مقاله درباره نفت و گاز، افغانستان، جهان اسلام، وزارت امور خارجه

1 – 5 – 5 – 3 موقعيت جغرافيايي و ويژگي هاي جغرافيايي ترکمنستان كشورتركمنستان در بخش غربي آسياي مركزي قرار گرفته است و تنها کشور از کشور هم مرز با جمهور – ي اسلامي ايران است. جمهوري ترکمنستان در جنوبي ترين بخش جامعه مشترک المنافع جاي دارد. قسمتهاي مرکزي و غربي جمهوري را صحرا و دشتهاي وسيع در برگرفته است . واجه هاي مزروعي در کناره هاي آمودريا، مرغاب، تجن و دشتهاي پايکوهي “کوپت داغ” قرار دارد. فقط در قسمتهاي جنوبي (جنوب شرقي ترکمنستان) کوههاي سه هزار متري وجو دارد، اما ارتفاع کم آنها مانع وجود برفهاي دائمي دراين کوهها است (مدني، 1390: 87). ترکمنستان با 448100 کيلومترمربع وسعت و 5 ميليون نفر جمعيت (CIA – Factbook) در شمال شرقي کشور ما قرار گرفته و 992 کيلومتر مرز مشترک با ايران دارد، که به دليلي مشخص نبودن رژيم درياي خزر نمي توان مرز آبي دو کشور را تعيين شده قلمداد نمود. همسايگان ديگر ترکمنستان عبارتند از: افغانستان، ازبکستان و قزاقستان (موسوي، 1386: 112) اين کشور، از جنوب با افغانستان و ايران، از شمال با ازبکستان و قزاقستان و از غرب با درياي خزر همسايه و از طريق اين دريا با کشور جمهوري آذربايجان و همچنين روسيه نيز همسايه محسوب مي شود. اين کشور، از لحاظ آب و هوايي داراي آب و هوايي گرم و خشك و بياباني است. فصل تابستان طولاني مدت و توام با هواي خشک است در حالي که زمستانها، هوايي ملايم و گاهي سرد همراه با بارشهايي به صورت برف مشاهده مي گردد. در فصل هاي کوتاه پاييز وبهار شرايط اقليمي از اعتدال بيشتري برخوردا – ر است و آب هواي مطلوبي بر کشور حاکم مي شود (کتاب سبز ترکمنستان،1386: 2). همچنين اين کشور از نظر پوشش گياهي نيز فقير است؛ از اين رو، در اين كشور جنگلهاي انبوه درختان پهن برگ ديده نمي شود ليکن طبيعت آن از نظر وجود کوناگوني گونه هاي گياهي ثروتمند است به طوري كه در كوههاي هم مرز با خراسان درختان مخروطي هميشه سبز مي رويند و در ارتفاعات باد خيز درختزارهاي وسيع پسته وحشي وجود دارد و كوير قره قوم محل را بايد محل رويش انواع گياهان و در ختچه هاي كويري است. ترکمنستان کنوني42، از نظر طبيعي بخشي از فلات ايران است که مرز شمال شرق آن را به رود جيهون محدود مي کند (شايان و خيرانديش، 1375: 126). كوير قره قوم، قسمت اعظم اين کشور را پوشانيده است و وسعت آن در حدود چهار پنجم خاك اين كشور را تشكيل مي دهد. ترکمنستان سرزمين همواري است. به غير از نوار جنوبي کشور که قلمرو کوههاي کوپه داغ مي باشد، بقيه پهنه اين جمهور – ي را اراضي کم ارتفاع و بياباني و شن زار پوشانده است. کوههاي هزار مسجد با امتداد شمال غربي- جنوب شرقي که امتداد کوههاي خراسان است با ارتفاع زياد خود تعدادي از سرشاخه هاي رود تجن و مرغاب را تغذيه مي کند. قله فيروزه با 2942 متر بلندترين نقطه ترکمنستان در همين کوهها واقع است (وزارت امور خارجه،1386: 1). علاوه بر آن، وجود رشته کوه کپه داغ در جنوب کشور و نزديکي مرز اين کشور با جمهوري اسلامي ايران، شرايط مناسب جهت زيست انساني، از لحاظ آب وهوايي فراهم آورده است به طوري که شهر عشق آباد و ساير شهرهاي مهم کشور ترکمنستان در اين ناحيه قرار دارند. مهمترين مرکز وجود آب در اين کشور رودخانه آمودريا (جيحون) است که در شرق كشور مرز مشترك با ازبكستان و افغانستان را به وجود مي آورد.
2 – 5 – 5 – 3 ويژگي هاي انساني ترکمنستان کلمه ترکمن مخفف ترک مانند (بنا به اعتقاد ابويحان بيروني و رشيد الدين فضل لله) و يا ترک ايمان (بنا به نظر مروزي و فيروزآبادي) ذکر شده است. قوم ترکمن با ويژگي هاي خاص خويش در سده هاي 15 ـ 14 ميلادي شکل گرفت و اساس آن را قبيله هاي ترکمن پديد آوردند که ديري بود در ترکستان شمالي، “اوست يورت” و “من قشلاق” کوچيده بودند. در سده هاي 14 ـ 13 ميلادي اين قبيله ها با هم آميختند و وابستگي خوني پيشين جاي خود را به وابستگي جديد معيشتي داد که به از بين رفتن تدريحي تفاوتها و ويژگيهاي عشرتي گذشته ياري کرد و اين به هنگامي مربوط مي شود که بزرگترين حکومت ترکمن ها توسط سلجوقيان و مصادف با اضمحلال و نابودي غزنويان پديد آمده بود (سارلي، 1373: 10). به هر حال، آنچه امروزه در خاصيت هاي انساني و حتي در نوع معيشت و ساختار سکونتگاهي مردم اين کشور بويژه موثر افتاده است، جغرافيايي اين کشور بوده است. خاصيت بياباني ترکمنستان موجب عدم پذيرش شهر نشيني و يکجانشيني بوده و موجب گرديده است که در طول تاريخ سکنه اين سرزمين بيشتر بصورت اقوام صحراگرد باشند. اين ويژگي، روش زندگي و خصوصيت اخلاقي خاصي را به مردم اين سرزمين تحميل کرده است (موسوي، 1386: 112). از لحاظ زباني، مردم ترکمنستان، به زبان ترکمني صحبت مي کنند. در کنار زبان ترکمني، که پيش از استقلال به عنوان زبان دوم به کار مي رفت – اما اکنون زبان رسمي کشور است – زبان روسي نيز استفاده مي شود؛ علاوه بر زبان روسي، زبان ازبکي و قزاقي بيشترين گروه هاي زباني را در اين کشور را تشکيل مي دهد. در سالهاي پس از استقلال تلاش شده است، زبان ترکمني به عنوان زبان اصلي در مراکز اداري و آموزشي به کار گرفته شود و در کنار زبان روسي و زبا
ن هاي قومي، زبان انگليسي نيز در مراگز آموزسي تدريس شود (احمديان شالچي، 1378: 243).
3 – 5 – 5 – 3 ويژگي هاي اقتصادي ترکمنستان واحد پول کشور ترکمنستان، منات، با واحد پولي کوچکتر که “تنگه” نام دارد، كه پس از استقلال اين كشور از اول نوامبر سال 1993 وارد گردش شده است. بعد از استقلال ترکمنستان همانند ديگر جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته مبتني بر مالكيت دولتي بود. طبق آمار منتشر شده ?? درصد از كل محصولات كشور توسط واحدهاي دولتي توليد مي گرديد. بانكها، بيمه، بازرگاني خارجي و فروشگاهاي بزرگ همگي دولتي بودند. اين سيستم اقتصادي متمركز دولتي به علت عدم داشتن روحيه ابتكار، كم كاري، بوركراسي فلج كننده و فقدان تكنولوژي دچار مشكلات جدي بود (http://www.iras.irg). كشاورزي به عنوان يکي از پايه هاي مهم در رشد اقتصاد در کشور تركمنستان است و با وجود آنکه بخش بزرگي از اين كشور را كوير قره‌قوم فرا گرفته است، مقادير زيادي از اراضي خود را زير كشت دو محصول مهم گندم و پنبه قرار مي‌دهد. علاوه بر آن، وجود معادن نقش اساسي در اقتصاد اين کشور دانست. از مهمترين صادرات ترکمنستان مي توان به گاز، نفت خام، مواد پتروشيمي، منسوجات و پنبه اشاره کرد. اين کشور از لحاظ اقتصادي داراي توانايي هاي مناسبي است که در صورت استفاده مناسب از آن مي تواند شايط مناسبي را براي خود براي خود فراهم آورد. ترکمنستان داراي منابع بزرگ گاز است که آن را به کشورهاي مختلف از جمله ايران صادر مي‌کند. رشد اقتصادي اين کشور در سال ???? براساس آمار صندوق بين‌المللي پول حدود 5/11? بوده‌است که آن را يازدهمين کشور داراي رشد اقتصادي سريع مي سازد (http://fa.wikipedia.org). اين کشور داراي اقتصادي رو به رشد دارد و با توجه به منابع سرشار نفت و گاز و پنبه از طريق سرمايه گذاري، به توسعه اقتصاد کمک بسياري کرده‌است و با فراوري محصول پنبه و با اتکا به نيروي کار خود صنايع فعال نساجي پيشرفته‌اي دارد که از بازار فروش بالايي در سطح جهان برخوردار مي‌باشد و با فروش سالانه مقدار زيادي گاز بخصوص به کشورهايي چون اوکراين و اکراين، اقدام به کسب درآمدهاي سرشار کرده است. از آنجا که ترکمنستان يک کشور محاط در خشکي است، براي ترانزيت کالا از خاک کشورهاي همسايه استفاده مي‌کند. خط آهن ترکمنستان به شهر سرخس (در شمال خاوري ايران) متصل است و از آنجا تا بندرعباس امتداد دارد. اين کشور از لحاظ دارا بودن منابع زيرزميني نفت و گاز، ثروتمند محسوب مي شود، اين کشور از اين بابت درامد هاي مناسبي را به حاصل مي کند. در حال حاضر ظرفيت و ظرفيت استخصال سالياته 80 ميليارد مترمکعب است و ذخاير آن 1/8 تريليون متر مکعب برآورد شده و ظرفيت استحصال نقت سه ميليون تن در سال مي باشد (شيخ عطار، 1373: 155). داشتن چين شرايط مطلوبي از لحاظ داشتن منابع نفت و گاز، مي تواند شرايط بسيار خوبي را براي تامين مالي جهت بهبود شاخصهاي اقتصاديي جهت توسعه، فراهم آورده است. دولت ترکمنستان در طرح هاي توسعه اقتصادي و اجتماعي کشور، ايجاد ثبات اقتصادي، اصلاحات در ساختار اقتصاد ملي، ايجاد مالکيت عمومي متنوع، جلب سرميه هاي خارجي و فن آوري پيشرفته، توسعه صنايع ملي، اجراي برنامه هاي تامين اجتماعي و تضمين عرصه کالاهاي اساسي مورد نياز عمومي را در راس وظايف خود قرار دانسته است و به نظر مي رسد با توجه به 102 ميليارد ذخيره ارزي کشور در بانک هاي خارجي، 5/1 ميليارد دلار بدهي کشورهاي مستقل المنافع به آن، جمعيت اندک و منابع فراوان در تامين نيازهاي مالي و ايجاد يک کشور ثروتمند و مرفه کمتر از کشورهاي ديگر آسياي مرکزي دچار مشکل شود (احمديان شاجي، 1387: 253).

نتيجه گيري:
همانطور که در فصل قبل تبيين گرديد، ژئواکونومي به عنوان مفهومي بنيادين در مطالعات ژئوپليتيک، به عنوان پايان بخش قدرت نمايي “عامل نظاميگري” در روابط بين الملل و روي کار آمدن “عامل اقتصاد” در اين مناسبات قرن بيستم شناخته شد. بر اين مبنا مکانهاي جغرافيايي بر اساس اين شرط، تحت عنوان “عامل ارزش جغرافيايي” مورد تفسير قرار مي گرند. کشورهاي منطقه آسياي مرکزي به علت داشتن سواحل طولاني در درياي خزر، در ارتباط با عامل ژئواکونومي (يعني ميزان قابل توجّه از انرژي نفت و گاز و چند منبع زيرزميني ديگر) و همچنين عامل موثر ژئوپوليتيک همچون محصور بودن در خشکي، داراي نيازمندي بالايي با همسايگان خود مي باشد، همچنين بعنوان مسير ارتباطي شرق و غرب و همچنين نقل و انتقال (راه ابريشم) درگذشته، محصور بودن در ميان جهان اسلام در جنوب، جهان اسلام در شمال و جهان زردپوست رو به توسعه و پيشرفت در شرق و … همه و همه از جمله شرايط جغرافيايي موثر حوزه جغرافيايي آسياي مرکزي است که مطالعات ژئوپليتيک آن رابراي پژوهش گران ايران زمين، به عنوان منطقه همجوار با جمهوري اسلامي ايران در وراي مرزهاي شمال خاوري، الزام آور مي سازد. قابل توجّه است که ترکمنستان تنها کشور از کشورهاي آسياي مرکزي با جمهوري اسلامي ايران هم مرز بوده است و جمهوري تاجيکستان در زبان قارسي و ساير جمهوري ها در داستن دين مشترک (دين اسلاو) با ايرانيان اشتراک دارد و علاوه بر آن در داشتن تاريخ طولاني مشترک هم با يکديگر اشتراک فرهنگي د
ارند. اگرچه اين منطقه داراي ژئوپليتيک برجسته اي است و موقعيت خاص آن در گذشته و موقعيت اتصالي آن در ارتباط با جهان اسلام جهان زردپوست و جهان اسلاو در زمان حال اهميت ويژه اي را به آسياي

منابع پایان نامه درباره of، the، and، Central

for U.S interests, Congressional Research Service.
4. Thomas McCray, Thomas R. McCray, Charles F. Gritzner, Uzbekistan, Chelsea House Publisher, a subsidiary of haights Cross communications.
5. Marat Terterov (2012), Kazakhstan’s Dynamic Economy: A Business And Investment Review, GMB publishing Ltd, and contributor.
6. Paul Brummell (2011), Kazakhstan, Edition two, Globe pequot press Inc.
7. Guek-Cheng Pang and Pang Guek Cheng (2001), CULTURE OF THE WORLD: Kazakhstan, Library of Congress Cataloging-in-Publication Data.
8. Kamoludin Abdullaev, Shahram Akbarzaheh(2010), Historical Dictionary of Tajikistan, Scarecrow Press.

ج) وبسايت:
– http://www.fa.wikipedia.org
– http://www.farsnews.com
– http://www.hamshahrionline.ir
– http://www.iras.ir
– http://tajik-emmashhad.ir
– http://kazinfo.ir
– http://www.csr.ir

Abstract

The collapse of the Soviet Union led to the formation of five newly established republic in Central Asia. This region has been testifier several regional and trans-regional countries in their geographic area because of its geopolitical circumstances. Russia, China, Saudi Arabia are regional countries and the United States of America is as a trans-regional countries in this region Since independence of country of Central Asia that because of the influence of Russia and the United States of America the in this area, are more important than others. However, this has been effective political and economic independence of the Central Asian countries.
It is noteworthy that the countries of Central Asia because of geographic location and lack of access to sea, are in a closed position. For this reason, countries in this region are related to their geographic neighbors. Islamic Republic of Iran is important for this country due to as complementary geographic. The presence and role of regional and trans-regional countries, such as Russia, the United States of America in Central Asia, has provided certain conditions for this region Cause of its geopolitical important role in the geopolitics of region as a strategic area in the vicinity of our country.
Therefore this thesis is a descriptive – analytical study and using data collection and analysis of them, study geo politic of region in Central Asia. Accordingly, we have tried to answer these questions: 1. what could it be Central Asian geopolitical factors affecting in United States and Russia Presence? 2. Presence in Central Asia, Russia and the United States of America has what effects on the security of the Islamic Republic? For each of these questions, a hypothesis has been proposed. That two are as follows: First hypothesis: Economic and regional characteristics, including factors in the interests of the United States and Russia in Central Asia. Second hypothesis: the United States of America and Russia presence in Central Asia, reduce transit strategy and strategic challenges of cross-border attacks against Iran.

Keywords: geopolitics, Central Asia, energy resources, United States of America, Russia, Islamic Republic of Iran.

منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، وزارت امور خارجه، استان گلستان

عوامل موثر در حضور ايالات متحده و روسيه در آسياي مرکزي است” مورد تاييد قرار مي گيرد.
در ارتباط با حضور دو کشور ايالات متحده و آمريکا در منطقه آسياي مرکزي و اثرات آن بر جمهوري اسلامي ايران، در درجه نخست، جمهوري اسلامي ايران بر اساس دو اصل مهم در سياست خارجي خود يعني “حسن همجواري با کشورهاي همسايه مانند جمهوريهاي آسياي مرکزي” و همچنين “علاقه به وضعيت مسلمانان جهان که يکي از آرمانهاي انقلاب اسلامي بوده است”، خواهان ثبات و امنيّت در حوزه کشورهاي آسياي مرکزي بوده است. بر اساس همين اصل، اين کشور مناسبات خود را با کشورها ي آسياي مرکزي از همان ابتداي استقلال شان، بصورت دوستانه شکل داده است؛ البته بررسي مناسبات جمهوري اسلامي ايران ومجموع کشورهاي آسياي مرکزي بيانگر سطوح خوب روابط با آنها با يکديگر است و همواره نگرانيهاي خود را نسبت به نفوذ کشورهاي بيگانه با اين منطقه که مخّل ثبات و امنيت در منطقه است و آسياي مرکزي را بسوي نظاميگري سوق مي دهد، ابراز مي دارد. از جمله امتيازات مناسب جمهوري اسلامي ايران براي حل نارسايي جغرافيايي ناشي از آنتروپي بالاي منطقه و همچنين فراهم کردن نقش آفريني بيشتر خود در آسياي مرکزي، استفاده از نقش اين کشور به عنوان مسير ترانزيتي به درياهاي آزاد براي اين جمهوريها مي‌باشد. جمهوري اسلامي ايران داراي شرايط بسيار مطلوبي به منظور دستيابي جمهوريهاي به مسير ترانزيت کالاهاي کشورهاي آسياي مرکزي به درياي آزاد و همچنين مسير انتقال خطوط لوله‌ي نفت و گاز آسياي مرکزي به دريايهاي آزاد است در اين ارتباط و با توجه به مزيّت ترانزيتي جمهوري اسلامي ايران در منطقه، اين کشور علاقه مند است تا با ايجاد سازوکارهاي همگرايي در جنبه اقتصادي، علاوه بر سوق کشورهاي منطقه به سوي استقلال و جلوگيري از هر گونه سوگيري به هر يک از کشورهاي روسيه و آمريکا که منافع جميع کشورهاي منطقه را به چالش مي کشاند، سعي بر آن دارد تا علاوه بر حفظ ثبات منطقه اي ميزان نقش آفريني خود را در ميان جمهوري هاي آسياي مرکزي بالا برد. علاوه بر آن، جمهوري اسلامي ايران به علت حسن همجواري سرزميني، برخورداري از پيوندهاي قومي، مذهبي، زباني، و تاريخي با مردم اين منطقه و همچنين با برخورداري از انگيزه‌هاي سياسي و اقتصادي از آغاز فروپاشي شوروي به دنبال نقش‌آفريني در اين منطقه بوده است؛ از اين رهگذر منافع خود را طي دوره‌هاي قبل، بر اساس رويکرد مهم ايدئولوژيک و فرهنگي، دنبال کرده است. با به استقلال رسيدن جمهوري هاي آسياي مرکزي، کشور جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يكي از كشورهاي مهم منطقه جنوب غرب آسيا و همچنين همسايه جنوبي منطقه آسياي مركزي، در ارتباط با اين کشورها، با امتيازات و فرصت هايي ژئوپوليتيکي مناسبي روبه رو بوده است. اولاً، جمهوري اسلامي ايران به لحاظ اشتركات فرهنگي، تاريخي با كشورهاي آسياي مركزي احساس تعلق بيشتري در ارتباط با يکديگر دارند که هر دو کشور روسيه و آمريکا فاقد چنين امتياز فرهنگ زميني71 هستند. از اين رو، جمهوري اسلامي ايران تلاش نموده است با افزايش همگرايي و حضور در هر يك از كشورها، مناسبات خوبي را با اين کشورها فراهم آورد، اين امر حضور معنوي جمهوري اسلامي ايران را در تاجيکستان (بعنوان کشور هم زبان) و ساير کشورها (بعنوان کشورهاي هم فرهنگ و هم دين) شده است. ثانياً، روابط جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي، از زمان به استقلال رسيدن اين جمهوري ها، در سه حوزه اقتصادي، فرهنگي و سياسي که در فصل چهارم از اين پايان نامه به آن پرداخته شد، نشان مي دهد که جمهوري اسلامي ايران و جمهوريهاي آسياي مرکزي، داراي مناسبات خوبي با يکديگر هستند؛ خصوصاً آنکه اين کشورها، از نظر ويژگي هاي جغرافيايي، به جمهوري اسلامي ايران نيازمند هستند و اين کشور به عنوان کوتاه ترين، مقرون به صرفه ترن و همچنين امن ترين راه براي انتقال انرژي هاي اين حوزه به درياهاي آزاد محسوب مي شود. اين واقعيت جغرافيايي، يک امتياز مهم براي جمهوري اسلامي ايران در قبال جمهوريهاي آسيا مرکزي محسوب مي شود که عقد قراردادهاي ترانزيتي مابين جمهوري اسلامي ايران و اين کشورها در سالها دهه 1990م. ضمن ارتقاء جايگاه جمهوري اسلامي ايران در نظر سردمداران اين جمهوريها، نفوذ اين کشور را در جنبه هاي اقتصادي در منطقه آسياي مرکزي افزايش داده است. اين امر ضمن حل نارسايي جغرافيايي ناشي از آنتروپي بالاي منطقه، باعث افزايش مقبولبت و کسب منافع اقتصادي حاصله از آن براي جمهوري اسلامي ايران شده است. به عضويت درآمدن کشورهاي منطقه در منطقه بندي اکو در دهه 1990 ميلادي، اين ميزان از روابط را در ميان جمهوريهاي آسياي مرکزي و جمهوري اسلامي ايران افزايش داده است و اميد است تا با افزايش کاراي ها و نقش آفريني بهينه تر از چنين سازوکار منطقه اي، ميزان نفوذ جمهوري اسلامي ايران در ميان کشورهاي منطقه گردد. با توجّه به آنچه بيان شد و همچنين شرايط همکاريهاي موجود ميان جمهوري اسلامي ايران و جمهوريهاي آسياي مرکزي از يک سو و شناخت عوامل جغرافيايي موثر بر ژئوپليتيک آسياي مرکزي از طرف ديگر، مي تواند شرايط را براي همگرايي با توجه با واقعيت هاي منطقه آسياي مركزي فراهم آورد و در اين ارتباط، ايران مي تواند در ميان انبوهي از کشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي، س
هم مناسب از ظرفيت هاي سياسي- اقتصادي و فرهنگ منطقه منطقه آسياي مركزي را در اختيار بگيرد. در حالي که جمهوري اسلامي ايران به علت مزيت جغرافيايي و از ديدگاه ژئوپليتيک، داراي قابليّت ويژه در ايجاد همگرايي و ايجاديک منطقه با مزيت هاي اقتصادي اقتصادي براي کشورهاي آسياي مرکزي داشته باشد؛ از اين رو، اميد است در آينده اي نه چندان دور، ايجاد چنين سازوکاري با توجه به امتيازاتي چون نيازمندي هاي کشورهاي منطقه، اهميّت هاي جغرافيايي جمهوري اسلامي ايران با توجه به محصور بودن کشورهاي آسياي مرکزي در خشکي و داشتن اشتراکات و ويژگيهاي تاريخي و فرهنگي کشورهاي اين منطقه وجمهوري اسلامي ايران، فراهم آيد. از ديگر سو، مرزهاي شمال خاوري جمهوري اسلامي ايران پس از اضمحلال اتحاد جماهير به اين سو همواره مرزهاي امني بوده است و هيچگاه نه فروپاشي اتحاد جماهير و شکلگيري جمهوريهاي آسياي مرکزي بويژه ترکمنستان که با ترکمن هاي ساکن در جمهوري اسلامي ايران در استان گلستان هم مرز هستند و نه حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در منطقه، چالش آفرين نبوده است؛ تنها نقش آفريني ترکمن ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در دوران حاضر، مربوط به فعاليتهاي اين قوم در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي بوده که البته هيچگونه ماهيّت قوميّت گرا را در دل خود نداشت. از اين رو مي توان گفت که حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه هر گونه احتمال به منظور چالش مرزي در شمال خاوري ايران را منتفي ساخته است. با توجّه به اين نکات که به طور مبسوط در اين پژوهش به آن پرداخته شد، فرضيه دوم اين پژوهش که عبارت بود از “حضور روسيه و ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي باعث نتايجي مانند کاهش ترانزيت و عمق استراتژيک و چالش هاي مرزي عليه ايران مي شود” مورد تاييد قرار نمي گيرد.

* پيشنهادات:
1. در بُعد ژئواکونومي تجربيات ارزشمند جمهوري اسلامي ايران در حوزه انرژي (نفت و گاز) مي تواند براي کشورهاي آسياي مرکزي مانند ترکمنستان بسيار ارزشمند باشد؛ اين امر در ارتباط با کمي تجربه کشورهاي منطقه و سرمايه گذاري شرکتهاي ايالات متحده آمريکا، مي تواند براي بالا بردن نفوذ جمهوري جمهوري اسلامي ايران و کاهش وجهه ايالات متحده آمريکا اهميّت فوق العاده اي داشته باشد. علاوه بر آن، به علّت توسعه نيافتگي کشورهاي آسياي مرکزي، با ارتقاء ميزان مبادلات اقتصادي ميان جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي منطقه که از جمله آنها مي توان به حضور نمايندگي شرکت ها و کارخانجات توليد پايه و … اشاره کرد، قدم بلندي در بالا بردن نفوذ اقتصادي جمهوري اسلامي ايران در منطقه آسياي مرکزي برداشت. اين امر، در ارتباط با تلاش روسيه جهت تصاحب بازار مصرف منطقه با کالاهاي روسي، براي جمهوري اسلامي ايران علاوه بر اهميّت اقتصادي، اهميّت ژئوپليتيکي نيز دارد.
2. در بُعد ژئوپليتيکي توجّه به رويکرد همگرايي منطقه اي، زمينه ساز ايحاد تقريب بيشتر کشورها – ي منطقه آسياي مرکزي با جمهوري اسلامي ايران است. ايجاد يک همگرايي منطقه اي متشکل از پنج کشور آسياي مرکزي مي تواند در مقبوليت بسيار کارساز باشد. آنتروپي بالاي کشورهاي آسياي مرکزي و توسعه نيافتگي اقتصادي اين کشورها و پتانسيل بالاي جمهوري اسلامي ايران براي همکاري با کشوري آسياي مرکزي فلسفه اصلي تشکيل چنين سازوکاري است.
3. افزايش همکاري علمي مانند برگزاري همايش هاي علمي مشترک و ميان کشورهاي آسياي مرکزي و ج.ا.ا مي تواند به عنوان يک راهکار بسيار ارزشمند براي بهبود حضور اين کشور در آسياي مرکزي مورد توجّه قرار گيرد.

منابع
الف) کتب
1. احمديان شالچي، نسرين (1378)، ديارآشنا (ويژگي هاي جغرافيايي کشورهاي آسياي مرکزي)، يک جلد، مشهد، انتشارات موسسه آستان قدس رضوي.
2. افشار(سيستاني)، ايرج (1383)، جغرافياي تاريخي تاجيکستان، انتشارات بين المللي المهدي، تهران.
3. افشردي، محمدحسين (1385)، ژئوپليتيک قفقاز و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، دانشکده فرماندهي و ستاد.
4. اطاعت، جواد (1386)، ژئوپلتيك و سياست خارجي ايران، نشر مفيد، تهران.
5. آليسون، روي و لنا جانستون (1382)، امنيت در آسياي مرکزي (چارچوب نوين بين المللي)، ترجمه محمدرضا دبيري، يک جلد، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي.
6. بحيرايي، حميد (1388)، جغرافياي کشورهاي جهان(تاجيکستان)، انتشارات جغرافيايي نيروهاي مسلح.
7. تراب زاده، منيژه و اکرم حسين پور و فريبا شهيدي فر و فهيمه وزيري(1373)، ماهيت تحولات در آسياي مرکزي و قفقاز، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران.
8. تقوي اصل، سيد عطا (1379)، ژئوپلتيک جديد ايران: از قزاقستان تا گرجستان، يک جلد، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
9. حاتمي، تورج (1382)، برخورد منافع روسيه و آمريکا در آسياي مرکزي و قفقاز، يک جلد، تهران، پژو – هش کده آسياي مرکزي وقفقاز.

10. حافظ نيا، محمد رضا (1385)، اصول و مفاهيم ژئوپلتيک، يک جلد، مشهد، انتشارات پاپلي (وابسته به پژوهشکده اميرکبير جهان).
11. حافظ نيا، محمد رضا (1388)، جغرافياي سياسي ايران، چ اول، تهران، انتشارات سمت.
12. حافظ نيا، محمد رضا (1385)، اصول و مفاهيم ژئوپلتيک، انتشارات پاپلي (وابسته به پژوهشکده اميرکبير جهان).
13. حافظ نيا، محمد رضا (1383) و

مقاله درباره افغانستان، وزارت امور خارجه، اقتصاد بازار، اقتصاد باز

سرد دارد. بارندگي در اين کشور نسبتاً کم است و اراضي آن در شرايط خشک تا نيمه‌خشک قرار دارند (http://fa.wikipedia.org/wiki). از نظر کوهها اين منطقه به چين خوردگي خزر، فلات تورگاي يک فلات مرتفع سرزمين کوهستاني قزاق تقسيم شده است. از نواحي مرتفع قزاقستان مي توان از نحيه بر با 2769 متر، مارکاکول با 1850متر و آستياخو با 3638متر نام برد. ناهمواري هاي 100 تا 500 متر بصورت يک فلات بسته بين درياچه بالخاش و رودخانه ايرتيش در شرق قزاقستان واقع شده است. اراضي با ارتفاع کمتر از 500 متر شامل تپه ماهورها و دامنه هاي با شيب کم و دشتهاي آبرفتي مي باشند، به طور کلي از قسمت شرق قزاقستان به سمت غرب، ارتفاع ناهمواريها کاسته مي شود (محمدي، 1389: 3).
2 – 1 – 4 – 3 ويژگي هاي انساني قزاقستان قزاق ها را بايد ساکنان اصلي قزاقستان دانست؛ بر همين اساس اين کشور را قزاقستان يعني محل زندگي مردم قزاق ناميده اند. قزاق ها از اخلاف قبائل ترك و مغول هستند. از قرن نخست ميلادي و حتي قبل از آن در سرزميني مستقر شدند كه اكنون قزاقستان نام دارد (http://www.iras.ir). قزاق لغتي ترکي است که معناي ماجراجو، شجاع، حادثه جو، ياغي، کارگر آزاد، مرزنشين و مهاجر آزاد دارد. علت چنين معنايي آن است که که طي ساليان متمادي عناصر تاراضي و فراري از آسياي مرکزي به سواحل شمالي درياي سياه مهاجرت کرده و در آنجا با حادثه جويي روزگار مي گذراندند. حتي بدين علت مدتي اوکراين را قزاق مي ناميدند (خيراندش و شايان، 1375: 205). زماني که قزاقستان مستقل شد، مسئله زبان مورد مناقشه بوده است. رئيس جمهور نظربايف تلاش نمود تا زبان قزاقي را به اميد اطمينان از بقاء اين زبان، آن را زبان اداري قرارداد (Guek-Cheng Pang, 2001: 82). اما پس از تصويب قانون اساسي زبان قزاقي به عنوان زبان رسمي اين کشور، مورد توجه قرار داد. علائه بر زبان قزاقي، زبانهاي زبان اوکرايني، قرقيزي، روسي و … زبانهاي مورد تکلم در اين کشور هستند؛ زبان قزاقي، زبان ملي قزاقها، اهالي بومي قزاقستان است. جمعاً به زبان قزاقي در جهان، حدود 16 ميليون نفر ازجمله 10 ميليون نفر در قزاقستان، 3 ميليون نفر در اتحاديه جماهير مستقل، 5/2 ميليون نفر در چين تکلم مي کند؛ و علاوه بر اين زبان ملي قزاق هاي افغانستان، پاکستان و ايران، ترکيه و آلمان مي باشد (http://kazinfo.ir). اکثريت مردم قزاقستان، پيرو دين اسلام هستند؛ از اين رو، اين کشور را مي توان به عنوان بزرگترين کشور جهان اسلام، از حيث وسعت معرفي نمود. اين جمهوري، از حيث جمعيت، با نزديک به هفده ميليون نفر جمعيت، بعد از ازبکستان در مقام دوم کشورهاي منطقه آسياي مرکزي قرار دارد و از لحاظ قوميتي، داراي تنوع قوميتي بسياري است که در اين جمهوري زندگي مي کنند که از جمله آنها قزاقها، روسها، اوکرايني ها، و تاتارها و … به ترتيب بزرگترين گروههاي قومي را تشکيل مي دهند. جديدترين آمار سرشماري، در سال 2009، با در برداشتن 3 .61% براي قوم قزاق، 7 .23% براي گروه قومي روس ضبط کرده اند. ديگر گروه هاي اقليت، کوچک هستند: ازبکها در سال 2009 بيشترين تعداد را ازبکها با 2.9% درصد از جمعيت دارشتند، اوکراني ها با 2.9% و آلماني ها با 2.9% در ادامه هستند (Brummell, 2012: 17).
3 – 1 – 4 – 3 ويژگي هاي اقتصادي قزاقستان اين کشور از لحاظ منابع زيرزميني هم بسيار غني است، از سال ???? تاکنون بيش از ?? ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي در اين بخش انجام شده است. همچنين تخمين زده مي‌شود که قزاقستان صاحب دومين منابع بزرگ در اورانيوم، کروم، روي و سرب و سومين در منگنز، چهارمين در مس و در مورد زغال سنگ، آهن و طلا نيز در بين ?? کشور اول دنيا قرار مي‌گيرد و همچنين يازدهمين منابع بزرگ هم در نفت و هم در گاز طبيعي را در اختيار دارد (www.fa.wikipedia.org). کشور قزاقستان، نسبت به ساير کشورهاي آسياي مرکزي داراي بيشترين پيوندها با روسها تا قيل از روپاشي اتحاد جماهير شوروي داشته است. در بيشتر تاريخ کلاسيکش، اقتصاد قزاقستان با اتحاد جماهير شوروي گره خورده بود (Guek-Cheng Pang, 2001:43). پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و به استقلال رسيدن قزاقستا ن، اين کشور برنامه هاي خود را که از سوي اولين رئيس جمهور، نور سلطان نظربايف ارائه شده بود، مورد اجرا قرار گرفت. مرحله اول اصلاحات اقتصادي، جهت غلبه بر بحران ها و تضمين توسعه پايدار براي ايجاد نهاد هاي ضروري اصلاحات اقتصادي هدف گذاري شده بود. از سال 1371 تا سال 1376، مهم ترين و اساسي ترين اصلاحات انجام شد. آزادسازي اقتصادي، خصوصي سازي، ايجاد زيرساخت هاي بازار، معرفي پول ملي، توسعه سيستم مالي و مالياتي، تخصيص بودجه، و جذب سرمايگذاري خارجي از جمله اين اصلاحات هستند. اين برنامه هاي اصلاح طلبانه و ضد بحران، گسترش اقتصاد بازار را تقويت کرد و پايه هاي ثبات اقتصاد کلان و انتقال به مرحله جديد توسعه را شکل داد.برنامه راهبردي قزاقستان 2030، توسط رئيس جمهور نظربايف در مهر 1376 اعلام شد، اين برنامه مهم ترين عامل براي مشخص کردن راه روش منطقي در پيشرفت ملت قزاق بود. بعد ها، طرح ها و برنامه هاي راهبردي ميان مدت براي دستيابي به اولويت هاي تعيين شده توسط برنامه کلان راهبردي آماده شد (http://www.irkz.org).
کشور قزاقستان نسبت به ساير کشورهاي منطقه آسياي مرکزي داراي وضعيت مناسب ت
ر و شرايط بهتري است. از زمان استقلال در1991، قزاقستان پيشرفت قابل توجه اي در استقرار بازار اقتصاد و شرايط جالب براي سرمايه گذاري فراهم شده است (Terterov, 2012: 7). قابل توجّه است که ميزان توليد ناخالص ملي کشور قزاقستان در سال 2008 م. در بخش هاي کشاورزي 8/5%، صنعت 4/39% و خدمات برابر با 7/54% بوده است. نفت، مهمترين عامل در وراي موفقيت اقتصادي قزاقستان بوده است. در سال2010، قزاقستان در حدود 80 تن نفت خام توليد کرد، و در آن مسير است که تا سال 2015، 150 ميليون تن در سال، توليد کند (Brummell, 2012: 16). قزاقستان بزرگترين ذخاير قابل برداشت نفت و گاز حوزه درياي خزر را در اختيار قرار دارد. در حال حاضر روزانه 8/1 ميليون بشکه نفت در منطقه درياي خزر توليد مي شود که دو سوم آن به قزاقستان تعلق دارد. ميزان ذخاير نفت اين کشور در دريا و خشکي 9 تا 29 ميليارد دلار برآورد شده است. معادن مهم “اوزن” 48%، “کالامکاس” 31%، “وراتيبا” 35%، از لحاظ استخراج نفت بيشترين ميزان را داراست (مدني، 1390: 76).
سرانجام قزاقستان در بين سالهاي 2000 تا 2001 شاهد رشد اقتصادي دو رقمي شد. اين رشد در سال 2002 تا 2005 به طور متوسط 9 درصد در سال بود. علل آن را مي توان خصوصي سازي، رشد خوب بخش كشاورزي و سرمايه گذاري خارجي عنوان كرد. گشايش كنسرسيوم خط لوله درياي مازندران در سال 2001 از ميدان نفت ي تنگيز (Tengiz) درغرب تا درياي سياه باعث رشد چشمگير اقتصاد اين كشور شد (http://www.bazarganiqom.ir).
2- 4 – 3 جمهوري تاجيکستان 1 – 2- 4 – 3 موقعيت جغرافيايي جمهوري و ويژگي هاي جغرافيايي تاجيکستان تاجيکستان با وسعت حدود 143100 کيلومترمربع، در جنوب شرقي آسياي مرکزي و در 31 67 تا 40 36 41 عرض شمالي قرار دارد (يحيرايي، 1388: 1). اين جمهوري در شرقي ترين قسمت منطقه آسياي مرکزي و هم مرز با کشور چين به پايتختي شهر دوشنبه قرار دارد. کشور جمهوري تاجيکستان، به عنوان نزديکترين کشور از لحاظ فرهنگي در ميان کشورهاي آسياي مرکزي با جمهوري اسلامي ايران، از جنوب با افغانستان، از غرب با ازبکستان، از شمال با قرقيزستان، و از شرق با چين همجوار ‌است. در شمال تاجيکستان جمهوري قرقيزستان قرار گرفته و جمهوري ازبکستان بخشي از شمال و تمامي غرب اين جمهوري را در برگرفته است. شرق اين جمهوري تماماً به چين و جنوب آن با مرزي بيش از هزار کيلومتر از طريق رودخانه مرزي پنج به افغانستان محدود مي شود باريکه وخان در افغانستان به عنواني حائلي باريک بين کشمير و تاجيکستان قرار دارد (شيخ عطار،1371: 159). آب و هوا اين کشور متاثر از عدم نزديکي به درياها و فقدان رطوبت و همچنين ژئومورفولوژي کوهستاني داخل اين کشور است به طوري که اين دو عامل شکل غالب آب و هوايي آن کشور را به صورت قاره‌اي با تابستان گرم و زمستانهايي ملايم، در مناطق کوهستاني پامير بصورت نيمه خشک تا قطبي است. به عبارت ديگر، جمهوري تاجيکستان داراي آب و هواي بري است که در آن تفاوت بين گرماي شب و روز و تابستان و زمستان قابل ملاحظه است و از حيث باران، اين ميزان بسيار ناچيز و آسمان در بيشتر روزهاي سال صاف است. اين کشور را بايد سرزميني پوشيده از کوهستان دانست به طوري که قسمت اعظم آن را کوهستانهاي بلند رشته کوهاي تيان شان، حصار و پامير دربر گرفته است. دو رشته کوه تين شيان و پامير 93% خاک تاجيکستان را پوشانده است. رشته کوه تين شيان غربي در شمال اين کشور است. تين شيان جنوبي مرکز و پامير جنوب شرقي اين کشور را پوشانده است. قله لنين به ارتفاع 7134 متر و قله کمونيسم به ارتفاع 7495 متر در شمال پامير واقع شده است. در شمال کشور کوه قورمه، در بخش مرکزي، کوهستانهاي آلاي و ترکستان و زرافشان و حصار و قراتگين، و در جنوب، کوههاي نچندان بلند باباتوق و آقداغ و قره داغ و تره کليتاق سرُسُرک و وَخش و جيلانتاق قرار دارد (وزارت امور خارجه، 1387: 14) علاوه بر آن، لازم به ذکر است که اسماعيل ساماني به ارتفاع 7495 متر و لنين در شمال رشته کوه پامير قرار دارند، بلند ترين قله هاي جمهوري تاجيکستان هستند. دو سلسله جبال تين شان که دامنه آن تا چين گسترش يافته و پامير که بخشهاي ديگري از آن در افغانستان و چين قرار دارد اين سرزمين را چنان در بر گرفته اند که حدود 93 درصد از قلمرو آن کوهستاني و تپه ماهور غير قابل کشت و سکونت است و نيمي از اين کشور داراي ارتفاعي بيش از سه هزار متر از سطح درياست (شيخ عطار، 1371: 159). يخچالهاي طبيعي بسياري در قلل اين کوه هاي اين کشور قرار داند که از آنها به عنوان يکي از منابع مهم آب، علاوه بر رودخانه هاي تاجيکستان، در اين کشور به شمار مي روند. تاجيکستان داراي رودهاي بسيار است و شمار رودخانه هاي آن که طول آنها از ده کيلومتر تجاوز نمي کند به 947 مي رسد. رودهاي بزرگ اين کشور سيردريا و آمودريا (سيحون و جيحون) و زرافشان است. آمودريا و سيردريا از يخچالهاي طبيعي کوههاي پامير و تين شيان سرچشمه مي گيرند و دو منبع مهم آب منطقه اند (وزارت امور خارجه، 1387، 14). رودخانه جيحون بعنوان پرآب ترين رود منطقه آسياي مرکزي، علاوه بر نقش اساسي در اين کشور دارد به عنوان رود حيات بخش در اين منطقه از کوه هاي پامير سرچشمه مي گيرد و پس از گذشتن از جنوب تاجيکستان و تشکيل مرز جنوبي آن با افغانستان، وارد خاک ازبکستان و سپس ترکمنستان شده و
سرانجام در خاک ازبکستان به درياچه آرال مي ريزد. طول اين رود با بيش از دوهزار متر طولاست که از شاخه هاي مهم آن، رود وخش و زرافشان است که هر کدام موجب آباداني بخشي از حوزه جريان آن مي

منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، اقتصاد کشور، افغانستان

کشورهاي فرامنطقه اي که نماينده آن را بايد ايالات متحده آمريکا دانست، در اين حوزه حضور يافته و در اين منطقه بطور گسترده اي در ابعاد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و حتّي نظامي به فعاليت پرداخته و مي پردازند؛ به طوري که اين امر پس از استقلال اين کشورها باعث فراهم آمدن شرايطي خاص، هم بر جمهوريهاي آسياي مرکزي و هم براي کشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي مذکور در منطقه شده است. اما آنچه از ميان اين بازيگران مذکور در بالا در اين پژوهش مورد تاکيد قرار گرفت، شامل سه کشور اثرگذار عمده در منطقه آسياي مرکزي، يعني جمهوري اسلامي ايران، روسيه و ايالات متحده آمريکا، بود. در درجه نخست و بر اساس يافته هاي فصول سوم و چهارم از اين پايان نامه، مهمترين عاملي که هر سه کشور را در منطقه در ميان اهداف و زمينه هاي حضور و نقش آفريني هر يک به هم پيوند مي زند، عامل “موقعيت جغرافيايي است” و آنچه دو کشور روسيه و ايالات متحده را رو در روي هم قرار مي دهد علاوه بر موقعيت جغرافيايي، عامل “ويژگي هاي اقتصادي” نيز هست. همچنين بر اساس يافته هاي سوم و چهارم، از زمان به استقلال رسيدن کشورهاي آسياي مرکزي در دهه 1990 م. هر يک دو کشور ايالات متحده و روسيه در تلاش بوده اند تا با دستيابي به اهداف خود در اين حوزه، بتواند به حداکثر منافع سياسي- جغرافياي، اقتصادي و استراتژيک خود در ارتباط با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي دست يابند. از اين رو هر دو کشور روسيه و ايالات متحده آمريکا با اهداف و دلايل استراتژيکي، اقتصادي و جغرافيايي – سياسي و به منظور حصول دستيابي به نقش آفريني بيشتر و کسب نفوذ که به منظور پيگيري منافع بيشتر در منطقه و حذف طرف مقابل از منطقه صورت مي گيرد، خواهان حضور روز افزون خود در آسياي مرکزي بوده و هستند، که اين امر منجر به شکلگيري مناسباتي از رقابت ميان اين دو کشور در صحنه منطقه آسياي مرکزي شده است. به نظر مي رسد که اين رقابت که از زمان استقلال تا زمان کنوني ادامه داشته است، به دليل اهميّت منطقه و رغبت سياستمداران به هر دو کشور، همچنان ادامه داشته باشد. اين شرايط، علاوه بر اثربخشي بر شرايط حاکم بر کشورهاي اين حوزه، بر چگونگي نفوذ هر يک از دو کشور در منطقه آسياي مرکزي از يک طرف و بر ميزان و چگونگي موضع گيريهاي هر يک از جمهوري هاي منطقه نسبت به هر يک آنها از طرف ديگر موثر بوده است و اين نه تنها بر تامين و حصول منافع هيچ يک از دو کشور سودمند نبوده است، بلکه در اتخاذ بعضي از سياستها و اهداف که بر خلاف منفعت و مصلحت منطقه آسياي مرکزي بوده است، منجر شده است. علائق روسيه و ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي را مي توان در ابعاد ژئوپليتيک، ژئواکونوميک و ژئواستراتژيک مورد بررسي قرار داد. شناخت دلايل حضور ايالات متحده و روسيه در آسياي مرکزي و تحليل آنها، مي تواند درک بهتري را براي مطالعات ژئوپليتيک اين حوزه و در نتيجه پاسخگويي به سئوال اول اين پايان نامه فراهم مي آورد. دو عامل اساسي شرايط خاص جغرافيايي منطقه از حيث موقعيت جغرافيايي و اهميت اقتصادي اين حوزه از جمله نخستين زمينه هاي سياسي – جغرافيايي در توجّه اين کشورها به اين منطقه بوده است. در وهله اول، پس از استقلال مجموع کشورهاي آسياي مرکزي از اتحاد جماهير شوروي، روسيه بر اساس اصل موقعّيت جغرافيايي اين منطقه و تفکّر نشات گرفته از آن، آسياي مرکزي را خارج نزديک خود قلمداد مي کند و بر اساس اين نوع سياستهاي خود را در قبال منطقه بر همين اساس شکل داده اند. به عبارتي سردمداران اين کشور نيازمند توجّه خاص به ژئوپليتيک روسيه در ارتباط با آسياي مرکزي بوده و هستند. در اين راستا، نوع موضع گيريهاي اين کشور علاوه بر عامل ژئوپليتيک، محصول شرايط تاريخي اين منطقه که جزء سرزميني اين کشور بوده است، شکل گرفته است. از اين روست که از نيمه دهه نود قرن بيستم، با آغاز سمتگيري دستگاه ديپلماسي اين کشور درباره آسياي مرکزي، آنها مسئله ثبات در اين منطقه را پيش کشيدند و بدين وسيله حضور “ديگران” را در اين حوزه موجبات اخلال در امنيّت در منطقه آسياي مرکزي قلمداد مي کردند. از اين رو، سياست روسيه در سطح منطقه اي در آسياي مرکزي، در چارچوب تلاش‌هاي آن براي حفظ ثبات منطقه‌اي و جلوگيري از کسب نفوذ خارجيان در کشورهاي آسياي مرکزي قابل فهم است. به عبارتي ديگر، روسيه با نگاهي امنيّتي به اين منطقه، اعتقاد دارد که حوزه آسياي مرکزي به عنوان خارج نزديک، همواره جزئي مهم در قسمت تحت نفوذ اين کشور است، به همين علّت روسيه سعي بر آن دارد تا با استيلاي کامل خود بر اين منطقه از روابط نزديک کشورهاي حوزه آسياي مرکزي با ديگري که از نگاه کِرملين ايالات متحده است، جلوگيري نماييد. از ديدگاه روسيه حضور کشوري ديگر در منطقه مي تواند بر منافع ملّي روسيه آسيبي جديدي وارد آورد.
به عبارتي بهتر، روسيه به خوبي ميداند که حضور و نفوذ ايالات متحده در منطقه به معناي تضعيف نفوذ و نقش آفريني اين کشور در منطقه است. از اين رو، از هنگام فروپاشي شوروي، رهبران روسيه منطقه آسياي مرکزي را حوزه خارج نزديک مي دانستند و اين منطقه را عمق ژئواستراتژيک و ژئوپوليتيک خود محسوب مي کردند. از اين رو، روسيه تلاش کرده است ضمن بدست آوردن نقش برتر در آسياي مرکزي
، حضور و نفوذ خود را تداوم بخشند تا از اين طريق بتوانند منافع ملّي خود را قبال جمهوري‌هاي استقلال‌يافته در آسياي مرکزي به دست آورند. علاقه روسيه به آسياي مرکزي را بايد در چند علّت جست و جو کرد: اولاً، با توجّه به اهميت راهبردي روسيه در اين منطقه (به لحاظ استراتژيک و ژئواکونوميک)، اين کشور منطقه آسياي مرکزي را قلمرو استيلاي خود مي دانند؛ ثانياً، با توجّه به وابستگي هاي اقتصادي کشوهاي اين حوزه به روسها بويژه در حوزه انتقال انرژي، روسها علاقمند هستند تا در منطقه نقشي فعّال را از آن خود کرده و از انتخاب مسيري ديگر به عنوان ترانزيت انرژي جلوگيري کند. از طرفي ديگر قابل توجه است که ايالات متحده آمريکا دارا فاصله جغرافيايي زيادي با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي است و اين امر براي روسها يک امتياز جغرافيايي محسوب مي شود. علاوه بر موقعيّت جغرافيايي، روسيه خواهان کسب امتيازات اقتصادي خود در منطقه، علاوه بر انحصاري سازي مسير ترانزيتي براي انرژي است. از آن جهت که مجموع اقتصاد کشورهاي منطقه به صورت توسعه نيافته عمل مي کند، روسها خواهان فروش عمده کالاهاي خود در منطقه و تبديل اين منطقه عظيم با جمعيّت فراوان آن به بازار مصرف کالاهاي روسي است تا جدا از امتياز انحصاري سازي مسير ترانزيت انرژي، بتواند با فروش کالاهاي خود زمينه وابستگي اين منطقه را به خود با توسل با عامل اقتصاد تکميل کند. از طرف ديگر، آنچه که باعث شده است تا از همان ابتداي استقلال کشورهاي آسياي مرکزي پاي ايالات متحده آمريکا به منطقه کشيده شود، موقعيّت جغرافيايي – راهبردي اين منطقه در قبال کشورهاي همسايه منطقه که با ايالات متحده آمريکا داراي روابط غير دوستانه هستند و هژمون آمريکايي را به چالش مي کشند است؛ يعني: جمهوري اسلامي ايران که داراي اهدافي انقلابي و ضد استکباري با ايالات متحده آمريکا است، جمهوري خلق چين در بعد اقتصاد و در سطح جهاني ايالات متحده را به چالش مي کشد و روسيه به عنوان قدرت رو به پيشرفت که داراي منافعي برخلاف منافع ايالات متحده در سطح جهان است. همانطور که در فصل چهارم نيز مورد تحليل قرار گرديد، در درجه نخست، مهمتر – ين هدف ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي رقابت اين کشور با روسيه به عنوان کشور زاده شده از اضمحلال شوروي سابق و جمهوري اسلامي ايران است. در اين ارتباط، ايالات متحده آمريکا مهمّترين هدف خود را در منطقه آسياي مرکزي جلوگيري گسترش نفوذ روسيه و جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه مي داند و اين هدف را به دقّت در سياستهاي خود پيگيري مي کند و ممانعت از نفوذ هر يک از اين دو قدرت همسايه را در ميان دولتها و حتّي در ميان مردم کشورهاي منطقه را وجهه همّت خود قرار داده است. علاوه بر آن، در بُعد اقتصادي اين کشور تلاش مي کند تا از استفاده مسير سرزميني روسيه يا جمهوري اسلامي ايران براي انتقال مسيرهاي انتقال انرژي به بازارهاي مصرف جلوگيري کند و از مسير ترکيه به عنوان بهترين مسير ترانزيتي انرژي جمهوري هاي آسياي مرکزي به جهات خارج معرفي نمايد. همچنين ايالات متحده در عصر کنوني که به دوران ژئواکونومي و برتري عامل اقتصاد بر نظاميگري در رقابتهاي ژئوپليتيکي نامگذاري شده است، بر منابع انرژي نفت و گاز درياي خزر – به عنوان قلب دوم تپنده انرژي در جهان پس از خليج فارس در نظريه بيضي انرژي جفري کمپ – توجّه ويژه اي دارد؛ حضور شرکتهاي نفت و گاز اين کشور در آسياي مرکزي نشان دهنده اهميّت انرژي در سياست خاري ايالات متحده آمريکاست. از اين روست که اولويت سياست خارجي اين کشور در منطقه در درجه نخست مقابله با روسيه و چين (اهميّت موقعيت جغرافيايي) و سپس منافع اقتصادي حاصل از حضور در منطقه آسياي مرکزي است. اين کشور براي تامين منافع خود در آسياي مرکزي علاوه بر اهداف ژئوپليتيکي و ژئواکونوميک مشروح در بالا، اهداف ديگر را دنبال مي کند که مي توان آنها چنين برشمرد: علاقه ايالات متحده بر برتري خواهي (سلطه) بر مناطق استراتژيک جهان که پس از اضمحلال شوروي قوّت گرفت، ارائه الگوي حکومتي مورد نظر خود در کشورهاي منطقه آسياي مرکزي (نظير ترکيه) درباره دشمني با جمهوري اسلامي ايران و … . در بعد ژئوپليتيکي اين کشور تلاش خود را بر نفوذ بر مناطق ويژه جهان علي الخصوص منطقه آسياي مرکزي در ارتباط با رقابت با روسيه و جمهوري اسلامي ايران مورد توجه قرار داده است. همچنين اين کشور، بر مبناي استراتژي خود بعد از اضمحلال شوروي و در اهداف ژئواستراتژيک، در ابتدا تلاش نمودند تا از گسترش تسليحات هسته اي توسط کشورهاي وارث سلاح هسته اي در منطقه و جلوگيري کنند و در ادامه با ايجاد پايگاه هاي نظامي در اين منطقه به منظور پشتيباني از جنگ افغانستان ادامه يافت. همانطور که در فصل چهارم از اين پايان نامه نيز بيان گرديد، دستيابي به اين اهداف، باعث بروز اختلاف و رقابت بين ايالات متحده آمريکا و روسيه ‌شده است؛ رقابتي که ريشه هاي آن را مي توان در جنبه هاي ژئوپليتيکي و ژئواکونوميک منطقه آسياي مرکزي مورد بررسي قرار داد.
بر اين اساس و با توجّه به اين نکاتي که در فصل سوم و چهارم از اين پايان نامه درباره منطقه شناسي آسياي مرکزي و ابعاد اهميت آن در عرصه بين الملل و همچنين رويکردهاي هر يک از دو کشور روسيه و ايالات متحده آمريکا در اين منطقه وجود داشته و دارد که مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند، فرضيّه اول از اين پايان نامه که عبارت بود از “ويژگي هاي اقتصادي و موقعيت منطقه اي، از جمله

مقاله درباره نفت و گاز، جهان اسلام

قدرت منطقه‌اي (روسيه، ايران، ترکيه، هند و پاکستان) و 3 قدرت فرامنطقه‌اي (آمريکا، اتحاديه‌ي اروپا و چين) به رقابت براي تأمين منافع خود مشغول هستند (حافظ نيا، 1386: 91)
3 – 3 جنبه هاي اهميت منطقه آسياي مرکزي در مطالعات آسياي مرکزي
1 – 3 – 3 اهميت منطقه آسياي مرکزي از نظر ژئوانرژي و ژئواکونومي منطقه‌ي آسياي مرکزي دومين ذخاير انرژي دنيا (نفت و گاز) را در بر دارد. علاوه بر اين، تعداد زيادي از معادن فلزهاي کمياب مثل طلا، مس، اورانيوم و فلزات سنگين در اين منطقه واقع شده‌اند. اين منطقه در محل برخورد و تقاطع فرهنگ‌هاي شرق و غرب، از جمله فرهنگ ترکي و اسلامي و از نظر تاريخي در مسير جاده‌ي ابريشم، قرار گرفته است.

جدول شماره 2-3: ميزان توليد نفت خام کشورهاي حوزه درياي خزر (هزار بشکه در روز)
کشور 1998 2000 2005 حداقل توليد حداکثر توليد
آذربايجان 222 309 440 2010
ايران N/A
قزاقستان 529 8/7 239 1900 450
روسيه 0 0 0 2000
ترکمنستان 110 157 196 165 450
ازبکستان 66 152 125 150 260
کل منطقه 927 366/1 154/2 315/3 600/4
درياي خزر
منبع: اطاعت، جواد و حميدرضا نصرتي (1388)، ايران و خطوط انرژي در ايران، مطالعات اوراسياي مرکزي، سال دوم، شماره سوم، زمستان و بهار 88 – 1387.
آسياي مرکزي تنها نقطه‌اي از جهان است که 4 قدرت هسته‌اي (يعني روسيه، چين، هند و پاکستان) را به هم متصل مي‌کند. اين منطقه داراي بازار مصرف 50 ميليون نفري است و وجود گروه‌هاي قومي و اختلافات ارضي و مرزي متعدد، اين منطقه را به منطقه‌اي بي‌ثبات تبديل کرده است (عزتي، 1388: 6). ميزان ذخاير انرژي و منابع معدني، در منطقه بويژه در حوزه درياي خزر در حوزه نفت و گاز، آسياي مرکزي را جزء مناطق استراتژيک انرژي قرار داده است. کشورهاي حوزه درياي خزر پس از فروپاشي اتحاد شوروي، جاذبه هاي ژئوپليتيك و ژئواكونوميك منطقه، قدرت ها و بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي ديگري را نيز به اين ميدان جلب كرد. بازيگران منطقه اي كه در حاشيه و همجوار با آسياي مرکزي قرار داشتند، مانند ايران، روسيه و چين، علاوه بر هدف توسعه نفوذ خود در منطقه داراي برخي نگراني هاي امنيتي نيز هستند. بخشي از فعاليت اين كشورها متوجه كسب توانايي بازدارندگي تهديدها در آسياي مركزي بود، در حالي كه حضور تركيه در منطقه تنها با هدف كسب منافع و توسعه نفوذ صورت مي گرفت (واعظي، 1386 : 12). با فروپاشي امپراطوري شوروي در سال 1991 جغرافياي سياسي و مرزهاي منطقه تغيير کرد. جمهوري هاي آسياي مرکزي و قفقاز از شوري جدا مستقل شدند. با برچيده شدن تسلط شوروي بر جمهوري هاي اين منطقه، تعداد زيادي از دولتها به عنوان قدرت بزرگ در صدد نفوذ در حوزه درياي خزر برآمدند و رقابتي سخت در اين منطقه در گرفت (قاسمي، 1390: 137). اين شرايط، مي تواند اثرات سوئي را بر اين حوزه بگذارد و اين منطقه را از استقلال واقعي و حرکت به سوي پيشرفت و توسعه واقعي، جلوگيري کند. درک کشورهاي منطقه آسياي مرکزي از اهداف و علايق کشورهاي حاضر و مورد تاکيد در اين پژوهش در اين منطقه، مي تواند اين کشورها را در سمت گيري ها در سياست خارجي شان نسبت به آنها ياري رساند.
جدول شماره 3-3: ميزان ذخاير نفت و گاز در کشورهاي آسياي مرکزي و حوزه درياي خزر

ذخاير نفت، ميليارد بشکه
توليدنفت، ميليارد بشکه در روز
ذخاير گاز، تريليون متر مکعب
توليد گاز، ميليارد متر مکعب در سال
آذربايجان
2/18
1/1
4/1
17
قرقيزستان
9/68
6/1
5/8
36
ترکمنستان
9/15
2/0
9/11
41
ازبکستان
4/3
1/0
7/3
66
ساير کشورها
3/1
0/0
3/0
1/0
کل
6/108
2.9
8/25
159
سهم کل دنيا%
7/4
5/3
9/6
1/5
Source: Alexanderos Petersen, Katinka Barysch, Katinka Barysch, Russia, China and a the Geopolitics of Energy in Central Asia, CENTRE FOR EUROPEANREFORM, p 23.
2 – 3 – 3 اهميت آسياي مرکزي از نظر منطقه همجوار با مناطق اسلاو، اسلام و زرد پوستان شرق آسيا آسياي مرکزي محل تلاقي آسيا و اروپا است. منطقه آسياي مرکزي به عنوان منطقه هم مرز با کشور جمهوري اسلامي ايران، به جهان اسلام متصل است؛ علاوه بر آن اين منطقه به علت هم مرز بودن با استان سين کيانگ، استان مسلمان نشين در غرب چين با با جهان زرد پوستان شرق آسيا و به علت هم جواري با روسيه در شمال با جهان ارتدوکس اسلاوها همسايه است؛ از اين رو، موقعيت جغرافيايي و به لحاظ ژئواستراتژيک آسياي مرکزي را بايد آسياي مرکزي منطق? حائل ميان سه قدرت منطقه اي روسيه، چين و هند است عبور راه ابريشم از اين منطقه، جهان زردپوست در شرق منطقه آسياي مرکزي مرکزي را با شرق جهان آسيا ارتباط مي داده است، بر اهميت ابن منطقه در نظر زرد پوستان شرق و حوزه غربي مسلمان نشين در آنسوي منطقه آسياي مرکزي، اين اهميت را دوچندان کرده است.
4
– 3 کشورشناسي منطقه آسياي مرکزي
درک کشورهاي منطقه آسياي مرکزي و داشتن شناخت بر پايه اطلاعات جغرافياي – سياسي مي تواند تحليل بهتري را از رويدادهاي ژئوپوليتکي اين حوزه در اختيار پژوهشگران و کساني که در باب اين منطقه به پژوهش مي پردازند، ارائه نمايد. از اين رو، در ادامه، به معرفي کشورهاي آسياي مرکزي، بر اساس عوامل ثابت و متغيير ژئوپليتيکي پرداخته مي شد و سعي مي شود تا کشورهاي منطقه بر اساس اطلاعات جغرافياي – سياسي اين کشورها و براساس داده هايي چون موقعيت جغرافيايي، ويژگيهاي انساني و ويژگيهاي اقتصادي کشورهاي منطقه آسياي مرکزي، ارائه شود:
1 – 4 – 3 قزاقستان 1 – 1 – 4 – 3 ويژگي هاي جغرافيايي و موقعيت جغرافيايي قزاقستان قزاقستان با مساحتي در حدود 22717300 کيلومتر مربع، بزرگ‌ترين کشور محصور در خشکي دنيا است که در قسمت شمالي منطقه آسياي مرکزي قراردارد. قزاقستان از شمال با روسيه، از شرق با چين، در جنوب شرقي با قرقيزستان، در جنوب با ازبکستان و در جنوب غربي با ترکمنستان همسايه است. سواحل شمال شرقي درياي خزر، در خاک اين کشور قرار دارد. در حدود يک پنجم از کشور قزاقستان، در سوي کوه‌هاي اورال قرار گرفته است که قسمتي از آن در اروپا است؛ اما با اين وجود بايد قزاقستان معمولاً يک کشور آسيايي طبقه‌بندي مي‌شود. اين جمهوري با جمهوري روسيه در شمال 6846 کيلو متر، جمهوري خلق چين در شرق 1500 کيلومتر، قزاقستان در جنوب 2203 کيلومتر و ترکمنستان در جنوب غربي 379 کيلومتر مرز مشترک دارد. کل مرزهاي قزاقستان 12012 کيلومتر مربع مي باشد. طول خظ ساحلي آن نيز با درياي خزر حدود 2320 کيلومتر است (کتاب سبز قزاقستان، 1384: 7-3). از لحاظ مقايسه وسعت، به بزرگي اروپاي غربي است و از درياي خزر در غرب تا کوه‌هاي آلتاي در شرق ادامه مي‌يابد. مرزهاي شمالي قزاقستان در دشت‌هاي سيبري غربي و مرزهاي جنوبي آن در بيابان‌هاي آسياي ميانه قرار دارند. از منابع معدني قزاقستان مي توان به مس نقره طلا منگنز سرب قلع نيکل فسفات اورانيوم اشاره کرد. ذخايرآهن قزاقستان نيز غني است. کاربرد در توسعه صنايع داخلي و معادن ذغال سنگ و در نهايت صدور فلز است. قزاقستان در حال حاضر داراي رتبه هفتم در بين کشورهاي داراي ذخاير طلاست. در اين کشور 146 معدن طلا و 121 معدن با ترکيبات طلا وجود دارد (کتاب سبز قراقستان، 1387: 56). از لحاظ ژئومورفولوژي، اين کشور را بايد از نوع صحرايي يا پوشش گياهي استپي از دانوب سفلي تا منطقه منچوري کشيده شده است. بيش از يک شوم مساحت قزاقستان را سرزمين هاي پست و حدود 20% آن نواحي موهستاني تشکيل مي دهد. بلند ترين نقطه آن قله خان تنگري در مرز قزاقستان و قرقيزستان با ارتفاع 6995 متر، پست ترين نقطه آن در گوي نمک کرمي (قراتپه) با 132 متر پايين تر از سطح دريا در شرق بند آکتاو و مجاورت درياي خزرقرار دارد (مدني، 1390: 74). اين کشور که به عنوان پهناورترين جمهوري در ميان جمهور يهاي آسياي مرکزي شناخته مي شود، داراي آب و هواي قاره اي با تابستان گرم و زمستان سرد است و به عنوان سرزميني وسيع که آن از منطقه ولگا در غرب تا کوههاي آلتاي در شرق و از دشتهاي غرب سيبري در شمال تا اواسس و کوير آسياي مرکزي در جنوب گسترده شده است. اين کشوردر درياچه‌ي مازندران با کشورهاي روسيه، آذربايجان، ترکمنستان و جمهوري اسلامي ايران داراي اشتراکات آبي است و علاوه بر آن درياچه آرال، درياچه مشترک ميان اين کشور و جمهوري ازبکستان است. قزاقستان به بزرگي اروپاي غربي است و از درياي خزر در غرب تا کوه‌هاي آلتاي در شرق ادامه مي‌يابد. مرزهاي شمالي قزاقستان در دشت‌هاي سيبري غربي و مرزهاي جنوبي آن در بيابان‌هاي آسياي ميانه قرار دارند. با وجود وسعت زيادي که اين کشور را نهمين کشور بزرگ دنيا قرار مي‌دهد، بيشتر سرزمين آن کوير و استپ است و تراکم جمعيت آن تنها ? نفر در هر کيلومتر مربع است. با وجود وسعت زيادي که اين کشور را نهمين کشور بزرگ دنيا قرار مي‌دهد، بيشتر سرزمين آن کوير و استپ است و تراکم جمعيت آن تنها ? نفر در هر کيلومتر مربع است. رودها و درياچه‌هاي مهم قزاقستان عبارتند از درياچه آرال، رود ايلي، رود ايرتيش، رود ايشيم، رود اورال، سيردريا، رود چارين، درياچه بالخاش و درياچه زايسا – ن. آب‌وهواي قزاقستان بري است و تابستان‌هاي گرم و زمستان‌هاي

منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، استان گلستان، حوزه نفوذ، افغانستان

ايالات متحده آمريکا و روسيه محسوب مي شود. علاقه ايالات متحده به جلوگيري از نفوذ جمهوري اسلامي ايران در منطقه. علاقه ايالات متحده به ممانعت عبور مسير ترانزيت انرژي منطقه از خاک سرزميني جمهوري اسلامي ايران، علاقه ايالات متحده از ايجاد نظام هاي دمکراتيک اسلامگرا نظير جمهوري اسلامي در منطقه، علاقه ايالات متحده به فعاليّت اقتصادي در حوزه نفت و گاز و با ايجاد استقرار شرکتهاي مربوطه در منطقه نيز به عنوان تضاد علائق ميان ايالات متحده آمريکا و جمهوري اسلامي ايران در آسياي مرکزي به حساب مي آيد. با توجّه به يافته هاي تحقيق درباره روابط و مناسبات جمهوري اسلامي ياران و کشورهاي آسياي مرکزي در سه حوزه اقتصادي، فرهنگي و سياسي حضور ايالات متحده و روسيه مي توان دريافت که حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در آسياي مرکزي باعث اثرات سوء بر جمهوري اسلامي ايران مانند کاهش ترانزيت نشده است. علاوه بر آن، همانطو که در اين فصل به آن پرداخته شد، از زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تا کنون و با استقلال کشور ترکمنستان، اين احتمال که به دليل انبساط قوم ترکمن که در استان گلستان زندگي مي کنند و هم مرز بودن اين استان با کشور تازه تاسيس ترکمنستان، امکان چالش هاي مرزي عليه جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، رد شد. زيرا هيچ گونه تحرّک قومي از سوي قوم ترکمن که منجر به تحديد مرزي عليه جغرافياي سياسي جمهوري اسلامي ايران شود – که متاثر از حضور ايالات متحده يا روسيه باشد – صورت نگرفته است.

فصل پنجم: ارزيابي فرضيات، نتيجه گيري و پيشنهادات

فرضيات پايان نامه: اين پايان نامه، در پي پاسخگويي به دو سئوال اساسي درباره ژئوپليتيک آسياي مرکزي به عنوان يک منطقه حسّاس که بازي بزرگ در آن در حال جريان است و مي تواند اثرات خاصي بر ميزان و حوزه نفوذ جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه داشته باشد، است؛ اول: عوامل ژئوپليتيک موثر بر حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در آسياي مرکزي چه مي تواند باشد؟ براي اين سئوال يک فرضيه تعريف شد: ويژگي هاي اقتصادي و موقعيّت منطقه اي، از جمله عوامل موثر در حضور ايالات متحده و روسيه در آسياي مرکزي است. در واقع، واژه “ويژگيهاي اقتصادي” مفروض در اين فرضيه اشاره به اصل ژئواکونومي (اقتصاد- زمين) دارد که به عنوان يک اصل انکارناپذير در مطالعات ژئوپليتيکي جديد در دوران پس از جنگ سرد و پايان اضمحلال شوروي محسوب مي شود؛ مانند وجود منابع و معادن زيرزميني موجود در يک منطقه يا يک کشور که بتواند سياستهاي منطقه اي يا جهاني را تحت تاثير قرار دهد. “موقعيّت” اشاره به عاملِ اول در مطالعات مربوط به مجموعه عوامل ثابت ژئوپليتيکي دارد که به چگونگي قرارگرفتن يک نقطه بر روي سطح زمين (موقعيّت نسبي و موقعيت مطلق) اشاره دارد. موقعيّت جغرافيايي از اين حيث در مطالعات ژئوپليتيکي اهميت فراواني دارد که جايگاه مخصوصي در تعيين سياست هاي اتخاذ شده از سوي يک کشور چه در عرصه منطقه اي و چه در عرصه بين المللي دارد بطوري که مي تواند در تعيين سياستهاي آن کشور را در مناسبات بين الملل اثربخش باشد؛ در اين ارتباط مي توان دو کشور جمهوري اسلامي ايران را با کشوري همچون مغولستان مورد توجّه قرار داد. در اين سئوال ميزان اثر پذيري حضور دو کشور ايالات متحده و روسيه از دو عامل مذکور در ارتباط با منطقه آسياي مرکزي مورد توجّه قرار گرفته است. سئوال دوم اين پژوهش عبارت بود از: حضور روسيه و ايالات متحده چه چالش هايي بر امنيّت جمهوري اسلامي ايران دارد؟ فرضيه اي که براي اين سئوال مطرح شد، از اين قرار است: حضور روسيه و ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي باعث نتايجي مانند کاهش ترانزيت و عمق استراتژيک و چالشهاي مرزي عليه ايران مي شود. جمهوري اسلامي ايران از همان آغازين روزهاي استقلال کشورهاي آسياي مرکزي، مناسبات خود را بر اساس احترام به کشورهاي تازه استقلال يافته مسلمان سامان داد به طوري که داراي روابط خوبي با اين کشورها بوده است و هم در ميان مردم و هم در ميان دولتمردان آسياي مرکزي داراي وجهه مناسبي بوده و هست. علاوه بر اين، کشورهاي منطقه آسياي مرکزي پس از استقلال بخاطر آنتروپي بالا، به لحاظ جغرافيايي به کشورهاي همسايه خود وابسته بوده اند که جمهوري اسلامي ايران به دليل امنيّت مسير ترانزيتي و کوتاهي مسير به درياهاي آزاد نسبت به ساير مسيرهاي موجود، اولويت بيشتري درميان ساير همسايگان داشته است؛ همچنين به دليل پيونهاي عميق فرهنگي و تاريخ مشترک طولاني، علاوه بر روابط و مناسبات فيمابين حسنه، ميزان مقبوليت جمهوري اسلامي ايران را در ميان دولتمردان آسياي مرکزي بالاتر برده است. از ديگر سو، تشکيل کشور ترکمنستان در آنسوي رود اترک که در ادامه جغرافياي انساني قوم ترکمن اُستان گلستان در آن سوي رود تشکيل شده است، حيات قوم ترکمن را مورد توجّه قرار داده است. در سئوال دوم از پايان نامه، ميزان روايي حضور روسيه و ايالات متحده بر شرايط مذکور در سطور بالا مورد سنجش قرار گرفته است.
ارزيابي فرضيات و نتيجه گيري: به منظور پاسخگويي به اين سئوالات اول و دوم پايان نامه، ناچار از بررسي عوامل جغرافيايي منطقه آسياي مرکزي و همچنين شرايط سياسي – جغرافيايي پس از استقلال اين کشورها هستيم. از اين روي، در فصل سوم از اين پايان نامه ضمن بررسي تاريخچه مختصري از دوره هاي تاريخي منطقه آسياي مرکزي، عوامل جغرافيايي – سياسي و ژئواکونوميک منطقه به طور کل و تک تک کشورهاي آسياي مرکزي به صورت جزئي مورد بررسي قرار گرفت و در فصل چهارم ضمن توضيح از ماهيّت بازي بزرگ، روند و ماهيّت بازي بزرگ جديد در منطقه آسياي مرکزي مورد تحليل قرار گرفت و زمينه هاي علائق و همچنين منافع هر يک از کشورهاي ايالات متحده آمريکا و روسيه و در ادامه علائق ژئوپليتيکي جمهوري اسلامي ايران در اين حوزه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. به هر حال، براي پاسخگويي به سئوالات مطروحه در اين پايان نامه بر اساس فصول دوم، سوم و چهارم، مي توان چنين نتيجه گيري کرد: اضمحلال اتحاد جماهير شوروي و شکلگيري جمهوري هايي تازه تاسيس در پايان قرن بيستم در مرزهاي شمال باختري و شمال خاوري جمهوري اسلامي ايران در دو منطقه قفقاز و آسياي مرکزي، از يک سو شرايط جديد و بسيار حسّاسي را براي جمهوري اسلامي ايران به عنوان کشوري که با جمهوريهاي اين مناطق داراي پيوندهاي تاريخي طولاني و همچنين همگرايي عميق فرهنگي است فراهم آورده است و از سويي ديگر اين مناطق براي ديگر کشورهاي همسايه اين دو منطقه، بالاخص روسيه به عنوان پيکره اصلي اين جمهوريها که از آن به استقلال رسيده اند، چالش هايي را ايجاد کرده است. از ميان دو منطقه پوياي ژئوپليتيکي آسياي مرکزي و قفقاز، منطقه آسياي مرکزي به علّت اهميّت ژئواکونوميکي در دوران معاصر و جريان يافتن “بازي بزرگ جديد” در حوزه جغرافيايي آن و همچنين به دليل ابعاد اهميت اين منطقه در زمينه هاي ژئواستراتژيک (حضور پايگاه هاي نظاميان ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي به علت جبهه پشتيباني کننده از جنگ افغانستان)، ژئواکونوميک (به دليل وجود ذخاير غني زيرزميني نفت و گاز) و ژئوپليتيک (به جهت حسّاسيت هاي ميان رقابت هاي ميان قدرتي و همچنين موقعيت جغرافيايي مهم بين درياي خزر و درياي سياه در حوزه اوراسياي جديد و جنوب سرزمين قلبي مکيندر)، از منطقه اي که براي چند دهه در دوره کمونيستها مورد غفلت جهاني قرار گرفته بود، به منطقه اي مورد توجّه براي کشورهاي بسيار در دوره جديد تغيير وضعيت داده است و اهميّت ويژه در برابر ساير همسايگان خصوصاً براي جمهوري اسلامي ايران داشته است. پس از اضمحلال اتحاد جماهير شوروي، به دليل اهميّت ژئوپليتيکي حوزه آسياي مرکزي، زمينه هاي رقابت در اين منطقه ميان بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي، تحت عنوان “بازي بزرگ جديد” فراهم شد که تا کنون نيز ادامه داشته است؛ اين رقابت از ظرفيت هاي بالقوّه اي را براي اثربخشي بر همسايگان منطقه آسياي مرکزي بويژه بر جمهوري اسلامي ايران داشته است. اين رقابت از زمان فروپا – شي شوروي در سال 1991 م. تا کنون (در ميانه سال 2013 م.) براي مدت بيست و دو سال ادامه داشته است و به نظر مي رسد که به علّت ابعاد اهميتي خاص خود، همچنان مورد توجّه کشورهاي منطقه و فرامنطقه (مورد تاکيد در اين پژوهش) باشد. از اين رو، در اين پايان نامه ضمن بررسي زمينه هاي حضور و علائق دو کشور آمريکا و روسيه در منطقه آسياي مرکزي، چالش هاي احتمالي آن بر جمهوري اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفت.
در اينجا و بر اساس يافته هاي اين پژوهش توجه به سه نکته اساسي در قبال حضور جمهوري اسلامي ايران، روسيه و آمريکا در آسياي مرکزي قابل توجه است: اولاً، کشورهاي جمهوري اسلامي ايران و روسيه داراي نزديکي استراتژيک در عرصه جهان محسوب مي شوند و در حوزه ژئوپليتيکي آسياي مرکزي در يک اصل (هدف) بسيار مهم، همپوشاني دارند و آن عبارتند از: “نارضايتي از حضور ايالات متحده آمريکا به منظور کسب منافع خود در منطقه آسياي مرکزي”، چرا که هر دو کشور به شدت از حضور نظامي نيروهاي آمريکايي در منطقه ناراضي هستند و نسبت به حضور طولاني مدت آمريکا در منطقه خوشبين نيستند. اين هدف مشترک مي‌تواند بر نزديکي روسيه و جمهوري اسلامي ايران در منطقه آسياي مرکزي منجر گردد. دوماً، جمهوري اسلامي ايران، از همان ابتدا و به دنبال استقلال کشورهاي آسياي مرکزي، به دنبال برقراري روابطي نزديک با کشورهاي آسياي مرکزي بوده است و همواره ايجاد ثبات منطقه اي همراه با عدم حضور اخلال آفرين قدرتهاي فرامنطقه اي را در منطقه دنبال مي کرده است که نمود عيني اين سياست در جنگ داخلي تاجيکستان مشخص شد. علاوه بر آن، جمهوري اسلامي ايران تلاش کرده است تا با اتخاذ اين سياست، امنيت مرزهاي خود را افزايش دهد و از برهم خوردن ثبات حاکم در مرزهاي شمال خاوري خود جلوگيري کند. سوماً، تسلّط بر جزء يا تعدادي از اجزاء به معناي تسلّط بر آن کل نيست. اگر آسياي مرکزي به مثابه يک منطقه جغرافيايي (کل) در نظر بگيريم، داشتن مناسبات خوب يا نفوذ بالا در يک يا دو کشور از جمهوري هاي اين منطقه به معناي تسلّط بر کل منطقه نيست، از اين رو نمي توان با داشتن نفوذ بالا
در يک دو کشور در آسياي مرکزي ادعا کرد که آن کشور در مجموعه حوزه آسياي مرکزي داراي موفقيّت بالاتري نسبت به ساير بازيگران در اين منطقه است. از طر ف ديگر، همانطور که در اين پژوهش به طور مبسوط مورد بررسي قرار گرفت، به دليل ابعاد اهميت حوزه آسياي مرکزي از همان زمان استقلال اين جمهوري ها، بعضي کشورهاي منطقه نظير روسيه، ايران، ترکيه، چين و

منابع پایان نامه درباره استان گلستان، استان خراسان، سفارتخانه، افغانستان

کشورهاي آسياي مرکزي بويژه ترکمنستان هنوز بر پايه تقسيم بندي هاي دوران حيات شوروي سابق است. تقسيم بندي مزبور که بر پايه تفکيک قومي و ملي مردم اين کشورها قرار داشت، منطبق بر نواحي جغرافيايي خاصي بود که سرزمين اصلي هر قوم و ملت به شمار مي رفت و وسعت قلمرو آن ناشي از برخي ملاحظات سياسي و نيز گسترش و پراکندگي آن ملت ها بود. روس ها در ترسيم خطوط مرزي بين جمهوري ها، اساس کار خود را بر پايه قلمروهاي قومي و فرهنگي قرار داده بودند و سعي داشتند مرز هر واحد قومي، آغاز سرزمين قوم ديگر باشد. از نظر طبيعي نيز به دليل يک نواختي چشم اندازهاي جغرافيايي و وجود دشت ها و صحاري ممتد، مرزهاي سياسي به شکل خطوط مستقيم و هندسي است. در ترسيم خطوط مرزي جمهوري ترکمنستان، اين عوامل قومي و فرهنگي و طبيعي به وضوح مشهود است. مرز بين اين کشور با جمهوري ازبکستان (1621کيلومتر) به جز قسمت ناچيزي که آمودريا مرز مشترک دو کشور را تشکيل مي دهد، از عوامل فوق تبعيت مي کند. مرز ترکمنستان وقزاقستان (379 کيلومتر) نيزبه لحاظ يک نواختي سطح زمين از محل هاي مشخصي ترسيم شده است و در 1993 هم قرارداد صلح و همکاري و سال 1994 هم يادداشت تفاهم براي تعيين مرزها امضا کردند. ترکمنستان با افغانستان نيزداراي مرز نسبتاً طولاني (744کيلومتر) مي باشد (http://www.torghabehonline.com).

نقشه 2-4: نقشه مرز ايران و ترکمنستان

اين که اين کشور ادامه امتداد جغرافياي انساني ترکمن هاي ساکن در ايران و در استان گلستان هستند، از لحاظ جغرافياي سياسي اهميّت ويژه دارد. جمهوري اسلامي ايران از بابت تجزيه دولت هاي آسياي مرکزي و اعتماد به نفس گروههاي قومي آنها بر جوامع بالقوه ناآرام خود بيمناک و نگران است (محرابي، 1386: 174). منشا اين نگراني ها در ارتباط با کشور ترکمنستان و استان گلستان ايران که ترکمن هاي ايران در آن ساکن هستند، شکل گرفته است. اين اهميّت از آنجا نشات مي گيرد که ايالات متحده و روسيه در منطقه آسياي مرکزي حضور دارند و فرايند بازي بزرگ جديد در اين منطقه در حال اجرا است. بالاترين اولويت ايران در قبال آسياي مرکزي و قفقاز حفظ امنيّت و مهمتر از همه تماميّت ارضي آن است. از نظر سياسي و امنيتي وجود مرزهاي طولاني ميان دو کشورکه امروزه بنا به اظهارات بعضي مقامات ايراني و ترکمنستان تحت عنوان مرز دوستي و برادري خوانده مي شود، وجود منافع مشترک در سطوح مختلف روابط بين الملل و منطقه، ديدگاه هاي مشترک در مورد بسياري از مسائل منطقه اي و جهاني، وجود همکاريهاي سه جانبه ميان ايران، ترکمنستان و برخي کشورها همچنين ارمنستان و اوکراين، ويژگي خاصي را به روابط سياسي ميان دو کشور داده است (روشندل، 1378: 166). در مرزبندي هاي جمهوري هاي آسياي مرکزي، جمهوري ترکمنستان در 27 امتبر 1924 اعلام موجوديت کرد و اراضي ناحيه پيشين ماوراء خزر، عشق آباد، کراسنوا، تجن، نواحي ترکمن نشين جمهوريهاي پيشين بخارا و خوارزم (خيوه) را در برگرفت (سارلي، 1373: 17). مرز جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان بعنوان تنها مرز ايران زمين با کشورهاي آسياي مرکزي شناخته مي شود، مرزي که بعد از مرز خشکي جمهوري اسلامي ايران و عراق بعنوان طولاني ترين مرز جمهوري اسلامي ايران شناخته مي شود. طول اين مرز 996 کيلومترمربع است و شامل مرزهاي ترسيمي بر روي زمين و مرزهاي آبي بر روي رودهاي مرزي است. رودخانه هاي مرزي ايران و ترکمنستان عبارتند از: رود اَترک در استان گلستان (حدود 195 کيلومتر)، رود سوم – بار در استان خراسان شمالي (حدود 45 کيلومتر) رود تجن (هريرود) در استان خراسان رضوي (حدود167 کيلومتر). با اين وجود، اهميّت دارد که مرز ميان ايران و ترکمنستان به عنوان مرزي دوستي و همکاري طولاني ترين مرز جمهوري اسلامي ايران با همسايگان خود بعد از مرز با عراق شناخته مي شود. صرف نظر از هر آنچه روسيه در آغاز، و شوروي پس از آن نسبت به سرزمين ها و مرزهاي شمال خاوري ايران صورت داده باشند، هم اکنون ثابت شده که مرزها و سرزمينهاي مرزي مشترک که از آنها به جمهوري ترکمنستان به ارث رسيده است، از ثبات برخوردار بوده و قابل اطمينان است. هم اکنون ثابت شده که اين مرزها مرزهاي دوستي و همکاري ميان دو ملت شده اند (مجتهدزاده، 1389: 183). بررسي تاريخ بيست و دو ساله تشکيل کشور ترکمنستان و همکاري هاي فيمابين اين کشور و جمهوري اسلامي ايران، مي توان دريافت که همواره مرزهاي اين دو کشور، مرزهاي امني بوده است. نامگذاري اين مرز با عنوان مرز دوستي علاوه بر آنکه بيانگر ثبات اين مرز در اين بيست و دو سال اخير است، نشانگر مناسبات بالاي دو کشور در طول اين مدت است. سد مشترک دوستي در منطقه سرخس بر روي اين رودخانه مرزي احداث گرديده است و نيروي برق و آب آن به صورت مشترک مورد استفاده هر دو کشور جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان است. علاوه بر آن، در مناطق مرزي دو کشور مانند سرخس، لطف آباد، باجگيران و پل اينچه برون براي ترانزيت کالا مورد استفاده مي باشد. در ارتباط با همکاري ها و مناسبات سياسي ميان ايران و کشورهاي آسياي مرکزي، کشور ترکمنستان اهميّت ويژه اي دارد. از نظر سياسي و امنيّتي وجود مرزهاي طولاني ميان دو کشورکه امروزه بنا به اظهارات بعضي مقامات ايراني و ترکمنستان تحت عنوان مرز دوستي و برادري خوانده مي شود، وجود منافع مشترک در سطوح مختلف روابط بين الملل و
منطقه، ديدگاه هاي مشترک در مورد بسياري از مسائل منطقه اي و جهاني، وجود همکاريهاي سه جانبه ميان ايران، ترکمنستان و برخي کشورها همچنين ارمنستان و اوکراين، ويژگي خاصي را به روابط سياسي ميان دو کشور داده است (روشندل، 1378: 166).
پديد آمدن جمهوري ترکمنستان در آسياي مرکزي در پي فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 نقطه عطف نويني براي ايران شمرده شد و فصل تازه اي را در روابط ايران با کشورهاي واقع شده در جناح شمال خاوري اش آغاز شد. کشور جديدي که سر برآورده است تا نماينده توران باستاني و ترکستان تاريخي در قرن بيست و يکم باشد، روابط خود را بر اساس درک اهميت همکاريهاي ماوراي مرزي آغاز کرده است. چندين قرارداد دوستي و همکاري اقتصادي ميان ايران و جمهوري هاي نوين امضا شده است که به جاي توران کهن و ترکستان عصر مدرن در شمال باختري ايران قرار گرفته است. در ژوئن 1995 ترکمنستان قرارداد سه جانبه اي را با ايران و ارمنستان براي گسترش بازرگاني از راههاي زميني ميان سه کشور امضا کرد. ماه مارس همان سال شاهد افتتاخ عمليات ارتباطي ميان شبکه راه آهن آسياي مرکزي با ايران بود. اين شبکه هاي راه آهن در مارس 1996 به هم وصل شدند. گسترش همکاريهاي ماوراي مرزي به تاسيس لوله هاي گاز رساني جديد ميان دو کشور منجر شد که کار تاسيس آن در دسامبر 1997 از سوي رئيسان جمهور ايران و ترکمنستان آغاز گرديد(مجتهدزاده1389: 183). اما علاوه بر همکاري هاي حسنه ميان دو کشور، آنچه باعث ثبات مرزي جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان مي شود، نوع موضع گيريهاي رئيس جمهور اين کشور، صفر مراد نيازف، در ابتداي به استقلال رسيدن اين جمهوري، به عنوان جهت گيري کلان سياست خارجي ترکمنستان است که نسبت به کشورهاي دوست ترکمنستان در يک سخنراني گفت:

“ما با سياست “درهاي باز” و بي طرفي مثبت، در مجامع بين المللي حضور يافته ايم. برنامه ما در سياست خارجي عبارت است از برقراري روابط دوستانه و دوجانبه با کشورهاي بزرگي همچون ايران، روسيه، چين، اوکراين، ترکيه و ازبکستان. اهداف اصلي ديپلماسي خارجي ما امضاي معاهدات دو جانبه با ديگر کشورهاي جهان بر اساس برابري و مساوات است” (روشندل و قلي پور، 1378: 168).
چنين بيان مثبتي در سياست خارجه مي تواند اهميّت خاص داشته باشد، خصوصاً آنکه مراد نيازف از کشور جمهوري اسلامي ايران به عنوان نخست کشور در “برقراري روابط دوستانه و دوجانبه” ياد مي کند. سياست مثبت بي طرفي ترکمنستان راهبردي است که اين کشور در عرصه بين المللي اتخاذ کرده و آن را در مراحل مختلف تعيين و تثبيت نموده است. اين سياست در ابتدا در ژوئيه 1992 در اجلاس سران امنيت و همکاري اروپا که در هلسينکي منعقد شده بود توسط نيازف بيان شده و تشريح گرديد که ترکمنستان در نظر دارد سياست بيطرفي را براي خود در عرصه بين المللي پيش ببرد. پس از آن ترکمنستان که موفق شده بود به عضويت همکاري اقتصادي ECO درآيد در اجلاس اسلام آباد اين سازمان منطقه اي که در مارس 1995 منعقد شد مجدداً بر اصل بيطرفي مثبت خود تاکيد کرد و عضويت در اکو را در اين راستاي اين سياست تعريف نمود و پنج ماه بعد در اجلاس غير متعهدها که در 20 اکتبر 1995 تشکيل شده بر سياست بيطرفي ترکمنستان دوباره تاکيد شد (موسوي، 1387: 123).
علاوه بر آن، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي با اتحاد جماهير شوروي مشکلات خاصي را نداشت هر دو کشور به جهت رقابت با ايالات متحده همگرايي لازم را دارا بودند. وليکن پس از تحولات دهه نود و استقلال جمهوري ها، ايران در آسياي مرکزي بر اساس دو اصل قوميت و ژئوپلتيک و در ادامه ژئواکونومي، شرايط جديدي را پيش روي ديد که مهمترين آن بر نگراني هاي ناشي از ناآرامي هاي فرقه اي و قومي متمرکز بود (مجتهدزاده، 1387: 173). از ديگر سو، قابل توجّه است که در پس از زوال اضمحلال شوروي سابق تا کنون هيچ گونه چالش مرزي برمرزهاي شمال خاوري جمهوري اسلامي ايران شکل نگرفته است، حتّي فعاليّتهايي که قوم ترکمن در آغاز پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي شکل گرفت، هيچ گاه ساختار خود مختاريها و يا مسئله مرزي را در خود نداشته است. مخالفتهايي در مقياس کوچک مثلاً شبيه آنچه در ميان ترکمن ها اتفاق افتاد در اوايل سال 1979 قابل ذکر است، هرچند که اين جريان بيشتر يک جنبش سياسي از گروه چپ موسوم به فداييان خلق بود تا يک قيام قومي (مجتهدزاده، 1389، 40).
از طرف ديگر، بايد توجّه داشت که با به اسقلال رسيدن اين جمهوريها و تشکيل کشورر ترکمنستان، ترکمن ها در ايران، هرگز در عمل سعي در پاره نمودن علقه هاي خود با ايرانيان نبوده اند. انقسام فضا – يي ترکمن ها و حائل شدن مرزهاي آهنين ميان آنان که موجب قطع ارتباط اقوام دو سوي مرز مي شد، پتانسيل عصيان و اعتراض ترکمن ها را خنثي مي ساخت؛ با پديد آمدن دوره گذار سياسي در سال 1979م (پيروزي انقلاب اسلامي)، زخم هاي کهنه و خشمهاي فروخورده دوباره سرباز زد و در پرتو القائات قدرتهاي سياسي فرامنطقه اي، جنبشهاي خلق ترکمن در سالهاي 1979-1980 م شکل گرفت. اين جنبشها تقاضاي خودمختاري نداشت و تنها بر اصلاحات ارضي و کسب برخي خودگردانيها و اعاده بعضي حقوق از دست رفته تاکيد مي کرد (حافظ نيا، 1388: 178). از اين روي، اين دست از فعاليت را بايد در جرگه فعاليتهاي غير قومي دانست و از اين لحاظ، هر گونه فعاليتهاي مرزي را در دل خود نيز منتفي کرده است. صرف نظر از هرآنچه روسيه در آغاز، و شوروي پس از آن، نسبت به سرزمينها و مرزه
اي شمال خاوري ايران صورت داده باشند، هم اکنون ثابت شده که مرزها و سرزمين هاي مرزي مشترک با ايران که از آنان به جمهوري ترکمنستان به ميراث رسيده است، از ثبات برخوردار بوده و قابل اطمينان است. هم اکنون ثابت شده که اين مرزها، مرزهاي دوستي و همکاري دو ملّت شده اند (مجتهدزاده، 1389: 183). علاوه بر مورد مذکور، قابل توجه است که جمهوري اسلامي ايران ازجمله نخستين کشورهاي جهاني بود که ضمن به رسميت شناختن استقلال اين کشورها و شناساسي آنها، به استقرار سفارتخانه در اين کشورها مبادرت نمود؛ اين علاقه به صورت يکجانبه نبوده، به طوري که اين کشورها نيز از ابتدا علاقمند به اين ارتباط بودندمانند آنچه که درباره

منابع پایان نامه درباره افغانستان، آداب و رسوم، بانک تجارت، سفارتخانه

تاريخي به‌عنوان اعضاي ساختارهاي سياسي ايران از دوران هخامنشي تا امپراتوري صفوي و دوران قاجاريه در قرن 19 و همچنين نقش محوري اسلام در ايجاد پيوند در بين اين کشورها، اشتراک زبان فارسي بين ايران با تاجيکستان و بخش بزرگي از ازبکستان و افغانستان و وجود شهرهايي مثل بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، خيوه و خوارزم به‌عنوان مهد علوم ايراني اشاره کرد (http://www.hamshahrionline.ir). در ايجاد سياست ها و ارتباطات دوجانبه ميان کشورها، عوامل و مولفه ها فرهنگي اهميت بسزايي مي يابد که اين ضرورت در مورد ايران و کشورهاي حوزه آسياي مرکزي نه تنها اهميتي دوچندان دارد که البته بسيار اثر بخش بوده است. جمهوري اسلامي ايران به علت نزديکي و اشتراکات فرهنگي، تاريخي و ديني با کشورهاي آسياي مرکزي، در تلاش بود نزديکي و حضور در هر يک از کشورها برآمد. در طول سالهاي اخير، سياست خارجي ايران با شرايط خاصي در اين منطقه مواجه بوده است که شناخت بهتر آن، مي تواند به اتخاذ يک سياست فعال تر و سازگار با واقعيت هاي منطقه آسياي مرکزي فراهم آورد و در ارتباط با آن، ايران بتواند در ميان کشورهاي فعال و نقش آفرين منطقه اي و فرامنطقه اي در منطقه آسياي مرکزي، شرايط مناسبي با توجه به ويژگي هاي جغرافيايي – سياسي، اقتصادي و فرهنگي منطقه آسياي مرکزي را ايجاد کند؛ امضاي تفاهمنامه همکاري بين جمهوري اسلامي ايران و تاجيکستان، در سال 1391 در حوزه فرهنگي مويد اين امر است. بر اساس مفاد اين تفاهم نامه که در محل آکادمي علوم تاجيکستان به امضاء رسيد، طرفين همکاري‌هاي علمي و فرهنگي خود را در زمينه‌هاي مختلف و از طريق انتشار کتاب، برگزاري همايش‌هاي علمي و توليدات فرهنگي ارتقاء خواهند داد (http://www.mehrnews.com). ايران در فراگيري خط فارسي و چاپ کتاب براي تدريس در مدارس ابتدايي تاجيکستان، کمک کرده است. در سالهاي اخير، کتاب دوم “الفبا” به وسيله ايران چاپ و در آن کشور پخش گرديده است. افزون بر مسائل مربوط مربوط به خط و زبان، يران و تاجيکستان در ديگر زمينه رهاي فرهنگي از سال 1989م. به بعد، با هم همکاري نزديکي داشته اند. داد و ستد کتاب، فستيوال فيلم، برگزاري نمايش، برگزاري شب شهر، اجراي مسابقه ورزشي، برگزاري سمينار زبان فارسي، هفته فرهنگ، چاپ و پخش قرآن با برگردان فارسي، و … از اين جمله اند (افشار(سيستاني)، 1383: 126 ).
3 – 1 – 5 – 4 مناسبات و روابط در حوزه سياسي با توجه به وجود علقه هايي جغرافيايي، تاريخي و فرهنگي جمهوريهاي آسياي مرکزي با جمهوري اسلامي ايران، نوعي از همکاريها و نقش آفرينهاي جغرافيايي – سياسي ميان آنها وجود دارد؛ براي مثال مي توان از تلاشهاي جمهوري اسلامي ايران به عنوان ميانجيگري در حل و فصل اختلاف و بحران حوزه آسياي مرکزي در دهه نود قرن بيستم در کشور تاجيکستان تحت عنوان “جنگ داخلي تاجيکستان” روي داد، اشاره کرد. ايران با ميانجيگري، سعي در پايان دادن کشمکش هاي داخلي تاجيکستان داشته و دارد و برقراري آتش بس ميان گروههاي درگير پس از کنفرانس تهران در سال 1994م. / 1373ه.ش گامي در جهت برقراري صلح بوده است (افشار(سيستاني) 1383، : 125). در اين ارتباط، همکاري دو جانبه جمهوري اسلامي ايران با روسيه در منطقه آسياي مرکزي، اهميّت فوق العاده اي دارد هرچند که جمهوري اسلامي ايران و روسيه به دليل داشتن يک هدف مشترک در حوزه آسياي مرکزي که عبارت است از “عدم علاقه براي حضور ايالات متحده آمريکا در حوزه آسياي مرکزي و گسترش ناتو در آن” استراتژي مشخصي در قبال ايالات متحده در آسياي مرکزي دارند. از هر روي، نقش جمهوري اسلامي ايران در اين جنگ داخلي غير قابل انکار است. نقش جمهوري اسلامي ايران در فيصله دادن به جنگهاي پنج ساله در تاجيکستان به همراهي روسيه در افزايش پرستيژ و بهبود چهره جمهوري اسلامي ايران، بسيار حائز اهميت بوده است. به طور نهايي و جامع طي مراسمي در مسکو و با حضور مقامات ايراني به دست امامعلي رحمانف و سيد عبد الله نوري به امضا رسيد و به 5 سال جنگ هاي داخلي آن کشور پايان بخشيد (اتفاقي فر، 1387: 25). ريشه اين جنگ داخلي را بايد در تاسيس و فعاليت يک حزب اسلامي با عنوان حزب نهضت اسلامي در تاجيکستان بر مي گردد که بر خلاف اساس قانون جمهوري تاجيک – ستان بود. پيمان صلح تاجيکستان سرانجام در 25 ژوئن 1997 (4 تير 1376) به امضا رسيد که نقش کليدي در پايان بخشيدن به جنگ داخلي تاجي – کستان داشت. تلاش ديگر ايران براي پايان بخشيدن به جنگهاي داخلي تاجيکستان در فراهم آوردن زمينه هاي گفتگوي مستقيم بين امامعلي رحمانف و سيد عبدالله نوري بود. جداي از روسيه، ايران براي انجام گفتگو، ميان آن دو تلاش کرد و از وساطت برهان الدين رباني رئيس جمهور افغانستان که تاجيک بود، نيز استفاده کند. تلاشهاي ايران نهايتاً نتيجه بخش بوده و دو رهبر متخاصم براي نخستين بار در 17 مي 1995 (27 ارديبهشت 1374) با يکديگر ملاقات نمودند. اين ملاقات حالت تشريفاني داشت. ملاقات بعدي در 19 جولاي (28 تير) و با حضور اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور و دکتر علي اکبر ولايتي وزير خارجه ايران که نقش بسيار موثر در مذاکرات
چند ساله ميان طرفين درگير در تاجيکستان بر عهده گرفته بود، صورت گرفت. حاصل ملاقات دو رهبر در تهران تشکيل کمسيون آشتي ملّي تاجيکستان مرکب از 26 عضو، (هر طرف 13 نفر) بود. اين کميسيون عملاً مسئوليت جدا سازي طرفين درگير، مبادله اُسرا و تعيين ترکيب دولت آشتي ملي را بر عهده داشت (اتفاقي فر، 1387: 25).70 علاوه بر اين، قابل توجّه است که جمهوري اسلامي ايران ازجمله نخستين کشورها بود که ضمن به رسميّت شناختن استقلال اين کشورها و شناساسي آنها، به استقرار سفارتخانه در اين جمهوريها مبادرت نمود. اين علاقه به صورت يکجانبه نبوده است و جمهوري هاي آسياي مرکزي نيز از ابتدا علاقمند به ايجاد ارتباطات سياسي بودند. کشورهاي در اين باره مي توان به سخنراني رئيس جمهور اين کشور، صفر مراد نيازف، در ابتداي به استقلال رسيدن اين جمهوري، در باب جهتگيري هاي کلان سياست خارجي اين کشور، در مجلس سخنراني پرداخت و نسبت کشورهاي دوست اين کشور صحبت کرد و در آن از جمهوري اسلامي ايران به عنوان نخستين کشور دوست ترکمنستان ياد کرد. بيان او در ايجاد روابط حسنه دوجانبه اهميت فوق العاده اي در ارتقاء وجهه جمهوري اسلامي ايران در آسياي مرکزي دارد. ايجاد گذرگاههاي مرزي، حذف محدوديت هاي حمل و نقل و ويزا در برخي مناطق براي راننده گان مسافرين و تجار، ايجاد کميته هاي مشترک اقتصادي و اتاق بازرگاني دو جانبه، افتتاح بانک تجارت آسياي مرکزي و افتتاح شعبه هاي بانک هاي ايران در کشورهاي حوزه جنوبي، اتحاد نوروزي از جمله اين اقدامات است (رفيع، 1391: 81). از ديگر سو، بايد توجّه داشت، به علت عدم جهت گيري هاي خصمانه جمهوري اسلامي ايران و روسيه در قبال يکديگر در سياستهاي بين المللي و داشتن مناسبات و همکاريهاي مناسب فيما بين اين دو کشور، حضور و نقش آفريني روسها در آسياي مرکزي در ارتباط با مناسبات جمهوري اسلامي ايران با کشورهاي آسياي مرکزي، داري کمترين تعارض ممکن است. بين سياست‌هاي ايران با چين و روسيه در عرصه بين‌الملل به اين دليل كه رقباي اصلي تك قطبي آمريكا در عرصه بين‌الملل هستند و با توجه به اين‌كه ايران همواره منتقد سياست‌هاي ناعادلانه در عرصه بين‌الملل بوده، خواه، ناخواه همسويي وجود دارد. ما مي‌بينيم كه در هر منطقه اي كه آمريكا مديريت اصلي بحران را بر عهده دارد، روسيه و چين به عنوان اين‌كه از بحران‌هاي جهاني جلوگيري كنند و بحران‌هاي جهاني نياز به همكاري يكسان دارد، در اين حوزه‌ها وارد مي‌شوند. ما اكنون بيش از هر زماني، شاهد دخالت آمريكا در منطقه هستيم، اين جهت‌گيري روسيه و چين در قبال ايالات متحده همسو شده است. با سياست‌هاي انتقادي كه ايران پس از انقلاب اسلامي داشته و اين مسأله باعث همسو شدن سياست خارجي ايران با روسيه و چين در آسياي مركزي و آسياي ميانه شده است؛ اين مسأله‌اي نيست كه از قبل طراحي شده باشد. اين همسو شدن بعد از در پيش گرفتن استراتژي از سوي كشورمان گرفته شده كه ايالات متحده نتواند قدرت خودش را در منطقه افزايش دهد (http://www.tabnak.ir).
با توجه به مناسبات ايران و کشورهاي آسياي مرکزي، زمينه هاي مناسبي را جهت همگرايي در ابعاد اقتصادي، فرهنگي و سياسي بين جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي وجود دارد. وجود تهديدات مشترک، مانند قاچاق مواد مخدر و نيز منابع عظيم انرژي اين منطقه و مسئله انتقال آن، مي تواند از عوامل ايجاد يک همگرايي منطقه اي باشد؛ علاوه بر موارد بيان شده، عوامل ديگر در همگرايي اين کشورها وجود دارد که آنها را مي توان چنين برشمرد: داشتن دين و آيين مشترک؛ اکثريت کشورهاي آسياي مرکزي مسلمان هستند داشتن قرابت جغرافيايي؛ اشتراکات تاريخي و اينکه درگذشته اغلب کشورهاي آسياي مرکزي با ايران قلمرو واحد جغرافيايي داشته اند؛ اشتراکات فرهنگي، بسياري از آداب و رسوم، بزرگان ايراني که آنها به وجود چنين افرادي افتخار مي کنند و وجود زبان مشترک در برخي از کشورهاي اين منطقه.
2 – 4 – 4 حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در آسياي مرکزي و اثرات ژئوپليتيکي آن بر ايران 1 – 2 – 4 – 4 حضور ايالات متحده و روسيه و احتمال چالش هاي مرزي عليه ايران نواحي ترکمن نشين آسياي مرکزي، پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، در قالب دولت ترکمنستان، هويّت ملّي جديدي يافت و قوم ترکمن صاحب دولت خاص شد (حافظ نيا، 1388: 177). شکل گيري جمهوري ترکمنستان که تنها کشور از مجموع کشورهاي آسياي مرکزي هم مرز با جمهوري اسلامي ايران است، از لحاظ جغرافياي سياسي مرز، اهميت فوق العاده اي دارد. در دوره کمونيست ها به رغم کوشش ايشان به رغم ترکمن هاي ايران از طريق تبليغات به زبان ترکمني در رسانه هاي گروهي برون مرزي، برنامه ترکمني راديو گرگان بخصوص پس از انقلاب اسلامي ايران از پر شنونده ترين برنامه ها بوده وقتي بارها مسئولين محلي يا مرکزي صراحتاً از تاثير تبليغات ايدئولوژيک اين راديو بر ترکمن ها اظهار نگراني کرده بودند. هم اکنون نيز برخورد مردم و مسئولين با روحانيون اعزامي ايران (بويژه اهل سُنت و ترکمن) بسيار احترام آميز است و به رغم ميل به اعمال کنترل تلاش مي شود که موجبات سوء تفاهم فراهم نيايد. خلق و خوي آرام و وضعيت اقتصادي مناسب تر و گرايش اسلامي ترکمن ها در ايران موجب شد
ه است، به رغم آنکه حدود پانصد هزار ترکمن در ايران و در نقاط ايران و در نقاط مرزي ترکمنستان زندگي مي کنند اقدامات تحريک آميز تحت عنوان احياي هويّت ملي از سوي دولت شوروي سابق با علت فقدان لازم براي پذيرش آن نيز در اين سوي مرزي حاصل بماند (شيخ عطار، 1373: 154).
سيماي کنوني مرزهاي بين المللي و تقسيمات داخلي

منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، استان خراسان، استان گلستان، نقش برجسته

چالش هاي آنها در آسياي مرکزي چالش هاي آن بر جمهوري اسلامي ايران، لازم است به روابط متقابل کشورهاي آسياي مرکزي و جمهوري اسلامي مورد توجه قرار گيرد:
1 – 5 – 4 مناسبات جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي
1 – 1 – 5 – 4 مناسبات و روابط در حوزه اقتصادي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي وجود دو دليل مهم، زمينه ساز ايجاد همکاريهاي اقتصادي ميان ايران و کشورهاي تازه استقلال يافته شد: اول، پيوندهاي فرهنگي، مذهبي و تاريخي موجود ميان ايران و کشورهاي جديد در آسياي مرکزي؛ دوم، نيازها و تقاضاهاي اقتصادي در آسياي مرکزي به سرعت در حال افزايش بود. از اين رو، اين براي جمهوري اسلامي ايران يک فرصت مناسب به حساب مي آمد. کشور جمهوري اسلامي ايران، با دارا بودن موقعيت ژئوپوليتيكي69 خاص و همچنين به واسطه آنکه با پانزده كشور منطقه همجوار و هم مرز است و با توجه به قرار گرفتن در حد فاصل دو منطقه مهم درياي خزر و خليج فارس، همواره به عنوان گذرگاه مهم براي کشورهاي آسياي مرکزي مطرح بوده است. پس از هفتاد دهه، دولت هاي نو استقلال، ضعف و کشمکش در ماوراء قفقاز و آسياي مرکزي جاي ابرقدرت با ثبات شوروي را گرفتند، حوزه سرشار نفت و گاز درياي خزر نيز بعد تازه اي را بر اهميت استراتژيک آن افزود. ايران بعنوان کشوري سرشار از انرژي – که از شمال و جنوب به ترتيب که ميان سرزمين گسترده ماوراء قفقاز و ساحل طولاني شرق خليج فارس گرفته آسان ترين و ارزان ترين مسير عبور ميان اين بزرگترين حوزه هاي نفت و گاز جهان بود. همسايگان شمالي ايران نسبتاً توسعه نيافته اند، بالقوه مي توانستند براي صادرات غير نفتي ايران بازار بزرگي به ارزش تخميني 5 تا 10 ميليارد دلار در سال باشند (رمضاني، 1386: 132). علاوه بر آن، از سويي ديگر، آسياي مرکزي از لحاظ تاريخي و فرهنگي جزئي از قلمرو ايران زمين محسوب مي‌شده است، به همين علت، کشورهاي اين منطقه داراي اشتراکات بسياري در حوزه هاي تاريخي و فرهنگي با جمهوري اسلامي ايران دارند. از طرفي ديگر اين منطقه به علت داشتن آنتروپي بالا داراي وابستگي بالايي به کشورهاي همسايه خود که به نوعي مکمل جغرافيايي آنها هستند، مي باشند؛ جمهوري اسلامي ايران به علت راههاي سهل الوصول تر، امن تر و کم هزينه تر، نسبت به ساير کشورهاي همسايه داراي اولويت بالاتري براي جمهوريهاي آسياي مرکزي بوده است. همچنين، با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و به استقلال رسيدن پنج كشور منطقه آسياي مرکزي، توجه ايران دوباره‌ي به اين کشورهاي منطقه معطوف گرديد، به علت همجواري جغرافيايي و اشتراکات در ابعاد تاريخي و فرهنگي اين کشورهاي منطقه با جمهوري اسلامي ايران، زمينه ها براي افزايش همکاري‌ها فراهم گرديد. ايران خواستار گسترش روابط بازرگاني با اغلب کشورهاي اين منطقه است، اما فرصت‌ها براي توسعه و همکاري منطقه‌اي سيستماتيک به طور چشمگيري مورد بهره‌برداري قرار نگرفته‌اند که اين عدم پيشرفت منعکس‌کننده محدوديت هاي ديگر تحت عنوان ميراث جنگي از قبيل نگراني‌هاي امنيّتي مداوم، محدوديت‌هاي زيربنايي و اداري، ادراکات ژئوپلتيک متفاوت، متفاوت بودن درجه باز بودن (اقتصاد باز) و جهت‌گيري‌هاي متفاوت بخش خصوصي در سياست‌هاي اقتصادي رژيم‌هاي منطقه است. با اين وجود، تاکيد ويژه بر همکاري منطقه‌اي و چند جانبه‌گرايي يکي از مشخصات سير کنوني سياست خارجي ايران است که نيل به اهداف اقتصادي، سيا سي – امنيتي و ايدئولوژيک ازطريق همکاري ممکن است (http://www.donya-e-eqtesad.com). جمهوري اسلامي ايران همواره در تلاش بوده است تا روابط خود را با کشورهاي آسياي مرکزي بيشتر کند. با اين وجود همکاري هاي مناسب در زمينه اقتصادي به نظر مي‌رسد که هنوز ظرفيت‌هاي زيادي وجود دارد که مي تواند در بهبود همکاريها اثربخش باشد. با توجّه به وجود اشتراکات فرهنگي ايران با آسياي مرکزي، در مجموع کشورهاي آسياي مرکزي منطقه اي است که جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند روابط اقتصادي و تجاري خود را در آن توسعه دهد و بازارهاي مناسبي را براي خود، در ايجاد کند. در نخستين گام در روابط اقتصادي ايران با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي، مي توان به اثر موقعيت جغرافيايي هر دو نسبت به مبادلات انرژي دانست؛ بويژه آنکه، احداث خط آهن سرخس- تجن که به منظور احياي جاده ابريشم و همچنين عضويت کشورهاي منطقه در اکو بود، مهم ترين فعاليت کشور جمهوري اسلامي ايران در اين سال ها بوده است. جمهوري اسلامي ايران با ايجاد راه آهن بافق – بندرعباس و پيوند آن به راه آهن سراسري ايران و کامل کردن راه آهن مشهد- سرخس، گامي درجهت پيوند دادن کشورهاي آسياي مرکزي و تاجبکستان به آبهاي آزاد را بر مي دارد. اين امر بري توسعه اقتصادي اين کشور، که خشکي آن را فرا گرفته، و دور از آبهاي آزاد است، داراي اهميت است (افشار (سيستاني)، 1383: 127). اين امر، جمهوري اسلامي ايران را براي کشورهاي آسياي مرکزي که داراي آنتروپي بالايي هستند، چرا که جمهوري اسلامي اسران علاوه بر دارا بودن کوتاهي راه براي انتقال انرژي نسبت به روسيه يا هر کشور ديگر، داراي امنيت و از لحاظ اقتصادي، به صرفه قرار داده است.
علاوه بر اين، امروزه حضور ايران و همکاري و فعاليتهاي اقتصادي اين کشور با کشورهاي حوزه آسياي مرکزي، مي توان به ايجاد بازارهاي مناسب براي شرکت هاي خودروساز ايراني، به منظور فروش محصولات آنها، اشاره کرد که از اين حيث، علاوه بر افزايش همکاري ها و حضور ايران، ارزآوري هاي مناسب براي را براي جمهوري اسلامي ايران به ارمغان آوردند. وبگاه فارسي دويچه وله گزارش زير را در باره بازار خودرو هاي ساخت ايران در کشورهاي آسياي مرکزي منتشر کرده است: خودروهاي ساخت ايران در بازارهاي آسياي مرکزي توانسته‌اند با محصولات شرکت‌هاي بزرگ خارجي رقابت کنند. ايران قصد دارد، محصولات خود را در سال جاري به روسيه، بلاروس و اوکراين نيز صادر کند. کارخانه “ايران خودرو” توانسته است در بازارهاي آسياي مرکزي حضور چشم گيري پيدا کند. مسئولان اين شرکت ايراني اعلام کرده‌اند که توليدات آن در سال گذشته ميلادي ??? هزار دستگاه بوده است (http://www.hamshahrionline.ir). از يک سو ضعف اقتصادي کشورهاي آسياي مرکزي و از سويي ديگر وجود توانايي اقتصادي بالاي جمهوري اسلامي ايران براي فروش کالا و حضور اقتصادي اين کشورها، مي تواند منجر به افزايش صادرات غير نفتي جمهوري اسلامي ايران شود. همکاري هاي جمهوري اسلامي ايران و مجموع کشورهاي آسياي مرکزي در حوزه الکتريسيته و وجود خطوط انتقال برق را مي توان نقطه عطفي در توسعه و بهبود همكاري اقتصادي کشورهاي آسياي مرکزي با جمهوري اسلامي ايران دانست. از جمله خط 400 کيلو وات تک مداره گنبد – بنيت داغ به طور 60 کيلومتر در خاک ايران از منطقه مرزي داشلي برون استان گلستان گذشته و شبکه سراسري برق ايران و ترکمنستان را از سال 1387 به هم وصل کرده است. اين خط بيشتر با هدف ترانزيت به کار خواهد رفت. به اين ترتيب برق ترکمنستان از راه ايران به ترکيه مي رسد (وثوقي، 1389 : 153). از طرفي ديگر، وجود مرز طولاني اين كشور با جمهوري اسلامي ايران و همسايگي با 3 استان خراسان رضوي، خراسان شمالي و گلستان و وجود 4 بازارچه مرزي داير (سرخس، لطف آباد، باجگيران، اينچه برون) و يك بازارچه در مرز اين كشور با خراسان شمالي و نزديكي ايران به بازارهاي مهم اين كشورشرايط بسيار مناسبي را فراروي هردو دو کشور جهت گسترش مناسبات و افزايش مراورات دو کشور جمهوري اسلامي ايران و ترکمنستان را فراهم آورده است.لازم به توضيح است که بر پايه قراردادهاي بين جمهوري هاي آسياي مرکزي در سال 1999، اين کشورها در خصوص کار هم زمان و موازي روي سيستم هاي انرژي در آسياي مرکزي به توافق رسيدند. درحال حاضر شبکه برق ايران به همه کشورهاي همسايه که با ايران مرز زميني مشترک دارند متصل است. با توجه به شرايط واردات برق چين، پاکستان، افغانستان و قزاقستان (رسول اف 1383: 258)، اتصال شبکه ايران به شبکه برق کشورهاي آسياي مرکزي با توجه به تلاشهاي دو جانبه و چندجانبه اين کشورها در جهت گسترش همکاريهاي علمي و فني و کمک هاي ايران به احداث پروژه هاي نيروگاهي اين کشورها بويژه تاجيکستان و قزاقستان مي تواند جايگاه کشورهاي توليد کننده و انتقال دهنده برق را در سطح آسيا تحکيم بخشد و محکم کند (وثوقي، 1389: 158). نمودار نشان‌دهنده ميزان صادرات و واردات ايران از کشورهاي آسياي مرکزي در هفت ماهه دهه اول 1391 است که داده‌هاي اين نمودار از وب سايت اتاق بازرگاني و معادن و کشاورزي تهران گرفته شده است. در مقايسه حجم صادرات و واردات، ايران در سه کشور ترکمنستان، تاجيکستان و قرقيزستان سياست اقتصادي واقع بينانه‌اي در مقايسه با قزاقستان و ازبکستان دارد، زيرا حجم واردات خيلي بيشتر از ميزان صادرات ايران است.
نمودار 3 – 4: ميزان صادرات و واردات متقابل جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي

http://www.donya-e-eqtesad.com

از زمان استقلال کشورهاي آسياي مرکزي تا سال 2004، ايران، 298 موافقتنامه، يادداشت تواهم نامه و پروتکل با اين جمهوريها نمود. از اين ميان 198 سند در مورد روابط اقتصادي و همکاريهاي اقتصادي بوده است. در زمينه هاي همکاريهاي اقتصادي، حمل و نقل در درجه نخست قرار داشته است. پروژه سواپ نفتف همکاري در امور ساختماني، ساخت نيروگاخ برق آبي، سيستم آبياري و بويژه سدسازي و ايحاد زير ساختهاي خظوظ جاده اي و ريلي از مهمترين زمينه هاي همکاري در حوزه اقتصادي بين ايران و کشورهاي اين منطقه است (اميراحمديان، 1382: 207).
2 – 1 – 5 – 4 مناسبات و روابط در حوزه فرهنگي به علت حسن همجواري و اشتراکات عميق فرهنگي فيما بين جمهوريهاي آسياي مرکزي و جمهوري اسلامي ايران، مناسبات و روابط اين کشورها در حوزه فرهنگي نيز وجود دارد؛ به عبارتي ديگر، عامل فرهنگ مي تواند به عنوان اصلي اساسي در سمت گيريهاي سياست خارجي ايران در روابط با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي توجه شود؛ از اين رو پيوندهاي تاريخي، فرهنگي، تمدني، ادبي، زباني، قومي و … ايران با کشورهاي آسياي مرکزي از چنان قوت و اهميتي برخوردار است که تقريبا هيچ کشور ديگري را نمي‌توان مثال زد که از چنين پيوندها و اشتراکاتي با منطقه برخوردار باشد. ايران در جوار مرزهاي ترکمنستان و آذربايجان واقع شده، و علايق طولاني مدت فرهنگي و مذهبي نيز در تاجيکستان وجود دارد حکومت
ايران در سالهاي اخير براي ساختن مساجد و مدارس مذهبي کمک هاي مالي کرد، و منبع عمده آثار مذهبي نه فقط در تاجيکستان بلکه در سراسر آسياي مرکزي، بوده، تا نيروهاي تجديد حيات طلب اسلامي غلبه پيدا کند، مي خواهد نقش برجسته اي را ايفا نمايد (کولايي، 1384: 93). بر اين اساس از جمله اشتراکات ايران با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي مي‌توان به تجربه يک زندگي