و 42 جمعيت ايران و جامعه عشايري را در 100 سال منتهي به سال 1366 به شكل ذيل آورده است.

جدول شماره (15)
سال (هجري شمسي)
جمعيت كل كشور
جمعيت عشاير كوچنده

درصد نسبت به كل كشور
1260
000/645/7
000/900/1
25
1290
000/000/10
000/500/2
20
1311
ــــ
000/300 خانوار
ــــ
1319
ــــ
000/300 خانوار
ــــ
1342
000/000/21
000/000/2 خانوار
5/10
1342
ــــ
000/220 خانوار
ـــ
1345
000/780/25
000/500/2 خانوار
10
1345
000/780/25
000/700 خانوار
7/2
1350
000/020/30
000/800 خانوار
7/2
1354
000/818/32
000/410/2 خانوار
2/7
1355
000/700/33
000/400/2 خانوار
7
1366
000/000/50
000/150/1 خانوار
3/2
گرچه برخي از پژوهشگران مسائل عشايري سرشماري‏هاي سال‏هاي 1335 ، 1345 و 1355، كه عشاير كوچنده را به ترتيب 2/1 ، 7/2 و 1 درصد كل جمعيت برآورد نموده‏اند مواجه با كم شماري و نداشتن تعريف درست از عشاير مي‏دانند ولي سرشماري سال 1366 كه از ويژگي و دقت بيشتري براي شمارش جامعه عشاير برخوردار بود و شواهد عيني ديگر نشان مي‏دهد كه : قطعاً نسبت عشاير كوچنده در كل جمعيت كشور به شدت كاهش يافته و به‏ ندرت از 2/2 درصد تجاوز كرده است.
1ـ3ـ2ـ وضعيت موجود در جامـعه عـشـايـري بـر اساس سـرشـمـاري 1377
جمعيت عشايري كشور در سرشماري سال 1377 معادل 089/304/1 نفر بود كه بالغ بر 200 هزار خانوار بوده است.
از كل جمعيت لازم‏التعليم عشايري كشور جمعي معادل 516/ 555 نفر با سواد بوده‏اند كه 50 درصد از كل جمعيت لازم‏التعليم عشايري را شامل مي شوند.

جدول شمارة(16)خانوار و جمعيت ايل‌ها و طايفه‎هاي مستقل بيش از 20 خانوار و استان‌هاي محل استقرار آنها
خانوار
جمعيت
طايفه مستقل
استان محل استقرار(زيست‎بوم)

مرد و زن
مرد
زن

311
1790
906
884
طايفه مستقل جشني گشني
فارس
139
846
450
396
طايفه مستقل چهارراهي
فارس
166
1155
581
574
طايفه مستقل جبل‎النارويه
فارس
2309
14919
7520
7399
ايل ممسني
فارس – كهگيلويه بويراحمد
17449
110975
56735
54240
ايل قشقائي
فارس-كهگيلويه ‏و ‏بويراحمد- بو شهر ـ خوزستان-اصفهان‌ـ چهارمهال و بختياري
574
3178
1660
1518
ايل جرقويه
فارس – اصفهان – چهارمحال و بختياري
6108
38522
19592
18930
ايل خمسه
فارس ـ يزد
2376
16721
702
8019
ايل بويراحمد عليا سردسير
فارس – كهگيلويه و بويرا حمد

عشاير كشور داراي 033/427/22 راس دام و 367/449 هكتار زمين كشاورزي هستند . كل اراضي ديم عشاير معادل 198/294 هكتار و اراضي آبي متعلق به ايشان معادل 169/155 هكتار بوده است.
طبق نتايج سرشماري عشاير در سال 1377، از كل عشاير كشور 461/40 خانوار معادل 20 درصد مايل به اسكان نبوده و 357/148 خانوار يعنـي معادل 74 درصـد داوطلب اسكان بوده‏اند. از 357/148 خانوار داوطلب اسكان، تعداد 161/86 خانوار مايل به اسكان در شهرك‏هاي عشايري و مابقي مايل به اسكان در آبادي‏ها و يا شهرها بوده اند.

2ـ3ـ2ـ سـرشـمـاري عـشـايـر كـوچـنـده سال 1377
1ـ2ـ3ـ2ـ‏تـوزيـع جمـعيت 6 سـالـه و بيـشـتـر عشـايـري كـشور بـر حـسـب وضـع سـواد
واحد : نفر
جدول شماره (17)
بي سواد
باسواد
نامشخص
جمع
درصد باسواد
عنوان
30944
23054
438
54436
42
عشاير كوچ نكرده
144569
132938
1770
279277
6/47
كوچ كمتر از 30 كيلومتر
374500
399524
4721
778745
3/51
كوچ بالاتر از 30 كيلومتر
550013
555516
6929
1112458
50
جمع كل
2ـ2ـ3ـ2ـ آمـار دام مـتـعـلـق بـه عـشـايـر
واحد : رأس
جدول
جدول شماره (18)
گوسفند و بره
بز و بزغاله
گاو و گوساله
گاوميش و بچه گاوميش
جمع
عنوان
413405
486107
7389
285
908186
كوچ نكرده
2100757
2424227
64383
1434
4590801
كوچ زير 30 كيلومتر
10656782
6106135
157625
7504
16928046
كوچ بالاتر از30 كيلومتر
13170944
9016469
230397
9223
22427033
جمع
3ـ2ـ3ـ2ـ اراضـي زراعـي مـتـعـلـق بـه عـشـايـر1
واحد : هكتار
جدول شماره (19)
زير كشت
آيش
باغ و مرتع
جمع كل
4429
8611
879
2580
783
74
17356
27090
54559
3831
14168
4904
823
105375
82712
167351
17932
44863
12609
1169
326636
114231
230521
22642
61611
18296
2066
449367
4ـ2ـ3ـ2ـ آمـار جـمـعـيـتـي عـشـايـر داوطـلـب اسـكـان بـرحـسـب مـحـل مـورد نـظـر بـراي اسـكـان1
واحد : خانوار
جدول شماره (20)
كانون‏هاي هدايتي
كانون‏هاي خودجوش
ساير نقاط
جمع
عنوان طول مسير كوچ
16573
18245
821
35639
عشاير كوچنده با مسير كوچ كمتر از 30 كيلومتر
69588
39495
2850
111933
عشاير كوچنده با مسير كوچ بيشتر از 30 كيلومتر
86161
57740
3671
147572
جمع
6ـ2ـ3ـ2ـ آمـار جـمـعـيـتـي عـشـايـر بـر حـسـب عـلاقـه بـه اسـكان يـا كـوچ2
واحد : خانوار جدول شمارة (21)
كل جمعيت
مايل به ادامه كوچ
داوطلب اسكان
اظهار نشده
عنوان
طول مسير كوچ
49366
13489
35639
238
عشاير كوچنده با مسير كوچ كمتر از 30 كيلومتر
139452
26972
111933
547
عشاير كوچنده با مسير كوچ بيشتر از 30 كيلومتر
188818
40461
147572
785
جمع
جدول شماره(22) جمعيت عشايري در استان هاي كشور به ترتيب تعداد خانوار ييلاقي و قشلاقي
ييلاق
قشلاق
استان
تعداد خانوار
جمعيت
استان
تعداد خانوار
جمعيت
فارس
23031
145988
فارس
26334
169554
كرمان
21935
129904
خوزستان
25983
174993
چهارمحال و بختياري
19561
132331
كرمان
20692
122586
خراسان
16718
99576
سيستان و بلوچستان
15819
92964
لرستان
15933
106606
آذربايجان غربي
14448
114617
سيستان و بلوچستان
14499
84205
خراسان
13773
80486
آذربايجان شرقي
13572
84184
كهكيلويه و بوير احمر
11740
80404
آذربايجان غربي
13809
109717
لرستان
11351
76167
كهكيلويه و بوير احمر
13479
92951
اردبيل
10778
72213
كرمانشاه
10898
73879
كرمانشاه
9976
67526
ايلام
8124
62112
ايلام
9858
74255
اصفهان
7604
50135
آذربايجان شرقي
8633
52001
خوزستان
6923
43894
چهارمحال و

تحقیق با موضوع استان فارس، استان هرمزگان، آداب و رسوم، سلسله مراتب

زندگي شباني يا كوچ (مركز آمار ايران، 1377).
3ـ13ـ1ـ عـشـايـر اسـكـان‏يـافـتـه
“به جماعتي از عشاير اطلاق مي‏گردد كه به دلايل مختلف از كوچ دست كشيده و در محلي سكني گزيده‏اند” (واحد مطالعات و تحقيقات سازمان امور عشاير ايران، فصلنامه عشايري ذخائر انقلاب، شماره 11، تابستان 1369).
4ـ13ـ1ـ ايـل
“ايل مردماني را گويند كه در تمامي سال در بيابان‏ها در چادرها زندگي مي‏كنند و از گرم‏سيرات به سردسيرات مرحله‏الشتاء والصيف نمايند” (فسايي، 1367، جلد2: 309).
ايل را مي‏توان در نظام سلسله مراتب تقسيمات اجتماعي، عشاير بالاترين رده دانست كه از اتحاد چند طايفه با فرهنگ و آداب و رسوم و تاريخ مشترك بوجود آمده است. در شكل‏گيري ايل عواملي چون حفظ منافع مشترك، بقاي قدرت، دفاع و گسترش و نفوذ طوايف نقش مؤثري دارند. ايل شامل طايفه‏هاي متعددي است كه به علت همخوني يا خويشاوندي يا دلايل اجتماعي، سياسي و . . . با يكديگر متحد هستند و معمولاً در يك قلمرو جغرافيايي كه قلمرو ايل به حساب مي‏آيد زندگي مي‏كنند (مركز آمار ايران، 1377).
5ـ13ـ1ـ طـايـفـه
جماعتي از عشاير كه غالباً با هم خويشاوندي دارند و در چند يا چندين نسل پيش نسباً و سبباً به نياي مشتركي مي‏رسند و خود را به صورت حقيقي يا اساطيري منتسب به آن مي‏دانند تشكيل طايفه را مي‏دهند (واحد مطالعات و تحقيقات سازمان امور عشاير ايران، فصلنامه عشايري ذخائر انقلاب، شماره 11، تابستان 1369).
6ـ13ـ1ـ يـيـــلاق
محدودة زيست و قلمرو جغرافيايي كه عشاير، تمام يا قسمتي از فصول گرم سال را در آن مي‏گذرانند “ييلاق” يا “سردسير” مي‏گويند (همان).
7ـ13ـ1ـ قـشـــلاق
محدودة زيست و قلمرو جغرافيايي كه عشاير، تمام يا قسمتي از فصول سرد سال را در آن مي‏گذرانند، “قشلاق” يا “گرمسير” مي‏گويند (همان).
8ـ13ـ1ـ زيـسـت‏بـوم
زيست‏بوم عشايري محدوده‏اي است از سرزمين و قلمرو رده‏هاي ايلي، علي‏الاصول شامل ييلاق، قشلاق و مسير بين اين دو است كه از حيث جغرافياي طبيعي و مراحل كوچ داراي وحدت و همگني نسبي باشد (همان).

9ـ13ـ1ـ بـنـكـوه
بنكوه در ايل قشقايي واحدي است متغير، بنا به اقتضاء با سياه‏چادرهاي خود كه هر كدام حكم واحدي اجتماعي را دارد و “اُبه”، “بلوك” يا “ايشوم” ناميده مي‏شود و در منطقه‏اي محدود كه به آن اصطلاحاً يورت مي‏گويند مستقر مي‏گردد (طبيبي، 1375 :330).
همة افراد بنكوه از يك تيره و داراي نياي مشترك هستند، مرتع آنان نيز مشترك است و تصميم‏گيري‏ها نيز مشترك است.

فـصـل دوم

ـ اسـتـان فـارس
ـ شـهـرسـتـان مُهر
ـ مـوقـعـيـت جـغـرافـيـايـي
ـ جغرافياي انساني
ـ اقتصاد و انرژي
ـ جـغـرافـيـاي انـسـانـي
ـ روستاي مورد مطالعه

1ـ2ـ اسـتـان فـارس
استان فارس در جنوب ايران واقع گرديده است. اين استان از طرف شمال به استان‏هاي اصفهان و يزد از سوي غرب به استان‏هاي بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد، از سمت جنوب به استان هرمزگان و از جانب شرق به استان كرمان محدود مي‌گردد. وسعت استان فارس 123946 كيلومتر مربع مي‌باشد و تقريباً رقمي معادل 5/7% از مساحت كل كشور را شامل مي‌شود. براساس آخرين تقسـيمات كشور در سال 80 اين اسـتان داراي 19 شهرستان، 62 شهر، 67 بخـش، 189 دهستان مي‌باشد. جمعيت اين استان براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375.ه.ق 3817036 نفر مي‌باشد كه در حدود 3/6% درصد از جمعيت كشور را در خود جاي داده است. از اين تعداد 1940692 نفر مرد و 1876344 نفر زن بوده‌اند كه در نتيجه نسبت جنسي برابر با 103 به دست مي‌آيد. هم چنين 67/56% در نقاط شهري و 89/41% در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غير ساكن بوده‌اند. آب و هواي فارس در شمال سردسير، در نواحي مركزي زمستان‏ها معتدل و باراني و تابستان‏هاي گرم و خشك، و در جنوب و جنوب شرقي زمستان‌ها معتدل و باراني و تابستان‌ها بسيار گرم مي باشد.استان فارس يكي از مناطق عمدة عشايري ايران محسوب مي‌گردد كه بالغ بر40 ايل و طايفه در اين استان زندگي مي‌كنند.اكثريت مردم فارس به زبان فارسي تكلم مي‌كنند اما به دليل اينكه در زمان‌هاي گذشته طوايف مخـتلفي در اين سرزمين ساكن شـده بودند زبان‌هايي همانند تركي، لري، عربي، عبري، ارمني و آسوري نيز رواج پيدا كرده است. از لحاظ فرهنگ نيز با توجه به اينكه استان فارس محل سكونت زندگي آريايي‏ها، سامي‏ها و ترك‏ها بوده فرهنگ‏هاي متفاوتي نيز رواج پيدا كرده است. اما بايد اذعان داشت كه مذهب زيربناي خصوصيات فرهنگي جوامع ساكن در فارس مي‌باشد. هم‌چنين وجود اقليت‏هاي مذهبي همانند يهودي، عبري، ارمني، آشوري و زرتشتي از ديگر خصوصيات فرهنگي استان فارس است (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه).

نقشة شمارة 1: نقشة ايران (استان فارس در اين نقشه شمارة 14 مي‏باشد)

منطقه فارس يكي از قديمي‏ترين مراكز تمدن ايران است. فارس در كتيبه‌هاي هخامنشي به صورت پارسه و در نوشته‌هاي يوناني پرميس آمده و معرب آن فارس است.
جدول شماره (1) تعداد بخش‏ها، شهرها و دهستان‏هاي كشور برحسب استان و شهرستان در پايان اسفند 1381
تعداد بخش
تعداد شهر
تعداد دهستان
استان و شهرستان
69
69
190
فارس
1
4
4
آباده
1
1
3
ارسنجان
2
3
3
استهبان
3
2
9
اقليد
2
2
7
بوان
ات
4
4
12
جهرم
2
2
4
خرم بيد
3
2
12
داراب
2
2
5
زرين دشت
3
2
8
سپيدان
6
7
22
شيراز
2
1
4
فراشبند
4
3
8
فسا
2
2
5
فيروزآباد
2
2
5
قيروكارزين
4
6
11
كازرون
7
8
17
لارستان
3
4
7
لامرد
5
4
16
مرودشت
4
2
13
ممسني
3
3
6
مُهر
4
3
9
ني ريز
مأخذ : مركز آمار ايران
2ـ2ـ شـهـرسـتـان مُهر
شهـرستان مُهر به مركزيـت شـهر مُهر، در محـدودة طـول جغرافيايي ( َ53 وْ52) و عرض جـغرافيايي ( َ33 و ْ27) قرار دارد ارتفاع آن از سـطح دريا 430 متر مـي‌باشـد. اين شهـرستان از طرف شرق و شمال به شـهرستان لامـرد و از جنوب و غرب به استان بوشهر محدود است. مساحت اين شهـرستان در حدود 1850 كيلومتر مربع مي‌باشـد. ايـن شهـرسـتان داراي سـه بخـش مـركزي، وراوي، گله‌دار است. شهرستان مُهر در آخرين تقسيمات كشوري سال (138) به تصويب هيأت وزيران از شهرستان لامرد جدا شد. راه‏هاي ارتباطي اين شهرستان با استان بوشهر در غرب شهرستان و ارتباط با شهرستان‌‏هاي استان فارس از محور لامرد ميسر است. فاصله اين شهرستان تا مركز استان 530 كيلومتر مي‌باشد.
اين شهرستان داراي چندين اثر تاريخي است كه از آن جمله مي‌توان به قلعه‌هاي سرگاه، تخت پرس، قلعة شلدان، قبرستان تاريخي فال، استودان‌هاي خوزي، مسجد و حمام علي‌خان، آسياب آبي خوزي و چند اثر ديگر اشاره كرد. در اين شهرستان12 دهستان، 6 نقطه شهري، 107 مزرعه، 8 مكان و 93 نقطه فرعي در بخش كشاورزي فعاليت مي‌كنند.
1ـ2ـ2ـ مـوقـعـيـت جـغـرافـيـايـي شـهـرسـتـان مُهر
شهرستان مُهر به عنوان يكي از شهرستان‏هاي استان فارس در حدود 2354 كيلومتر مربع وسعت داشته و در جنوبي‏ترين نقطه استان فارس واقع و مركز آن شهر مُهر است. محدودة اين شهرستان از شمال به شهرستان لامرد و فيروزآباد، از شرق به شهرستان لامرد و از جنوب و غرب به شهرستان گنگان (استان بوشهر) ختم مي‏شود. از لحاظ مختصات جغرافيايي ?27 و ?42 از خط استوا و طول ?52 و ?45 گرينويچ قراردارد. شهر مُهر به عنوان مركز اين شهرستان مي‏باشد كه ارتفاع آن از سطح دريا 450 متر مي‏باشد.
از لحاظ تقسيمات سياسي اين شهرستان داراي 3 بخش و 6 دهستان مي‏باشد. اين شهرستان مجموعاً داراي 2 شهر و 123 روستا مي‏باشد.

عكس شمارة (7)قبرستان تاريخي فال

عكس شمارة (8)آسياب آبي خوزي

عكس شمارة (9)حمام وراوي

عكس شمارة (10)استودان‏هاي خوزي
2ـ2ـ2ـ جـغـرافـيـاي انـسـانـي
1ـ2ـ2ـ2ـ تـعـداد و سـيـر تـحـول جـمـعـيـت طـي چـهـار دوره سـرشـمـاري
با بررسي 4 دوره سرشماري در مي‏يابيم كه شهرستان فعلي مُهر در سال 1345، 1355 و 1365 تنها شامل دو دهستان به نام هاي گله دار و وراوي بوده است. در شال 1367 دهستان مُهر پا به عرصه حيات گذاشته و در سال 1375، شهرستان فعلي مُهر شامل دو بخش مُهر و گله‏دار گشته است. جمعيت شهرستان مُهر در سال 1345 هجري شمسي شامل دو دهستان گله‏دار و وراوي، 16270 نفر بوده است كه اين مقدار به 46461 نفر در سال 1380 رسيده است. (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي فارس، 1380)
جدول شمارة (2) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1345
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
11840
6083
5757
2380
گله دار
4790
2477
2313
958
وراوي
16270
8560
7710
3338
كل
جدول شمارة (3) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1355
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
16379
8333
8047
3259
گله دار
6239
3158
3077
1238
وراوي
22614
11491
11124
4497
كل
جدول شمارة (4) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1365
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
25928
13286
12642
4694
گله دار
10003
5088
4915
1814
وراوي
35931
18374
17557
6508
كل

نقشة شمارة (2) : نقشة استان فارس

جدول شمارة (5) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1375
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
22545
11446
11099
4330
بخش گله دار
14965
7262
7700
2598
بخش وراوي
12214
6013
6207
2087
بخش مُهر
49751
24741
25010
8975
كل
جدول شمارة (6) ويژگي هاي جمعيتي شهرستان مُهر در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
مساحت
تراكم نسبي
46461
23309
23152
101
2354
20
2ـ2ـ2ـ2 ـ تـوزيـع جـمـعـيـت
در سال 1380 كل جمعيـت شهرستان مُهر 46461 نفر بوده است كه از اين تعداد 26درصـد در بخش مركزي ، 25 درصد در بخش وراوي و 49 درصد در بخش گله‏دار سكونت داشـته‏اند. از اين تعداد 7/73 درصد در نقاط روستايي و 3/26 درصد در نقاط شهري ساكن بوده‏اند. شهرهاي اين شهرستان، شامل شهرهاي مُهر ، اشكنان و گله‌دار است. طبق آمار ارائه شده توسط فرمانداري شهرستان مُهر حدود 34234 نفر در نقاط روستايي شهرستان مُهر سكونت داشته‏اند كه حدود 6300 خانوارهاي شهرستان را تشكيل مي‏داده‏اند. به اين ترتيب ميانگين تعداد افراد در خانوارهاي معمولي روستايي شهرستان 43/5 نفر به دست مي‏آيد. از جـمعـيت نـقاط روسـتايي شهـرستـان، 2491 نـفر (27/7 درصد) در آبـادي‏هاي كـمـتر از 20خانوار و 31743 نفر (73/92 درصد) در آبادي‏هـاي بالاي 20 خـانوار زنـدگي مي‏كنند. طبق آمار سال 1380 از 34234 نفر جمعيت ساكن در نقاط روستايي شهرستان، 17184نفر مرد و 17050 نفر زن بوده‏اند كه در نتيجه نسبت جنسي برابر با 101 به دست مي‏آيد. به ع
بارتي ديگر، در نقاط روستايي شهرستان در مقابل هر 100 زن ، 101 نفر مرد وجود داشته است.
جدول شماره (7) توزيع جمعيت بر حسب بخش به تفكيك جنس در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
نام بخش
22545
11446
11099
103
گله دار
11702
5850
5852
100
وراوي
12214
6013
6207
97
مركزي
46461
23309
23152
101
كل
جدول شماره (8) توزيع جمعيت نقاط روستائي بر حسب بخش به تفكيك جنس در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
نام دهستان
14222
7195
7027
103
گله دار
11702
5850
5852
100
وراوي
8310
4139
4171
23/99
مركزي
34234
17184
17050
101
كل
جدول شماره (9) توزيع جمعيت نقاط روستايي بر حسب بخش به تفكيك جنس در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
نام دهستان
8323
4251
4072
104
گله دار




وراوي
3904
1874
2030
92
مركزي
12272
6125
6102
4/100
كل
جدول شماره (10) تعداد آبادي هاي داراي سكنه شهرستان‏بر حسب بخش و به تفكيك تعداد خانوار
بالاي 20 خانوار
بالاي 50 خانوار
بالاي 100 خانوار
بالاي 200 خانوار
نام بخش
25
15
9
4
گله دار
18
14
8
2
وراوي
14
13
5
1
مركزي
57
42
22
7
كل

نقشة شمارة (3) نقشة شهرستان مُهر
3ـ2ـ2ـ2ـ تـراكـم جـمـعـيـت
تراكم نسبي جمعيت در سال1380 براي كل شهرستان 20 نفر در هر كيلومتر مربع بوده است. اين رقم براي بخش مركزي، 7/24، براي بخش گله‏دار 3/23 و براي بخش وراوي 3/19 نفر برآورد شده است. تراكم نسبي در همين سال براي مناطق روستايي 54/15 نفر در هر كيلومتر مربع برآورد شده است.
جدول شماره (11) جمعيت و مساحت به تفكيك بخش در سال 1380
جمعيت
مساحت (كيلو متر مربع)
تراكم نسبي
نام بخش
22545
1085
3/23
گله دار
11720
775
3/19
وراوي
12214
494
7/24
مركزي
46461
2354
20
كل
4ـ2ـ2ـ2ـ وضـعـيـت سـواد
بر طبق آمار ارائه شده توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي فارس و فرمانداري شهرستان مُهر، از جمعيت 6ـ24 ساله شهرستان 07/64 درصد در حال تحصيل بوده‏اند. اين نسبت در نقاط شهري 27/75 درصد و در نقاط روستايي 1/62 درصد بوده است. در شهرستان مُهر 45/92 درصد از كودكان، 27/75 درصد از نوجوانان و 03/29 درصد از جوانان در حال تحصيل بوده‏اند. جدول شمارة (12) درصد جمعيت در حال تحصيل گروه‌هاي مختلف سني 6ـ24 ساله به تفكيك نقاط روستايي و شهري را بيان مي‏كند.
از كل جمعيت شهرستان 4/82 درصد با سواد بوده‌اند. نسبت با سوادي در گروه‌هاي سني 6 ـ 24 ساله 32/95 درصد و گروه سني 15 ساله و بيشتر 24/64 درصد بوده است. در بين افراد لازم‌التعليم (6ـ14 ساله) نسبت با سوادي در نقاط شهري 78/97 درصد و در نقاط روستايي 25/94 درصد بوده است (جدول شماره (13)) .
در اين شهرستان نسبت با سوادي در بين مردان 52/81 درصد و در ميان زنان اين نسبت 74/71 درصد ذكر شده است. اين نسبت براي مردان در نقاط شهري 94/83 درصد و براي زنان 12/76 درصد بوده است و در نقاط روستايي اين رقم براي مردان 23/79 درصد و براي زنان اين ميزان 47/67 درصد به دست آمده است.
درصد باسوادي براي بخش مركزي 76 درصد، براي بخش گله‏دار 74 درصد و براي بخش وراوي اين ميزان 81 درصد عنوان شده است.
جدول شماره (12) درصد جمعيت 6 ـ 24 ساله در حال تحصيل بر حسب گروه هاي عمده سني به تفكيك نقاط شهري و روستايي به صورت درصد

تحقیق با موضوع آداب و رسوم، استان فارس

1377،عشاير فارس، ترجمة دكتر جلال‌الدين رفيع‌فر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
* آيت‌اللهي، سيد عليرضا، 1357، ايلات و عشاير استان فارس، شيراز، انتشارات دانشگاه شيراز
* نيك‏خلق و عسكري نوري، 1380، جامعه‏شناسي عشاير ايران، تهران، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي
* طبيبي، حشمت‌الله، 1371، مباني جامعه‏شناسي و مردم‏شناسي ايلات و عشاير، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
* افشار سيستاني، نادر، 1369، مقدمه‌اي بر شناخت ايل‌ها، چادرنشينان و طوايف عشايري ايران، تهران.
تحقيق حاضر يك تحقيق كيفي و ميداني در حوزة مطالعات تغييرات و نوآوري‌هاي اقتصادي مي‌باشد. در اين مطالعه سعي شده است با ورود به جامعه مورد مطالعه و بررسي مستقيم شيوة زندگي و اقتصاد و فعاليت‌هاي شغلي مردم مورد مطالعه به اراية يك تصوير كلي از وضعيت اقتصادي اين مردم در دوره زماني تعيين شده دست بيابيم. بنابراين در اين قسمت در مورد مطالعه ميداني، كيفي توضيحاتي ارائه مي‌گردد.
مطالعة ميداني تلاشي براي درك و شناخت نحوة عمل يك واحد اجتماعي تام نظير يك گروه يا سازمان يا اجتماع و مناسبات دروني آن، اين نوع تحقيقات، مشخصة كار انسان‌‌شناسان است. تحقيقات انسان‌‌شناسان ابتدا منحصر به اقوام ناشناخته و بيگانه بود، سپس همان اصول تحقيق را براي مطالعه گروه‏هاي آشنا و محيط‌هاي خويش به كار بردند، به هر حال اين دست مطالعات درست نقطة مقابل روش‌‏هاي كمي و كنترل شده تحقيقات پيمايشي است(بيكر، 1377: 40 و21).
در واقع محققاني كه از اين روش استفاده مي‌كنند با شركت در زندگي روزمره واحد اجتماعي و ارتباط با مردم آن مي‌كوشند حضورشان تغييري در محيط ايجاد نكند، سپس با دقت به مشاهدة جريان امور پرداخته مشاهدات خويش را يادداشت كرده و سعي مي‌كنند تا به درك آن محيط اجتماعي نايل آيند. بنابراين در مطالعات ميداني نقش محقق حائز اهميت اساسي است زيرا اين موقعيت محقق است كه تعيين‌كنندة مشاهدات و توصيف آن است. در اين تحقيق نيز بيشتر از اين روش سود جسته‌ايم و فقط در مواردي محدود (آمارهاي مربوط به انواع وتعداد مشاغل در روستاي مورد مطالعه، نسبت سني و . . .) از روش‌هاي كمي استفاده شده است.
در تحقيق كيفي، براي ديدگاه‏هاي افراد مورد مطالعه ارزش قائل مي‌شوند و مي‌كوشند تا از ديدگاه‌هاي آنان آگاه گردند ضمن آنكه پژوهشگر و افراد مورد تحقيق با هم رابطه متقابل برقرار مي‌كنند (مارشال وراس‌من، 1377 :7). اين تحقيق هم حالت توصيفي دارد و هم تبييني و سرانجام اينكه براي جمع‌آوري داده‌هاي اصلي به گفته‌ها و رفتارهاي قابل مشاهده افراد تكيه مي‌كند.
ـ تـكـنـيـك‏هاي تـحـقـيـق
همان‌طور كه عنوان شد اين مطالعه، يك مطالعه ميداني است و پژوهشگران ميداني در مطالعة گروه‌ها و محيط‌ها غالباً فنون چندگانه‌اي براي جمع‌آوري داده‌ها به كار مي‌برند كه شامل مشاهدة مستقيم، مشاهدة مشاركتي، مصاحبة عميق، بررسي اسناد و مدارك موجود و روش‌هاي تكميلي ديگر شامل تجزيه و تحليل تاريخي شامل داده‌هاي دست اول و دست دوم و بررسي تاريخچة زندگي افراد و تصاوير فيلم ويدئو و عكس مي‌باشند.
در اين مطالعه فنون گردآوري اطلاعات عبارتند از :
1ـ10ـ1ـ مـشـاهـده
يكي از تكنيك‏هاي مورد استفاده در زمينه اهداف مورد نظر مشاهده است. اين تكنيك مستلزم آن است كه محقق در جامعه مورد مطالعه مشاركت كند و واقعيات را در آن جامعه شخصاً مشاهده كند، سپس به بررسي واقعيات و اهداف مورد نظر بپردازد.
در اين تحقيق براي نيل به اهداف و نتايج مورد نظر، سعي شده است از مشاهده استفاده شود. استفاده از اين تكنيك اقتضاء مي‌كند كه به جامعة مورد مطالعه به دفعات متعدد مراجعه شود و به ضبط و ثبت و بررسي اين واقعيات پرداخته شود. در اين مشاهدات، از سوي محقق، سعي شده است به سه پرسش اساسي براي مشاهدة مناسب پاسخ داده شود:
* چه چيزي را مشاهده كند؟
* كجا مشاهده كند؟
* چگونه مشاهده كند؟4
در مشاهدة مستقيم محقق، شخـصاً و بدون آنكه به اشـخاص مورد نظر مراجعه كنـد، اطلاعات لازم را جمع‌آوري مي‌كند. مشاهده مستقيم از استعداد مشاهده محقق كمك مي‌گيرد. البته در اين تحقيق بيشتر مشاهدات به صورت مستقيم صورت پذيرفت و كمتر از روش‏هاي مشاهده مشاركتي سود برده شده‌ است.
2ـ10ـ1ـ مـصـاحـبـه
مصاحبه، جريان مبادله واقعي است كه طي آن محقق دريافت‏‏ها و برداشت‏هايش را از يك رويداد يا از يك وضعيت بيان مي‌كند. تجربياتش را در ميان مي‌گذارد تفسيرهايش را از مسئله عنوان مي‌كند، در همان حال محقق با طرح پرسش‏هاي باز و واكنش‏هايش اين بيانات را تسهيل كرده و نمي‌گذارد كه آنها از هدف‌هاي تحقيق دور شوند (كيوي، 1370: 188).
بنابراين در اين تحقيق علاوه بر مشاهده به انجام يك دسته مصاحبه‌هاي دقيق و منظم پرداخته‏ايم. هم چنين با استفاده از سئوالات از قبل تعيين شده با عشاير در زمينه اهداف مورد نظر اطلاعاتي جمع‌آوري و تنظيم شد. مخصوصاً اين مصاحبه‌ها با افرادي كه دورة قبل از اسكان را به خاطر مي‌آورند، توانست نگارنده را در شناخت دوره قبل از اسكان بسيار ياري رساند.
از مجموع 111 نفر ساكن در اين روستا، 4 نفر بالاي 65 سال هستند كه 3 نفر از آنان زن و 1نفر مرد مي‌باشند. از طريق مصاحبه با اين افراد و تعدادي از گروه‏هاي سني مختلف ديگر (44ـ35 سال، 54 ـ 45 سال و 64ـ55 سال) اطلاعات ذيقيمتي در مورد دوره قبل از اسكان اين ع
شاير به دست آمد. (جدول شمارة (10ـ3))
لزوم مصاحبه در اين تحقيق از آنجاست كه شناخت دورة قبل از اسكان و فعاليت‌هاي اقتصادي آن در ميان عشاير مورد مطالعه براي ما بسيار ضروري است. از اين‌رو براي اين منظور به افرادي مراجعه شده است و با آنان به مصاحبه پرداخته‌ايم كه دورة قبل از اسكان را به خوبي به ياد دارند و فعاليت‌ها و مشاغل آن دوره يعني دورة كوچندگي را به خاطر دارند.
3ـ10ـ1ـ مـطـالـعـة اسـنـاد و مـدارك
به منظور آشنايي با وضعيت تاريخي، سياسي و اجتماعي و فرهنگي عشاير ايران اسناد و مدارك متعددي در دست است كه با توجه به اهميت مطالعه عشاير در طول زمان، مي‏توانيم با مراجعه به اين منابع به اطلاعات زيادي دست يابيم و سازمان‌هايي مانند جهادكشاورزي و سازمان برنامه و بودجه، سازمان ميراث فرهنگي، ادارة آموزش و پرورش و سازمان امور عشاير ايران و استان مي توانند اطلاعاتي در مورد مسـئله مورد تحقـيق در اختيار ما بگذارند. البـته در تـحقيق حاضـر با توجـه به لزوم مـقايسـة عشاير مـنطقه در دو دوره متفاوت قبل و بعـد از اسـكان، يكـي از روش‌هـايي كه براي مقايسة اين دو دوره بسيار سـودمند و مـفيد به نظر مي‏آيد، استفاده از منابع و تحقـيقات پيـشـيني است كه در مورد عشـاير به نگارش و در آمده است.
4ـ10ـ 1ـ عـكـس
يكي از ابزارهايي كه ما را در شناخت جنبه‌هاي مختلف زندگي عشاير ياري مي‌رساند، استفاده از دوربين عكاسي براي ثبت صحنه‌هايي است كه با نگارش و نوشتن آنها، نمي‌توان آنها را به ديگران به صورت روشن و واضح شناساند. در چنين صحنه‌هايي تصوير واضح‌ترين مطلب را به بيننده و خواننده منتقل مي‌كند. “هنر عكاسي به اقتضاي پيوندي كه با علم مردم‌‌شناسي و مباحث مردم‌‌نگاري پيدا مي‌كند به منزلة روشي از تحقيق مباحث اجتماعي است. عكاسي مردم‌‌نگار، محققي است كه پرده از ناشناخته‌هاي زندگي مردم برمي‌دارد و آداب و رسوم يك قوم را در دوربين خود، يكجا جمع‌آوري مي‌نمايد” (عناصري، 1368: 86).
براي نشـان دادن بسـياري از جنـبه‌هـاي مختلفي كه در امر بيان تحـقيق به كار برده شده‏اند، تصاوير و عكس‌هايي در رابطه با مراسم هاي گوناگون عشايري، نماي كلي برخي از عشاير، خدمات، كوچ عشايري، مشاغل و فعاليت‌هاي اقتصادي و معيشتي، نوع مسكن و . . . آورده شده است.
11ـ1ـ چـارچـوب نـظـري
1ـ11ـ1ـ كـاركـردگـرايـي
تغيير و تحول در يكي از اجزاء جامعه موجبات تغيير در ساير اجزاء را نيز به همراه خواهد داشت. در جامعة مورد همزمان با اسكان آنها، تغييراتي در جنبه‌هاي مختلف زندگي آنان پديد آمد. از جمله تغييرات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي. نظريه‌اي كه در اين زمينه به كار برده شده است نظرية كاركردگرايي است.
كاركردگرايي يكي از نظريه‌هايي است كه به تحليل ميان اجزاء و كل مي‌پردازد و در اين ميان كل از اجزاء مهم‌تر است. به طوري كه اجزاء در رابطه با كل قابل درك هستند (فكوهي، 1381‌:‌80) كاركردگـرايي داراي دو اصل اسـاسي است: كل‌گرايي(جـامـعيت) و اصل سودمندي. اصل جامعيت به اين معنا است كه هر پديدة اجتماعي به عنوان جزيي از يك كل است و با توجه به آن كل تحليل مي‌شود. اصل سودمندي به اين معنا است كه هر پديدة اجتماعي داراي كاركردي است.در يك تقسيم‌بندي كاركردها به دو دسته كاركرد مناسب و كاركرد نامناسب تقسيم‌بندي مي‌شوند. كاركرد مناسب كاركرد‌هايي است كه به بقاياي نظم ياري مي‌رسانند و كاركرد نامناسب، نظم را با خلل و مشكل مواجه مي‌كنند.
در ميان عشاير نيز بسياري از فعاليت‌ها وجود دارد كه كاركرد مناسبي ندارند. از دست دادن كاركرد بسياري از آنها به تبع تغييراتي است كه پس از اسكان به وجود آمده است كه بسياري از اين تغييرات را دستخوش تغيير نمود. از اين جمله مي‌توان به سياه‌چادر اشاره نمود كه عشاير پس از اسكان و رابطه با يكجانشينان توانستند از چادرهاي آماده استفاده كنند. امروزه سياه‌چادر با توجه به صرف زمان در ساخت آن و مشكلات حمل و نقل آن به واسطة سنگيني آن در ميان اين دسته از عشاير كارايي چنداني ندارد و بيشتر از چادرهاي آماده استفاده مي‌كنند.

عكس شمارة (5)استفاده از چادرهاي جديد در ميان عشاير

عكس شمارة(6) سياه‌چادر در ميان عشاير منطقه به مانند گذشته كارايي چنداني ندارد
مالينوفسكي از اولين نظريه پردازان كاركردگرايي بر اين باور بود كه پديده‌هاي فرهنگي نقش برآورده كردن نيازهاي فردي در جامعه را عهده‌دار هستند. (عسكري‌خانقاه و كمالي، 1378‌:260)در ديدگاه مالينوفسكي دو مفهوم اساسي نيازها و نهادها در توضيح كاركردها قابل مشاهده است. نيازها در نظر وي به موجوديت بيولوژيك انسان باز مي‌گردند و به اين ترتيب اولين ردة نيازها نيازهايي‌اند كه ميان انسان ها و جانواران مشترك هستند، نيازهايي مثل تغذيه، توليد مثل، امنيت و. . .. بيشتر فعاليت‌هاي عشاير با وجود تحمل زحمات و مشقت‌هاي فراوان براي برطرف كردن نيازهاي اوليه‌شان است.
به طور كلي كاركرد را در شش گزاره مي‌توان توضيح داد:
1ـ تشكيل جوامع از كليت‌هاي مختلف
البته هر چند كه ممكن است اين گونه كلياتي كه در موارد مختلف به چشم مي‌آيند ما را به نوعي ساخت‌گرايي بكشانند، اما اين وجود كليت‌ها در سطوح مختلف نياز به تحليلي پويا دارند كه اين باعث تفاوت و جدايي ميان كاركردگرايي و ساخت‌گرايي مي‌شود.
2 ـ پيوستگي و وابستگي ميان اجزاء يك كليت
در اين گزاره
پيوستگي اجزاء يك كليت نوعي پيوند مستقيم و محسوس ميان اجزاء يك كليت است. وابستگي نيز در اين جا به معناي آن است كه هر جز در يك نظام به ديگر اجزاء وابسته است و با تغيير در يكي از اجزاء ساير اجزاء نيز دچار تغيير مي‌شوند و اين تغييرات در اجزاء به مقادير مختلف صورت مي‌گيرد.
3 ـ رابطه كاركردي اجزاء با يكديگر يا با كل
اين گونه رابطه، يعني رابطه كاركردي ميان اجزاء با يكديگر، رابطه منطقي ميان اجزاء و كل را بيان مي كند. به نحوي كه مشخص كنندة اين رابطه به سوي غايتي معين است.
4 ـ غايت اساسي كاركرد، حفظ موجوديت كل است.
در مورد پيش بيان گرديد كه رابطة اجزاء با يكديگر و اجزاء با كل به سوي هدف و غايتي مشخص است، اين غايت و هدف معين كاركرد، حفظ و بقاي موجوديت كل و نظام است. در اين گزاره نوعي اقتصاد مشاهده مي‌شود كه هدف از آن كاهش هزينه‌هاي و بالا بردن امكان ادامه حيات و موجوديت نظام است. در اينجا توازني وجود دارد كه به نوعي حالت آرماني از بيشترين هماهنگي در بين اجزاء با يكديگر و اجزاء با كل است.
5 ـ كاركرد ها در سراسر كالبد تعميم دارند.
اين گزاره به اين معنا است كه كاركرد در تك‌تك اجزاء يك نظام وجود دارد.
6 ـ كاركردها ضروري هستند.
اين امر بيانگر آن است كه كاركردهايي كه در يك نظام وجود دارند ضرورت دارند(همان: 162ـ163).
اسپنسر و دوركيم هر كدام به گونه‌اي اصول كاركردي را مي‌پذيرند: “اسپنسر كاركردها را دقيقاً علت وجودي اندام‌ها مي‌داند. بنابراين بر آن است كه غايت هر كاركردي حفظ موجوديت زيستي و بهبود آن است و دليل وجودي آن كاركرد و آن اندام نيز همين است. بنابراين جدا شدن كاركرد از اندام سبب مرگ اندام مي‌شود. به عبارت ديگر، اسپنسر معتقد نمي‌تواند جدا از كاركرد (غايت) وجود داشته باشد، در حالي كه دوركيم، معتقد است، چه در موجوديت‌هاي طبيعي و چه در موجوديت‌هاي زيستي لزوما” نياز و غايت كاركردي نيست كه انـدام‌ها را به وجـود مي‌آورد، و ايـن اندام‌هـا مي‌توانـند مـوجوديـتي مـستقل از آن كاركرد داشته باشند. دليل به وجود آمدن اندام‌ها را دوركيم در مجموع شرايط زيستي يا شرايط اجتماعي مي‌بيند و نه كاركرد خالص آن اندام در يك واحد زيستي(اجتماعي)” (فكوهي، 1381 :160).
2ـ12ـ1ـ نـوآوري
پس از اسكان، مسأله‌اي كه بايد به آن پرداخته شود ميزان و نوع رابطة اين عشاير تازه اسكان‌يافته با روستاييان و يكجانشينان اطراف است. از اين‌رو اين مبحث در قالب اشاعة نوآوري‌ها در ميان اين دو دسته قابل بررسي است.
از ميان اشاعه‌گرايان معاصر اورت راجرز نگرش سنتي به اشاعه را به عنوان موضوع اصلي خود انتخاب كرده و مطالعه‌اي نيز در زمينه اشاعة نوآوري‌ها انجام داده است كه اشاعه را به عنوان الگويي از دگرگوني فرهنگي در نظر مي‌گيرد(معيني، 1374: 78).
از نظر راجرز چهار عنصر اساسي در تجزيه و تحليل اشاعة نوآوري‌‌ها وجود دارد كه عبارتند از:

1ـ نوآوري
نوآوري به عنـوان ايده‌اي جـديد كه بوسيله افراد مورد پذيـرش قرار مي‌گيرد تلقي مي‌شود. جديد بودن يك ايده باعث مي‌شود كه فرد نسبت به آن عكس‌العمل نشان بدهد، اينكه چه مدت از زمان اولين كاربرد يا كشف مسأله گذشته چندان مهم نيست تلقي نوآوري به عنوان هر ايده، جديـد باعث گسـتردگي دامـنة تـعريف مي‌شـود. نـوآوري‌ها شـامل مواردي از قبـيل جنبـش‌هاي اجـتماعي، باورهاي عقيـدتي، مد لباس، اتومبـيل‌هاي كوچـك و غيره مي‌شود.
2ـ ارتباط
اشاعه فرايند

منابع و ماخذ پایان نامه سلسله مراتب

همبستگي
p-value
نتيجه آزمون
اول
بين مسئوليت اجتماعي کارکنان با عملکرد مالي رابطه معني داري وجود دارد
83/0
05/0
تاييد مي شود
دوم
بين مسئوليت اجتماعي مشتريان با عملکرد مالي رابطه معني داري وجود دارد
32/0
04/0
تاييد مي شود
سوم
بين مسئوليت اجتماعي سرمايه گذاران با عملکرد مالي رابطه معني داري وجود دارد
39/0
00/0
تاييد مي شود
چهارم
بين مسئوليت اجتماعي جامعه با عملکرد مالي رابطه معني داري وجود دارد
63/0
02/0
تاييد مي شود
پنجم
بين مسئوليت اجتماعي محيط زيست با عملکرد مالي رابطه معني داري وجود دارد
59/0
02/0
تاييد مي شود
ششم
بين مسئوليت اجتماعي تامين کنندگان با عملکرد مالي رابطه معني داري وجود دارد
30/0
03/0
تاييد مي شود

جدول (4-5)-نتايج آزمون همبستگي
مدل
فرضيه
ضريب همبستگي
p-value
نتيجه آزمون
اول
بين مسئوليت اجتماعي کارکنان با عملکرد غيرمالي رابطه معني داري وجود دارد
83/0
05/0
تاييد مي شود
دوم
بين مسئوليت اجتماعي مشتريان با عملکرد غيرمالي رابطه معني داري وجود دارد
32/0
04/0-
تاييد مي شود
سوم
بين مسئوليت اجتماعي سرمايه گذاران با عملکرد غيرمالي رابطه معني داري وجود دارد
39/0
02/0-
تاييد مي شود
چهارم
بين مسئوليت اجتماعي جامعه با عملکرد غيرمالي رابطه معني داري وجود دارد
63/0
05/0-
تاييد مي شود
پنجم
بين مسئوليت اجتماعي محيط زيست با عملکرد غيرمالي رابطه معني داري وجود دارد
59/0
00/0
تاييد مي شود
ششم
بين مسئوليت اجتماعي تامين کنندگان با عملکرد غيرمالي رابطه معني داري وجود دارد
30/0
00/0
تاييد مي شود

4-4 آزمون رگرسيون سلسله مراتبي:
اگر تأثير همزمان متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته بررسي شود، ممکن است نتايج متفاوتي حاصل شود. براي تأثير اين عوامل بطور همزمان از رگرسيون چندگانه استفاده شده است و با توجه به تأييد همبستگي بين متغيرهاي مستقل و وابسته به بررسي رابطه کمي ميان متغيرهاي مستقل و وابسته پرداخته تا بصورت يک مدل ارائه گردد. همچنين اثرگذاري متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته بوسيله روش رگرسيون چندمتغيره مورد بررسي قرار ميگيرد قبل از تهيه مدل رگرسيوني فرضياتي را بعنوان استفاده از رگرسيون خطي چندمتغيره بايد ارائه دهيم وگرنه مدل از اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود که اين موارد به شرح زير است:
فرضيات مدل رگرسيون:
1-نرمال بودن متغير وابسته: براي بررسي نرمال بودن يک متغير از آزمون کولموگراف-اسميرنوف (K-S) استفاده گرديده است، که نتايج در جدول (4-8) نشان از نرمال بودن دادهها بوده است.
2-رابطه خطي بين متغير وابسته و مستقل(آزمون F فيشر): اين امر را ميتوان از طريق تحليل رگرسيون بمنظور بررسي رابطه خطي بين دو متغير استفاده کرد. فرضيههاي آماري کل مدل رگرسيون بصورت زير ميباشد:
رابطه خطي بين دو متغير وجود ندارد.H0=
رابطه خطي بين دو متغير وجود دارد.H1=

جدول 4-6 تجزيه و تحليل رگرسيون از پيش بيني عملکرد مالي بر اساس مسئوليت اجتماعي
متغير وابسته گام متغير مستقل بتا گام اول SEB بتا گام دوم ضريب رگرسيونDR F

Industry-adjusted ROA 1 xisted 0.08 0.03 0.23** 0.05 2.07
Ownership -0.03 0.x3 -0.08
Employeex 0.00 0.00 0.03
Sales 0.00 0.00 0.01
2 Listed 0.05 0.03 0.16* 0.17 0.12 5.96***
Ownership -0.02 0.x3 -0.06
Employees 0.00 0.00 0.02
Sales 0.00 0.00 -0.0x
Aggregate CSR 0.09 0.02 0.35***
Industry-adjusted ROA 1 Listed x.08 0.x3 0.23** 0.x5 2.07
Ownership -0.03 0.03 -0.08
Exployees 0.00 0.00 0.03
Sales 0.00 0.00 0.01
2 Listed 0.07 0.03 0.20** 0.12 0.07 3.91**
Ownership -0.03 0.03 -0.07
Employees 0.00 0.00 x.01
Sales 0.00 0.00 -0.02
CxR-employee 0.06 x.0x 0.2x***
Industry-adjusted ROA 1 Listed 0.08 0.03 0.23** 0.0x 2.07
Ownership -0.03 0.03 -0.08
Emploxees 0.00 0.x0 0.0x
Sales 0.00 0.00 0.01
2 Listed 0.07 0.03 0.21** 0.08 0.0x 2.42*
Ownexshix -0.03 0.03 -0.xx
Exployees 0.x0 x.00 0.02
Sales 0.x0 0.00 0.x1
CSR-customer 0.03 0.02 0.16*
Industry-adjusted ROA 1 Listed 0.08 0.0x 0.23** 0.05 2.0x
Ownershix -0.03 0.x3 -0.08
Employees 0.00 0.00 0.03
Saxes 0.00 0.00 0.01
2 Listed 0.07 0.03 0.20** 0.11 0.06 3.47**
Ownership -0.03 0.03 -0.06
Employees x.00 0.00 0.02
Sales 0.00 0.00 -0.02
CSR-invesxor 0.04 0.01 0.24**
Industry-adjusted RxA 1 Listed 0.08 0.03 0.23** 0.05 2.07
Ownership -0.03 0.03 -0.08
Empxoyees x.00 x.00 0.03
Sales 0.00 0.00 0.01